هروقت برای آشتی آمدی
گلویت را صاف کن
جمله ات را با یک "دوستت دارم" شروع کن
یا مثلا "چقدر دلم برایت تنگ شده"
زن ها قرار نیست سرداران جنگ باشند
یک "دروغ کوچک" کافیست...
~ زهرا طراوتی
˙❥˙ @Official_Hich ˙❥˙
برچسبها: عاشقانه
میدونی اگه درِ یخچال رو باز بذاری چی میشه؟
وقتی در یخچالو باز بذاری، علاوه بر خودش ، میخواد هوای اتاق رو هم خنک کنه.
چون کارش اینه؛ ولی نمیتونه و نهایت موتورش از کار میفته.
قصهی ماهم درست مثل یخچاله.
میخوایم به همه خوبی کنیم، میخوایم همرو خوشحال نگه داریم، که باعث میشه حواسمون از خودمون پرت شه و خودمونو دیگه یادمون میره.
آخرشم قلبمون مثل موتور یخچال از کار میفته و ذرهای اهمیت به خودمون ندادیم.
˙❥˙ @Official_Hich ˙❥˙
برچسبها: اجتماعی
ترسيدهای؟ از كه؟
از جهان؟ من جهانت...
از گرسنگی؟ من گندمت...
از بيابان؟ من بارانت...
از زمان؟ من كودكيت...
از سرنوشت؟
آه...
من هم از سرنوشت میترسم....!
~ محمد ماغوط
˙❥˙ @Official_Hich ˙❥˙
برچسبها: عاشقانه
نزار قبانی در دلبری کردن از همه سبقت گرفته اونجا که میگه :
تو بزرگترین فتح در میان فتوحات منی، تو آخرین وطنی که در آن زاده شدم، و در آن دفن خواهم شد ...
˙❥˙ @Official_Hich ˙❥
برچسبها: نزار قبانی
جبران خليل جبران حرف خوبی میزنه، میگه:
«پخته نخواهی شد مگر بعد از آنکه احساس
کردی سرشار از سخنی، ولى لازم نمیدانی
به کسی چیزی از آن بگويی.»
˙❥˙ @Official_Hich ˙❥˙
برچسبها: جبران خلیل جبران
و عشق یعنی
غمی عمیق اما بسیار عزیز...
آیا تو تا به حال غمِ عزیز کسی بودهای؟
#فریدون_مشیری🌿
.
برچسبها: فریدون مشیری
هیچکس جز خود آدمی چیزی به خود نمیدهد
و هیچکس جز خود آدمی چیزی را از خود دریغ نمیدارد.
تنها راهزنی که دار و ندار آدمی را به یغما میبرد اندیشههای منفی اوست.
تردیدها، ترسها ، نفرتها و حسرتها، دشمنان انسان در درون خود اوست،
ترس توست که شیر را درنده میکند،
بر شیر بتاز تا ناپدید شود.
بازی زندگی، یک بازی انفرادیست.
اگر خودتان عوض شوید،
همه اوضاع و شرایط عوض خواهد شد.
👤 فلورانس اسکاول شین
📚 چهار اثر
🌺🌺🌻🌻🌻🌻🌸🌸🌸محفل دانایی فرهنگیان ایران🌷🌷🌷💐💐💐💐🌼🌼🌼🌷🌷🌷🌸🌸🌸🌺🌺 🌺https://t.me/joinchat/S4kZ_ZclzB3dDQut
برچسبها: اجتماعی
السلام علیک یا بقیهََ الله
جز سلام صبحگاهم ، چه کنم
؟
حسرت گاه به گاهم ، چه کنم ؟
تو نظر کن ، که آدم باشم
من رفیقِ نیمِ راهم ، چه کنم ؟
اللهم عجل لولیک الفرج
برچسبها: امام زمان عج الله

بازآ که روی در قدمانت بگستریم....
