معرفت حضرت دوست

معرفت حضرت دوست | دی ۱۴۰۳

یوسف جلالی
معرفت حضرت دوست

غزل کتابت کن امشب ، قانع ام‌ با یک سلام

تمام حواسم به توست ، در هیاهو

شبیه شکارِ شیری به چشمان آهو

تمام وجودم محوِ کارهای توست

مگر می شود ؟ هم چو زیبایی قو

تو را از برای من ایجاد کرده ، حکیم

به چند ؟ سجده اش ، شُکر توانم بر او

به دیوارِ حائل ، چه مشکل ؟ که تا بنگرم

همین بس مرا ، پشت پرده ، گفتگو

تو را گنجِ جان است ، بباید جُست

اگر هفت دریا ، اگر در فراسو

ببند روسری ، باد دیوانه افتاده زو

چه قدر ؟ دیوانه افتاده از عطرِ گیسو

تبسُم مکن ! به غیرت ، مرا می کُشی !

که دیوانه ، سخت گیر است و تند خو

کتابت کن امشب ، قانع ام‌ با یک سلام

تمام دلم را ، شدی مُنتهای آرزو

" یوسف "


برچسب‌ها: یوسف

تاريخ : یکشنبه سی ام دی ۱۴۰۳ | 23:36 | نویسنده : یوسف جلالی |

هرگز سعی نكنيد كسی را متوجه ارزشتان كنيد.

برای حذف آدم‌های سمی از زندگيتان هيچگاه احساس گناه و خجالت و پشيمانی نكنيد. فرقی نمی‌كند از بستگانتان باشد يا عشقتان يا يك آشنای تازه. مجبور نيستيد برای كسی كه باعث رنج و احساس حقارت در شما می‌شود جایی باز كنيد.

جدایی‌ها تلخند و آزار دهنده! امّا از دست دادن كسی كه قدر شما را نمی‌داند و به شما احترام نمی‌گذارد در حقيقت منفعت است نه خسارت. هرگز سعی نكنيد كسی را متوجه ارزشتان كنيد.


~ لیلیان گلاس
- آدمهای سمی

˙❥˙ @Official_Hich ˙❥˙


برچسب‌ها: اجتماعی

تاريخ : یکشنبه سی ام دی ۱۴۰۳ | 18:48 | نویسنده : یوسف جلالی |

قلب مثل جعبه نیست که پر بشه.

قلب مثل جعبه نیست که پر بشه.
هرچی که بیشتر ابراز عشق کنی، گسترده تر میشه.



🎥 Her

˙❥˙ @Official_Hich ˙❥˙


برچسب‌ها: عاشقانه

تاريخ : یکشنبه سی ام دی ۱۴۰۳ | 18:44 | نویسنده : یوسف جلالی |

بهترین خطاکاران...

حضرت محمد صلی الله علیه وآله



تاريخ : یکشنبه سی ام دی ۱۴۰۳ | 18:15 | نویسنده : یوسف جلالی |

مثنوی   سایه آمد،  سایه ماند و سایه رفت

سایه ای آمد ، مرا بی خواب کرد

خنده ای بر زهد زد و بی تاب کرد

شاهدی آمد ، فرای رنگ و بو

شاهدی اندر غنا ، بی جستجو

چشم جادویش چراغ راه شد

دست گرفت و خود همانا چاه شد

پا گرفت و از خودِ خویشم بُرد

پا داد تا بر خودش، کیشم بُرد

چشم داد ، زیبا ببینم ، قصه را

گوش داد معنا ببینم ، قصه را

حس داد ، تا شعر بسازم ، عشق را

جان داد ، تا مِهر ببازم ، عشق را

سوز داد ، دلگرم چشمهایش شوم

سوز داد ، سرگرمِ شیدایش شوم

سایه آمد، سایه ماند و سایه رفت

هول انداخته به جان ، جانمایه رفت

" یوسف "


برچسب‌ها: مثنوی یوسف

تاريخ : یکشنبه سی ام دی ۱۴۰۳ | 15:33 | نویسنده : یوسف جلالی |

چه‌قدر و تا چه اندازه احتیاج به محبت دارم

پرویز ... تو هنوز نتوانسته‌ای مقصود مرا از نوشتن این کلمات درک کنی. تو نمی‌توانی تصور کنی که من چه‌قدر و تا چه اندازه احتیاج به محبت دارم من در زندگی خانوادگی هیچ وقت خوشبخت نبوده‌ام و هیچ وقت از نعمت یک محبت حقیقی برخوردار نشده‌ام. شاید این حرف من تا اندازه‌ای برای تو عجیب باشد. ولی اگر می‌دانستی باور می‌کردی.


