معرفت حضرت دوست

معرفت حضرت دوست | آذر ۱۴۰۳

یوسف جلالی
معرفت حضرت دوست

حفره های زندگی ات همیشگی هستند.

🌹🌹
@MolaviPoet


به این باور رسیده ام که چیزی را نمی‌توانی جبران کنی و دوباره درست بگذاری اش سرجایش.
حفره های زندگی ات همیشگی هستند.
تو باید در اطرافش رشد کنی؛ مثل ریشه های درخت که از اطراف سیمان بیرون می زنند؛ باید خودت را از لا به لای شیارها بیرون بکشی.


📗دختری در قطار

✍️ پائولا هاوکینز


🆔 @MolaviPoet
🆑 کانال مولوی وعرفان


برچسب‌ها: اجتماعی

تاريخ : جمعه سی ام آذر ۱۴۰۳ | 21:46 | نویسنده : یوسف جلالی |

چه شد به آرامش رسیدی؟!

🌴مولانا :
چه شد به آرامش رسیدی؟!
شمس :
وعده بر این شد که خودم را آرام کنم،
نه جهان اطرافم را،
امّا معجزه شد
و جهان اطراف نیز آرام گشت...


برچسب‌ها: شمس تبریزی

تاريخ : جمعه سی ام آذر ۱۴۰۳ | 21:44 | نویسنده : یوسف جلالی |

غزل   می خواهم با بوسه ، حیایت را ببینم

می خواهم با بوسه ، حیایت را ببینم

گاهی بخندی و صدایت را ببینم

می خواهم افسونت کنم ، با این غزل ها

نجوا کنی ، آخر نوایت را ببینم

آن روسری را سر نکن ، چند بار گفتم

بادی وَزد ، موی رهایت را ببینم

من عاشق مِهرِ نوازش های یارم

آن داغی دست آشنایت را ببینم

هر جا که هستی ، آینه را با تبسُم ...

دیوانه شو ! آنجا اَدایت ببینم

پرسیده بودم : عاشقی دار الشفا نیست ؟

گفتند : " بلاست " ، باید بلایت را ببینم

گوشواره ای را که نشان کردی گرفتم

با این بهانه ، آیه هایت را ببینم

آن قدر عزیزی پیش قلبم " جانِ یوسُف "

رویاء شده ، رنگ حنایت را ببینم

" یوسف "


برچسب‌ها: یوسف

تاريخ : جمعه سی ام آذر ۱۴۰۳ | 16:59 | نویسنده : یوسف جلالی |

اگر خواسته ات براورده می‌شود به دنبال یک خیر باش

مولانا میگه:

"اگر خواسته ات براورده می‌شود به دنبال یک خیر باش و اگر هنوز برآورده نشده است دنبال هزار خیر در آن باش..‌"

‌به همین قشنگی..🌱




@cafe_Saye22


برچسب‌ها: مولانا

تاريخ : جمعه سی ام آذر ۱۴۰۳ | 16:57 | نویسنده : یوسف جلالی |

وقتی واردِ قلبها شدید،

‏إذَادَخَلتُم القُلُوب فَأَحسِنُواسُِكْنَاهَا.

وقتی واردِ قلبها شدید،
در آنها به نیکویی زندگی کنید..

#نزار_قبانی


برچسب‌ها: نزار قبانی

تاريخ : جمعه سی ام آذر ۱۴۰۳ | 16:49 | نویسنده : یوسف جلالی |

جان و جهانَت من بَسَم

در عشق اگر بی ‌جان شوی
جان و جهانَت من بَسَم...!


~ مولانا

❥˙ @Official_Hich ˙❥


برچسب‌ها: مولانا

تاريخ : جمعه سی ام آذر ۱۴۰۳ | 16:46 | نویسنده : یوسف جلالی |

چیزی را کم دارم

چیزی را کم دارم،
شاید امید، شاید فراموشی، شاید یک دوست و شاید خودم را!