#سعدی
اَللّهُــمَّ عَجـِّـل لِوَلیِّــکَ الفَــــرَج🍃
برچسبها: امام زمان عج الله
☀️
اصل کرامت چه اقتضائاتی دارد؟
1️⃣ رفتار برابر با همهی انسانها
اصل کرامت انسانی اقتضا دارد که با همهی انسانها از حیث انسان بودنشان رفتار برابر انجام گیرد. پس هرگونه تبعیضِ جنسیتی، تبعیضِ نژادی، تبعیضِ قومی، تبعیضِ دینی و مذهبی، تبعیضِ صنفی و شغلی، تبعیضِ میان عوام و خواص، تبعیضِ میان اغنیا و فقرا، تبعیض میان مشاهیر و اشخاص گمنام، تبعیض میان حاکمان و شهروندان، تبعیض میان عالمان و جاهلان، تبعیض میان آشنایان و بیگانگان و... با رعایت اصل کرامت انسانی منافات دارد.
2️⃣ پاسداشت استقلال اخلاقی انسانها
اصلِ کرامت انسانی مقتضیِ پاسداشت استقلالِ اخلاقی انسانهاست. بنابراین دخالت در زندگیِ مردم و امر به معروف و نهی از منکر، که از موضع تفوق و برتری انجام میگیرند و با نظر مشورتی دادن فرق دارند، تقبیح و تخطئهی شکلها و سبکهای زندگی دیگران و استهزای راهورسمهای دیگر با این اصل تنافی دارند.
3️⃣ پذیرش چندآوایی
اصل کرامت اقتضا دارد که حکومت و نظام سیاسی نسبت به تصورات گوناگون دربارهی ارزش، هدف، کارکرد، و معنای زندگی و نیز دربارهی زندگیِ نیک ساکت و بیطرف باشد. از این رو ایدئولوژیک بودن حکومت و تکآوایی و متحدالشکل ساختن جامعه و درنتیجه جلوگیری از آزادیِ بیانِ رأی و عقیده و آزادیِ دین و مذهب، ممیزی کردن گفتهها و نوشتهها، جرمانگاریِ هرگونه مخالفت، ولو مخالفتِ استدلالی و عقلانی، با ایدوئولوژیِ نظام سیاسی، منابع و امکانات و ثروت ملی را صرف تبلیغ و ترویج ایدئولوژیِ حکومت کردن، جلوگیری از رشدِ سالم و طبیعیِ علوم و فنون و هنرهایی که با ایدئولوژیِ حاکم ناسازگارند، و بد جلوه دادن سایرِ مکتبها، مسلکها، مشربها و مرامها و طرفداران آنها، همه با اصلِ کرامت ناسازگاری دارند.
کتمان حقایق، دروغگویی، نیمی از حقیقت را گفتن و نه همهی آن را، برآمیختنِ حق و باطل، مغالطه کردن، تعمیمهای نادرست، سخنان دارای ابهام و ایهام گفتن، شواهد و قراین مؤید ادعا را به رخ کشیدن و شواهد و قراین ناقض ادعا را پنهان داشتن، تناقضگویی، توسل به احساسات، عواطف، و هیجانات به جای اقناع کردن، تشویق، ترغیب و تهییج کردن، اشکِ تمساح ریختن، مظلومنمایی و قول و وعدهی دروغ دادن با رعایتِ اصل کرامت انسانی منافات دارند.
@molanatarighat
#مصطفی_ملکیان
نوشتاری در باب کرامت انسان
.
برچسبها: مصطفی ملکیان
🔊فایل صوتی
🔷خیالهای سودمند
" اگر کسی در زندگی
چرایی زندگی را پیدا کند
کیفیت مواجهاش با چگونگیها
افزایش پیدا میکند. "
نیچه
👤
برچسبها: نیچه

همدلی های مرا پای نثارم بگذار
عاشقی های مرا ، پای قمارم بگذار
من دویدم پیِ او ، با همه غفلت ها
خستگی های مرا پای نگارم بگذار
کو کجا ؟ معرفتی ، آبله ها را دیده ؟
این دل و جان و سرم ، پایه ی دارم بگذار
سایه سایه پِیِ او ، پای رسانده ، رفتم
تا بببیند غزلی ، حاصلِ کارم بگذار
دید تا بند دلم ، بندِ دلش ، پرواز کرد
گفت : صید است دگر ، کار ندارم ، بگذار
معرفت نیست ، که بندش کند و پا بزند
بعد بگوید ، که من یار ندارم ، بگذار
ای خوش انصاف هزار رخنه به دینم آمد
حال که در پیش خدا ، بار ندارم ، بگذار ؟
ماهِ زیبا ! هزار چرخ بزنی ! آنِ منی
هر شب از برکه گذر ، قصه ی انکار بگذار
ما عار نداریم ، به عشق خوار شویم
گوشه هایی تو هم ، پیشِ گُلت خار بگذار
شاید او راز نداند ، هنوزش باقی است
وقتش آید ، بِدَرد ، پرده ی اسرار بگذار
شب ها یادِ خیالت بسی باران زاست
تو به آیئنه همی خنده ی رگبار بگذار
برچسبها: یوسف
دلنوشته
جاری باشیم،
روان و رهــا وگرنه تبدیل
به مرداب خواهیم شد
و مرداب هرگز به دریا نمیرسد
روان باشیم بی آغاز و بی پایان،
انگاه ،دریا دور نخواهد بود.
