معرفت حضرت دوست

معرفت حضرت دوست | تیر ۱۴۰۵

یوسف جلالی
معرفت حضرت دوست

سایه از بعضی جهاتش بهتر است

هر کجا باشم ، همان دور و بَر است

در قیاسِ عهد بشکسته ، به عشق

گر چه نیست گاهی ، ولی پشتِ دَر است

درد گرفته می داند ، جای درد ما

و رنه بی درد را هر دَم پَر است

کو ؟ تا دیوانه ای دستگیری اش

آن چه در جانم ، او را در سر است ؟

غصه ها ، از رفته ها ، آمد پدید

آتشِ هجرش ، عجیب در پیکر است



تاريخ : چهارشنبه سی و یکم تیر ۱۴۰۵ | 23:30 | نویسنده : یوسف جلالی |

بزرگ‌ترین درد برای یه مرد اینه که

همیشه زن ها حق دارن که درد کشیدنشون رو نشون بدن ، حتی بیشتر از حد واقعیش !

اما بزرگ‌ترین درد برای یه مرد اینه که حتی درد کشیدنش رو هم باید پنهان کنه ...


🎥 لانه خرگوش

˙❥˙ @Official_Hich ˙❥˙


برچسب‌ها: اجتماعی

تاريخ : چهارشنبه سی و یکم تیر ۱۴۰۵ | 23:11 | نویسنده : یوسف جلالی |

گناهانى كه نعمت و عذاب را بر من فرود می آورد،

♦️امام حسن علیه السلام |

🔻دعاى امام حسن مجتبی علیه السلام هنگام محزون شدن از امرى

📍 روايت شده است هنگامى كه امرى آن حضرت را محزون و غمگين مینمود، در مكان خلوتى، اين دعا را میخواند:

▫️ ياكهيعص، يا نُورُ يا قُدُّوسُ، يا خَبيرُ يا اَللَّهُ يا رَحْمانُ. سه مرتبه

▫️ اِغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتى‌ تُحِلُّ بِهَا النِّقَمَ، وَ اغْفِرْلِيَ الذُّنُوبَ الَّتى‌ تُغَيِّرُ النِّعَمَ، وَاغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتى‌ تَهْتِكُ الْعِصَمَ، وَ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتى‌ تُنْزِلُ الْبَلاءَ، وَاغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتى‌ تُعَجِّلُ الْفَناءَ،

▫️وَاغْفِرْلِيَ الذُّنُوبَ الَّتى‌ تُديلُ الْاَعْداءَ، وَاغْفِرْلِيَ الذُّنُوبَ الَّتى‌ تَقْطَعُ الرَّجاءَ، وَاغْفِرْلِيَ الذُّنُوبَ الَّتى‌ تَرُدُّ الدُّعاءَ، وَاغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتى‌ تُمْسِكُ غَيْثَ السَّماءِ، وَاغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتى‌ تُظْلِمُ الْهَواءَ، وَاغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتى‌ تَكْشِفُ الْغِطاءَ.

▫️ثم یدعو بما یرید (۱)

▫️ اى كهيعص، اى نور، اى پاكيزه، اى دانا، اى خداوند، اى بخشنده «سه بار»

▫️گناهانى كه نعمت و عذاب را بر من فرود می آورد، و گناهانى كه نعمت‌ها را به نقمت مبدل میسازد، و گناهانى كه پرده‌ هاى حيا را میدرد، و گناهانى كه بلا را نازل میکند و گناهانى كه فنا و نابودى را تسريع میگرداند، را بيامرز.

▫️ و گناهانى كه دشمنان را مسلط میسازد و گناهانى كه اميدها را نا اميد میكند، و گناهانى كه دعا را رد میكند وگناهانى كه از مانع نزول باران مى‌شود و گناهانى كه هوا را تاريك میكند و گناهانى كه پرده‌ ها را میدرد، را بر من ببخشاى.

▫️(۱)سپس براى هرچه میخواست دعا میکرد.

