*ما ناقص العقلیم! شما چطور؟*
👤دکتر مجتبی لشکربلوکی
*نشر:* گاهنامه مدیر
■چند روز پیش داشتم روزنوشته های زینب در ژاپن رو می خوندم. نوشته ای از ایشان توجهم رو جلب کرد. زینب به همراه خانواده اش هم در ژاپن درس می خواند و هم کار می کند. اما نوشته ایشان را اول با هم بخوانیم:
https://chat.whatsapp.com/HzIWh260fXL9lTFAJyP67a
□دیروز استادمون چیز جالبی گفت برای شما هم حتماً جالبه. می گفت توی برخی کشورهای اروپایی برنامه مرخصی با حقوق برای زایمان برای آقایان وجود داره. مثلاً توی نروژ آقایون شش ماه مرخصی با حقوق برای زایمان همسرشون دارن.
●یکی از مطالعاتی که انجام شده، این بود که ببینند تأثیر این طرح روی علاقه به افزایش تعداد فرزندان چه میزان است؟ تصور کنید مرد شش ماه کنار زن و بچه می خوره و می خوابه حقوقش هم سر وقت واریز میشه چی از این بهتر؟!
○اومدن تو کشورهای مختلف اروپایی قبل و بعد از این شش ماه از مردها سوال کردن نظرشون چیه و آیا دلشون میخواد تعداد بچه هاشون بیشتر بشه یا نه؟
■نتایج غافلگیرکننده بود! همهشون اول خیلی خوشحال بودن و می گفتند ذوق زده اند که بالاخره بعد از مدتها کار و نداشتن فرصت برای خانواده، میتوانند پیش زن و بچهشون باشند و باهم وقت بگذرونند و اصلا دلشون میخواهد هرسال بچه دار بشند که نصف سال بمونند خونه!
□اما بعد از شش ماه، همه مردها عصبی و پریشان و پکر، که ما اصلاً غلط کردیم زن گرفتیم که اصلاً بچه دار بشیم! ما رو چه به بچه. معلوم شد طوری پدرشون درآمده و به خاطر بچه تو سر و کله هم زدن و دنیای واقعی آن قدر با خیالات و تصورات فانتزیشون فرق داشته که کلا از بدنیا اومدن همون یکی هم پشیمونن!
●این به کنار؛ نه تنها تمایل به فرزندآوری از طریق این طرحها، حداقل در این افراد تحت تحقیق، اصلا افزایش پیدا نکرده، که حتی تمایل به طلاق و جدایی بعد از استفاده این طرح رو هم بیشتر کرده!
○استادمون گفت خیلی طرح ها هست که روی کاغذ خیلی درخشان و عالی و موفقند اما واقعیت همیشه ما رو غافلگیر میکنه. الان هم ممکنه خیلی از شماها فکر کنید خونه و درآمد و امکانات میتواند باعث افزایش جمعیت بشه درصورتی که ممکنه اصلأ افراد با داشتن اونها دلشون نخواد بچه دار بشند. حکومت فقط وظیفه داره با مدیریت، شرایط رو فراهم کنه، و اختیار انتخاب رو به خود مردم بسپره.
■تحلیل و تجویز راهبردی:
ما دو گونه کشورداری یا حکمرانی (در سطح کشور) و مدیریت (در سطح سازمان و گروه) داریم:
حکمرانی مبتنی بر شواهد که چنین مختصاتی دارد:
➕ حقیقت لزوما شفاف نیست.
➕ هیچ کدام از ما عقل کل نیست.
➕ سیاست ما، تصمیم ما، دستور ما مقدس نیست. بلکه می تواند در معرض خطا و اشتباه باشد.
➕ در طول زمان از چهار مرحله می گذریم: کاوش (بررسی، جستجو، مطالعه)، آزمایش (ایده مان را به صورت محدود تست می کنیم)، پایش (نتایج آزمایش را بررسی می کنیم) و اگر مثبت بود گسترش و البته باز هم پایش!
□در آن سوی طیف مدیریت یا حکمرانی دیگری داریم به نام حکمرانی مبتنی بر شهود و چنین مختصاتی دارد:
➕ ما میدانیم راه درست چیست. نیازی به تحقیق، بررسی و مشورت نیست.
➕ تصمیم ما درست است و برحق.