~ فروغ فرخزاد
- نامه‌ به پرویز شاپور

˙❥˙ @Official_Hich ˙❥˙


برچسب‌ها: فروغ فرخزاد

تاريخ : یکشنبه سی ام دی ۱۴۰۳ | 15:13 | نویسنده : یوسف جلالی |

آدم وقتی بزرگ بشه و عمیق،

یه سنگ انداختم تو دریا

جالب بود...

دریا اصلا به روی خودش نیاورد که سنگی به سمتش پرتاب شده.

یاد خودم افتادم که چه زود با یه حرف یا رفتار کوچیک ناراحت میشم.

از اون روز یادم موند که آدم وقتی بزرگ بشه و عمیق،

بزرگترین مشکلات رو هم در خودش غرق میکنه،

نه اینکه خودش غرق مشكلات بشه.


برچسب‌ها: اجتماعی

تاريخ : یکشنبه سی ام دی ۱۴۰۳ | 13:4 | نویسنده : یوسف جلالی |

بکوشد تا سر از کار این جهان رنگارنگِ شگفت‌‌انگیز دربیاورد

@molanatarighat
هیچ اختلاف مقام و منزلت و نژادی بزرگ ‌تر از آن فاصله‌‌ای نیست که میان دو عده شکاف می‌‌افکند:
میلیون‌‌ها میلیون افرادی که سرهاشان را در خدمت شکم ‌ها می ‌گمارند و آن را چون وسیله‌‌ای در دست اراده می ‌نگرند و اندک کسانی که آن میزان شجاعت در وجود آنها هست که فریاد بزنند: هرگز! سرِ من تنها باید ملازم خود باشد؛ باید بکوشد تا سر از کار این جهان رنگارنگِ شگفت‌‌انگیز دربیاورد و سپس آن را به شکلی دیگر بسازد، چه در قالب هنر و چه در قالب فلسفه، به شکلی که شخص مرا خوش آید. اینها آزاده‌. جانانِ راستین‌اند، اشرافِ حقیقیِ جهان. مابقی رعیت‌اند و خاک‌زادانِ زیاده‌خاک!

در باب طبیعت انسان (در باب نبوغ)-
#آرتور_شوپنهاور


برچسب‌ها: شوپنهاور

تاريخ : یکشنبه سی ام دی ۱۴۰۳ | 13:0 | نویسنده : یوسف جلالی |

در خلوتِ ما نُکهَتِ گل،  بار ندارد.

♥️ صائب تبریزی

ما گوشه‌نشینان،
چمن‌آرایِ خیالیم
در خلوتِ ما نُکهَتِ گل،
بار ندارد.
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌
••┈┈┈❥ ♥️ ❥┈┈┈••
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌•
@KalameJan
••┈┈┈❥ ♥️ ❥┈┈┈••


برچسب‌ها: صائب تبریزی

تاريخ : یکشنبه سی ام دی ۱۴۰۳ | 12:55 | نویسنده : یوسف جلالی |

آيا انسان نمی داند كه خدا او را می بيند؟ 

🍀 پدری فرزند خود را خواند دفتر
مشق او را كه بسيار تميز و مرتب بود نگاه كرد و گفت :

فرزندم چرا در اين دفتر كلمات زشت و ناپسند ننوشتی و كثيفش نكردی ؟

پسر با تعجب پاسخ داد : چون معلم هر روز آن را نگاه می كند و نمره می دهد.