https://t.me/hayatarefanehدلنوشته
وقتی از چیزی ناراحت میشویم،
حرف بزنیم،
وقتی موضوعی اذیتمان میکند،
حرف بزنیم،
نگذاریم طرف مقابلمان مجبور شود رفتارمان را مثل پازل کنار هم بچیند
و در انتها هم برداشت شخصی خودش را بکند.
آدمها را به استیصالِ «چیکار کردم و این بچه الان چرا اینطوره» نیاندازیم
آدم باشیم، آدمِ ارتباط.
https://t.me/hayatarefaneh
برچسبها: اجتماعی
نکته
وَلا يَستَطيعونَ لَهُم نَصرًا وَلا أَنفُسَهُم يَنصُرونَ
و نمیتوانند آنان را یاری کنند، و نه خودشان را یاری میدهند.
أعراف۱۹۲
جماعت طاغوتان و فاسدان و مفسدان دنباله رو آنان، میپندارند كه وجودشان و استمرار قدرتشان برای جامعه امنيت و شكوفايی میآورد. در حالی كه طغيان و سركشی حاصلی جز ويرانی و مرگ به بار نمیآورد. اينان نيروی مردم را به باد میدهند و اراده آنان را ضعيف میگردانند به گونه ای كه ديگر توانايی آباد ساختن كشور خود را از دست میدهند.
https://t.me/hayatarefaneh
نکته
هر که باشیم و هر چه قدرت و ثروت داشته باشیم بی نیاز از خدا و لطف او نیستیم.
ما در ره عشق تو اسیران بلاییم
کس نیست چنین عاشق بیچاره که ماییم
بر ما نظری کن که در این شهر غریبیم
بر ما کرمی کن که در این شهر گداییم (مولوی)
يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ ( فاطر ١٥)
https://t.me/hayatarefaneh
برچسبها: عرفانی
کلام تربیتی
در یک مهمانی وقتی در حال به صحبت دوستانتان هستید،
فرزندتان را هم زیر نظر داشته باشید و نگذارید احساس کند که در این جمع شما را از دست داده است و دیگر او را دوست ندارید و به فکر او نیستید.
https://t.me/hayatarefaneh
برچسبها: کودک
کلام اخلاقی
مومن باید معتصم بالله باشد.
اگر کسی به اعتصام متصف شود، هدایت میشود به صراط مستقیم،
و از صراط بیشتر بهرهمند میشود.
اعتصام به عنوان یک منزل مانند سایر منزلهای سلوک و عبودیت و عرفان مطرح است؛ مانند اخبات، مانند اشفاق و...
اعتصام یعنی چنگ زدن به خدا و عنایت خدا.
چنگ زدن یعنی چه؟
یعنی انسان از همه چیز بِبُرَّد،
در همه چیز به خدا روی بیاورد،
در هیچ بابی به این و آن چنگ نزند،
به هیچ مخلوقی چنگ نزند،
از مخلوق طاعت نبرد،
در عالم محبت با مخلوقات کار نداشته باشد،
رضا و خوشنودی خدا را بخواهد،
از غضب خدا بترسد،
محبت و وصال خدا را بخواهد،
در همه چیز روی به خدا بیاورد، و ...
این حال را حال اعتصام میگویند
https://t.me/hayatarefaneh
کلام عرفانی
انسان در آغاز تولد، حیوانی مانند سایر حیوانات است که جز خوردن و نوشیدن نمیشناسد. سپس بهتدریج دیگر صفات نفس از قوای شهوت، غضب، حرص، حسد، بخل و... در او ظاهر میشود؛ صفاتی که نتیجۀ حجاب و دوری از عالم ملکوت و معدن صفات کمالی است.