➕اجرا میکنیم، اگه نشد دوباره بیشتر تلاش میکنیم و با عددسازی و پوشاندن حقیقت سعی می کنیم که زمان بخریم (تکنیک فریب و خرید زمان). اگه نشد توجیه میکنیم! یا اشکال از تیم قبلی است و یا دشمنان نمیگذارند (تکنیک حواله به دیگری) یا به وعده آینده را می دهيم (تکنیک فرار به جلو). هر کاری میکنیم جز پذیرش اشتباه و شکست.
●و اینگونه است که سازمان ها و کشورهای شواهدمحور با تواضع، شکست را می پذیرند، خودشان را با قوانین هستی (سنت های الهی) تطبیق می دهند و به پیش می روند.
○و سازمان ها و کشورهای شهود محور هم با اعتماد به سقف کاذب بدون توجه به واقعیت ها، اطلاعات و تحلیل به قهقرا می روند. کشورداری شواهدمحور در برابر کشورداری شهودمحور! مساله این است!
■یکی از بهترین آموزه هایی که در طول دوران کار حرفهایام آموخته ام این است: یکی از مدیران ارشد کشور در جلسات هم اندیشی زمانی که می خواست طرحی را ارایه کند و از دیگران نظر بگیرد این را می گفت: این به عقل ناقص ما رسیده، به عقل ناقص شما چه می رسد!
هر چند بیانش طنزآمیز بود اما پشت این جمله حکمتی عمیق برای همه مدیران و حاکمان نهفته است.
----------
گاهنامه مدیر = گاهواره دانایی
----------
👩💻تلگرام گاهنامه مدیر
https://t.me/gahname_modir
🧑💻تلگرام راهنامه مدیر
https://t.me/rahname_modir
👩💻سایت
http://gahnamemodir.ir/
🧑💻اینستاگرام
www.instagram.com/gahname_modir
_
🟨🟩🟦🟪⬛⬜🟫🟥🟧
برچسبها: اجتماعی
فرازی از مناجات شعبانیه:
خدایا گناهان من را در دنیا می پوشانی ولی من به پوشاندن خطاها در آخرت نیازمندترم. زیرا در قیامت باید در حضور پیامبران، صلحا و شهدا پاسخ گوی اعمال خود باشم. چون در این دنیا همه مردم مثل خودم خطا کارند ولی در قیامت شرمندگی در حضور پیامبران و امامان معصوم را چگونه چاره جویی کنم؟
✍️پایگاه اطلاع رسانی حوزه
@Asemani_bashim
برچسبها: عرفانی

چه زیباست این باران !؟ که می آید ، که می آیی !
بگو آخر حکیمِ عشق ، چه نقشی کرده ؟ ... زیبایی
مگر از چشمه ی احساس ؟ دلت پُر گشته ؟ از احساس
به وقتِ خلقتت خندید ؟ چنین نازِ خوش آوایی ؟
به چشمانت ، که نقشِ چشم آهویی زده ؟ وقتش
به مِهر تو ، دانستم ، جهان دارد اهورایی
نهانت می کنم ، هیچ کَس نداند ، جانِ من هستی
ولی از این همه احساسِ دریای غزل ، پیدای پیدایی
همه رفتند ، تو ماندی ، قعر دریا ، چون گوهر
تو با جان آمدی، کین گونه اینجایی و مانایی
تو حسی که ، به هیچ شعری نمی گنجی ، باور کن
اگر چه مثنوی ، تک بیت ، رباعی ، یا شعر نیمایی
برچسبها: یوسف
دلنوشته
عمل کردن به حرف بهتر از حرف زدن است،
تنهایی بهتر از دوستی های نصفه ونیمه است،
سکوت کردن بهتر از بحثِ بی فایده است،
تمرکز روی خودمان بهتراز دخالت در زندگی بقیه است،
و خودِ واقعیت بودن بهتر از تقلید کردن از دیگران است.
اینها تجربه سالها زندگی است که یک روز ما میفهمیم.
https://t.me/hayatarefaneh
دلنوشته
هر چیز
در زمان خودش رخ میدهد
باغبان حتی اگر باغش
را غرق آب کند،
درختان خارج از فصل خود
میوه نمیدهند .