محمود درویش
اشعارکوتاه🌱

@textimix♡


برچسب‌ها: محمود درویش

تاريخ : جمعه سی ام آذر ۱۴۰۳ | 16:44 | نویسنده : یوسف جلالی |

من مست ترین این حریم بدان

یلدای مرا به رنگ بکِش خوب من

گیسوی مرا به چنگ بِکش خوب من

دیوانه که از کوچه ی تو دور نشد

با دست مرا به تنگ بکِش خوب من

**********

پروانه مشو ! مرا نگاهی انداز

فرزانه مشو ! مرا به چاهی انداز

من مست ترین این حریم بدان

بیگانه مشو ! مرا پناهی انداز


برچسب‌ها: رباعی یوسف

تاريخ : جمعه سی ام آذر ۱۴۰۳ | 16:34 | نویسنده : یوسف جلالی |

منبع همه ی خیرات ، محبت الله است.

🔹️محبّت خدا منبع تمام خیرات است

آیت الله فاطمی نیا (رضوان الله علیه):
مولایمان امام صادق (علیه السّلام) میفرمایند :
"حُبُّ اللَّهِ إِذَا أَضَاعَ عَلَى سِرِّ عَبْدِهِ أَخْلَاهُ عَنْ کُلِّ شَاغِلٍ وَ کُلّ ذِکْرٍ سِوَى اللَّهِ"
"محبّت خدا وقتی در باطن کسی درخشید او را از هر بازدارنده‌ای و از هر ذکری جز ذکر خدا باز می‌دارد."
تا آن‌جا که فرمودند: "قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السّلام) حُبُّ اللَّهِ نَارٌ لَا یَمُرُّ عَلَى‏ شَیْ‏ءٍ إِلَّا احْتَرَق‏"
"محبّت خدا آتشی است که بر چیزی نمیگذرد الّا اینکه آن می‌سوزد"
ریشه‌ی محبّت، درک و معرفت است.
خداوند کریم ، این محبت و سرمایه ی اولیه را مجّانی در وجود انسان قرار داده است‌.
امام سجّاد (علیه السّلام) میفرمایند:
"وَ بَعَثَهُمْ فِی سَبِیلِ مَحَبَّتِهِ"
"خداوند آن‌ها را در راه محبّت خود قرار داد."
یعنی خداوند مردم را خدادوست آفریده است.
از شکرگزاری این نعمت بزرگ عاجز هستیم.
قدر این نعمت بزرگ را بدانیم.
اگر انسان این نعمت را به کار ببرد، درک و معرفت بیشتری پیدا خواهد کرد.
این‌ها با هم تعامل دارند، وقتی درک بیشتری پیدا کرد محبّت بیشتری هم خواهد داشت.
منبع همه ی خیرات ، محبت الله است.

@fateminia


برچسب‌ها: فاطمی نیا

تاريخ : جمعه سی ام آذر ۱۴۰۳ | 14:39 | نویسنده : یوسف جلالی |

چون در چشم دل خلل داری

@molanatarighat

اگر در چشم ظاهرت که تا به کنار گور بیش نبود، با تو خللی پدید آید در حال کحّالان بغداد را حاضر کنی تا معالجت کنند و هرچه بخواهند بذل کنی،
چون در چشم دل خلل داری که "فانها لا تعمی الابصار و لاکن تعمی القلوب التی فی الصدور" چرا به طلب کحّالان حقیقت نروی؟



جناب عین القضات همدانی


برچسب‌ها: عین القضات همدانی

تاريخ : جمعه سی ام آذر ۱۴۰۳ | 14:33 | نویسنده : یوسف جلالی |

وقتی تو را یافتم دیگر ارادت به چیزی ندارم.        

اثرات اطاعت از خداوند وقتی بنا شده تمام تعلقات را هی قبل از اینکه ملک الموت بیاید و تعلقات را قطع کند،من به توفیق پروردگار یکی پس از دیگری آن تعلقات را قطع کنم آن وقت می رسم به باب سلامت.من یک خاطرات متفرق داشتم تمام صفحه های دلم را گرفته بود؛خداوندا وقتی تو را اطاعت کردم توجهات به من رو کرد و وقتی تو را یافتم دیگر ارادت به چیزی ندارم. آیت الله حق شناس(ره)


برچسب‌ها: آیت الله حق شناس

تاريخ : جمعه سی ام آذر ۱۴۰۳ | 6:43 | نویسنده : یوسف جلالی |

گُم شدن در گُم شدن را

♥️ ابراهیم سلطانی

مولانا در یکی از غزلیاتش،
تعبیر عجیبِ گُم شدن در گُم شدن را
به کار می‌گیرد.