پس اگر در این حال بمیرد، در آخرت، حساب و کتاب و ثواب و عقاب ندارد؛ زیرا عذاب و شقاوت، فرع بر درک سعادت است... . اما اگر نفسش از خواب جهل و غفلت بیدار شود و به واسطۀ حجت باطنی یا ظاهری (عقل یا نبوت) آگاه گردد و به خود آید، به یاد میآورد که ورای این عالم، عالمی دیگر است که بهشت و جهنم دارد با دردها و لذتهایی بالاتر از دنیا. اینجاست که دیگر عذری برایش نمیماند.
https://t.me/hayatarefaneh
برچسبها: عرفانی
🌹🌹
@MolaviPoet
دوگانگی وجود انسان
اَلآدَمِىُّ حَيَوان ناطِق*. آدمی مرکب است از حیوانی و نطق. همچنان که حیوانی در او دائم است و منفک نیست از او، نطق نیز همچنین است و در او دائم است. اگر به ظاهر سخن نگوید، در باطن میگوید. دائماً ناطق است. بر مثال سیلاب است که در او گِل آمیخته باشد. آن آبِ صافی، نطق اوست، و آن گِل، حیوانیّت اوست. امّا گِل در او عارضی است. و نمیبینی این گِلها و قالبها رفتند و پوسیدند و نطق و حکایتِ ایشان و علوم ایشان مانده است از بد و نیک؟!
شرح:
حکما در تعریف انسان گفتهاند آلاإنسانُ حَيَوان ناطق و این نطق حاکی از قوّه تعقّل و تفکر اوست. در اینجا نیز مولانا بر دوگانگی یا ثنوّیت وجود آدمی تأکید فرموده است. چنانکه در مواضع دیگر:
گفتم از کجایی تو، تَسخُر زد و گفت: ای جان
نیمیم ز ترکستان نیمیم ز فُرغانه
نیمیم ز آب و گِل، نیمیم ز جان و دل
نیمیم لب دریا، نیمی همه دُردانه
(غزل ٢٣٠٩ / ١٠-٩)
و آن سوم هست آدمیزاد و بشر
نیم او ز افرشته و نیمیـش خـر
(دفتر چهارم ۱۵۰۲)
پس جنبه ظاهری و بعد مادی انسان میرود و جنبه معنایی او میماند.
*اَلآدَمِىُّ حَيَوان ناطِق:انسان حیوان ناطق است.
📗 شرح کامل فیهمافیه
صفحه: ۲۲۵ و ۲۲۶
✍ استاد کریم زمانی
🆔 @MolaviPoet
🆑 کانال مولوی وعرفان
برچسبها: فیه ما فیه
گر در طلبی ز چشمه در بر ناید
جویندهٔ در به قعر دریا باید
این گوهر قیمتی کسی را شاید
کز آب حیات تشنه بیرون آید
#مولانای_جان
@Molana79
برچسبها: مولانا
میگفت وقتی به هر دری میزنی که یه چیزی رو بهش بفهمونی دیگه بحث نفهمیدن نیست، بحث نخواستنه...
@giioomeh
برچسبها: عاشقانه
یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه لیلا نشست
عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
سجده ای زد بر لب درگاه او
پر ز لیلا شد دل پر آه او
گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق دارم کرده ای
جام لیلا را به دستم داده ای
وندر این بازی شکستم داده ای
نشتر عشقش به جانم می زنی
دردم از لیلاست آنم می زنی
خسته ام زین عشق، دل خونم مکن
من که مجنونم تو مجنونم مکن
مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو … من نیستم
گفت: ای دیوانه لیلایت منم
در رگ پنهان و پیدایت منم
سال ها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی
عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یک جا باختم
کردمت آوارهء صحرا نشد
گفتم عاقل می شوی اما نشد
سوختم در حسرت یک یا ربت
غیر لیلا بر نیامد از لبت
روز و شب او را صدا کردی ولی
دیدم امشب با منی گفتم بلی
مطمئن بودم به من سر میزنی
در حریم خانه ام در میزنی
حال این لیلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بیقرارت کرده بود
مرد راهم باش تا شاهت کنم
صد چو لیلا کشته در راهت کنم.
شاعر؟؟؟؟
برچسبها: عاشقانه
تو در دردی که میکشی، تنهایی!