پس صبورانه منتظر زمان بمانیم.
https://t.me/hayatarefaneh
برچسبها: اجتماعی
نکته
برای هر چيزی چارهای وجود دارد و چارۀ صحت و سلامتی در دنيا چهار خصلت است: کم سخن گفتن، کم خوابيدن، اندک راه رفتن و کم غذاخوردن.
https://t.me/hayatarefaneh
نکته
انسانهای بامعرفت دریافته اند که عشق از وجودشان سرچشمه گرفته و دیگران را از روی صدق و اخلاص دوست می دارند. عشق آنها دهندگی است و اگر در این بین از معشوق خویش ناروایی دیدند، صبر کرده، او را بخشیده و سکوت میکنند. که صبر و سکوت با هم تلازم دارند. سکوت معمولا بر روی قول و گفتار سوار شده و صبر بر روی احساسات. و انسان صابر از جزع و فزع و کم طاقتی اجتناب می ورزد.
https://t.me/hayatarefaneh
برچسبها: اجتماعی
کلام تربیتی
با فرزندمان در خانه و محیط بیرون، رفتاری یکسان داشته باشیم. داشتن رفتار دوگانه چ در خلوت و در حضور دیگران، باعث سردرگمی فرزندمان می شود و حد و مرزها را در هم می ریزد.
https://t.me/hayatarefaneh
برچسبها: کودک
کلام هرفانی
اولین اصل در دین اسلام مشاهدۀ حقیقت "لاالهالاالله" است که ورود به آن، وارد شدن به سرچشمۀ مطلوب و معبود در عمق معنوی جان است. درواقع وقتی انسان خارج از غریزه و طبیعت به خودش تحتعنوان «من يا خود» رجوع میکند، در درونش به غیر از معبود، معشوق و قانون او چیزی نمییابد.
https://t.me/hayatarefaneh
کلام اخلاقی
وقتی در دادنها، گرفتنها، گذشتنها، جمال و جلالها؛ همۀ جهان را تسلیم تکوین و عین ظهور مشیت یک خالق و تمام اعتبارات آن را ذاتاً تابع یک حقیقت میبینیم؟که جهانبینی ما درست باشد و بفهمیم اعتبار مستقل از حقیقت وجود ندارد، انگاه خواه ناخواه در وجود ما عصمت جلو میآید. البته ما معصوم نمیشويم، اما با این ادراک، وحدت ما را از کثرت جدا میکند و کثرات ما را به وحدت میکشانند. آنجاست که حقیقت "لا حول و لا قوه الا بالله" را میفهمیم؛ منتها به شرطی که تمدن، این حقیقت زیبا را از ما نپوشاند.
https://t.me/hayatarefaneh
برچسبها: عرفانی
حدیث
امام حسین ع می فرمایند:
«مَنْ حاوَلَ امْراً بِمَعْصیةِ اللَّهِ کانَ افْوَتَ لِما یرْجُو وَ اسْرَعَ لِما یحْذَر»؛
هرکس با معصیت به خدا، کاری را انجام دهد، از رسیدن به آرزویش باز مانده و به آنچه که از آن می ترسد گرفتار می شود.
https://t.me/hayatarefaneh
برچسبها: امام حسین علیه السلام
در دست گلی دارم، اینبار که می آیم
کانرا به تو بسپارم، اینبار که می آیم
در بسته نخواهد ماند، بگذار کلیدش را
در دست تو بسپارم، اینبار که می آیم
هم هرکس و هم هر چیز،جز عشق تو پالوده است
از صفحهی پندارم، اینبار که می آیم
خواهی اگرم سنجی،می سنج که جز مهرت
از هرچه سبکبارم، اینبار که می آیم
سقفم ندهی باری،جایی بسپار،آری
در سایه دیوارم، اینبار که می آیم
باور کن از آن تصویر، آن خستگی،آن تخدیر
بیزارم و بیزارم، اینبار که می آیم
دیروز بهل جانا!با تو همه از فردا
یک سینه سخن دارم، اینبار که می آیم
#حسین_منزوی🌻🌻🌸🌸🌺🌺🌷🌷💐💐🌼🌼☘️☘️🍀🍀🌹🌹🌻🌻💐☀️با احترام دعوتید به میهمانی غزل و هنر در کانال هنری و ادبی سماع قلم☀️💐 https://t.me/sameqalam
👆👆
برچسبها: حسین منزوی
حاصلِ عُمرَم سه سخن بیش نیست
خام بُدم، پخته شدم، سوختم
سوختم و سوختم و سوختم
تا روشِ عشقِ تو آموختم .....