💠 المجتنى (ابن طاووس): ۶۱

🔺کانال تذکره الاولیاء
@tezkar


برچسب‌ها: دعا

تاريخ : چهارشنبه سی و یکم تیر ۱۴۰۵ | 21:59 | نویسنده : یوسف جلالی |

تا ز آتش می‌گریزی ترش و خامی چون خمیر

تا ز آتش می‌گریزی ترش و خامی چون خمیر
گر هزاران یار و دلبر می‌گزینی سود نیست

دیوان شمس


برچسب‌ها: مولانا

تاريخ : چهارشنبه سی و یکم تیر ۱۴۰۵ | 21:53 | نویسنده : یوسف جلالی |

تا نیایی، نبینی

.
جهانِ عشق
طُرفه جهانی است.
تا نیایی، نبینی

چه دانی که
خط و
خال و
زلف و
ابرو و
چشمِ معشوق
با عاشقان چه می کند..


♥️
عین القضات همدانی


••┈┈┈❥ ♥️ ❥┈┈┈••
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌•
@KalameJan
••┈┈┈❥ ♥️ ❥┈┈┈••


برچسب‌ها: عین القضات همدانی

تاريخ : چهارشنبه سی و یکم تیر ۱۴۰۵ | 21:51 | نویسنده : یوسف جلالی |

ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود

ـC᭄ᥫ᭡

اونجا که #حـــافظ میگه:

ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود

C᭄ᥫ᭡


برچسب‌ها: حافظ

تاريخ : چهارشنبه سی و یکم تیر ۱۴۰۵ | 21:49 | نویسنده : یوسف جلالی |

با سنگ دلان یار مشو، میشکنندت

ـC᭄ᥫ᭡

اونجا که #فریــدون‌_مشیــرے میگه:

ای جام بهم ریخته صدبار نگفتم
با سنگ دلان یار مشو، میشکنندت

C᭄ᥫ᭡


برچسب‌ها: فریدون مشیری

تاريخ : چهارشنبه سی و یکم تیر ۱۴۰۵ | 21:48 | نویسنده : یوسف جلالی |

بعضي از افراد هميشه به ابعاد و نكات منفي توجه دارند

شکارچی پرنده، سگ جدیدی خریده بود، سگی که ویژگی منحصر به فردی داشت. این سگ می توانست روی آب راه برود. شکارچی وقتی این را دید، نمی توانست باور کند و خیلی مشتاق بود که این را به دوستانش بگوید.

برای همین یکی از دوستانش را به شکار مرغابی در برکه ای آن اطراف دعوت کرد.

او و دوستش شكار را شروع كردند و چند مرغابي شكار كردند. بعد به سگش دستور داد كه مرغابي هاي شكار شده را جمع كند. در تمام مدت چند ساعت شكار، سگ روي آب مي دويد و مرغابي ها را جمع مي كرد. صاحب سگ انتظار داشت دوستش درباره اين سگ شگفت انگيز نظري بدهد يا اظهار تعجب كند، اما دوستش چيزي نگفت.

در راه برگشت، او از دوستش پرسيد:

آيا متوجه چيز عجيبي در مورد سگش شده است؟

دوستش پاسخ داد: آره، در واقع، متوجه چيز غيرمعمولي شدم. سگ تو نمي تواند شنا كند.!!!
****
یعنی هرکاری که بکنی، بعضي از افراد هميشه به ابعاد و نكات منفي توجه دارند و برای دیدن توانایی های دیگران کور و کر هستند....

.


برچسب‌ها: اجتماعی

تاريخ : چهارشنبه سی و یکم تیر ۱۴۰۵ | 21:47 | نویسنده : یوسف جلالی |

از یارِ بد چه رنجی؟! از نقصِ خود برنج

از یارِ بد چه رنجی؟!
از نقصِ خود برنج
کان خصم عکسِ توست
مپندارشان تو دو

#غزلیات_شمس
#دکتر_سمیه_شکری
@dr_s_shokri


برچسب‌ها: مولانا

تاريخ : چهارشنبه سی و یکم تیر ۱۴۰۵ | 10:57 | نویسنده : یوسف جلالی |

سختی

📚 ﷽ 📚

🖋إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا (انشراح، ٦)؛ هم‌راهِ هر سختی، همیشه یک آسانی هم هست.


