معرفت حضرت دوست

معرفت حضرت دوست | اردیبهشت ۱۴۰۰

یوسف جلالی
معرفت حضرت دوست

مخلوق خداوند مقام معلومی دارد ، اما انسان ...

کلام اخلاقی

 

موجودات، اعم از فرشتگان، افلاک، جمادات، نباتات و حیوانات، معاد ثوابی و عِقابی یا سعادت و شقاوت ندارند. زیرا مقامشان «مقام معلوم» است و در آن مقام معلوم، جبراً با عقل همراه می‌شوند و می‌روند تا در حصهٔ وجودی خودشان به کمال لایقشان برسند. اما نفس انسانی بماهو نفس، مقام معلومی در هویتش (مقام قلب) ندارد. هرچند بماهو مخلوقِ خداوند، مقام معلومی دارد و آن هم رسیدن به ربوبیت اتم و اکمل حضرت حق‌تعالی، در هم‌سنخ شدن با انسان کامل و قرار گرفتن در محاذات اوست.

نفس انسانی علاوه بر نداشتن مقام معلوم در هویت، صاحب اختیار نیز هست. یعنی بااینکه عقل، مسیر کمال را به صاحب نفس ناطقه عرضه می‌کند، اما چون انسان، جامع است و صاحب اختیار، ممکن است مسیری را که عقل برایش ترسیم کرده، نرود و در رتبهٔ نباتیت و حیوانیتش باقی بماند و این، همان فجور اوست.

 

https://t.me/hayatarefaneh


برچسب‌ها: عرفانی

تاريخ : جمعه سی و یکم اردیبهشت ۱۴۰۰ | 23:40 | نویسنده : یوسف جلالی |

نتیجه ی زیارت حرم امام حسین علیه السلام

 

خدا رحمت کند حاج محمد علی الطائی را که این کشف مربوط به ایشان بود.

 

♦️المکتوبات فی النجف الاشرف

@sholeye_toor


برچسب‌ها: امام حسین علیه السلام

تاريخ : جمعه سی و یکم اردیبهشت ۱۴۰۰ | 20:24 | نویسنده : یوسف جلالی |

شناخت نفس و وهم و خیال

کلام عرفانی

 

اگر انسان نفسش را نشناسد، آن را با وهم و خیال (عقل فعال) می‌سازد، نه با عقلِ برین! اِشکالش چيست؟ اينکه عقل فعال یا خیال، در پی سود و ضرر جزئی دنیایی است و نفسی که خود را در این رتبه پیدا کند، فقط به فکر منافع دنیایی خویش است. اما وقتی انسان جایگاه حقیقی نفس خویش را بشناسد، می‌فهمد ابزار ساختار وجودی انسانی‌اش، نه عقل بالملکه است، نه عقل هیولانی و نه حتی عقل فعال؛ بلکه ابزاری بالاتر از این‌ها دارد که فعلیت محض و آمادهٔ ظهور است. مثل بذر درخت که فعلیت محض است و فقط کافی است در بستر مناسب قرار گیرد تا درخت شود.

 

https://t.me/hayatarefaneh


برچسب‌ها: عرفانی

تاريخ : جمعه سی و یکم اردیبهشت ۱۴۰۰ | 19:36 | نویسنده : یوسف جلالی |

اشکال در نیت خالص ماست

◾نیت خالص

 

اگر گاهی در پاداش‌هایی که برای زیارت امام‌حسین علیه‌السلام در احادیث گفته شده، اشکالی پیش می‌آید به خاطر اشکال در نیت‌های ماست.

 

نیت اگر خالص و فقط به خاطر خداو صلۀ پیامبر و رضایت حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها و ... باشد، خداوند گناهان گذشته و آینده را می‌آمرزد.

 

معنی آمرزش گناهان آینده هم این است که

در آینده دیگر گناه نمی‌کند. 

 

اگر کسی با آن نیت خالص به زیارت اباعبدللّه برود دیگر گناه نمی‌کند.

 

 #آیت_الله_جاودان

 

@tezkar

 

♦️«یا مَلِک» | 

 

▫️امام رضا علیه السلام می فرماید : هر شخص مؤمنی این اسم را نوزده مرتبه با نیّت خالص و توجّه به خدا و معناى‏ آن بخواند، از خلق بى ‏نیاز گردد و در دنیا و آخرت مرفّه‏ الحال شود.

 

📕خواصّ آیات قرآن کریم: ۶۹


برچسب‌ها: امام رضا علیه السلام

تاريخ : جمعه سی و یکم اردیبهشت ۱۴۰۰ | 19:31 | نویسنده : یوسف جلالی |

خدا ، دوست را به عطشِ جان عطشناک می داد

🔰 خلوت شمس و مولانا

 

چه شادم به دوستیِ تو

که مرا چنین دوستی داد

خدا این دلِ مرا به تو دهد

مرا چه آن جهان، چه این جهان

مرا چه قعرِ زمین، چه بالایِ آسمان

مرا چه بالا، چه پَست.

 

#شمس_تبریزی

 

هر شب و هر سَحَر تو را، من به دُعا بِخواستم

تا به چه شیوه‌ها تو را، من زِ خدا بِخواستم

 

تا شَوی از سُجودِ من، مونِس این وجودِ من

خود بِشُد این وجودِ من، چون که تو را بِخواستم

 

#غزل_مولانا 

 

@molana79


برچسب‌ها: شمس تبریزی

تاريخ : جمعه سی و یکم اردیبهشت ۱۴۰۰ | 19:23 | نویسنده : یوسف جلالی |

رباعی تقصیر ماست

از جمعه به جمعه العجل می گویم

ای غائب در پرده ، تو را می جویم

بویت به احرار نشسته ، ای جانِ جهان

هر کس که تو را بجویدت ، می بویم

 

************

آقا که پشتِ پرده ای ! تقصیر از ماست

هر جا که گریه کرده ای ! تقصیر از ماست

ای فیضِ الهی از جانبِ تو ، خورده مگیر

هر جا که دعا نکرده ای ، تقصیر از ماست

 

 

 


برچسب‌ها: امام زمان عج الله

تاريخ : جمعه سی و یکم اردیبهشت ۱۴۰۰ | 12:49 | نویسنده : یوسف جلالی |

مثنوی در دلت گنجی بدیدم ، آمدم

در دلت گنجی بدیدم ، آمدم

گر دو صد رنجی بدیدم ، آمدم

 

رنجِ این گنجت ، چو شهدِ جان ماست

گر خیال باشد همی ، درمان ماست

 

در خیال ، می مانم و می میرمت

صد هزاران وصل نیز می گیرمت

 

چون که پنداری ،  دلت درگیرِ اوست

خواب و بیداری ، دلت درگیرِ اوست

 

هر چه می بینی ، کمالِ اوست ، نیست ؟

هر چه می چینی ، جمالِ اوست نیست ؟

 