انگار کوچهٔ گم شدن
یک پس‌کوچهٔ کوچک و دراز دارد
به همان نام: گم شدن
اول گم می‌شوی ،
بعد آن‌ قدر ادامه می‌دهی که
در گم شدن هم گم می‌شوی...

بعد آن بیت مولانا را می‌خوانی:

وه چه بی‌رنگ و بی‌نشان که منم ...


••┈┈┈❥ ♥️ ❥┈┈┈••
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌•
@KalameJan
••┈┈┈❥ ♥️ ❥┈┈┈••


برچسب‌ها: ابراهیم سلطانی

تاريخ : جمعه سی ام آذر ۱۴۰۳ | 6:41 | نویسنده : یوسف جلالی |

نبودت می شود ، یلدای غمگین

السلام علیک یا امام المامون

ظهورت می شود یلدای شیرین

حضورت می شود یلدای رنگین

در این سفره ، در این شب ها که نیستی

نبودت می شود ، یلدای غمگین

اللهم عجل لولیک الفرج


برچسب‌ها: امام‌ زمان عج الله

تاريخ : جمعه سی ام آذر ۱۴۰۳ | 6:33 | نویسنده : یوسف جلالی |

من همان مهربانی خدا هستم.

حدیث

امام مهدی عج می فرمایند:

رَحْمَةَ رَبِّکُمْ وَسِعَتْ کُلَّ شَیْ ءٍ وَ أَنَا تِلْکَ الرَّحْمَةُ

رحمت و مهربانی خدا همه چیز را فرا گرفته است و من همان مهربانی خدا هستم.


بحار الأنوار، ج‏۵۳، ص: ۱۱.

https://t.me/hayatarefaneh


برچسب‌ها: امام‌ زمان عج الله

تاريخ : جمعه سی ام آذر ۱۴۰۳ | 6:20 | نویسنده : یوسف جلالی |

هر کس شما را ندارد، چه دارد؟

دلنوشته

آيا خواهمت ديد؟
کجا ،چگونه ،کي ؟
پاي کدام قرار،
به وقت بارش کدام ابر
درپناه کدام چتر
خیسی کنار کدام خیابان
ميان خلوت کدامين
کوچه ی بن بست
پشت دلهره ی
کدام پنجره ی شب زده
دوباره آیا خواهم ات دید ...؟

https://t.me/hayatarefanehدلنوشته


روز از نو و دوست داشتنت از نو،
صبح از نو و محبت بهشتی ات از نو،
انگار صبح با عطر زلف مشکبار شما
چشم می‌گشاید و روز در حریم
دلنشین و اهورایی یاد شما بخیر می‌شود ، هر کس شما را ندارد، چه دارد؟

https://t.me/hayatarefaneh


برچسب‌ها: امام‌ زمان عج الله

تاريخ : جمعه سی ام آذر ۱۴۰۳ | 6:12 | نویسنده : یوسف جلالی |

اسلام هر گونه وابستگی خونی و عشايری يا اقليمی را رد میكند.

نکته


[یخادعون الله و الذین ءامنوا]

: اينان با خدا و كسانی كه ايمان آورده‌اند نیرنگ می بازند ، در صورتی كه جز خود را نمی‌فريبند ولی متوجه نیستند.