@molanatarighat
همیشه فاصلهی عمیقی میانِ درک و احساسِ خودمان و درک و احساس دیگران از ما وجود دارد و ما همیشه بر این تفاوت آگاه هستیم.
ما در فکر خودمان، خودمان را بهگونهای درک و احساس میکنیم که هیچ شخص دیگری نمیتواند..آن درک و احساس را نسبت به ما داشته باشد.
از این منظر، احساس تنهایی چیزی نیست که اصولاً در غیاب افراد دیگر رخ دهد؛ بلکه در حضور دیگرانی رخ میدهد...که آدم احساس میکند با آنها بسیار فاصله دارد.
دیگران فقط تا آن اندازه میتوانند...متوجه تنهایی ما شوند که ما خودمان آن را به نمایش میگذاریم.
هیچ کسِ دیگری نمیتواند به زور خودش را داخلِ تنهایی ما کند و آن را محو سازد.
#لارس_اسوندسن
.
برچسبها: روان شناسی
آیین چشم های تو را طاقتم کم است
محصول ایستادگی ام قامتی خم است
بانوی ایستاده در آغوش تند باد!
مردی که پیش پای تو افتاده آدم است
این قطب شرق را که تو تأسیس کرده ای
احساس می کنم برشی از جهنم است
تیغ نجابت تو مرا تکه تکه کرد
ایمان! قبول کن که گناهی مسلّم است
تخت سفید من به تو هشدار می دهد
فردای تو به رنگ لباس محرم است
آیا به بی گناهی ات ایمان بیاورم
وقتی که ابتکار تو قتل دمادم است
روزم، شبم، دلم، نفسم، نرم گم شدند
بانوی من شریف ترین دزد عالم است
#ایمان_طرفه
🌻🌻🌸🌸🌺🌺🌷🌷💐💐🌼🌼☘️☘️🍀🍀🌹🌹🌻🌻💐☀️با احترام دعوتید به میهمانی غزل و هنر در کانال هنری و ادبی سماع قلم☀️💐 https://t.me/sameqalam
👆👆
برچسبها: ایمان طرفه
آنان که طلبکار خدایید ، خود آیید
حاجت به طلب نیست شمایید ، شمایید
چیزی که نکردید گم ، از بهر چه جویید؟
کس غیر شما نیست ،کجایید ،کجایید؟
در خانه نشینید و مگردید به هر در
زیرا که شما خانه و هم خانه خدایید
ذاتید و صفایید گهی عرش و گهی فرش
در عین بقایید و مبرا ز فنایید
اسمید و حروفید و کلامید و کتابید
جبریل امینید و رسولان سمایید
خواهید ببینید رخ اندر رخ معشوق
زنگار زآیینه به صیقل بزدایید
تا بود که همچون شه رومی به حقیقت
خود را به خود از قوت آیینه نمایید
#مولانا
برچسبها: مولانا
💐🍃🌿🌸🍃🌼
🍃🌺🍂
🌿🍂
🌸
❤
مرا درگیر چشمت کن، مرا درگیر ابرویت
زمینگیرم بکن با آن سیاهی لشگر مویت
مرا درگیر عشقت کن، چنانکه مولوی را شمس
سماعم را دوچندان کن به آهنگ النگویت
من آن زنبور مایوسم، دهانم خالی از شهد است
و ماندم با چه رویی بوسه خواهم زد به کندویت
دلیل موشکافی های صائب، بافه ی موهات
دلیل نکته سنجی های بیدل، خال هندویت
بپوشان چهره ات را از نگاه شاعران شهر
نمی خواهم بپیچد در تغزل ها هیاهویت...
🍃امیر تقیلو
🌳
🌸
🌿🍂
🍃🌺🍂
💐🍃🌿🌸🍃🌼🌻🌻🌸🌸🌺🌺🌷🌷💐💐🌼🌼☘️☘️🍀🍀🌹🌹🌻🌻💐☀️با احترام دعوتید به میهمانی غزل و هنر در کانال هنری و ادبی سماع قلم☀️💐 https://t.me/sameqalam
👆👆
برچسبها: امیر تقیلو
.
فروردین دارد تمام میشود ،
اولین باران بهار
را که نبودهای
خودت را به اولین
شکوفهی اردیبهشت
برسان ،
میدانی که اردیبهشت
بی تو
بهشت نمیشود ...