هر چه می باری ، ز ابرِ عشقِ اوست

هر چه می داری ، ز صبرِ عشق اوست

 

این غزل ها ، حاصلِ گیسوی اوست

مصرعی گر آید از ابروی اوست

 

چشم او ، شاه بیتِ این ابیات نیست ؟

حالِ ما در عشقِ او ، اثبات نیست ؟

 

این جنون ، مزدِ رفاقت های ماست

چشمِ خون ، رمزِ صداقت های ماست

 

مستیِ حالم ، مگر از او نیست ؟

قیل و قالم ، رنگی از آن هو نیست ؟

 

صُلح کن با دلِ این دیوانه ام 

رحم کن ، نازک دل و پروانه ام

 

لطف کن ، در سایه ات خانه زنیم

تو پریشان کن  ، که ما شانه زنیم

 

کارِ ما آرامش است ، آشفته ای ؟

از چه در فرسایش است ؟ نا گفته ای

 

فرش تا عرش خدا ، رنگِ خداست

آینه گردانِ اویم ، کی جداست ؟

 

آینه گردانِ اوییم ، در صفات

بَردَمیم بر جانِ مشتاقان حیات


برچسب‌ها: مثنوی یوسف

تاريخ : پنجشنبه سی ام اردیبهشت ۱۴۰۰ | 22:12 | نویسنده : یوسف جلالی |

▫️حقیقت ذکر تجرید قلب است از غیر

♦️دوام حال | 

 

▫️به عارف واصل آیة الله انصاری همدانی عرض کردم: در خدمت شما حال ما دگر گون می شود، برای دوام حال چه کا ر کنیم؟

 

▫️ فرمودند: ذکر «یا حی یا قیوم» را مرتب تکرار کن؛ هرچه می توانید بیشتر بگویید.

 

🔺کانال تذکره الاولیاء @tezkar

 

♦️حقیقت ذکر |

 

▫️حقیقت ذکر تجرید قلب است از غیر .

 

پاسبان حرم دل شده‌ام شب همه شب

تا در این پرده جز اندیشه او نگذارم

 

🔺کانال تذکره الاولیاء @tezkar


برچسب‌ها: عرفانی

تاريخ : پنجشنبه سی ام اردیبهشت ۱۴۰۰ | 20:19 | نویسنده : یوسف جلالی |

من جان تــــوام ڪسی نبیند جان را

هو الحق 

@avaye_marft 

🍂

پرســــیدم ازو واســـطه‌ے هجران را

ڪَفتا: سَـببی هست بڪَویــــم آن را

من چشم تـوام اڪَرنبینی چه عجب

من جان تــــوام ڪسی نبیند جان را

 

#ابوسعیدابوالخیر


برچسب‌ها: ابو سعید الوالخبر

تاريخ : پنجشنبه سی ام اردیبهشت ۱۴۰۰ | 17:50 | نویسنده : یوسف جلالی |

با دیده بصیرت به دنیا بنگرید

با دیده بصیرت به دنیا بنگرید

 

 

اغلب مردم فقط به آن چیزی باور دارند که به عیان میبینند. بسیاری از پدیده های طبيعی و غیر طبیعی مانند باد و يا جریان برق را نمی توان با حواس مادی تجربه کرد. مادام که خود را در جسم فیزیکی محبوس کنید و بر این گمان باشيد که مجموع جهان هستی، همین جهان مادی است، در جنبه های مختلف زندگی با ناکامی رو به رو خواهید شد. باید از قالب فیزیکی خود فراتر روید، از موانع بگذرید و در سطحی ژرف تر به خرد و شعور لایتناهی بنگرید. اگر نگاهی بصیر داشته باشید تشویش و نگرانی، ترس از مرگ و معضلاتی که اغلب مردم در پیچ و خم زندگی با آن مواجهند، جز خیالی باطل نخواهد بود. در آن صورت اگر به عامل دنیایی دلبستگی عمیق پیدا کنید، ضمیر برتر به سراغتان خواهد آمد و رشته های وابستگی را از هم خواهد گسست چندان که به خود خواهید گفت: 《آیا این کار من بود؟》 با بینش والا می توان توهم و خیال باطلی را که موجب غم و اندوه و خشم و بغض و حسد میشود آشکارا حس کرد. بنابراین هرگز با رویدادهای ناگوار زندگی در ستیز نخواهيد بود زیرا ذره ای از ضمير برترتان به شما می گوید که اگر فلان کار به نتیجه نرسید اهمیتی ندارد. اگر دوستان و آشنایان چیزی دارند که شما ندارید مهم نیست، زیرا هرگز نمی توانید چیزی را در تصاحب داشته باشید، آنچه می توانید داشته باشید اوقات کنون است و آنچه در حال می توانيد انجام دهید، زندگی کردن و لذت بردن است.

هرگاه شی قابل ارتجاعی مانند یک فنر را تا حدود خاصی بکشید، به حالت اولیه خود باز می گردد. اما اگر از محدوده طراحی شده اش بیشتر کشیده شود، دیگر حالت اولیه خود را نخواهد داشت. با همین منطق، ذهنی که به افق های تازه ای وارد شود، دیگر هرگز به بُعد اولیه خود باز نخواهد گشت. گستردگی اندیشه انسان تا به آنجا می تواند پیش رود که معجزه ها بیافریند.

 

 

 

 

وین دایر

عظمت خود را دریابید

ص 85 و 86


برچسب‌ها: روان شناسی

تاريخ : پنجشنبه سی ام اردیبهشت ۱۴۰۰ | 12:13 | نویسنده : یوسف جلالی |

لازم نیست هر چیز را در زندگی توضیح داد.

لازم نیست هر چیز را در زندگی توضیح داد. ما هیچ مسئولیتی در قبال دیگران نداریم که همه چیز را به آنها توضیح دهیم.

همه چیزهایی که عمیق هستند غالبا غير قابل توضیح اند. آن چه قابل توضیح است، بسیار سطحی است. چیزهای بسیاری وجود دارند که غیر قابل توضیح اند.

اگر عاشق شخصی هستید عاشق شدن خود را چگونه توضیح می دهید؟ پاسخ و توضیح شما هر چه باشد، احمقانه به نظر خواهد رسید. آیا عاشق چشم، ابرو، صدا یا صورت فرد موردنظر شده اید؟ هیچ یک از اینها ارزش ذکر کردن ندارند، بلکه چیزی در درون آن شخص است که شما را عاشق کرده است. شاید ظاهر و قیافه، قسمتی از دلیل عاشق شدن شما باشد، اما آن چیزی که درون او حس کرده اید، بزرگتر از هر چیز دیگر است.

 

 

اشو

در هوای اشراق

ص 58


برچسب‌ها: اشو

تاريخ : پنجشنبه سی ام اردیبهشت ۱۴۰۰ | 12:10 | نویسنده : یوسف جلالی |

راه را علامت گذاری کرده تا مردم به وسیله آن، به هدایت و بندگیش برسند.