پدر گفت : دفتر زندگی خود را نيز پاک نگاه دار، چون معلمی هست که هر لحظه آن رامی نگرد و به تونمره می دهد

🔅 ألَم يَعلَم بأنَّ اللهَ يَري؟ 🔅

« آيا انسان نمی داند كه خدا او را می بيند؟ »
سوره مبارکه علق آيه ۱۴

وضعیت دفتر ما چطور است؟ 🍀


برچسب‌ها: عرفانی

تاريخ : یکشنبه سی ام دی ۱۴۰۳ | 6:17 | نویسنده : یوسف جلالی |

مؤمن کسی است که؛ کسبش حلال، اخلاقش مهربان

حدیث

امیرالمؤمنین علی ع می فرمایند:

مؤمن کسی است که؛ کسبش حلال، اخلاقش مهربان و رئوف و قلبش سالم از کینه و کدورت است. زیادی مالش را انفاق می کند و زیادی سخنش را نگه می‌دارد. مردم از شرّش در امانند و به خیرش‌ امیدوار و با انصاف با ديگران برخورد می‌كند.

نصایح ۲۸۱

https://t.me/hayatarefaneh


برچسب‌ها: امام علی علیه السلام

تاريخ : یکشنبه سی ام دی ۱۴۰۳ | 6:16 | نویسنده : یوسف جلالی |

یک روز همین نزدیکی‌ها لبخندمان را چند برابر پس خواهیم گرفت.

دلنوشته

از همین امروز دست خودمان را بگيریم و به سمت جـايگاهى كه
استحقاقش را داریم ،ببریم و
به خود يادآورى كنیم كه قناعت كردن به اين تفكر كه "من لايق بهتر
از اين نيستم" ،جـز سقوط راه به جايى ندارد .ترس هارا كنار بگذاریم و با امیدو اطمينان و گام‌هاى محكم به سمت مسير جديدمان به پيش برویم زیرا،
" ما لايق بـهترين ها هستیم "

https://t.me/hayatarefaneh

دلنوشته


هر روز مان میتوانند زیباتر باشند
اگر تنها دغدغه زندگیمان مهربانی باشد، جای دوری نمیرود،
یک روز همین نزدیکی‌ها
لبخندمان را چند برابر
پس خواهیم گرفت.
شاید خیلی‌زیباتر.

https://t.me/hayatarefaneh


برچسب‌ها: اجتماعی

تاريخ : یکشنبه سی ام دی ۱۴۰۳ | 6:15 | نویسنده : یوسف جلالی |

خداوند به آدم تعلیم صورت یا همان عینیت اسماء را داد

نکته

جسم و مادیات به دلیل فانی بودن، متعلق محبت نیستند. اما مظاهر الهی در ناسوت که آیه و نشانۀ حق هستند می‌توانند متعلق محبت باشند. البته خودشان فی نفسه محبوب نیستند؛ اما با نظر به وحدت، می‌توانند عشق مجازی و پلی باشند که انسان را به شهود حقیقت برسانند.

https://t.me/hayatarefaneh

نکته


در جریان تعلیم اسماء اینطور نبود که خدا مفاهیمی را به آدم یاد بدهد و او هم این مفاهیم و الفاظ را تکرار کند! بلکه خداوند به آدم تعلیم صورت یا همان عینیت اسماء را داد و نه لفظ و مفهوم اسماء را.


https://t.me/hayatarefaneh


برچسب‌ها: عرفانی

تاريخ : یکشنبه سی ام دی ۱۴۰۳ | 6:12 | نویسنده : یوسف جلالی |

مدام با کودکمان حرف بزنیم و با حوصله به واکنش های او جواب بدهیم.