#مولانای_جان
برچسبها: مولانا
عباس معروفی
دلم میخواست چیزی بهش بگویم
که بداند چقدر دوستش دارم
گفتم :
تو مسیح منی!
••┈┈┈❥ ♥️ ❥┈┈┈••
• @KalameJan •
••┈┈┈❥ ♥️ ❥┈┈┈••
برچسبها: عباس معروفی
محمد طاها بهاری کیا:
🔴نوجوانان به دلیل شرایط سنی ای که دارند و در حال استقلال یافتن هستند
اصلا تمایلی به شنیدن نصایح و یا جملات دستوری از جانب شما ندارند.
🔴سعی کنید مکالمه بین شما و نوجوانتان کاملا دو طرفه و با احترام باشد.
🔴جملات دستوری منجر به بی اعتنایی و گاهی پرخاش از طرف فرزندتون میشه.
🟣سعی کنید فرزندتون رو در بحث ها شرکت بدید طوری که شما رو در مقابل خودش نبینه
بلکه کاملا حس کنه که در کنارش ایستادید.
🎉🎉🎉🎉🎉🎉🎉🎉🎉
🟢
🔴🔴🔴🔴کتک زدن کودکان درست است یا نه؟
⛔️داد و فریاد و کتک زدن کودکان در دراز مدت اثرات منفی زیادی دارد.اینکار کودک را دچار استرس سمی کرده و پیامدهای منفی مانند ترک تحصیل، افسردگی، مصرف مواد مخدر، خودکشی و بیماری های قلبی خواهد داشت.
❌❌❌اگه بچتو کتک زدی
-دفعه بعدی، برای فرار از کتک بهت دروغ میگه
-دفعه بعدی کارهای بدشو مخفیانه انجام میده
-اون هم یاد میگیره اطرافیان، مخصوصا شمارو بزنه
-درونش ترس به وجود میاد و در دورهی نوجوانی هم با شما ارتباط خوبی نخواهد داشت.
💫🌸💫🌸💫🌸💫🌸💫
برچسبها: کودک
🦋میدونستی هیچی نمیتونه آهن رو
از بین ببره جز زنگ زدن خودش؟
✔️هیچ چیز هم نمیتونه آدم
رو نابود کنه جز افکار خودش!
مواظب افکارت باش دوست من 👈🧠👉
💌 آگاهی ، رشد و موفقیت👏👏👏👏
برچسبها: اجتماعی
معنای زندگی و ایماژ انسانها از زندگی
ایماژ مولانا از زندگی
مصطفی ملکیان
🔹در اینجا میخواهم به مساله ارزش زندگی از زاویه جدیدی نگاه کنم و آن این است که شما از خودتان چه تصویری و ایماژی در دنیا دارید؟
متفکران، اندیشمندان و عارفان مختلف در طول تاریخ ایماژهای مختلفی از خودشان در دنیا داشتهاند. به طور مثال برخی خود را به پرندهای در قفس، برخی دیگر به زندانی در زندان، برخی دیگر به پرندهای در دام و ... تشبیه کردند. این وجه تشبیه در هر ایماژ میتواند سوالات مختلفی را برای ما ایجاد کند. به طور مثال اگر شما پرندهای در قفس هستید، قفس شما از چه جنسی است و چه چیزهایی برای شما قفس درست کرده است.
🔹32 ایماژ را درباره تصور افراد از خود در دنیا را استقرا کرده ام. حال در اینجا سوال این است که ایماژ مولانا چیست؟ برخی میگویند مولانا ایماژی افلاطونی دارد و خود را پرندهای در قفس یا زندانی در زندان میبیند.
در کل مثنوی معنوی و کلیات شمس این دو ایماژ تایید میشود. به عقیده من اشعار مولانا در قالب مثنوی معنوی موید این است که مولانا انسان را به عاشقی در غریبستان تشبیه میکند. با کند و کاو در آثار مولانا باید دید این ایماژ درست یا خیر.