نکته

 

صراط المستقیم 

جاده ای است پر از تابلو و علائم حیاتی 

هر جایی برای کمک به ما تابلویی نهاده ؛جاده لغزنده ، خطر سقوط، گردش به چپ ممنوع ، یک طرفه و....

راهنمای و پیش رو این جاده نبی اکرم ص است.

در این راه از هیچ گونه ایثار و از خودگذشتگی نباید نهراسید.

راه را علامت گذاری کرده تا مردم به وسیله آن، به هدایت و بندگیش برسند.

 

https://t.me/hayatarefaneh

 

نکته

 

درصد حسن اخلاقی هر صفتی،به اندازه صفت بستگی دارد،اگر کسی دارنده همه مکارم اخلاقی باشد کامل و مطلق است،که این درجه مختص به معصومین(ع) است،غیر از معصوم(ع) هرکسی دارای نقص و کاستی در صفاتش است که نشان دهنده مرتبه پایین تر شان از امام است

هرکس دارای سیره اخلاقی حَسَن باشد از ذهن و تفکر به نحو احسن استفاده می کند و صواب هر صفتی را به خود اختصاص می دهد .

 

https://t.me/hayatarefaneh

 

نکته

 

اصلا نا امید نشو

هیچ چیز و هیچ کس

نمیواند برنامه ای که

خدا برای زندگیت

در نظر دارد را متوقف کند

 

‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎ ‌‌‌‌‌‌‌‌ https://t.me/hayatarefaneh



تاريخ : پنجشنبه سی ام اردیبهشت ۱۴۰۰ | 12:3 | نویسنده : یوسف جلالی |

میل آزار دادن دیگران در بسیاری از ما فوق العاده شدید است

میل آزار دادن دیگران در بسیاری از ما فوق العاده شدید است. با یک کلمه ناخوشایند، با یک ژست و رفتار خاص، و گاهی به یک شکل عمیقتر و مؤثرتر میکوشیم تا صدمه و آزاری به دیگری وارد کنیم. این میل کاملاّ عادی به نظر می رسد، و به طرز وحشتناکی مطبوع و لذت بخش است. نفس میل آزار ندیدن منجر به آزار دادن دیگران می شود؛ آزار دادن دیگران نوعی دفاع از خود است. دفاع خود در شرایط و وضعیت های خاص یا بسته به نوع تمایلات شخص، شکل های غریب و مخصوصی پیدا میکند. آزردن دیگران چقدر راحت است؛ ولی نیازردن مستلزم ملایمت و شکیبایی بسیار است! ما دیگران را آزار می دهیم چون خود انسانهایی آزار دیده ایم. ما بوسیله تضادها، غمها و رنج های درون خویش شکنجه شده ایم، ضربه های خردکننده ای ديده ايم. و هرقدر درونمان شكنجه و آسیب بیشتری دیده باشد میلمان به ابراز خشونت در رابطه با دنیای بیرون شدیدتر است. ناایمنی، آشفتگی و اضطراب های درونی ما را به جستجوی وسایل ایمنی در بیرون وامی دارد، بوسیله چیزهای برونی می خواهیم از خود دفاع کنیم. و هر قدر انسان بیشتر از خود دفاع کند، تهاجم و حمله و آزارش به دیگران بیشتر است.

 

 

کریشنامورتی

حضور در هستی

ص 105


برچسب‌ها: روان شناسی

تاريخ : پنجشنبه سی ام اردیبهشت ۱۴۰۰ | 11:59 | نویسنده : یوسف جلالی |

عشق درمان است.

دایی مش اکبر راست می گفت؛

عشق درمان است. 

درد را می‌کُشد و سرِ غصه را می‌بُرد. جوری‌که اشکِ عاشق شور نیست، شیرین است. 

روی زخم که می‌ریزد، گز نمی‌زند. 

مورمور نمی‌کند .. 

اصلاً همین که یکی انتظارت را می‌کشد، مزه‌‌ی خونِ توی گلو را شبیه سکنجبین می‌کند.

 

👤 مرتضی برزگر

 

Join : @twokhati


برچسب‌ها: مرتضی برزگر

تاريخ : پنجشنبه سی ام اردیبهشت ۱۴۰۰ | 11:0 | نویسنده : یوسف جلالی |

💠 امتحان الهی و خودسازی

💠 امتحان الهی و خودسازی

 

🔹 گاهی انسان در همین دوران امتحان ساخته می ‌شود و نمی ‌داند! گاهی مثلاً در حال عادی است، گرچه حال عادی هم حال #امتحان_الهی است ـ طبق بحث های قبل ـ دوران سلامت هم دوران ابتلاست؛ انسان یا مبتلا به سلامت است یا مبتلا به مرض هر دو ابتلا و امتحان است ولی آن اندازه كه در دوران ابتلای مصطلح ساخته می ‌شود، به آن اندازه در دوران سلامت ساخته نمی‌ شود. 

🔹 در كلمات قصار، عظمت امتحان و #فایده_امتحان را این‌چنین بیان فرمود. كلمات قصار حضرت امیر‌(سلام الله علیه) شماره 273 فرمود: «اِعْلَموا عِلْماً یقِیناً اِنَّ اللَّهَ لَمْ یجْعَلْ لِلْعَبْدِ - وَ إِنْ عَظُمَتْ حِیلَتُهُ، وَاشْتَدَّتْ طِلْبَتُهُ، وَ قَوِیتْ مَكِیدَتُهُ - أَكْثَرَ مِمَّا سُمِّی لَهُ فِی الذِّكْرِ الْحَكِیمِ» تا به اینجا كه فرمود: «وَ رُبَّ مُنْعَمٍ عَلَیهِ مُسْتَدْرَجٌ بِالنُّعْمَی وَ رُبَّ مُبْتَلی مَصْنُوعٌ لَهُ بِالْبَلْوَی»؛ فرمود چه بسا افرادی كه در نعمت به سر می ‌برند و این برای آنها جنبه استدراجی دارد، این در حقیقت اكرام آنها نیست [بلكه] این رها كردن آنهاست و سرگرم كردن آنها به لذت های زودگذر است و چه بسا افرادی كه مبتلا شدند و دارند ساخته می ‌شوند «رُبَّ مُنْعَمٍ عَلَیهِ مُسْتَدْرَجٌ»؛ یعنی چه بسا افرادی كه خدا منعم است و آنها منعمٌ علیه ‌اند و این انعام #استدراج است، می ‌خواهد درجه درجه و كم‌ كم اینها را بگیرد كه فرمود: «كَمْ مِنْ مُسْتَدْرَجٍ بِالْإِحْسَانِ إِلَیهِ».[1] برخی در حال نعمت ‌اند ولی درجه درجه دارند سقوط می ‌كنند و برخی در #امتحان_الهی هستند و دارند ساخته می ‌شوند، فرمود: «و رُبَّ مُنْعَمٍ عَلَیهِ مُسْتَدْرَجٌ» كه مشمول «بل نستدرجهم» است «وَ رُبَّ مُبْتَلی مَصْنُوعٌ لَهُ»؛[2] بعضی افرادند كه مبتلا هستند دارند مصنوع می‌ شوند یعنی ساخته می‌ شوند. 

