وجود ما یک معما و یک رازه ،
ما راز مجسمیم .
هر چه از خودمون بیشتر بدونیم و درونمان را بهتر بکاویم ، تازه می فهمیم راز یعنی چی؟
مولانا در مورد دین ، دین به عنوان احکام فقهی ، بلکه باطن دین ، حقیقت دینی گفته
جز که حیرانی نباشد کارِ دین
گَه چنین بنماید و گَه ضد این
آدمی که به حیرت نیفتاده ، به مغز دین نرسیده ...
خدا یک رازه ...
قضا و قَدَر یک رازه ...
وجود شُرور در عالم یک رازه
وجود خودِ آدمی یک رازه
عشق یک رازه ...
اتحاد بنده با خدا یک رازه
اینها جزو چیزهایی هستند که تا ابد راز آلود باقی می مانند
یکی از مهمترین جاهایی که برای افراد هست ، اون نقطه ی ملاقات طبیعت با ماورای طبیعت است ، اون نقطه ملاقات روح با بدن است .
عطار نیشابوری خوب می گفت :
جزو کل شد چون فرو شد جان به جسم
کَس نسازد زین عجایب تر طلسم
یک طلسم عجیبی است که خدا ساخته
این دو موجود رو کنار هم نهاده...
رازش هم تا امروز گشوده نشده .....
برچسبها: دکتر سروش
کلام تربیتی
اگرمضطرب هستیم،توقع فرزندآرام نداشته باشیم
اگر بی برنامه وناهماهنگ هستیم،امیدبچه منظم نداشته باشیم
اگراختلاف زناشویی و جروبحث خانوادگی داریم منتظر آشفتگیهای تربیتی درفرزندمان باشیم
https://t.me/hayatarefaneh
برچسبها: کودک
کلام عرفانی
سالک اگر بخواهد تحت نظر محبوبی حرکت کند، نباید عافیتطلب باشد، شک و شرط کند و یا برای حرکتش جایزه طلب نماید. همین که حرکت کرده، سختیها را تحمل نموده و هنوز در راه الهی ثابتقدم مانده، جایزهی ولایت است؛ یعنی پیش از آنکه او عاشق خدا و اولیاء باشد، خدا و اولیاء، عاشق او بودهاند و هستند.
آنها همه چیز حتّیٰ ناسوت را دادهاند و باز میدهند؛ اگر هم گاه ندهند یا دیر بدهند، برای تربیت سالک است.
مثل مادری که میداند زمین خوردن کودک، او را قوی میکند؛ اگرچه درد دارد.
https://t.me/hayatarefaneh
کلام اخلاقی
اخلاق غدیری در حکومت میگوید هرکسی در هر مرتبهای از حکومت بر اساس شایسته سالاری قرار بگیرد و به فرمان الهی عمل کند؛
اگر کسی شایستگیهای لازم را ندارد، خود را مطرح نکند و وارد عرصه حکومت نشود.
بنابراین اگر در حکومت شایسته سالاری، شفافیت، رفتار براساس قانون گرایی، پایبندی به کیفیت استخدام وسیله، پاسداشت
حقوق مردم و عمل به عدالت رعایت شود، آن زمان می توان گفت اخلاق حکومتی به سمت غدیر حرکت کرده است.
https://t.me/hayatarefaneh
برچسبها: عرفانی
☀️
✍️ احمد زیدآبادی
🖊 یادی از دکتر علی شریعتی
از همان زمانی که در سال 1366 وارد روزنامۀ اطلاعات شدم، تقریباً همه ساله در سالروز وفات زندهیاد دکتر علی شریعتی چیزی نوشتهام. این نوشتهها از شور و ارادت خالص آغاز شده و به تدریج سویۀ انتقادی به خود گرفته است. با این همه، در سالهای اخیر که قرعۀ نفرتپراکنی به نام دکتر شریعتی اصابت کرده است، همواره کوشیدهام به زعم خود جانب انصاف را نسبت به او و آثارش رعایت کنم.
کویریات او مثل آهنربا هنوز مرا به سوی خود میکشاند. اسلامیاتش نیز معجونی از نکتههای بدیع و راهگشا و خلاقانه در کنار قرائتهای ایدهآلیستی و بعضاً ستیزهجویانه از پارهای معارف دینی و تاریخ اسلام است، اجتماعیاتش دیگر واقعاً چنگی به دل نمیزند و از سکه افتاده است. این نوع داوری طبعاً به مذاق دوستداران و بخصوص بیزاران از او خوش نمیآید.