برچسب‌ها: عرفانی

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه سی و یکم تیر ۱۴۰۵ | 10:46 | نویسنده : یوسف جلالی |

زهد یعنی شکرِ آن‌چه داری

📚 ﷽ 📚

♦عَن اَبِی الطُّفَیلِ قَالَ سَمِعتُ اَمِیرُالمُومِنینَ عَلَیهِ‌السَّلَامُ یقول: الزُّهدُ فِي الدُّنيا قَصرُ الأَمَلِ، وَ شُكرُ كُلِّ نِعمَةٍ، وَالوَرَعُ عَن كُلِّ ما حَرَّمَ اللّه عَلَیک. (وسائل، ج۱۶، ص۱۵)؛

زهد یعنی شکرِ آن‌چه داری و رها کردنِ آن‌چه نداری و خط کشیدن دورِ حرام.
@sulookmanavi


برچسب‌ها: امام علی علیه السلام

تاريخ : چهارشنبه سی و یکم تیر ۱۴۰۵ | 10:43 | نویسنده : یوسف جلالی |

چشم زخم چیست؟

@ghandpahlouu💠💠


🧿 چشم زخم چیست؟

وقتی ما از درون حالمون خراب و از بیرون میخوایم نشون بدیم حالمون خوبه، نتیجه چیزی میشه به نام چشم زخم!
مثلا:
من یه نوزاد دارم هر چی میدم میخوره لپ از لپ دونش نمیزنه بیرون! مثل آدم های استخونی.
میرم خونه فامیل. اون ها یه نوزاد دارن هم سن نوزاد من ولی لپش مثل دو تا هلو! اونم از این هلو زعفرونی ها! میرم لپش رو میکشم و میگم "تپل مپل عمو چطوره؟" ولی تو دلم میگم "بچه بترکی! چی میدن تو میخوری! گامبو!"

وقتی از درون حالتون بد باشه و از بیرون بخواید نشون بدید که حالتون خوبه، چشم های ما منفی ترین انرژی های ممکن رو از خودشون ساطع میکنند...

بخیل نباشید.

✍دکتر شاهین فرهنگ

❀࿐❁💙❁࿐❀
#کانال_چای_قند_پهلو @ghandpahlouu


برچسب‌ها: اجتماعی

تاريخ : چهارشنبه سی و یکم تیر ۱۴۰۵ | 10:42 | نویسنده : یوسف جلالی |

خیر و شر در درون ماست شیطان در نفس ماست

قاعده هجدهم شمس
:شیطان را نباید در بیرون و یا در دیگران جستجو کنیم. خیر و شر در درون ماست شیطان در نفس ماست پس هرکه بتواند نفسش را بشناسد پروردگار را شناخته و هر کسی که به جای بیرون به درون خود بپردازد آفریدگار را شناخته است


برچسب‌ها: شمس تبریزی

تاريخ : چهارشنبه سی و یکم تیر ۱۴۰۵ | 10:39 | نویسنده : یوسف جلالی |

هرگاه بالاترین لذت ما شاد کردن دیگران بود.

چه وقت ما به معنای حقیقی بزرگیم

1-هر گاه از خوشبختی کسانی که دوستمان ندارند خوشحال شدیم.
2-هر گاه برای تحقیر نشدن دیگران از حق خود گذشتیم.
3 - هرگاه شادی را به کسانی که آن را از ما گرفته اند هدیه دادیم.
4- هرگاه خوبی ما به علت نشان دادن بدی دیگران نبود.
5- هرگاه کمتر رنجیدیم و بیشتر بخشیدیم.
6- هرگاه به بهانه ی عشق از دوست داشتن دیگران غافل نشدیم.
7- هرگاه اولین اندیشه ما برای رویارویی با دشمن انتقام نبود.
8- هرگاه دانستیم عزیز خدا نخواهیم شد, مگر زمانی که وجودمان آرام بخش دیگران باشد.
9- هرگاه بالاترین لذت ما شاد کردن دیگران بود.
10- هرگاه همه چیز بودیم و به خود گوییم: هیچ نیستیم.

👤 فلورانس اسکاول شین


برچسب‌ها: اجتماعی

تاريخ : چهارشنبه سی و یکم تیر ۱۴۰۵ | 10:34 | نویسنده : یوسف جلالی |

صحبت از موی تو شد ، شمع گریست

خلوت از روی تو شد ، شمع گریست

تا سحر قافیه چینی شد و شعر ...