🔹تقریباً بیشتر شارحان و مفسران مولانا معتقدند که نینامه مولانا یعنی 18 سطر نخستین مثنوی معنوی کل پیام مولانا است. تمامی کتابهای او مانند مجالس، فیه ما فیه، مکتوبات، کلیات شمس و ... شرح این 18 سطر است و شکی نیست که بخش مهمی از نی نامه درباره اندیشه عاشقی در غریبستان است.
در نی نامه میخوانیم که میگوید «کز نیستان تا مرا ببریدهاند» بدین معنی که من به دلخواه خودم به این دنیا نیامدم. در مثنوی در داستانی به نینامه پاسخ داده میشود و مولانا در آنجا میگوید که معشوق یعنی خدا بنا به مصلحت جویی مرا به این دنیا فرستاد و گفت من از جدایی تو اغراضی دارم و فعلاً باید از من جدا شوی. در اینجا گفته میشود که خدا میگوید تو از من جدا میشوی تا سفر کنی و در آن سفر پخته شوی و به تکامل برسی.
➖ ده شاخصه عاشقی در غریبستان
10 شاخصه عاشقی که در غریبستان است و در کل آثار مولانا این 10 شاخصه وجود دارد و جریان و دوران دارد.
1️⃣نخستین شاخصه این است که کسی که در غریبستان است دچار درد و اندوه میشود پس از نظر مولانا ما نیز در این دنیا دچار رنجیم.
2️⃣شاخصه دوم این است که عاشق در غریبستان اشتیاق رفتن دارد، چون میلی به ماندن در آنجا ندارد پس از نگاه مولانا انسان میلی به ماندن در دنیا ندارد.
3️⃣در شاخصه سوم فردی که در غریبستان است آرامش و سکون خاطر ندارد، چون هیچ را متعلق به خود نمیداند و نمیتواند با آن انس بگیرد.
4️⃣در شاخصه چهارم نیز فرد در غریبستان به همه چیز به چشم زودگذر نگاه میکند و برای چیزی اهتمام ندارد.
5️⃣شاخصه پنجم این است که در غریبستان نه ما زبان آنها را میفهمیم و نه آنها زبان ما را میفهمیم پس باهم تفاهم نداریم.
6️⃣در همین جاست که مولوی در اشعارش میگوید من و مردم مثل آب و روغن هستیم با هم ترکیب نمیشویم.
7️⃣در شاخصه هفتم اگر در کشوری غریب باشید نیاز به راهنما دارید چون هیچ نقشهای ندارید به همین دلیل است که مولانا میگوید در این راه باید مراد و شیخ داشته باشید.
8️⃣شاخصه هشتم این است که شما وقتی به جای دیگری سفر میکنید مقام والایی که در جای قبلی بودید به چشم نمیآید، بنابراین عاشق در غریبستان بی ما و بی من است و تمام باد و بروتش میریزد.
9️⃣در شاخصه نهم وقتی در کشور غریبی هستیم نظارهگر هستیم و خودمان را در هیچ چیز دخالت نمیدهیم بنابراین مولانا نیز میگوید در این دنیا تنها نظارهگر است و کاری به کار دیگران ندارد.
🔟اما در شاخصه دهم عاشق در غریبستان از رفتن استقبال میکند پس مولانا از مرگ استقبال میکند.
انسان کامل از نظر مولانا انسان غریبتر است به همین دلیل او شمس را غریبترین غریب میداند یعنی از نگاه او شمس انسان کاملی است. پس ارزش زندگی از نظر مولانا این است که به وطن خودمان و پیش معشوق که خداست، برگردیم.
@molanatarighat
برچسبها: مولانا
دلنوشته
آدم ها گاهی میشکنند
ولی این طوری نیست که شکستنشان صدای تِق داشته باشد و همه بفهمند که فلانی فلان روز فلان جا شکست....
شکستن آدمها را شاید بشود دیـد،
از خندههای یهویی شان که وسط جمع تحویل اطرافیان میدهند،
یا حتی توی آینه به خودشان از تعداد موهای سفیدشان که یهو در گوشه ای از سرشان پیدا میشود و شاید هم از قیافهشان که کمرنگتر میشود.