به هر حال به نظرم در مرحوم شریعتی ماندن و متوقف شدن، کارگشا نیست و کینهورزی به او نیز روزی پشیمانی به بار میآورد. این پشیمانی پیشگویی آیندههای دور نیست، تجربۀ زندۀ روزگار معاصر است. چه بزرگانی که به صرف فضای غالب، لجنمال و ملکوک شدند و چه پشیمانیها و عذرخواهیها و طلبِ بخششها که به بار آمد! چه نیکوست که آدمی در هر جهت و مسیری که گام برمیدارد، حد را نگه دارد چرا که حد، نگه دارندۀ آدمی از ارتکاب ظلم و جنایت به وقتِ سرمستیهای دیوانهوار ناشی از غلبۀ فضای مورد دلخواه است.
.
برچسبها: دکتر شریعتی
.
گفت چرا نَهان ڪُنے عِشق مَرا چو عاشِقے؟!
من زِ براے این سخن، شُهرہ عاشِقان شُدم
#حضرت مولانا
🍀
*********************
گفت چرا نهان کنی؟ عیان شدم عیان شدم
گفت : چرا بیان کنی؟ نهان شدم نهان شدم
گفت : که جُسته ام تو را سایه به سایه ات یقین
وَه که شنیدم این سخن دوان شدم دوان شدم
گفت که باورم نشد ! باز دوباره دیدمت
از سرِ دیوانگی ام ، پَران شدم پَران شدم
گفت : نمی روم دگر می شَوَمت چونان قمر
مردِ کُهن اگر بُدم جوان شدم جوان شدم
گفت : جواب دارد آن با غزلت بمان بمان
سایه شدم کنارِ او چنان شدم چنان شدم
گفت به شوق رسیده ام ، با تو به ذوق رسیده ام
بویِ بهار دمید مرا ، آخرِ آن خزان شدم
گفت : قضا و قَدَر است ،
حُکم ز جای دگر است
من به حُکمِ قَدرش بسته ی آسمان شدم
خوب سرشته ای مرا خوب فرشته ای مرا
خوب نوشته ای مرا باغ شدم جَنان شدم
"خسته نشسته ای" به مصر چشمِ دلش دید مرا
با دل و جان خرید مرا ، بَرده بُدم ، گران شدم
رَد نکرده ، خواند مرا ، سد نکرده ، ماند مرا
از دل و جان کِشاند مرا راهیِ آن کران شدم
از عجبم نگفتمَش از طربَم نگفتمش
از طلبم نگفتمش ، حیرتِ آن لبان شدم
" یوسف "
برچسبها: یوسف
بنظرم این صحبت دکتر هلاکویی رو
باید با طلا نوشت:
من از آنچه که هستم و آنچه چه که دارم
خجالت نمیکشم!
این خانواده ی منه.این هوش منه.
این ماشین منه.این خونه منه.
من از هیچ چیز مربوط به خودم
شرمنده و خجالت زده نیستم
از سنم،قدم،وزنم،پدرم و مادرم و...
خجالت نمیکشم؛ اینها واقعیت زندگی منه!
قراره من خوبِ خودم باشم نه اینکه
خوب و بد بودنم رو با متر شما اندازه بگیرم.
من به این دنیا نیومدم تا
با ملاک های دیگران زندگی کنم…
برچسبها: دکتر هولاکویی
می توان با مهربانی خانه ساخت
می توان فرزانه را دیوانه ساخت
می توان ایمان را از ریشه کَند
می توان در کعبه هم بتخانه ساخت
می توان با خنده ای ، دل بُرد و باخت
می توان از پیله ای پروانه ساخت
می توان رفت و دلی را جا گذاشت
شاعری را تا اَبد جانانه ساخت
آتشی انداخت تماشایش نشست
جامِ مِهر داده ، دلی میخانه ساخت
گر فرشته رهزنِ جانت شود
حیله ای تا بوسه ای دزدانه ساخت
وام دارِ مستیِ چشمش شدم
آمد و کارِ مرا مستانه ساخت
با غزل بستم منم ، بندِ دلش
با منِ خانه خراب ، کاشانه ساخت
گفتم : ای دیوانه جان ! با من بمان
رفت ... هر چه آرزو افسانه ساخت
" یوسف "
برچسبها: یوسف
من میدونم نباید خسته شد،
میدونم نباید بُرید،
میدونم زندگی ادامه داره،
فقط دلم میخواست یه وقتایی،یه جایی،یهگوشه وایسم،
بگم خستم،
و یکی بفهمه چی میگم..
نه که فقط بشنوهها،بفهمه..
برچسبها: عاشقانه
نه پیام دادن نوبتیه،نه زنگ زدن اما خب
آدم از یه جایی به بعد حس میکنه مزاحمه...