اگر صرفا مومن را ذکر میکرد چه بسا مومن فریب بخورد. اما زمانی که خداوند را در مقابل فریب آنها قرار می دهد، نتیجه ای جز شکست برای آنها در پی نخواهد داشت.


https://t.me/hayatarefaneh

نکته


فَإِنْ تابُوا وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ فَإِخْوانُكُمْ فِي الدِّينِ پس اگر توبه كردند و نماز به جای آوردند و زكات دادند، برادران دينی شمايند.»
توبه ۱۱
در اين صورت ميان شما و ايشان (کفار)فرقی نيست. زيرا اسلام هر گونه وابستگی خونی و عشايری يا اقليمی را رد میكند. همچنين به سبقت در ايمان وقعی نمینهد به اين معنی كه كسانی كه پيشتر به اسلام گرويده اند نبايد بر كسانی كه تازه به اسلام گرويدهاند سيطره يابند بلكه برای سبقت گرفتگان ايمان اولويت و ثقه و احترام قايل است. همين و بس. زيرا مسلمانان همه برادرند و در برابر خدا و دين يكسان.


https://t.me/hayatarefaneh


برچسب‌ها: عرفانی

تاريخ : جمعه سی ام آذر ۱۴۰۳ | 6:9 | نویسنده : یوسف جلالی |

اجازه دهیم کارها را به روش خودش انجام دهد

کلام تربیتی

با کودکمان درگیر نشویم و اجازه دهیم کارها را به روش خودش انجام دهد و بعد نواقص روش او را برطرف کنیم تا دفعه بعد، کارش را درست انجام دهد.

https://t.me/hayatarefaneh


برچسب‌ها: کودک

تاريخ : جمعه سی ام آذر ۱۴۰۳ | 6:6 | نویسنده : یوسف جلالی |

ولایت یعنی ادراک باطنی وحدت حق،

کلام عرفانی

سالک مسیر ولایت، کسی است که وجه درونی، امیال، اقبال و ادبار و حب و بغض‏هايی را که در قلبش ظهور کرده و بر حرکات و سکناتش اثر گذاشته، همه را فقط و فقط متوجه وجه الهی در جلوۀ انسان کامل می‌کند و بدین ترتیب از محدودۀ فطرت حیوانی به فطرت ملکوتی و از محدودۀ فطرت ملکوتی که خیال و برزخ است به فطرت عقلانی هجرت می‌کند و به فنای در مقام ولایت و عصمت نسبی می‌رسد.

https://t.me/hayatarefaneh

کلام اخلاقی


فنای شهودی انسان در توحید نائل‌شدن به منزلت ولی‎ الله و ادراک کردن اوست؛ چراکه ولی ‎الله تمام عالم شهود و غیب را در منظر دید خود دارد و ولایت الهیۀ او همۀ هستی را پر کرده است. ولایت یعنی ادراک باطنی وحدت حق، تجلّی حق، وحدت شهودی حق.

https://t.me/hayatarefaneh


برچسب‌ها: عرفانی

تاريخ : جمعه سی ام آذر ۱۴۰۳ | 6:4 | نویسنده : یوسف جلالی |

گم شد جهان زِ چشمم تا در جهان نشستی

اونجا که عطار میگه:

تا من تو را بدیدم دیگر جهان ندیدم
گم شد جهان زِ چشمم تا در جهان نشستی

اشعارکوتاه🌱

@textimix♡

وقتی اسمتو صدا زد بهش بگو؛

اين تو
اين هم جانم
كه ميشود ضميمه ى چند حرفىِ نامَت!
حالا با هر به زبان آوردنت
هزار بار جانم برايت ميرود!

علی_قاضی_نظام
اشعارکوتاه🌱

@textimix♡

بوسه هایت...
جان دوباره ای
به من می‌دهد

بوسیدمت...
انگار عشق
همین است

یاشار علیمردانی
اشعارکوتاه🌱

@textimix♡


برچسب‌ها: عاشقانه

تاريخ : پنجشنبه بیست و نهم آذر ۱۴۰۳ | 22:48 | نویسنده : یوسف جلالی |

غزل    پیله یا پروانه ؟ باشم ، بهتر است ؟

پیله یا پروانه ؟ باشم ، بهتر است ؟

تو بگو دیوانه باشم بهتر است ؟

این درِ لامصب ، دائم بسته است

مدتی میخانه باشم بهتر است

سنگِ این طفلان دمارم را گرفت

چند شبی در خانه باشم بهتر

است

جان تو من نذر کردم از شراب

ساقیِ پیمانه باشم بهتر است

بس که در معنا گرفته ، او طریق

سیرتِ فرزانه باشم بهتر است

او غزل می گوید و نجوای اوست

شاعری جانانه باشم بهتر است

دَم به دَم دلتنگِ چشمش می شوم

دیر به دیر ... مردانه باشم بهتر است

گفت : که تو دیوانه باشی بهتر است

من تو را افسانه باشم بهتر است

" یوسف "


برچسب‌ها: یوسف

تاريخ : پنجشنبه بیست و نهم آذر ۱۴۰۳ | 18:45 | نویسنده : یوسف جلالی |

شب چله به جز بوسه" نچینی" !!!!