کلام تربیتی

تعداد کلماتی که نوزادان هر روز
می شنوند، بر هوش و ذکاوت ،
مهارت های اجتماعی و موفقیت های تحصیلی آنها در آینده تاثیر
می گذارد .
سعی کنیم مدام با کودکمان حرف بزنیم و با حوصله به واکنش های او جواب بدهیم.

https://t.me/hayatarefaneh


برچسب‌ها: کودک

تاريخ : یکشنبه سی ام دی ۱۴۰۳ | 6:10 | نویسنده : یوسف جلالی |

کار صرفاً برای خدا انجام شود، نیازی به تعریف، تمجید، کمک و دنبال نتیجه بودن نیست

کلام اخلاقی

در هر میدانی اگر کار صرفاً برای خدا انجام شود، نیازی به تعریف، تمجید، کمک و دنبال نتیجه بودن نیست. برای همین چنین مومن به سبب‌ها متوسّل نمی‌شود تا تبعات را از خود دور کند، در نگرانی و اضطراب نیست. بلکه کاملاً مُنقاد است. وقتی حرفی می‌شنود، عمل می‌کند و می‌داند عملش تبعاتی را با او همراه می‌کند و ممکن است هر لحظه بلغزد، لذا با تمام بصیرتش پا در میدان می‌گذارد و در حفظ آن عمل کوشاست.


https://t.me/hayatarefaneh

کلام عرفانی


شناخت ذهنی پدیده‌ها انسان را از عمق و بطن اشیاء دور می‌کند و او را به ناکجاآبادِ جهل می‌کشاند. نزدیک‌ترین راه برای رسیدن به حقیقت، معرفت نفس است؛ چرا که انسان را از کثرت ها رها کرده و به شناخت حق، رهنمون می‌شود.

https://t.me/hayatarefaneh


برچسب‌ها: عرفانی

تاريخ : یکشنبه سی ام دی ۱۴۰۳ | 6:7 | نویسنده : یوسف جلالی |

غزل   از درخت عشق ، ما را میوه ی گندم شد

از درخت عشق ، ما را میوه ی گندم شد

آن هم از خطِ قضا ، نصیبِ مَردُم شد

از درخت عشق ، رویایِ زیبایی چیدیم

آن هم میان خواب و بیداری ، گم شد

اینجا اختیار جواب نمی دهد ، تقدیر ...

قوی تر است ، قصه سر درگم شد

ما را فراق از یک سو ، سوخته تا استخوان

آن سو که رقیب مؤمن ، کج دُم شد

از آینه ات بپرس :! "حجم دلتنگی ما را

یا این زخم آخرش ، بارِ چندُم شد ؟"

الحق و الانصاف ، رقیب لایق سایه ات نبود

ای عشق !!! آخر چرا ؟ قرعه او تَقدُم شد

انگار نوبت عاشقی ما ، وقت دیگری است

حکمت چیست ؟ قرعه ی ما در خُم شد

" یوسف "


برچسب‌ها: یوسف

تاريخ : شنبه بیست و نهم دی ۱۴۰۳ | 22:43 | نویسنده : یوسف جلالی |

بیکار نی‌ام اگرچه در کار نی‌ام ..

هر چند زِ کارِ خود خبر دار نی‌ام
بیهوده تماشاگرِ گلزار نی‌ام
بر حاشیه‌ی کتاب چون نقطه‌ی شک
بیکار نی‌ام اگرچه در کار نی‌ام ...
@molanatarighat


برچسب‌ها: ابو سعید ابوالخیر

تاريخ : شنبه بیست و نهم دی ۱۴۰۳ | 22:12 | نویسنده : یوسف جلالی |

رنگِ انتظار از دید هرکسی متفاوت است

رنگِ انتظار از دید هرکسی متفاوت است
یکی به رنگ در ؛ به رنگ گل‌های توی باغچه
دیگری به رنگ خیابان
آن یکی شاید آبی ؛ به رنگِ آسمان
بستگی دارد آدمی به کدام سمت
خیره مانده باشد ...


~ مریم قهرمانلو

˙❥˙ @Official_Hich ˙❥˙


برچسب‌ها: مریم قهرمانلو

تاريخ : شنبه بیست و نهم دی ۱۴۰۳ | 18:23 | نویسنده : یوسف جلالی |

ستاریت حضرت حق سبحانهُ تعالی

حضرت محمد صلی الله علیه وآله



تاريخ : شنبه بیست و نهم دی ۱۴۰۳ | 17:37 | نویسنده : یوسف جلالی |

هر که چیزی دوست دارد جان و دل بر وی گمارد

♥️ سعدی

هر که چیزی دوست دارد
جان و دل بر وی گمارد


••┈┈┈❥ ♥️ ❥┈┈┈••
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌•
@KalameJan
••┈┈┈❥ ♥️ ❥┈┈┈••