🔹 در آن نامه ‌ای كه حضرت امیر‌ (سلام الله علیه) برای معاویه نوشت مرقوم فرمود: «فَإِنَّا صَنَائِعُ رَبِّنَا وَ اَلنَّاسُ بَعْدُ صَنَائِعُ لَنَا»[3] صنیع پروردگار ما هستیم؛ یعنی در هیچ مكتبی ما ساخته نشدیم، ما فقط در #مكتب_وحی و #غیب_الهی به بار آمدیم، در آن كارگاه ساخته شدیم، ما برای حق ساخته شدیم و در #دستگاه_الهی پرورش یافتیم، دیگران برای ما پرورش می ‌یابند و پرورش یافتگان ما هم هستند. در این بیان نورانی حضرت امیر(سلام الله علیه) فرمود كه عده‌ ای دارند امتحان می ‌شوند تا ساخته بشوند و قدر آن امتحان را هم باید بدانند پس «رُبَّ مُبْتَلی مَصْنُوعٌ لَهُ بِالْبَلْوَی»؛ كه با امتحان دارند ساخته می ‌شوند. بنابراین اصل امتحان به عنوان #سنت_الهی هست كه مایه پرورش انسان ها خواهد بود ﴿لَتُبْلَوُنَّ فی أَمْوالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ﴾ این امتحان هست.

 

[1] . نهج‌البلاغه، حكمت 116.

[2] . نهج‌البلاغه، حكمت 273.

[3] . نهج‌البلاغه، نامه 28.

 

 

#صنع_الهی

#سنت_الهی

#استدراج

 

#آیت_الله_العظمی_جوادی_آملی

 

 

📚 درس تفسیر سوره مبارکه آل عمران ـ جلسه 308

 تاریخ: 1370

 

 

🆔 @a_javadiamoli_esra


برچسب‌ها: آیت الله جوادی آملی

تاريخ : پنجشنبه سی ام اردیبهشت ۱۴۰۰ | 10:57 | نویسنده : یوسف جلالی |

♦️سیر برزخی در رحم دنیوی |

♦️سیر برزخی در رحم دنیوی | 

 

▫️در این نکته دقت کن که: شاید آنچه از رنجهای دنیوی را که متحمل می شوی، سیر برزخی تو محسوب شود.

 

🔺کانال تذکره الاولیاء @tezkar


برچسب‌ها: عرفانی

تاريخ : پنجشنبه سی ام اردیبهشت ۱۴۰۰ | 10:56 | نویسنده : یوسف جلالی |

❣فکر مثبت از فیزیوتراپی هم موثرتر است:

❣فکر مثبت از فیزیوتراپی هم موثرتر است:

 

درباره تاثیر مغز روی بدن هرچه بگوییم کم گفته‌ایم. 

محققان در آخرین تحقیقات دریافتند 

که آنچه در ذهن افراد می‌گذرد، حتی روی دردهای آرتروزی هم می‌تواند تاثیر بگذارد.

ساینس دیلی در این مورد نوشته است که فعالیت ذهنی مثبت ، می‌تواند دردهای مفصلی را کم کند و حتی از فیزیوتراپی هم تاثیرگذارتر باشد.

 

محققان در این بررسی، با کمک یک گوشی هدفون، افراد را در معرض موسیقی آرامی قرار دادند و حین پخش موسیقی، رایحه لیمو و عطر رز را هم همراه با نوری ملایم در فضا پخش کردند. 

آنها از افراد خواستند که به موسیقی گوش کنند و فکرهای مثبت را در ذهن‌شان بپرورانند.

و جالب اینجا بود که با این تمرین، 

درد 85 درصد افراد آرام گرفت. 

به همین دلیل محققان توصیه می‌کنند که برای آرام کردن دردهای مفصلی و عضلانی، چشم‌هایتان را ببندید و کمی مثبت فکر کنید.

اگر قرار باشد خوبی ما، وابسته به رفتاردیگران باشد؛ این دیگرخوبی نیست ، بلکه معامله است

 

 

@Pretty_Life


برچسب‌ها: روان شناسی

تاريخ : پنجشنبه سی ام اردیبهشت ۱۴۰۰ | 10:14 | نویسنده : یوسف جلالی |

غزل ناگفته تر از سرِّ من ، اسرار مگر هست ؟

آشفته تر از حالِ منِ زار مگر هست ؟

ناگفته تر از سِرِّ من ، اسرار مگر هست ؟

 

ای باده ی یادت ، همه سر مستی عمرم

در زلفِ تو چون گرفتار ، مگر هست ؟

 

گفتی : "  تو را مرا جانی " و من باورم اُفتاد

دیوانه به دیوانه خریدار ، مگر هست ؟

 

گفت: شانه ی دیوانه به زلفِ سر دیوانه قشنگ است

گفتم : تو بگو ! بختِ چنین دولتِ بیدار ، مگر هست؟

 

در آینه ، دو چهره نشان آمده ، هر شب مرا یار !

در آینه ات عکس دو چهره ، به پندار ، مگر هست

 

قربانِ دلِ پُر سر و شورت ، که مرا خواست 

دزدانه چو ما ، چند نظرت ، از سرِ دیوار مگر هست؟

 

ماییم و چنین بندِ دل افسار گسیخته پی معشوق

در شهر ، چون دیوانه گی ما ، سرِ قدار مگر هست؟

 

در خواب هزار بوسه مرا داد ، بدهکارِ گناهم

حالا به بیداری من ، یار ، طلبکار مگر هست ؟

 

شرمی است نهفته به دلم ، با که بگویم غم دل را ؟

من  " پیرم و عاشق ، گرفتارِ گرفتار ... " ، مگر هست ؟

 

خندید : که ای دلشده ی من گُنهی نیست ، به عشاق

گر صدق بُوَد ، جانِ تو را ، عشقِ گُنهکار ، مگر هست ؟

 

" یوسف "

 

 



تاريخ : پنجشنبه سی ام اردیبهشت ۱۴۰۰ | 8:39 | نویسنده : یوسف جلالی |

غزل جویایِ توام ، بر دلِ تو ، راه ندارم ؟

جویایِ توام ، بر دلِ تو ، راه ندارم ؟

ای ماه ! بگو ، " رخصتی زان ماه " ندارم ؟

 

از چشمِ تو پیداست ، زدی قصدِ دلم را 

پیراهنِ آلوده ای و خانه ای در چاه ندارم 

 