@giioomeh
برچسبها: عاشقانه
بعضیها تکرار نمیشوند !
پس کسی را که دوست داری
همیشه کنار خودت نگهدار
و مراقبش باش ...
~ گابریل گارسیا مارکز
˙❥˙ @Official_Hich ˙❥˙
برچسبها: گابریل گارسیا مارکز
هیچ میدانی چرا چون موج
در گریز از خویشتن پیوسته میکاهم؟
زان که بر این پردهٔ تاریک،
این خاموشیِ نزدیک،
آنچه میخواهم نمیبینم،
وآنچه میبینم نمیخواهم.
محمدرضا شفیعی کدکنی
«پاسخ»
از مجموعهٔ «آیینهای برای صداها»
@molanatarighat
برچسبها: شفیعی کدکنی
چه قدر این صدای مسافر به کوچه آشناست
لبت همیشه به مِهر پُر از خنده هاست
چروکِ دستِ من کجا و سپیدی دستِ تو
قرارِ دلم یقین ز گرمای دست شماست
بگویم ؟ یا پنهان بدارم ، تبِ بوسه را
برای زخم های من ، همین مرهم ، دواست
تو را به وقت مهربانی ، تمام داده اند
حسابِ کارِ تو با همه جدای جداست
چه خوب مرا در کوچه ها پیدا کرده ای
انگار حسی قشنگ در دلت ، در تقلاست
خیالت کار ساز شد ، که یافته ام تو را
دلم سخت به تمنا ، زبانم به حاشاست
کوهِ غرورِ من کو ؟ پیشِ تو ، آب شد
خودت می دانی ، که جانم به تمناست
ما مزد خود به صبر گرفته ایم ، تو را
اگر چه مِهر تو همه آتشی از بلاست
چه قدر ؟ بخوانمت ، فرشته به استجابت آید
گفتی: که دیوانه آمدنم کار خداست
" یوسف "
برچسبها: یوسف
عزت نفس(self-esteem)اینجوریه که،
ممکنه عزت نفس یک چوپان از یک فول پروفسور دانشگاه بالاتر باشه!
چون عزت نفس، به میزان علاقهمندی و پذیرش فرد نسبت به داشتههاش بستگی داره، نه میزان وحجم داشتههای او!
_
🥀
برچسبها: روان شناسی
@molanatarighat
رَبِّ إِنِّي لِمَا أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ
پروردگارا!
من به آنچه از خير به سويم نازل كردهاى محتاجم.
.
برچسبها: دعا

باز اینجایم ، قرارت را فراموش کردهای
با همه مِهرت ، که یارت را فراموش کردهای
باز سرِ کوچه سر و تَه می کنم این راه را
عاشقی را ، کار و بارت را فراموش کردهای
باز پاییزم ، بهار آمد ، نیامد یارِ من
ریشه های در بهارت را فراموش کردهای
یادم افتاده که جانت بند بود با جان من
دوره ی شیرینی پُر افتخارت را فراموش کردهای
من که هیچ ، عشق حیف شد ، از دست رفت
یوسُفت را ، مردِ بازارت را فراموش کردهای
دوریِ جانت ، رساند پاییز را تا جانِ من
باز مردِ مهربانِ جان نثارت را فراموش کردهای
من فراموشت نمی سازم ، مگر دست با رقیب
قصه ی دلدادگی، آن روزگارت را فراموش کردهای
ساده ام مثل خودت ، با وعده ی خوابت خوشم
نیتت را ، خواب گزارت را فراموش کردهای
من که می بازم ، برنده باش بی ما هم
بُردی و مردِ قمارت را فراموش کردهای
برچسبها: یوسف
(2928)
حدیث
امام رضا ع فرمودند:
في القرآن شفاءٌ من كل داءٍ و قال داووا مرضاكم بالصدقه و استشفوا بالقرآن فمن لم يشفِهِ القرآن فلا شفاء له.
در قرآن دواي هر دردي است، و (سپس) فرمود: مرضهاي خود را با صدقه مداوا و آنها را با قرآن شفا دهيد، پس كسي را كه قرآن شفا ندهد، پس هيچ شفايي براي او نيست.
مستدرک الوسائل، ج۲ ص۹۸
https://t.me/hayatarefaneh
برچسبها: قرآن کریم
نکته
﴿ أَتَأْمُرُونَ ٱلنَّاسَ بِٱلْبِرِّ وَتَنسَوْنَ أَنفُسَكُمْ ﴾
آيا مردم را به نيكى دعوت مى كنيد و خود را فراموش كرده ايد!