برچسب‌ها: سعدی

تاريخ : شنبه بیست و نهم دی ۱۴۰۳ | 16:9 | نویسنده : یوسف جلالی |

فریاد ز بی مهریت ای گل که درین باغ

دارم سخنی با تو و گفتن نتوانم
وین درد نهان سوز نهفتن نتوانم

تو گرم سخن گفتن و از جام نگاهت
من مست چنانم که شنفتن نتوانم

شادم به خیال تو چو مهتاب شبانگاه
گر دامن وصل تو گرفتن نتوانم

با پرتو ماه آیم و چون سایه دیوار
گامی ز سر کوی تو رفتن نتوانم

دور از تو من سوخته در دامن شب ها
چون شمع سحر یک مژه خفتن نتوانم

فریاد ز بی مهریت ای گل که درین باغ
چون غنچه پاییز شکفتن نتوانم

ای چشم سخن گوی تو بشنو ز نگاهم
دارم سخنی با تو و گفتن نتوانم

#شفیعی_کدکنی


برچسب‌ها: شفیعی کدکنی

تاريخ : شنبه بیست و نهم دی ۱۴۰۳ | 15:58 | نویسنده : یوسف جلالی |

با من بمان که فرصت ماندن همیشه نيست

با من بمان که فرصت ماندن همیشه نيست
این جمله قشنگ شعار و کلیشه نیست

زین سنگ‌ها که می‌رسد از آسمان بخت
اقبال خوش همیشه نگهدار شیشه نیست

با شاخ و برگ‌های خودش سبز و سرخوش است
تنها بقای سرو کهنسال ریشه نیست

هم‌صحبتی باغ و گلستان سزای ماست
دوران کوه کندن فرهاد و تیشه نیست

شعر مرا بخوان و وفادار من بمان
با من بمان که فرصت ماندن همیشه نيست

شاعر؟؟


برچسب‌ها: عاشقانه

تاريخ : شنبه بیست و نهم دی ۱۴۰۳ | 15:54 | نویسنده : یوسف جلالی |

انرژی واگیر داره

🔋انرژی واگیر داره
چه مثبت ، چه منفی !
حواست باشه چه چیزی
و چه کسی رو
به فضای خودت راه میدی


🏆 #قهرمان_خودت_باش 🏆

🌱🧡❤️


برچسب‌ها: اجتماعی

تاريخ : شنبه بیست و نهم دی ۱۴۰۳ | 15:51 | نویسنده : یوسف جلالی |

من در تو  ناممکن‌ بودن را دوست دارم...

من در تو
دور بودن را
من در تو
ناممکن‌ بودن را دوست دارم...

ناظم حکمت
اشعارکوتاه🌱

@textimix♡

از سخن چینان شنیدم آشنایت نیستم

خاطراتت را بیاور تا بدانی کیسم!

- ‌فاضل ‌نظری ‌
اشعارکوتاه🌱

@textimix♡


برچسب‌ها: فاضل نظری

تاريخ : شنبه بیست و نهم دی ۱۴۰۳ | 13:15 | نویسنده : یوسف جلالی |

عشق ... تعبیرِ قشنگی است برایم از تو...

♥️ افشین یداللهی

عشق ...
تعبیرِ قشنگی است
برایم از تو...


••┈┈┈❥ ♥️ ❥┈┈┈••
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌•
@KalameJan
••┈┈┈❥ ♥️ ❥┈┈┈••


برچسب‌ها: افشین یداللهی

تاريخ : شنبه بیست و نهم دی ۱۴۰۳ | 13:9 | نویسنده : یوسف جلالی |

اخلاقی زیستن نیاز به آرامش ذهنی و ثبات اقتصادی دارد.

چرا جامعهٔ ایران از اخلاق دور شده است؟
اخلاقی زیستن نیاز به آرامش ذهنی و ثبات اقتصادی دارد

چرا مشکلات اخلاقی جامعه روزبه‌روز عمیق‌تر می‌شوند؟ پاسخ این سوال فقط یک عبارت است: «ابهام از آینده و اخلاقی زیستن».

