معرفت حضرت دوست

معرفت حضرت دوست | حمید سلیمی

یوسف جلالی
معرفت حضرت دوست

خواستم بگم نرو،

موهاش رنگ شب بود، خودش رنگ روز، یه آدم عجیبی بود، انگار خورشید باشی و همزمان ماه هم باشی.
بعد حالا اینا هیچی، تو صداش رنگین کمون داشت، از اون قوس رنگی‌ها که بچه بودیم تو کارتون‌ها بود، چه خوب بود وقتی بچه بودیم. انگشتای دستاش نازک بود، انگار شاخه ترد صنوبر باشه، هی خواستم دستشو بگیرم، ترسیدم دردش بیاد. گفت چرا حرف نمیزنی همه‌ش داری نگاه میکنی؟ گفتم حرف مال عاقلاست، شما بگو من میشنوم. الکی گفتم، حرفاشو نمی‌شنیدم، داشتم به صداش گوش میکردم.
بعد تاریک شد، گفت من میرم دیگه. یخ کرد استخون دلم، چرا آخرش همه همین رو میگن؟ رفت. خواستم بگم نرو، من هنوز دلم تماشا می‌خواد، دیدم خیلی قشنگه وقتی میره، هیچی نگفتم.


~ حمید سلیمی

˙❥˙ @Official_Hich ˙❥˙


برچسب‌ها: حمید سلیمی

تاريخ : پنجشنبه یکم آبان ۱۴۰۴ | 10:59 | نویسنده : یوسف جلالی |

حالا هی جهانت را با غریبه‌ها شلوغ کن!

وسیع‌ترین شکل تنهایی،
دور ماندن از کسی است که دوستش داری
حالا هی جهانت را با غریبه‌ها شلوغ کن!


~ حمید سلیمی

˙❥˙ @Official_Hich ˙❥˙


برچسب‌ها: حمید سلیمی

تاريخ : سه شنبه بیست و دوم مهر ۱۴۰۴ | 8:48 | نویسنده : یوسف جلالی |

حالا هی جهانت را با غریبه‌ها شلوغ کن!

وسیع‌ترین شکل تنهایی،
دور ماندن از کسی است که دوستش داری
حالا هی جهانت را با غریبه‌ها شلوغ کن!


~ حمید سلیمی

˙❥˙ @Official_Hich ˙❥˙


برچسب‌ها: حمید سلیمی

تاريخ : سه شنبه بیست و دوم مهر ۱۴۰۴ | 8:48 | نویسنده : یوسف جلالی |

عشق فقط درباره یک کلمه کوتاهه: رشد.

آقای دوباتن معتقدن "می‌توان گفت عشق ربط چندانی به هیجان اولیه از برخورد با یک زیبایی دلخواه ندارد، و همه‌ چیز منوط به رفتارهای بعدی است."

آقای موراکامی معتقدن "ماموریت اصلی یاد گرفتن عشق است، و سفری به ژرفنا برای یافتن آن‌چه می‌تواند این سفر را ساده‌تر، دلرباتر و زیباتر کند."

آقای نولان معتقدن "درحقیقت همه قصه‌های دنیا از یک خلاصه یک‌خطی شروع می‌شود: یک نفر، یک نفر دیگر را بیشتر از خودش دوست دارد. قصه، براساس رفتار آن نفر دیگر پیش می‌رود."

آقای کوبریک معتقدن "انسان اسم عشق رو برای خیلی از اتفاق‌ها به کار می‌بره، امّا عشق در واقع یک ریتم دیریاب و دشوار برای رقص دو موجود خودخواه به نام انسانه."

آقای حسین پناهی که سخت دلتنگشون هستم این روزا، می‌فرمان: " از عشق سخن گفتن/ برای آدمی هنوز زود است/خیلی زود."

پیرمردی که منم میگه: عشق، مکاشفه‌ای طولانی و دونفره بین دو بیقرار کلافه رنجوره. یه‌نفره بازی کردن غیرممکنه. امّا اگه همبازیت رو پیدا کنی، میفهمی عشق ربطی به رنج و ناکامی و لذت و کامیابی نداره. عشق فقط درباره یک کلمه کوتاهه: رشد.

آقای منزوی می‌فرمان:
نام من عشق است، آیا می‌شناسیدم؟


~ حمید سلیمی

˙❥˙ @Official_Hich ˙❥˙


برچسب‌ها: حمید سلیمی

تاريخ : سه شنبه چهاردهم اسفند ۱۴۰۳ | 12:54 | نویسنده : یوسف جلالی |

ما هر سه بازنده‌ایم.

حمید سلیمی

تو را بوسید و یاد من افتادی.
ما هر سه بازنده‌ایم.

♥️


برچسب‌ها: حمید سلیمی

تاريخ : چهارشنبه دهم مرداد ۱۴۰۳ | 17:17 | نویسنده : یوسف جلالی |

دور ماندن از کسی ست که دوستش داری

وسیع‌ترین شکلِ تنهایی...
دور ماندن از کسی ست که دوستش داری

حالا هِی جهانت را با غریبه‌ها شلوغ کن!


#حمید_سلیمی


برچسب‌ها: حمید سلیمی

تاريخ : یکشنبه ششم خرداد ۱۴۰۳ | 19:29 | نویسنده : یوسف جلالی |

از خستگی‌هایت به من برگردی

حمید سلیمی

دلم میخواست خانه‌ات باشم،
که از خستگی‌هایت به من برگردی!

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
••┈┈┈❥ ♥️ ❥┈┈┈••
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌• @KalameJan •
••┈┈┈❥ ♥️ ❥┈┈┈••


برچسب‌ها: حمید سلیمی

تاريخ : شنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۴۰۳ | 12:44 | نویسنده : یوسف جلالی |
.: Weblog Themes By Slide Skin:.