کو همسفر عشق ؟ که جان گیرد و بازد

در راهِ طریق ، پُشته و همراه ندارم ؟

 

باید چه کنم ؟ تا به طلوع ، ماهِ من آید ؟

امید به جز پنجره و آن در و درگاه ندارم 

 

زیباست پریشانی زلفت ، خبرت هست ؟

زان رُخ تو بگو ، بوسه ی وام خواه ندارم ؟

 

گفتی که حرام است ، بپرهیز از این ماه

گویا ز نسیم ، از نفسِ عطرِ تو شامگاه ندارم 

 

بیچاره نداند ، به قلم ، قصّه ی او چیست ؟

از صحبتِ آن دوست همی صحبتِ کوتاه ندارم؟

 

" یوسف "

 


برچسب‌ها: یوسف

تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۴۰۰ | 17:21 | نویسنده : یوسف جلالی |

دلت جای ِ دگر بود و غمت کُنجِ دلِ ما

دلت جای ِ دگر بود و غمت کُنجِ دلِ ما

 

#معصومه_صابر 

@nim_beyt

 

من پرستارِ دو چشمِ خوشِ بیمار توام...

 

#خواجوی_کرمانی

روز پرستار مبارک♥️

 

@nim_beyt

 

جز به یادش نکرده‌ام افطار...

 

#خاقانی

@nim_beyt

 

من نوحِ روزگارم ، از گریه غرقِ طوفان

 

#هلالی_جغتایی

@nim_beyt

 

جویای تو با کعبه‌ی گل کار ندارد...

 

#صائب

 

@nim_beyt


برچسب‌ها: تک بیت

تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۴۰۰ | 17:20 | نویسنده : یوسف جلالی |

اعضای گروه 99 نباشند شادند

✅ بیاندیشیم👇

 

پادشاه از خدمتکار علت شادیش را پرسید

خدمتکار گفت: قربان همسر و فرزندی دارم و غذایی برای خوردن و لباسی برای پوشیدن و بدین سبب من راضی و شادم.

پادشاه موضوع را به وزیر گفت . وزیر هم گفت: قربان چون او عضو گروه ۹۹ نیست بدان جهت شاد است، پادشاه پرسید گروه ۹۹ دیگر چیست؟ وزیر گفت : قربان یک کیسه برنج را با ۹۹ سکه طلا جلو خانه وی قرار دهید ، و چنین هم شد.

خدمتکار وقتی به خانه برگشت با دیدن کیسه وسکه ها بسیار شادشد و شروع به شمردن کرد ، ۹۹ سکه ؟ و بارها شمرد و تعجب کرد که چرا۱۰۰ تا نیست، همه جا را زیر و رو کرد ولی اثری از یک سکه نبود.

او ناراحت شد و تصمیم گرفت از فردا بیشتر کار کند تا یک سکه طلای دیگر پس انداز کند ، او از صبح تا شب سخت کار میکرد،و دیگر خوشحال نبود. وزیر هم که با پادشاه او را زیر نظر داشت گفت : قربان او اکنون عضو گروه ۹۹ است .

 

وقتی رضایت به چیزی بیرون از فرد وابسته شود ازانجاییکه آنچه در بیرون است ناپایدار است رضایت فرد دچار نوسان می شود.

فرد چیزی را در بیرون جستجو می کند که نیست. نارضایتی اش افزایش می یابد ادراکش و فهمش از خودش دچار تحریف می شود خودش را ناارزنده سازی می کند انگار خودش را نمی خواهد غم را تجربه می کند غم چیزی را که ندارد با تمرکز بر نداشته هایش، داشته هایش را نمی بیند نوعی تهی بودن، نوعی چیزی نبودن، فارغ از اینکه این آب هست که تبدیل به چای می شود تبدیل به شربت می شود او در فراغ شربت، آب بودن خودش را (وجودش) تحقیر می کند.

 

وابستگي ، شناخت

 

👉 @ma_vashoma 💟


برچسب‌ها: روان شناسی

تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۴۰۰ | 17:13 | نویسنده : یوسف جلالی |

♦️مداومت بر زیارت عاشورا |

♦️مداومت بر زیارت عاشورا |

 

🔻از فرزند علامه ي امينی نقل می كنند كه: پدرم با كثرت مطالعات و تحقيقاتی كه داشت، بر خواندن زيارت عاشورا مداومت داشت، و من حدود چهار سال بعد از فوتشان، ايشان را خواب ديدم و از ايشان پرسيدم كه چه عملی باعث نجات است ؟ 

 

به من گفتند: زيارت عاشورا را به هيچ عنوان و عذری ترك مكن.

 

🔺کانال تذکره الاولیاء @tezkar


برچسب‌ها: امم حسین علیه السلام

تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۴۰۰ | 17:5 | نویسنده : یوسف جلالی |

غزل ما حدیثِ دوست را ، در جان ذخیره می کنیم

گر چه کوتاه بود ، اما ماهِ من در ماه بود

گر چه پر آه بود ، اما ماهِ من در چاه بود

 

او به زندانی شده بی عشق ، اما پُر هوس

گر چه در چاه آمده این قصه اش ، جانکاه بود

 

ما به دستِ خویش تدبیر می زنیم تقدیر کو؟

عقل اگر همراه نباشد ، مقصدش ، گمراه بود

 

روشن است راهِ کسی کو عقل و عشق را ، راه داد

عافیت می یابد او گر این دو را همراه بود

 

آن چه بر جانم نشست ، از عشقِ تو ، هم کم نیست

آتشش آتش ولی ، بر جانِ ما دلخواه بود 

 

ما حدیثِ دوست را ، در جان ذخیره می کنیم

در فرافش سوختیم ، راهش ، ولی این راه بود

 

وقتِ باران ، وقت رحمت ، وقتِ استجابت است

قدرِ باران را کسی داند ، که خاطر خواه بود

 

فرصتی رفت ، دوست را ، بر ما نگاهی ، نقد نشد

او مگر بر تنشنگیِ جانِ ما بر عشقِ خویش آگاه بود ؟

 

" یوسف "


برچسب‌ها: یوسف

تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۴۰۰ | 16:45 | نویسنده : یوسف جلالی |

عاشقت باشم ولی رفتن صلاح ما شود…

@textimix

از کنارت می روم، مرگ دلم یعنی همین

عاشقت باشم ولی رفتن صلاح ما شود…

 

@textimix

گاه گاهی که دلم می گیرد ، پیش خود می گویم:

آن که جانم را سوخت ، یاد می آرد از این بنده هنوز؟

 

@textimix

گویند کریم است و گُنَه می بخشد

گیرم که ببخشد، زِ خجالت چه کنم؟

 

@textimix

هیچ چیز 

لذت بخش تر از این نیست که

یک نفر احساست را بفهمد

بدون اینکه مجبورش کنی...