در دهۀ ۱۹۶۰ تعدادی از روان‌شناسان اجتماعی فرانسوی با همكاری یك مؤسسۀ تحقیقاتی بزرگ، در اروپا یك مركز شبانه روزی تأسیس كردند.

در این مركز، نوجوانان ۱۲تا ۱۹سال آموزش می‌دیدند و زندگی می‌كردند. مدّت یك سال همه چیز به صورت عادی جریان داشت و آزمایش‌های مختلف كمی و كیفی بر روی آنان انجام گرفت.

در طول این یك سال، هر نوجوان سه وعدۀ غذایی روزانه با احتساب میان وعده‌ها، ۸۰۰گرم غذا می‌خورد.

پس از یك سال به تدریج و آگاهانه شایعه كردند به علت وضعیت اقتصادی نابسامان شبانه‌روزی، ممكن است غذا به لحاظ كمی و كیفی جیره‌بندی شود.

شش ماه بعد از این شایعه، میزان غذای مصرفی روزانه هر فرد از ۸۰۰گرم به ۱۲۰۰گرم افزایش یافت.

هنگامی كه عملاً جیره‌بندی را آغاز كردند، مصرف غذا از ۱۲۰۰گرم به ۱۵۰۰گرم رسید و حتی در اواخر این دورۀ چهارساله، نوجوانانی بودند كه در شبانه روز بیش از ۵كیلوگرم غذا می‌خوردند!

دلیل افزایش مصرف این بود كه نوجوانان آیندۀ خود را مبهم می‌دیدند.

هنگامی كه مركز شبانه‌روزی در وضع عادی قرار داشت، افراد غذای خود را به یكدیگر تعارف می‌كردند و نسبت به یكدیگر رابطه‌ای مبتنی بر نیكوكاری، شفقت و نوعی از خودگذشتگی داشتند. امّا هنگامی كه شایعۀ كمبود غذا مطرح شد، تعارفات، رعایت ادب و رفتارهای مهربانانه، نسبت به یكدیگر كمتر شد. در واقع به دلیل مبهم بودن آینده، اخلاقی زیستن بر پایۀ عدالت، احسان، رعایت ادب به مرور زمان كمرنگ گشت.

آیندهٔ مبهم و نامعلوم افراد از نظر مالی، شغلی و... آستانۀ اخلاق و تحمل را در هر جامعه‌ای كاهش می‌دهد.

به‌طورمثال، در جامعه‌ای كه همۀ افراد با هر تخصصی می‌توانند شغلی داشته باشند، كارشكنی، حسادت، تهمت، سخن‌چینی، چاپلوسی و... كمتر است.

به طور كلی در جامعه‌ای كه نیازهای اساسی انسان‌ها در آن تأمین می‌شود، افراد بر پایۀ موازین اخلاقی زندگی می‌كنند.

پس اخلاقی زیستن ارتباطی به نصیحت‌های اخلاقی و ازدیاد مجالس دینی ندارد. اخلاقی زیستن نیاز به آرامش ذهنی و ثبات اقتصادی دارد.

به جای صرف هزینه‌های بسیار برای دعاهای مستحب کمیل و ندبه و سخنرانی‌های خسته کننده و مداحی‌های سوزناک و خرج برای برپایی مجالس و همایش‌های بی‌اثر بهتر است این ثروت عمومی را به واجبات مردم مخصوصاً ازدواج و شغل منتقل کنید.

جوانی که شغل دارد و ازدواج کرده، با خوش‌بینی به آینده می‌نگرد و همین آرامش به او زندگی اخلاقی بهتری هدیه خواهد داد. پس، لطفاً مستحبات را کم کنید و به واجبات برسید.

✍️مصطفی ملکیان


برچسب‌ها: مصطفی ملکیان

تاريخ : شنبه بیست و نهم دی ۱۴۰۳ | 13:7 | نویسنده : یوسف جلالی |

از نیشابور نرفته است که بازآید!