دعوت از سوی تو شد و شمع گریست

من که از عشق تو می گفتم و او مات شده

شُهرت از خوی تو شد و شمع گریست

کارِ تو مِهر شد و عشق پدیدارم شد

دعوت از سوی تو شد و شمع گریست

سرِ ما داشت ، ولی دستِ قضایش نبود

آب از جوی تو شد و شمع گریست

جمعِ چند روزه ی ما ، عمر مفید گشت اگر

دلت آن سوی شد و شمع گریست


برچسب‌ها: یوسف

تاريخ : چهارشنبه سی و یکم تیر ۱۴۰۵ | 4:43 | نویسنده : یوسف جلالی |

هرکه طالب است سالک است!

سلوک طلب است؛
و سالک شاید در خانقاه باشد،
و شاید در کلیسا،
و شاید پادشاهی بر تخت،

هرکه طالب است سالک است!



عزیزالدین نسفی
@Molana79


برچسب‌ها: عزیز الدین نسفی

تاريخ : چهارشنبه سی و یکم تیر ۱۴۰۵ | 4:18 | نویسنده : یوسف جلالی |

می‌دانی سقراط را چرا کشتند؟

می‌دانی سقراط را چرا کشتند؟
به این دلیل ساده که از مردم می‌خواست
به آنچه یک عمر تکرار کرده بودند
یک بار فکر کنند.


برچسب‌ها: اجتماعی

تاريخ : چهارشنبه سی و یکم تیر ۱۴۰۵ | 4:9 | نویسنده : یوسف جلالی |

اللّهُمَّ اغفِر لِلمُومِنینَ وَ المُومِنَاتِ"

در ماه صفر، توصیه به استغفار شده؛
این توصیه به استغفار برای لایروبی وجود انسان است
برای بالا رفتن جذب حقیقت.


برچسب‌ها: عرفانی

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه سی و یکم تیر ۱۴۰۵ | 4:6 | نویسنده : یوسف جلالی |

پنج خصلت در این مداد هست.

@ghandpahlouu✨✨

✨ #داستان_شب ✨✨

عالمی مشغول نوشتن با مداد بود.
کودکی پرسید: چه می نویسی؟
عالم لبخندی زد و گفت: مهم تر از نوشته هایم، مدادی است که با آن می نویسم، می خواهم وقتی بزرگ شدی مثل این مداد بشوی!
پسرک تعجب کرد! چون چیز خاصی در مداد ندید!
عالم گفت ۰ پنج خصلت در این مداد هست. سعی کن آن ها را بدست آوری

اول: می توانی کارهای بزرگی کنی، اما فراموش نکنی دستی وجود دارد که حرکت تو را هدایت می کند و آن دست خداست!
دوم: گاهی باید از مداد تراش استفاده کنی، این باعث رنج مداد می شود، ولی نوک آن را تیز می کند. پس بدان رنجی که می بري از تو انسان بهتری می سازد!
سوم: مداد همیشه اجازه می‌دهد برای پاک کردن اشتباه از پاکن استفاده کنی، پس بدان تصحیح یک کار خطا، اشتباه نیست!
چهارم: چوب مداد در نوشتن مهم نیست، مهم مغز مداد است که درون چوب است، پس همیشه مراقب درونت باش که چه از آن بیرون می آید!
پنجم: مداد همیشه از خود اثری باقی می گذارد، پس بدان هر کاری در زندگی ات میکنی، ردی از آن به جا میماند، پس در انتخاب اعمالت دقت کن!

✨#شب_خوش✨✨

❀࿐❁💙❁࿐❀
#کانال_چای_قند_پهلو @
ghandpahlouu


برچسب‌ها: اجتماعی

تاريخ : چهارشنبه سی و یکم تیر ۱۴۰۵ | 3:57 | نویسنده : یوسف جلالی |

رها کردن

یک متخصص سرطان گفته:

این ۳ گروه کمترین احتمال ابتلا به سرطان رو دارند.