 

@textimix

گویند یار دگری جوی و ندانند

بایست که قلب دگری داشته باشم...

 

@textimix

شده آيا به كلنجار نشينی كه چه شد؟

من به اين دردِ پُر ابهام ، دچارم هر شب

 

@textimix

تو را آن گونه می خواهم که باغی باغبانش را 

شبیه مادر پیری که می بوسد جوانش را

 

@textimix

تو آن آزاد شیرینی که دلخواه است تکرارت

و من هربار از هربار بیشتر دوستت دارم،،،

 

@textimix

انتظار گاهی قشنگ است

وقتی که می دانی، یعنی دلت مطمئن است

خدا جایی دلی را بی قرارِ بی قراری های تو کرده

 

@textimix

برای دل بستن باید دلت را

به دلش گره بزنی!

یکی زیر...

یکی رو...

مادربزرگم میگفت:"قالی دستباف مرگ ندارد..."

 

@textimix

و گاهی عشق یعنی رفتن از کنارِ آدمی که دوستش داری

وقتی که می دانی نبودنت به نفع اوست

 

@textimix

گفتی زِ سرت فکر مرا بیرون کن!

جانا، سرم از فکر تو خالیست، دلم را چه کنم…؟

 

@textimix

در خموشی های من فریادهاست

آن که دریابد چه می گویم کجاست؟

 

فأين ألمفر وعيناك من أمامی

و الذاكره من ورائی ... 

 

چشمانت از مقابل ،

خاطرات از پشت سر

به کدامین سو باید گریخت ؟!

 

 

👤غادة السمان

@textimix

 

@textimix

حال من خوب است اما خوب را معنا نکن

انتطار دیدن محبوب را معنا نکن

 

@textimix

تو چه دانی که پَسِ هر نگه ساده ی من

چه جنونی ، چه نیازی ، چه غمی ست؟


برچسب‌ها: تک بیت

تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۴۰۰ | 7:34 | نویسنده : یوسف جلالی |

 آن که روزهایش همه، بی قدر است، شب قدر به چه کار آیدش؟

  آن که روزهایش همه، بی قدر است، شب قدر به چه کار آیدش؟

 

روزها، هفته‌ها و ماه‌ها را در بیهودگی، عصیان و در بی حاصلی و در غفلتی مذموم سپری می‌کنیم. زندگی و عمرمان را در سرگردانی و بی‌اخلاقی می‌گذرانیم، آن گاه به قصد زدودنِ زنگارها از درون، ساعتی و در شبی به نام "شب‌قدر" می‌نشینیم و دعایی می‌خوانیم که حتی ترجمه‌ی ساده‌ی آن را نیز نمی‌دانیم، . قرآن بر سر می‌نهیم و سپس شادمان از این که وظیفه‌مان را انجام داده‌ایم و "قدر" را قدر نهاده‌ایم، سر بر بالین آسودگیِ غافلانه می‌گذاریم. سال‌ها از پسِ این همه تکرارِ چنین شبی، هیچ گاه از خود نپرسیدیم اگر "شب‌قدرِ" ما شبی عزیز بود که از هزار شب برتر است، چرا پیش از "قدر" و پس از آن، تغییری نکرده‌ایم، بهتر نشده‌ایم و بلکه اوضاع‌مان بدتر و تباه‌تر شده‌است. تعجب نکردیم از این که اگر قرار بود "شب قدر"، قدرمان را بیفزاید چرا چنین حقیرانه زندگی می‌کنیم. 

 

  خطا در تصویری است که از شبِ قدر داریم. تصویری که از شب قدر داریم، این است: "رستگاری در دو دقیقه". 

 

نمی‌دانیم هم‌چنان که اخلاقی زیستن، سخت و دشوار است، رستگار شدن نیز بسیار صعب و گاه طاقت‌فرسا است. زیرا هم برای اخلاقی زیستن و هم برای رستگاری آن جهانی، باید از آنات زندگی، پاسداری و مراقبت و از خویشتن در برابر زشتی‌ها و بدی‌ها مستمرا محافظت کنیم. امیال درونی را کنترل و بسیاری از خوشایندهایی که ما را از "سودای سر بالا داشتن" باز می‌دارد، بگذریم و نادیده‌شان بینگاریم. یله و رها زیستن و خود را به هیچ حد ومرزی محدود نکردن، پاس فضیلت‌ها را نگه نداشتن و زندگی را در تعلیق و بیهودگی نهادن، این‌ها همان کارهای است که می‌کنیم، اما انتظار داریم با سرگرفتن قرآن و خواندن دعایی که نمی‌دانیم چه می‌گوید، گناه‌مان بخشیده و در درگاه خداوند، قدر ببینیم. نمی‌دانیم ما بیش از آن که به خدا بدهکار باشیم به انسان‌هایی بدهکاریم که سبب رنج‌شان شده‌ایم و آسمان زندگی‌شان را تیره و خودشان را تباه کرده‌ایم. خطر آن تصور ساده‌انگارانه‌ای که بعضا روحانیون مسببش بوده‌اند، این است که زندگی نسنجیده و محاسبه نشده‌ای را پیش می‌گیریم و دلخوشیم به این که می‌توان در اسرع وقت و فقط در دو دقیقه رستگار شد.

 

آن چه آمد برای آن نبود که شب قدر را بیهوده بپنداریم و از قدر و قیمیتش بیندازیم، بلکه از آن رو است که بگوییم اگر شب قدر را احترام می‌کنیم و آن را واقعا پاس می‌داریم، چرا چنین می‌زییم که با آن سازگار نیست؟ تعارض میان این که زندگی ما به رنگ شبِ قدر نیست، نشان می‌دهد شب قدری که برپا می‌کنیم فاقد اصالت است. ما خود را فریب می‌دهیم و نمی‌دانیم شب قدر هر کس به سانِ زندگی زیسته‌ی اوست. رستگاری مانند اخلاقی بودن، نتیجه و ماحصل فرایندی است که در طی زمان و با تحمل مضایق و محدودیت‌ها همراه است. رستگاری و هم اخلاق، یک رخ‌داد تصادفی، آنی، بی زحمت و رنج نیست. بلکه همان گونه که اشاره شد، نتیجه‌ی یک پروسه‌ی طولانی مدت است. شب قدر، یک رخ داد است. اما اگر این رخداد در زندگی سرایت پیدا نکند به آن نتیجه‌ی دلخواه نمی‌رسیم. 