نرفته که بازآید!
خواجه محمد مهتاب در شارع نیشابور جوانی قوی‌بنیان بدید که بر اسب نشسته و شمشیر به میان بسته و خنجر در گریبان نهاده و نیزه در دست بگرفته و سر در کله‌خود فرو برده است
گفت: ای جوان، این شمشیر و نیزه با خود به کجا می‌بری؟
گفت: نشنیده‌ای که رومیان زیر بیرق صلیب، لشکر می‌آرایند و بر طبل جنگ می‌کویند؟ به غزا با ایشان ‌روم.
مهتاب گفت: اگر نروی چه شود؟
جوان گفت: کفر به نیشابور و سبزوار آید و ایمان از میان برود.
مهتاب گفت: اگر کفر به نیشابور آید، چه شود؟

گفت: ستم بر تخت سلطنت بنشیند و انصاف از دل‌ها برود و دروغ بر راست غالب آید و اغنیا بر ضعیفان رحم نیاورند و فحشا روی نماید و سفرۀ خلق از نان تهی گردد و خدای روی از ما بگرداند.
مهتاب گفت: ای جوان، حمایل از میان بگشا و به خانه اندر شو، که این کفر که تو می‌گویی، از نیشابور نرفته است که بازآید!

رضا بابایی
[چنین گفت مهتاب]
@molanatarighat


برچسب‌ها: رضا بابایی

تاريخ : شنبه بیست و نهم دی ۱۴۰۳ | 13:6 | نویسنده : یوسف جلالی |

ای خواهشی که خواستنی‌تر ز پاسخی

@molanatarighat
می‌خواهمت چنان‌که شب خسته خواب را
می‌جویمت چنان ‌که لبِ تشنه آب را

محو تواَم چنان‌که ستاره به چشم صبح
یا شبنم سپیده‌دمان آفتاب را

بی‌تابم آن‌چنان‌که درختان برای باد
یا کودکان خفته به گهواره تاب را

بایسته‌ای چنان‌که تپیدن برای دل
یا آن‌چنان‌که بال پریدن عقاب را

حتی اگر نباشی، می‌آفرینمت
چونان‌که التهاب بیابان سراب را

ای خواهشی که خواستنی‌تر ز پاسخی
با چون تو پرسشی چه نیازی جواب را


شعر: زنده‌یاد "قیصر امین‌پور"


برچسب‌ها: قیصر امین‌پور

تاريخ : شنبه بیست و نهم دی ۱۴۰۳ | 13:1 | نویسنده : یوسف جلالی |

سوی ما آید نداها را صدا

این جهان کوهست و فعل ما ندا
سوی ما آید نداها را صدا

🌿🌿🌿

پس ترا هر غم که پیش آید ز درد
بر کسی تهمت منه بر خویش گرد


«مولوی»@molanatarighat

جرعه ای از مثنوی شریف
کلام_عارفان اینجاست @molanatarighat


برچسب‌ها: مولانا

تاريخ : شنبه بیست و نهم دی ۱۴۰۳ | 13:0 | نویسنده : یوسف جلالی |

غزل   شاهد که نظر برنمی داشت از ما 

شبیه کبوتری پریشان ، غریبم

شبیه قاصدکی سرگردان ، غریبم

شبیه همین شیرانِ پیرِ یک جنگل

بخاطرِ عمرِ رو به پایان ، غریبم

تو انتهای این جاده بی برگشت را

نمی بینی ، چگونه حیران ، غریبم

دست اندازِ مسیر را حفظ کردم

خاطرات خوش یا هر عنوان ، غریبم

تو بودی ! غزل می باریدم ، با حِسَت

نیستی ! ببارد یا نبارد باران ، غریبم

چه زود برچیده شد سور و سات ما

خواسته شد، عذرِ این مهمان ، غریبم

یک شهر ،جمع است در یک نفر

با این شهرِ شلوغ و فراوان ، غریبم

شاهد که نظر برنمی داشت از ما

ما را رها نموده سرگردان ، غریبم

" یوسف "


برچسب‌ها: یوسف

تاريخ : شنبه بیست و نهم دی ۱۴۰۳ | 10:31 | نویسنده : یوسف جلالی |
        مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By Slide Skin:.