بقره ٤٤
كسی به نيكى امر مى كند و خود عامل است.. خوشا به حالش.
كسی به نيكى امر مى كند اما خود عمل ندارد... بدا به حالش.
كسی نه امر به نيكى مى كند و نه عمل دارد، ایا اين مرده نیست؟
https://t.me/hayatarefaneh
نکته
« فَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَجَاهِدْهُم بِهِ جِهَادًا كَبِيرًا »
فرقان ۵۲
پس، از کافران اطاعت مکن و با (الهام گرفتن از) قرآن با آنان به جهادی بزرگ بپرداز.
برخورد ما با كفار چند مرحله دارد:
اول: عدم اطاعت از آنان «فلا تطع»
دوم: مبارزه و جهاد «و جاهدهم»
جهاد و مبارزه نيز چند قسم است:
جهاد با شمشير كه جهاد اصغر است.
جهاد علمي با منطق قرآن و پاسخ دادن به شبهات دشمنان كه جهاد کبیر است.
https://t.me/hayatarefaneh
برچسبها: عرفانی
کلام تربیتی
پدر و مـادر بايد تفكر "فراوانی" را در خانه حاكم كنند.
کودک نباید درگیر مسائل اقتصادی ما،شود.
اولين نا امنی اقتصادی در خانواده، ترويج تفكر "نداری" است.
تفكر "فراوانی"، به معنی خوش خيالی و گول زدن خودمان و فرزندمان نيست.
بلكه برای کودک ايجاد امنيت روانی است.
کودک توان حل مشکلات مالی ما و کشور ما را ندارد.
خودش را ضعیف و ناتوان میبیند و گاه حتی فکر میکند خودش عـامل این بدبختی و شرایط است.
https://t.me/hayatarefaneh
برچسبها: کودک
کلام عرفانی
در عرفان،یکی از معانی نی،
نه است،نیی،نیستی،هيچ....
در حقیقت،نی،نماد انسان فارغ از خود است،دلباختهی معشوق واقعی و بریده از تمام مادیات و مسائل دنیوی ،
پایینتر از همه خود را می انگارد،ولی در مقابل به درک اشرف مخلوقات رسیده،و میداند که معشوق از او تعهد گرفته،
اما منیت خود را نابود ساخته و از منی و تویی،دوگانگی و چندگانگی،وحدت ساخته و جز او نمیبیند،در مقابل خود نی میان تهیست ، و در این راه مرارت سختی افزون خواهد کشید.
نی حدیث راه ، پر خون میکند
قصههای عشق ، مجنون میکند
https://t.me/hayatarefaneh
کلام اخلاقی
ما در صورتی قوم برگزیده ی خدا خواهیم بود که بنده بودن ،محمل خویش را در تمام کیان وجودمان پیدا کرده باشد وگرنه اقوام زیادی در تاریخ بودند که گرد وجود ولیّ جمع آمدند و قدر ندانستند و خاسر گشتند.خداوند همیشه پشتیبان اهل حق خواهد بود.
مهم این است که از دایره ی مفاهیم ذهنی و تصور اینکه ما اهل حق هستیم خارج شده و در عمل اهل حق باشیم تا شاهد نتیجه ی آن که نصرت الهی است گردیم.
https://t.me/hayatarefaneh
برچسبها: عرفانی
شانهات را دیر آوردی سرم را باد برد
خشت خشت و آجر آجر، پیکرم را باد برد
من بلوطی پیر بودم پای یک کوه بلند
نیمم آتش سوخت، نیم دیگرم را باد برد
از غزلهایم فقط خاکستری مانده به جا
بیتهای روشن و شعلهورم را باد برد
با همین نیمه، همین معمولی ساده بساز
دیر کردی نیمهی عاشقترم را باد برد
بال کوبیدم قفس را بشکنم عمرم گذشت
وا نشد بدتر از آن بال و پرم را باد برد
"حامد عسکری"
برچسبها: حامد عسگری
سخنرانی هانری ماسه در جشن بازنشستگی اش در دانشگاه سوربن فرانسه :
من عمرم را وقف ادبیات فارسی ایرانی کردم و برای اینکه به شما استادان و روشنفکران جهان بشناسانم که این ادبیات عجیب چیست ، چاره ای ندارم جز اینکه به مقایسه بپردازم ، كه بگویم که ادبیات فارسی بر چهار ستون اصلی استوار است :
_ فردوسي
_ سعدی
_ حافظ
_ مولانا
فردوسی، هم سنگ و همتای هومر یونانی است و برتر از او...
