سایه از بعضی جهاتش بهتر است
هر کجا باشم ، همان دور و بَر است
در قیاسِ عهد بشکسته ، به عشق
گر چه نیست گاهی ، ولی پشتِ دَر است
درد گرفته می داند ، جای درد ما
و رنه بی درد را هر دَم پَر است
کو ؟ تا دیوانه ای دستگیری اش
آن چه در جانم ، او را در سر است ؟
غصه ها ، از رفته ها ، آمد پدید
آتشِ هجرش ، عجیب در پیکر است
تاريخ : چهارشنبه سی و یکم تیر ۱۴۰۵ | 23:30 | نویسنده : یوسف جلالی |