برچسب‌ها: اجتماعی

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه سی ام تیر ۱۴۰۵ | 22:32 | نویسنده : یوسف جلالی |

من پاسبان چشم تو ! جرات ندارم

هم باغبان دست تو ! فرصت ندارم



تاريخ : سه شنبه سی ام تیر ۱۴۰۵ | 16:51 | نویسنده : یوسف جلالی |

نخستین نشانه‌ی تمدن در یک فرهنگ چیست،



سال‌ها پیش وقتی یکی از دانشجویان انسان‌شناسی از "مارگارت مید، انسان شناس فرهنگی آمریکایی" پرسید که نخستین نشانه‌ی تمدن در یک فرهنگ چیست، دانشجو انتظار داشت تا مید درباره‌ی قلاب‌های ماهیگیری، کاسه‌های سفالین یا سنگ‌های آسیاب حرف بزند.
ولی نه ..
مید گفت که نخستین نشانه‌ی تمدن در یک فرهنگ باستانی، استخوان رانی بود‌ه که شکسته شده و سپس جوش خورده است.
مید توضیح داد که چنانچه پای شما در یک قلمرو حیوانی بشکند، شما می‌میرید.
شما نمی‌توانید از خطر بگریزید، برای نوشیدن به رودخانه بزنید یا برای غذا شکار کنید.
شما خوراکی هستید برای جانوران پرسه‌زن.
هیچ حیوانی با پای شکسته آنقدر دوام نمی‌آورد تا استخوانش جوش بخورد.
استخوان شکسته‌ی رانی که جوش خورده است، گواهی‌ست بر اینکه کسی زمان صرف کرده تا با شخص پا‌شکسته همراهی کند، محلِ جراحت را بسته است، شخص را نگهداری و تیمار کرده تا سلامت‌ و بهبودی‌ پیدا کند.
مید گفت: "کمک به دیگری در عینِ دشواری، همان‌جایی‌ست که تمدن و فرهنگ آغاز می‌شود."

ما وقتی در اوجِ شکوفایی خود هستیم که به دیگران یاری می‌رسانیم ..

JOIN 🔜 @aghaghiiia

#ایرا_بایوک "نویسنده آمریکایی و از برجسته‌ترین پزشکان مدافع مراقبت تسکین"



‌‌


برچسب‌ها: اجتماعی

تاريخ : سه شنبه سی ام تیر ۱۴۰۵ | 15:27 | نویسنده : یوسف جلالی |

باید یکی باشد


باید یکی باشد
یکی که ببینی چقدر
برایش فرق می‌کنی
و چقدر بلد است
تو را و چقدر حواسش
به تو جمع است
حتی وقتی بین‌تان
شکرآب شده باشد!



#عادل_دانتیسم


‌‌@almasi_najva


برچسب‌ها: عادل داتیسم

تاريخ : سه شنبه سی ام تیر ۱۴۰۵ | 15:24 | نویسنده : یوسف جلالی |

اگر نمی توانی، که آزاد و فارغ شوی، باری راضی و تسلیم باش.

جمله ی آدمیان درین عالم در زندان اند، از انبیا و اولیا و سلاطین و ملوک و غیرهم، جمله در بند اند. بعضی را یک بند است، و بعضی را دو بند است، و بعضی را ده بند است، و بعضی را صد بند است، و بعضی را هزار بند است. هیچ کس در این عالَم بی بند نیست، اما آن که یک بند دارد، نسبت با آن که هزار بند دارد، آزاد و فارغ باشد، و رنج و عذاب وی کمتر بود. هرچند بند زیادت می شود، رنج و عذاب وی زیادت می گردد.

ای درویش

اگر نمی توانی، که آزاد و فارغ شوی، باری راضی و تسلیم باش.


کتاب الانسان الکامل
شیخ عزیز الدین نسفی


برچسب‌ها: عزیز الدین نسفی

تاريخ : سه شنبه سی ام تیر ۱۴۰۵ | 15:12 | نویسنده : یوسف جلالی |

شیطان تمام تلاش خودش را می کند تا انسان لذت عبادت را نچشد

وقتی از آیت الله جوادی آملی سوال شد که چرا از عبادت هایمان لذت نمی بریم ایشان در پاسخ فرمودند:
اگر انسان مریض ، شیرین ترین و خوشمزه ترین گلابی و میوه را بخورد لذت نمی برد...
در بُعد معنوی و عبادت هم این گونه است. کسی که ((فی قلوبهم مرض )) از نماز و عبادت لذت نمی برد و گاهی خسته هم می شود.
بیماری قلب همان گناهان هستند. تا انسان این گناهان را ترک نکند از انجام عبادات لذت نمی برد و چه بسا خسته هم بشود.
شیطان تمام تلاش خودش را می کند تا انسان لذت عبادت را نچشد و از خدا دور بشود و تا هنگامی که انسان از گناهان دوری نکند شیطان را در این امر یاری کرده.