تو گریان کن مرا ، خاموش می مانم

تو پایان کن مرا ، خاموش می مانم

کمی مهری که بر دیوانه می کردی

فراوان کن مرا ، خاموش می مانم

در آن آئینه یک لبخند برایم

نمایان کن مرا ، خاموش می مانم

به پای قدِ گیسویت ،" به جانت "

تو قربان کن مرا ، خاموش می مانم

ز زندان همین ایمان آبدار

گریزان کن مرا ، خاموش می مانم

تو پیراهن بِدَر ، شاهد نمی خواهم

به زندان کن مرا ، خاموش می مانم

به کفر یک عمر ، پیشانی نهادم

مسلمان کن مرا ، خاموش می مانم

بیا دیوانه ات " چله " گرفته "

" تو " درمان کن مرا ، خاموش می مانم

شب چله به جز بوسه" نچینی" !!!!

تو مهمان کن مرا ، خاموش می مانم

" یوسف "


برچسب‌ها: یوسف

تاريخ : پنجشنبه بیست و نهم آذر ۱۴۰۳ | 17:5 | نویسنده : یوسف جلالی |

‏سَلام بر آن‌ها که در جانمان گل‌ها کاشتند و بی‌مراقبت رها کردند



‏سَلام بر آن‌ها که
در جانمان گل‌ها کاشتند
و بی‌مراقبت رها کردند •••

... ؟؟؟؟؟؟

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌


برچسب‌ها: عاشقانه

تاريخ : پنجشنبه بیست و نهم آذر ۱۴۰۳ | 17:0 | نویسنده : یوسف جلالی |

غزل    یک‌ شالِ سفیدِ فقط ... مرا شالی بُرد

باران شد و رفت ، مرا به خشک سالی بُرد

پران شد و رفت ، مرا به " بی بالی "بُرد

پروانه شد و مرا به " تنهایی " کُشت

او جان شد و رفت ، مرا به یک " حالی بُرد"

دیوانه نبود ، که دل به دیوانه دهد

پایان شد و رفت ، مرا به اجمالی بُرد

گفتی : که تو زاهدی ! چرا دل باختی ؟

ایمان شد و رفت ، مرا به صد " قالی " بُرد

در حیله ی چادرش کجا ؟ فکرم بود

مهمان شد و رفت ، دل مرا عالی بُرد

یک خال به صورتش ، رقیبم شده بود

حرمان شد و رفت ، مرا به یک خالی بُرد

یک بار مرا کشانده بود تا به قمار

جانان شد و رفت ، مرا به " اقبالی بُرد " ؟

تقصیرِِ من ساده نبود ، جانم رفت

یک‌ شالِ سفیدِ فقط ... مرا شالی بُرد

" یوسف "


برچسب‌ها: یوسف

تاريخ : پنجشنبه بیست و نهم آذر ۱۴۰۳ | 16:14 | نویسنده : یوسف جلالی |

چله شده و هوای او پیدا شد

چله شده و هوای او پیدا شد

چله شده و نوای او بر پا شد

او نیست ولی ، "شاهد" این انجمن است

چله شده و بگو چه قدر زیبا شد


برچسب‌ها: رباعی یوسف

تاريخ : پنجشنبه بیست و نهم آذر ۱۴۰۳ | 16:4 | نویسنده : یوسف جلالی |

تمامِ اعمال انسان به باد فناست

#اخلاص | امیر مؤمنان علی علیه‌السلام فرمود: تمامِ اعمال انسان به باد فناست جز آن عمل خالصی که تنها برای خدا باشد!