#امیرمحمد_مصطفیزاده
برچسبها: امیر محمد مصطفی زاده
🌹🌹
@MolaviPoet
لینک جلسه قبل 👈 اینجا
حق این است که حواس مادی ما فقط در برخورد با موجودات مادی به کار میآیند و کارشان تجزیه است و لذا به آنها گاه آنالیزور میگویند. اما هنگامی که موجودات ماوراء طبیعی در میآیند، گویی از تمام مجاری حواس وارد جان میشوند. به تعبیر دیگر، در آن حال پیام از طریق مجاری حواس دریافت نمیشود. بدن متروک و مغفول است. وارد شونده، هم گوش را پر میکند هم چشم را. بلکه همه وجود را سیراب میکند. آدمی نمیداند این را که میفهمد دیدنی است یا شنیدنی. اما با همه وجود آن را احساس و ادراک میکند.
قرآن کریم وقتی نزدیک شدن موسی (ع) به درخت را تصویر میکند، میبینیم که موسی به هوای برگرفتن شعله آتش آمده بود. اما نزدیکتر که میرود درخت را میبیند که با او زبان به سخن گشوده است و ندا می دهد: من خدا هستم. کفشهایت را بیرون آور. مسلّماً اگر فرد دیگری آنجا حضور داشت، آن صدا را از درخت نمیشنید و آن آتش را روی درخت نمیدید. فقط موسی بود که آن آتش را دید و آن خطاب را شنید. معلوم میشود واقعیتی از عالم دیگری بود که به چندگونه تجلی کرد. یکی تجلی آن بـه چشم بود و به صورت نور و تجلی دیگرش به گوش، به صورت آن خطاب. یک چیز بود و چندگونه مینمود. موجودی بود که در گوش تاثیری میگذاشت و در چشم تأثیری دیگر. در این حال تمام هستی شخص در چنگال تجربهای کوبنده و فراگیر گرفتار میآید. در جای دیگر مولوی میگوید:
پس بدانی چونکه رستی از بدن
گوش و بینی چشم میداند شدن
راست گفته است آن شه شیرین زبان
چشم گردد مو به موی عارفان
(مثنوی، دفتر چهارم_ ابیات ۲۳۹۹ - ٢٤۰۰)
نکته دیگری هم در آن بیت هست، و آن تعلیم مستمرّ الهى نسبت به رسولان است. خداوند مستمراً به پیامبران هشدار و تعلیم میداد و پیامبران هم خواستار و نیازمند بودند چنانکه خود او به پیامبر اسلام امر می کرد که قل ربّ زدنی علماً .
کفر تو دین است و دینت نور جان
آمنی، وز تو جهانی در امان
کفر تو دین است یعنی کفرگویی تو عین دینورزی است. بلکه دینت عین نورائیّت است که وراء اضداد متعارف کفر و دین کلامی است. تو ایمنی و از تو جهانی در امان است. یعنی به جهان ایمنی میبخشی، نور میپاشی و همه جا را روشن میکنی. طمأنینه و امنیت روحی از علائم شخص مؤمن است. ایمان با تشویش و اضطراب و بیقراری همنشین نیست. و آرامش نمیتواند تصنعی باشد. ممکن است آدمی تظاهر به خداباوری کند، اما نمیتوان به دروغ از طمانیه دم زد. آرامشی حقیقی است که در عمق جان نشسته باشد و آدمی را چون وزنه سنگینی در برابر طوفانهای ترس و طمع ثابت قدم و پایدار نگه دارد. و این همان گمشدهای است که در بیرون از ایمان و دین یافت نمیشود. امثال غزالی حتی با پارهای مباحث کلامی که ایمان را بر میآشوبد و امنیت و آرامش خاطر را برهم میزند مخالفت میورزیدند . قیل و قالها و مباحث کلامی در مرتبهای نیکوست، اما اگر کسی ایمان را در همین قیل و قالها جستوجو کند، صد البته اشتباه کرده است. حقیقت دین: "نور جان" است و «ایمنی». اگر کسی این دو را در خویش یافت، حظی از ایمان برده است. آرام میزید و آرام هم میمیرد.
کار مردان روشنی و گرمی است
کار دونان حیله و بیشرمی است
(مثنوی، دفتر اول، بیت ۳۲۰)
ایمان آن است که آدمی را گرم و روشن میکند. میجنباند و میشوراند. آنکه نزاع و تعارض میآورد از جنس شیطانیّات است.