@Asemani_bashim


برچسب‌ها: آیت الله جوادی آملی

تاريخ : سه شنبه سی ام تیر ۱۴۰۵ | 13:17 | نویسنده : یوسف جلالی |

قدردان بودن مهارت است

دكترشيري سلام
پدر و مادرم براى اينكه من در زندگيم موفق شوم و به جايي برسم خيلى زحمت كشيده اند و از خيلى لذتهاشون دست كشيدند و چه سفرها كه نرفتند… الان كه واسه خودم كسى شده ام، بسيار زياد غصه ميخورم براشون، لذتهام عميق نيست زيرا تو عمق وجودم احساس گناه دارم… نميفهمم چمه؟


نوشته تان را خواندم بانو
١- قدردان بودن مهارت است اما حس گناه حمل كردن آسيب است
٢-خوبه براى پدر و مادرتان اسباب افتخار باشيد اما نه به قيمت خود را نزيستن، وفادارى به خويشتن همراه با قدردانى والدين تركيب بى شكست است.
٣- اگر خودت مادر شدى، خوب زندگى كن و غنى تا فرزندانت از تو ياد بكيرند خوب زيستن را و بعدا بابت ايثارهاى تو، وجدان درد نگيرند. بگذار فرزندانت بلند خنديدن تو را ببينند كه فردا روز، راحت بخندند.
عليرضا شيري


برچسب‌ها: دکتر شیری

تاريخ : سه شنبه سی ام تیر ۱۴۰۵ | 13:14 | نویسنده : یوسف جلالی |

آری تو را اصلا خدا زیبا سروده!

موزون‌تر از لبخند تو شعری ندیدم
آری تو را اصلا خدا زیبا سروده!

«سیامک عشقعلی»


برچسب‌ها: عاشقانه

تاريخ : سه شنبه سی ام تیر ۱۴۰۵ | 11:21 | نویسنده : یوسف جلالی |

هے بادہ ے شعر در سبویم مے ریخت

هے بادہ ے شعر در سبویم مے ریخت
از شربت عشق در گلویم مے ریخت

وقتے غزل آخرخود را مے خواند
انگار ڪہ سقف آرزویم مے ریخت


#حسین_جعفری


🍃


برچسب‌ها: عاشقانه

تاريخ : سه شنبه سی ام تیر ۱۴۰۵ | 10:46 | نویسنده : یوسف جلالی |

با تو باشم؛  به هیچ خرسندم...

🦋

با تو باشم؛
به هیچ خرسندم...


#افضل_كاشانی

@mymellodii


برچسب‌ها: افضل کاشانی

تاريخ : سه شنبه سی ام تیر ۱۴۰۵ | 10:44 | نویسنده : یوسف جلالی |

غزل. تو ستاره ی عبوری کهکشان نیستی

تمام جانِ من گرفته تو را

دلِ مهربان من گرفته تو را

خیالِ تو ، میوه ی رسیده است

تبِ هیجانِ من گرفته تو را

تو ستاره ی عبوری کهکشان نیستی

شبِ آسمان من گرفته تو را

لبِ من به غزل به نجوای توست

طبعِ ناجوان من گرفته تو را

به بهانه ی هر سلام صبحم

برقِ دیدگانِ من گرفته تو را

تو بگو ! چه گرفته تو را ؟

دستِ پر توان من گرفته تو را ؟

در مسیر توام ، کوچه های شلوغ

عشق بیکران من گرفته تو را

تو مرو بمان ، به حرمت عهدت

عهد بی زبان من گرفته تو را

" یوسف "


برچسب‌ها: یوسف

تاريخ : سه شنبه سی ام تیر ۱۴۰۵ | 5:17 | نویسنده : یوسف جلالی |
        مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By Slide Skin:.