 

  آیین‌ها و مناسک، با همه‌ی کارکرد مثبت‌شان اما عموما، مفاهیم متعالی را از میان تهی کرده و آن‌ها را به نمایش جمعی تبدیل می‌کند. اکنون، "شب قدر" نزد ما نیز کارکرد آیینی پیدا کرده است. نمایشی که در آن شرکت کرده و کنشِ دینی که به صورت دسته‌جمعی اجرا می‌کنیم. اما پس از تمام شدنش،‌ باز ما همان هستیم که بودیم. زندگی ما همان خواهد بود که تا کنون بوده است. زیرا آیین ها عموما اثرات زودگذر و سطحی دارند. ما در آیین‌ها تغییر نمی‌کنیم زیرا عمق درون و جان ما درگیر آیین نمی‌شود. وقتی جان‌ها درگیر می‌شود که در سکوتی عمیق خلوت کنیم و به محاسبه‌ی خویش بپردازیم و صادقانه خود را در ترازوی اخلاق و معنویت بگذاریم. خود را در آیینه‌ی معیارها ببینیم و به ارزیابی خویش همت کنیم. 

 

شبِ قدرِ هر کس به رنگ روزها و ماه‌های زیسته‌ی اوست. از این رو در انتظار شبی عزیز که از هزار شب برتر است نباشیم، مگر آن که روزهای زیسته‌مان را به محک ارزش‌هایی متعالی بسنجیم و چنان بزییم که بتوانیم سرفرازانه از آن دفاع کنیم. شب قدر کسانی از هزار شب برتر است که روزشان نه هزار روز که دست کم به اندازه‌ی یک روز بیرزد. آن که روزهایش ارزشمند است، شب قدرش نیز قدر و قیمت دارد و بلکه به هزار شب برتری دارد.

 

✍️ علی زمانیان

 

🆔 @MolaviPoet

🆑 کانال مولوی و عرفان


برچسب‌ها: علی زمانیان

تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۴۰۰ | 7:11 | نویسنده : یوسف جلالی |

پاول می‌پرسد خدا کیست؟

📹 فایل کلیپ 

 

‌ تکه‌ای از قسمت اولِ سریال تلویزیونی ده فرمان، ساخته‌ی کریشتوف کیشلوفسکی

 

این مجموعه الهام‌گرفته از ده فرمان موسی است

 

〰〰

پاول می‌پرسد خدا کیست؟ عمه‌ی‌ پُرمهر او تعریفی ارائه نمی‌دهد. تنها در آغوشش می‌گیرد و می‌پرسد چه احساسی داری؟ در تجربه باطنی خود او را پیدا کن. او سرچشمه‌ی احساسی است که هم‌اکنون تجربه کردی.

 

آیا تجربه‌ی محبت، گواهی خدا در قلب ماست که از رهگذر آن به وجود بی‌مانند او راه می‌بریم؟ آیا کاوش در محبت به خدا می‌انجامد؟ آیا توانایی شگرفِ توجه دیگردوستانه برای جویندگان او نشانه‌ای معتبر و گرمابخش است؟ همان که می‌گفت در نهاد شما نشانه‌هایی است؟

 

 

کیشلوفسکی تجربه محبت را گواه خدا می‌داند. در کتاب مقدس آمده است:

 

«خدا محبت است:

آن کس که در محبت می‌ماند،

در خدا می‌ماند و خدا در او می‌ماند.»

(رساله اول یوحنّا، ۴: ۱۶)

 

 گابریل مارسل می‌گوید:

 

«آنچه پذیرفتنی نیست مرگ معشوق است؛ از این نیز ناپذیرفتنی‌تر مرگِ خودِ عشق؛ و این ناپذیرفتنی بودن شاید اصیلترین نشانِ وجودِ خدا در ضمیر ماست.»

(گابریل مارسل، سَم کین، ترجمه مصطفی ملکیان، ص ۷۰)

 

صدیق قطبی

 

 

🆔 @MolaviPoet 

🆑 کانال مولوی و عرفان


برچسب‌ها: عرفانی

تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۴۰۰ | 7:2 | نویسنده : یوسف جلالی |

اشاره و الهام و تلقینى است از حضرت ولى عصرعلیه السلام براى رفع مشکل.

♦️هدیه علامه طباطبایی به آیت الله کشمیری|

 

▫️پس از آمدن مرحوم آیت اللّه کشمیرى به ایران، مرحوم علامه طباطبایى به دیدن ایشان رفت و این نکته را به عنوان هدیه به ایشان بیان کرد: هر گاه به مشکلى برخوردید، به پشت بام رفته، دو رکعت نماز خوانده و به امام زمان‏ علیه السلام هدیه نمایید.

 

▫️پس از نماز، رو به قبله، تلاش کنید خود را از افکار و پراکندگى و تشتت خالى کنید. در آن هنگام هر چه به ذهنتان رسید، اشاره و الهام و تلقینى است از حضرت ولى عصرعلیه السلام براى رفع مشکل.

 

📚 میناگردل، ص ۱۲۱ و ۱۲۲

 

🔺کانال تذکره الاولیاء @tezkar


برچسب‌ها: عرفانی

تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۴۰۰ | 7:2 | نویسنده : یوسف جلالی |

مثنوی انتظار و انتظار و انتظار

انتظار و انتظار و انتظار ...

انتظارِ این نگاهِ بی قرار

 

انتظارت می کُشد؟ بد می کُشد

آن قرارت میکُشد؟ صد می کُشد

 

عُمرِ نوح ( ع ) باید ؟ دلت راضی شود؟

جانِ کوه باید ، در این بازی شود

 

در دلت ای دوست ! همین که رَه زدم

باورم نیست ، جانِ عشقِ مَه زدم

 

در دلت این آشنا ، سایه نشست

آینه دیدت ، که همسایه نشست

 

نور دیدم ، آشنایی می کنم 

شور دیدم ، هم نوایی می کنم

 

عشق دیدم ، پایه پایه آمدم

مِهر دیدم ، تا تو را عاشق شدم

 

در حریمت چون کبوتر ، زائرم

گر چه نشکسته مرا پَر ، زائرم

 

دانه ی مهرت ، مرا مَحرَم نکرد ؟

آن نوایت ، زخمِ ما مرهم نکرد ؟

 

قصد دارم ، تا که احرام بَندَمت

این چنین ، من کی توان ، دل کَندَمت ؟

 

حُرمتت دارم ، چنین آشفته ام

معرفت دارم ، چنین شعر گفتمت

 

معرفت می دار عشق را ، نَه مرا

مرحمت می دار ما را ، زان سرا

 

کارِ ما ، جز این نیاز عشق چیست ؟

شغلِ دل ، دائم نماز عشق نیست ؟

 

باده خواهد ، مست کند دیوانه را

باده ای آر ، بر هم زند میخانه را

 

باده ای ، از تو نشان آرَد مرا 

هر چه خواهم ، او همان آرد مرا

 

عاشقی و مستی و دیوانگی

این سه عنصر ، عامل فرزانگی

 

خوش که در عشقت ، رسید فرزانه سد

در دلت هر که رسید ، پروانه شد

 

آتشی زن هم پرِ پروانه را 

میزبانی کن ، بسوز دیوانه را

 