#خطاطی | #شکسته ::
[نیکی
به کسی کن
که به کار تو نیاید
احسان هنری نیست
به امید تلافی]

➖➖➖➖➖➖
کانال سفارش و آثار |خوشنویسی|
●نقطه|ته‌خط #حسین_غلامی

✍هزار نکته ی باریک‌تر ز مو اینجاست...
https://t.me/noqtetahekhatt


برچسب‌ها: امام علی علیه السلام

تاريخ : پنجشنبه بیست و نهم آذر ۱۴۰۳ | 16:2 | نویسنده : یوسف جلالی |

بر هر چه همی لرزی می‌دان که همان ارزی    

بر هر چه همی لرزی می‌دان که همان ارزی

زین روی دل عاشق از عرش فزون باشد.


~ مولانا

❥˙ @Official_Hich ˙❥


برچسب‌ها: مولانا

تاريخ : پنجشنبه بیست و نهم آذر ۱۴۰۳ | 15:49 | نویسنده : یوسف جلالی |

در رویا ، برای منی

نزار قبانی راست میگه :

در رویا ، برای منی

در حقیقت ، رویای منی


برچسب‌ها: نزار قبانی

تاريخ : پنجشنبه بیست و نهم آذر ۱۴۰۳ | 11:57 | نویسنده : یوسف جلالی |

دیوانه نمی گوید دوستت دارم

دیوانه نمی گوید دوستت دارم
دیوانه می رود تمامِ دوست داشتن را به هر جان کندنی جمع می کند
از هر دَری می زند زیرِ بغل
می ریزد پایِ کسی که قرار نیست بفهمد
دوستش دارد...!


~ مهدیه لطیفی

❥˙ @Official_Hich ˙❥


برچسب‌ها: مهدیه لطیفی

تاريخ : پنجشنبه بیست و نهم آذر ۱۴۰۳ | 11:53 | نویسنده : یوسف جلالی |

عاشق نبودی حال عاشق را نمیفهمی...

می‌بینمت،می‌بویمت،می‌بوسمت در خواب و بیداری
عاشق نبودی حال عاشق را نمیفهمی...


~ محمد خسروآبادی

❥˙ @Official_Hich ˙❥


برچسب‌ها: محمد خسرو آبادی

تاريخ : پنجشنبه بیست و نهم آذر ۱۴۰۳ | 11:52 | نویسنده : یوسف جلالی |

حکایت کدبانو و نخود

📕📃📔📃📙📃📘📃


#دمی_با_یک_حکایت

⏺حکایت کدبانو و نخود

#مثنوی_دفتر_سوم


نخود در دیگ می جوشید و از حرارت آتش بالا می جهید و کف بر می آورد و ناله می کرد که چرا باید مرا در این آتش چندین رنج و آزار داد؟ زن کفگیرش را در دیگ فرو برد و آن را هم زد و گفت : این رنج و آزار تو نیست ، من نمی خواهم ترا در آتش از بین ببرم بلکه می خواهم تو را به عالم تازه ای هدایت و رهنمون کنم تا پر از چاشنی و طعم خوش شوی.
نخود بی خبر از آن است که در فصل بهار نیز او را در میان آب و باد و خاک به منظور تحمل همین آتش و رسیدن به مرحله ی پختگی پرورده اند و وقتی خوب پخته شد و چاشنی و طعم لازم یافت، جزیی از وجود انسان می شود و حیات و تولد ثانوی زندگی دوباره به او می بخشد .
نخود که این را شنید گفت پس کمکم کن که خوب بجوشم. ای زن تو معمار من هستی.
زن به نخود گفت من نیز مثل تو بوده ام. چون پذیرای سختی شدم تحمل کردم روح پیدا کردم و الان اینجا هستم.

چون شدم من روح پس بار دگر
جوش دیگر کن ز حیوانی گذر

از خدا می‌خواه تا زین نکته‌ها
در نلغزی و رسی در منتها


@molana79
📃📕📃📕📃📕📃📕


برچسب‌ها: مولانا

تاريخ : پنجشنبه بیست و نهم آذر ۱۴۰۳ | 11:48 | نویسنده : یوسف جلالی |
        مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By Slide Skin:.