معرفت حضرت دوست

غزل. من پُر از ابرم ، کجا بارش کنم ؟

یوسف جلالی
معرفت حضرت دوست

غزل. من پُر از ابرم ، کجا بارش کنم ؟

من پُر از ابرم ، کجا بارش کنم ؟

گر بخندی ! قصه را ، سازش کنم

من‌ همین ابرم ، ز دریات دور شده

تا کنارت آرمم ، خواهش کنم ؟

من دلی دارم ، شبیهِ نِی نوا

همدلم باشی ! چنان آتش کنم

با دو دستِ مهربان ، خورشید سان

تا بروید مِهرِ تو ، تابش کنم

یک شبی را با غزل ، خوابت بَرَم

تا اذان صبح ، دست را بالش کنم

من که ایمن نیستم ، از مکرِ رقیب

کوچه ، کوچه سایه وار پایش کنم

کو ؟ دلِ دیوانه ای ، تا بشکُفم

تو کعبه ی عشقیُ و من ... خوانش کنم

" یوسف "


برچسب‌ها: یوسف

تاريخ : شنبه دهم مرداد ۱۴۰۵ | 0:15 | نویسنده : یوسف جلالی |
.: Weblog Themes By Slide Skin:.