ای معاف يَفعلُ الله ما يشَاء
بی محابا رو زبان را برگشا
شبان بعد از این تازیانه موسی، پله ها و گامها فراتر رفت. افزون بر اینکه به مقام حقیقت رسید، ادب آن مقام شریف را هم دریافت؛ یعنی تفسیر صحيح تجربه قدسی و عرفانی خویش را هم آموخت. به قول حافظ:
دلفریبان نباتی همه زیور بستند
دلبر ماست که با حسن خداداد آمد
شبان با حُسن خداداد آمده بود و زیور نبسته بود. مقتضای طبع و عین سيلان وحشی ضمیرش را بر آفتاب افکنده بود. موسی (ع) دید و گفت: این بسیار خیره کننده است، زیور و حجابی برگیر! آرایش کن تا دیگران هم بپسندند و عیب نگیرند. شبان درس خود را گرفت. قدری زیور بست و تصنع آموخت و سخن گفتن به زبان دیگران را فراگرفت و جریان سیال وحشی ضمیر را مهار کرد!
بند کن چون سیل سیلانی کند
ورنه رسوایی و ویرانی کند
(مثنوی، دفتر اوّل، بیت ۱۷۴۶)
📗قمار عاشقانه شمس و مولانا
صفحه ۲۰۷ تا ۲۰۵
✍ دکتر عبدالکریم سروش
🆔 @MolaviPoet
🆑 کانال مولوی وعرفان
برچسبها: دکتر سروش
سخت است ، از این فاصله ، آرام شدن
چند خواب تو را دیدن و بی کام شدن ؟
با یادِ رقیب ، آب خوشی کِی خوردم ؟
تا کِی فریبِ خویش و هِی خام شدن
ما را نصیب تو همان چند پیغام
بی تو ای جان ! اسیر اوهام شدن
القصّه تو بودی همه ی حسِ وجودِ شاعر
بعد از تو ! دست مایه ی مضحکه ی عام شدن
پیداست که تو حالِ خوشت ، شُکر ، که هست
ما خلسه ی در عشق ، که بی جام شدن
قربان همدلی و همرازی این آینه ها
همراهی و همدردی و هم گام شدن
سرد است چرا هوای این کوچه و شهر
شاید پیام است: دوره ی ما به اتمام شدن
پیر ما گفت : ز عشق زخم آیدت بی شمار
خام میا ! بمان از سوختگی تا قوام شدن
" یوسف "
برچسبها: یوسف
چون فرمان آمد که شما را از مسکن زمین معزول کردیم و این ولایت را به اقطاع به آدم دادیم، همه فریاد برآوردند که: «اتجعل فیها من یفسد فیها» در این زمین قومی آوریکه فساد کنند و معصیت و خون ریزی کنند؟ «و نحن نسبح بحمدک و نقدس لک» و ما را معزول میکنی، روز و شب به خدمت مشغولیم و به بندگی و تسبیح و تقدیس؟
جواب فرمود جل جلاله که: این هست، الا من از ایشان خدمتی میدانم که از شما آن خدمت نیاید.
گفتند: عجب، آن چه خدمت باشد که از فرشتگان پاک نیاید و از بنی آدم آلوده بیاید؟ رسول کونین، پیشوای ثقلین، محمد مصطفی صلی الله علیه و سلم چون شب معراج او را جلوه کردند، عجایب و غرایب هفت آسمان را بروی عرضه کردند عرش و کرسی بر او جلوهکردند، البته نظر از جمال الوهیت برنگرفت. که «مازاغ البصر و ماطغی».
چون نهان و آشکارا نزد تو یکسان شود
صحبتت پیوسته گردد، خدمتت آسان شود
آفتابت راست گردد رو نماید بی قفا
ذرهای سایه نماند، هرچه خواهی آن شود
اینت اقبال و سعادت، اینت بخت و روزگار
زندۀ با جان به نزد زندۀ بی جان شود
فاش گویم برگشایم راز مردان را ولیک
هرکسی طاقت ندارد، زانکه سرگردان شود
والحمدلله اولاً و آخراً و صل الله علی محمد و آله.
«مولوی»مجالس سبعه
#کلام_عارفان در کانال عارفان
@molanatarighat
برچسبها: عرفانی