سعدی، آناتول فرانس فیلسوف را به یاد ما می آورد و داناتر از او...
حافظ با گوته ی آلمانى قابل قیاس است، که او خود را شاگرد حافظ و زنده به نسیمی که از جهان او به مشامش رسیده، می شمارد...
اما مولانا...
در جهان هیچ چهره ای را نیافتم که بتوانم مولانا را به او تشبیه کنم.
او یگانه است و یگانه باقی خواهد ماند.
او فقط شاعر نیست، بلکه بیشتر جامعه شناس است و بویژه روانشناسی کامل که ذات بشر و خداوند را دقیق می شناسد قدر او را بدانید و بوسیله ی او خود را و خدا را بشناسید...
🍃🍃@Pretty_Life
برچسبها: مولانا
مراجعه به درمانگر، قدمبرداشتن در جهت خودمراقبتی و رهایی از رنج است.
درمانگر نه قرار است نسبت به مُراجع ترحم کند و نه قصد دارد او را آنطور که خودش میخواهد رهایی بخشد.
بلکه درمانگر کمک میکند تا بینش مُراجع نسبت به رنجی که میکشد بیدارتر شود تا با ارادهٔ بیشتری بتواند از خود مراقبت کند.
💬 وحید اکبری ( درمانگر روانکاوانه)
🍃🍃@Pretty_Life
برچسبها: روان شناسی
۵ تا نشونه یک رابطه عاطفی سالم:
۱. هم دیگه رو پذیرفتید و دنبال تغییر دادن هم نیستید.
۲.میتونید راحت باهم راجب درباره ی فکر ها و مشکلاتتون صحبت کنید.
۳. باوجود علاقه ای که بینتونه حریم شخصی دارید و میتونید زمانتون رو صرف کارای مورد علاقه خودتون بکنید.
۴. راحت اشتباهاتتون رو میپذیرید، عذر میخواید و سعی میکنید جبرانش کنید.
۵. روی هم حساب میکنید و ضمن کمک کردن به هم هوای همو دارید.
@RavanTrapy | روانشناسی
برچسبها: روان شناسی
_ترسیدی؟
+نه مگه پرواز از ارتفاعه؟!
_میتونه از اونم بدتر باشه،
دوستت دارمو که بگی اگه جوابی نشنوی
میشه سقوط آزاد از بلندای یه احساس...
~ سمیه نادی
˙❥˙ @Official_Hich ˙❥˙
برچسبها: سمیه نادری
این شعر از حسین منزوی بی نظیره
با صدای زیبا و دلنشین خانم باران نیکراه
میگه :
من از خزان به بهار از عطش به آب رسیدم
من از سیاهترین شب به آفتاب رسیدم
هم از خمار رهیدم٬ هم از فریب گذشتم
که از سراب به دریایی از شراب رسیدم
اگر نشیب رها کردم و فراز گرفتم
به یاری تو بدین حُسن انتخاب رسیدم
شبی که با تو همآغوش از انجماد گذشتم
به تب٬ به تاب٬ به آتش٬ به التهاب رسیدم
چگونهاست و کجا؟ دیگر از بهشت نپرسم
که در تو٬ در تو به زیباترین جواب رسیدم
کتاب عمر ورق خورد بار دیگر و در تو
به عاشقانهترین فصل این کتاب رسیدم
#باران_نیکراه
#حسین_منزوی🌻🌻🌸🌸🌺🌺🌷🌷💐💐🌼🌼☘️☘️🍀🍀🌹🌹🌻🌻💐☀️با احترام دعوتید به میهمانی غزل و هنر در کانال هنری و ادبی سماع قلم☀️💐 https://t.me/sameqalam
👆👆
برچسبها: حسین منزوی
تو آسمان آرزوهای منی ... انگار
تو آتشِ رسیده ی بلای منی ... انگار
منم سایه ی وقتِ سختِ زخم هایت
تو مرهم خلوتِ انزوای منی ... انگار
تو را ز لایه لایه ی شیشه ها باید جُست
تو با خنده عینِ خونبهای من ... انگار
من و پروانه به سودا دل خوش کرده ایم
پروانه داند ، تو نورِ روشنِ سرای من
هیچ کس ، چنان من ، کشفت نکرده است
تو آرزوی جدای جدای منی ... انگار
اگر پُرسَندَم : بزرگترین خطای تو چیست ؟
گویم:شیرین ترین خطای منی ... انگار
برچسبها: یوسف
در آرزویِ تو عُمر بُردم شَب و روز
عُمرم همه رفت و آرزویِ تو نرفت...
#مولانای_جان
@Molana79
برچسبها: مولانا