خوشتر از سوختن ، به عشقت هست مگر

تو بسوزان ، هیچ نداریم ، ما حذر 

 

آن که خام است ، بایدش آتش فقط

گر که رام است ، بایدش آتش فقط

 

" یوسف "


برچسب‌ها: مثنوی یوسف

تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۴۰۰ | 6:36 | نویسنده : یوسف جلالی |

مثنوی پُرم از  حال و هوای دل تو

پُرم ار حال و هوایِ دلِ تو 

پُرم از خاطره ی ساحلِ تو

 

پُرم از عشق ، پُر از بارانت

پُرِ گیسویِ رسیده به سرِ دامانت

 

من غنی از تو شدم ، دریایی 

دل وسیع از تو شدم ، صحرایی

 

باز خواندی ، به اوجم بکِشی 

هم کشاندی ، چو موجم بکِشی

 

من تو را دارم ، و دنیا دارم

در کنارت ، سرِ عقبی دارم 

 

گر چه در سایه ی تو ، پایه زدم

از نفس های تو من آیه زدم

 

آیه آیه ، همه اش شعر و غزل

مایه مایه ، همه کندوی عسل

 

فارغِ از خویشمُ و درگیر توام

سارقِ خویشم و  زنجیر توام

 

از تو ظلم گر برسد شیرین است

گر خرابم بکنی ، تمکین است

 

من به رنجِ دَم عشق ، خو کردم 

با صداقت ، عشق را ، رو کردم

 

سرِ پیوستگیِ ، گیسویت 

میلِ آشفتگیِ آن مویت

 

خواب و آرامِ مرا بُرده ببین

مردِ عشق تو شده ، اهلِ یقین

 

" مثنوی "

 

 


برچسب‌ها: مثنوی یوسف

تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۴۰۰ | 12:9 | نویسنده : یوسف جلالی |

💠 کالای ابدی

💠 کالای ابدی

 

🔹 گرچه این تشبیه گویای تام نیست، اما می ‌توان به عنوان تقریب ذهن گفت، اگر گفتند دو دو تا چهارتا چند سالش است؟ می‌ گوییم این ثابت است نه ساکن! چون ساکن نیست، نه متزمّن است، نه متمکّن. زمان و زمین ندارد، خسته نمی ‌شود، چون ثابت است. ما به دارالقرار بار می ‌یابیم و قرار می ‌گیریم و ثابت می‌ شویم، نه ساکن! لذا در ما خستگی نیست. این تعبیر دل پذیر قرآن که ﴿كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ﴾[1] ما را می‌ رساند به اینکه هرگز نمی ‌میریم، نه «هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق»،[2] آنها یک زندگی برتر و والاتری دارند. 

🔹 طبق بیانی که مرحوم کلینی (رِضْوَانِ اللَّهِ تَعَالَی عَلَیه‏) در جلد دوم اصول کافی از معصوم (سَلامُ الله عَلَیه) نقل می ‌کند، می ‌فرماید کسی که #عاشقانه خدا را عبادت کند، این فاضل ترین و برجسته ‌ترین و بزرگوارترین مردم است، امام معصوم فرمود: «أَفْضَلُ النَّاسِ مَنْ عَشِقَ الْعِبَادَةَ فَعَانَقَهَا وَ أَحَبَّهَا بِقَلْبِهِ وَ بَاشَرَهَا»؛[3] فاضل ‌ترین مردم کسی است که به نماز #عشق_بورزد، به عبادت که خدمت خلق است، عشق بورزد، با او معانقه کند، دست به گردن باشند، مباشرت کنند. از این بیان نورانی امام که کلینی نقل کرد، خیام و امثال خیام تربیت شدند که می ‌گوید: 

خاطر خیاط عقل گرچه بسی بخیه زد ٭٭٭ هیچ قبایی ندوخت لایق بالای عشق[4]

 عقل هر چه بخواهد حکیمانه و فیلسوفانه بیندیشد و خیاطی کند، قبایی که به اندام رسای عشق باشد نمی ‌تواند بدوزد. این بیان نورانی امام است که فرمود: «أَفْضَلُ النَّاسِ مَنْ عَشِقَ الْعِبَادَةَ فَعَانَقَهَا وَ أَحَبَّهَا بِقَلْبِهِ وَ بَاشَرَهَا».

🔹 سخن #دل_پذیر خدای عالم و #آدم_‌آفرین این است که انسان مرگ را می ‌میراند. ما هستیم و مرگ نیست و برای أبد می‌مانیم و ثابت هستیم. یک موجود ثابت أبدی، #کالای_ابدی می‌ خواهد. آن کالای أبدی #عقل سالم است و #قلب سالم است و #عمل سالم است و #سیاست سالم است و #اقتصاد سالم است و #جامعه سالم است. چقدر امام باقر(سَلامُهُ اللَّهِ وَ صَلَوَاتُ عَلَیه‏) سخنان زیبا فرمود که «لَا عِلْمَ كَطَلَبِ السَّلَامَةِ وَ لَا سَلَامَةَ كَسَلَامَةِ الْقَلْبِ وَ لَا عَقَلَ كَمُخَالَفَةِ الْهَوَی ... وَ لَا مَعْرِفَةَ كَمَعْرِفَتِكَ بِنَفْسِك‏»![5] این بیان ‌ها نشان می‌ دهد که معرفت ‌شناسی و عترت ‌شناسی و معادشناسی در دامنه توحید و وحی و نبوت‌ شناسی از #بهترین_علوم_و_معارف هستند که هم دنیای ما را تأمین می ‌کنند هم آخرت ما را. هرگز نگوییم فلان شخص چنین کرد، فلان شخص چنین می‌گوید. همواره بگوییم #خدا_چنین_فرمود، پیامبر او چنین آورد، ائمه چنین گفتند، علی و اولاد علی (صَلَوَات اللَّهِ وَ سَلامُه عَلَیهِمْ أَجْمَعِین) چنین گفتند.

 

[1]. سوره آل عمران، آیه185؛ سوره انبیا، آیه35.

[2]. غزلیات حافظ، غزل شماره11؛ «هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق ٭٭٭ ثبت است بر جریده عالم دوام ما».

[3]. الكافی (ط ـ الإسلامیة)، ج‏2، ص83.

[4]. دیوان اشعار عطار، غزل شماره449.

[5]. تحف العقول، ص286.

 

 

#روز_بزرگداشت_حکیم_عمر_خیام

#عبادت_عاشقانه

#فاضل_ترین_مردم

 

#آیت_الله_العظمی_جوادی_آملی

 

 

📚 پیام موضوعی

 تاریخ: 1396/09/15

 

 

🆔 @a_javadiamoli_esra


برچسب‌ها: آیت الله جوادی آملی

تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۴۰۰ | 11:47 | نویسنده : یوسف جلالی |
        مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By Slide Skin:.