من پُر از ابرم ، کجا بارش کنم ؟
گر بخندی ! قصه را ، سازش کنم
من همین ابرم ، ز دریات دور شده
تا کنارت آرمم ، خواهش کنم ؟
من دلی دارم ، شبیهِ نِی نوا
همدلم باشی ! چنان آتش کنم
با دو دستِ مهربان ، خورشید سان
تا بروید مِهرِ تو ، تابش کنم
یک شبی را با غزل ، خوابت بَرَم
تا اذان صبح ، دست را بالش کنم
من که ایمن نیستم ، از مکرِ رقیب
کوچه ، کوچه سایه وار پایش کنم
کو ؟ دلِ دیوانه ای ، تا بشکُفم
تو کعبه ی عشقیُ و من ... خوانش کنم
" یوسف "
برچسبها: یوسف
تاريخ : شنبه دهم مرداد ۱۴۰۵ | 0:15 | نویسنده : یوسف جلالی |