و خودشان که هر چه پرهیاهوتر میشوند
در ظاهر ، در کنجشان بیشتر چال میشوند و بیصداتر و آرامتر از همیشهشان
گاهی شکستن آدمها را نمیشود شنید میشود دید،
که فلانی نه دیگر مثل قبلش و نه دیگر مثل خودش هیچ کدام نیست...
https://t.me/hayatarefaneh
دلنوشته
در هر تپش قلبمان حضور
معبودیست که
بی منت برایمان خـــدایی
می کند،
بی منت می بخشد
و بی منت عطا می کند.
انصاف نیست بندگی نکنیم.
https://t.me/hayatarefaneh
برچسبها: اجتماعی
- نکته
- آدمی همان مخلوقی است كه وقتی پا به صحنۀ آفرينش میگذارد، در مُلك و ملكوت غوغا به پا میشود و ندای خليفة اللّهي برمیخيزد كه:
- إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْْأََرْضِ خَلِيفَةً
- من در روی زمين، جانشينی (نمايندهای )قرار خواهم داد.
- ********
- نکته
- باید فریادرس و معبود انسان باقی باشد تا بتواند همیشه و در تمامی لحظات دفع ضرر و جلب منفعت نماید. انسان مؤمن ابراهیم وار ندا سر می دهد :
- من غروب کنندگان را دوست نمی دارم و به عبادت چیزهای تغییرپذیر و زوال پذیر و فناپذیر نمی گرایم.
- https://t.me/hayatarefaneh
برچسبها: عرفانی
کلام تربیتی
شخصیت فرزندانمان یک پازل
چندمیلیون تکه است که هر تکه آن،با واژه هایی که مابرای او بکار میبریم ساخته میشود.
خیلی مراقب بکاربردن کلمات وجملات برای فرزندانمان باشیم.
https://t.me/hayatarefaneh
برچسبها: کودک
کلام عرفانی
در رتبۀ فنای فعلی، سالک فعل خود را در فعل خدا فانی میکند. یعنی برای فعل خود استقلالی قائل نیست. میداند او نیست که میبیند؛ میشنود؛ حرف میزند؛ راه میرود و پشت تمام افعال خود، حضور خدا را میبیند. رسیدن به این مقام در نگاه اول خیلی ساده است! همۀ ما باور داریم که مستقل نیستیم و حول و قوه از جای دیگر است. اما چقدر این باور به جانمان نشسته است؟ کسی که افعالش را مستقل نمیبیند از دست دادنها ناراحتش نمیکند و با به دستآوردنها شادمان نمیشود. چون خود را مالک نمیبیند.
https://t.me/hayatarefaneh
کلام اخلاقی
چه عرفایی که اسیر کرامات و کمالات خود شدند. چه عابدانی که در نماز و روزۀ خود گرفتار آمدند. چه بزرگواران صبوری که اسیر صبر خود شدند و در نهایت از صبوری دست کشیدند و گفتند: «تا کی صبر کنم؟» چون صبر را در خود محدود کردند، برایش حد قائل شدند؛ اما کسی که صبر را از خدا میبیند، حدی برای آن قائل نمیشود؛ چون خدا نامحدود است.
https://t.me/hayatarefaneh
برچسبها: عرفانی

این جا کسی نشسته به انتظار معجزه
آن قدر دلش شکسته ، ز انکار معجزه
این جا به دیوانه مژده ی وحی نمی دهند
جز دل ، که می دهد اخبار معجزه ؟
گفتم : مپرس ! که من معجزه دیده ام ؟ یا نه
بیننده را دهان بسته اند ، ز اسرارِ معجزه
درویش اگر به خیال بسنده نکند ، چه کند ؟
نشسته تا رسد ، آن وعده بهار معجزه
راهِ عاقلان ، با بی دلان جداست در مسیر
دیوانه دیده ای ، یکی است ز آثار معجزه
شرطِ رسیدنش ، تسلیمِ محضِ حکیمانه اش
درخلوت و سکوت آمده ، اذکار معجزه
برچسبها: یوسف

از تلخترین جملات تاریخ ادب، شاید عبارتی از کتاب «انّی راحلة» یوسف السباعی باشه، جایی که دختری عاشق رو، به زور به عقد مرد دیگهای در میارن. وقتی حلقه رو به دستش میندازن، میگه هرگز گمان نمیکردم که آدمیزاد «يُمكنُ أن يُخنقَ من إصبعه»، ممکن است از انگشتانش هم به دار آویخته شود»🥀
@giioomeh
برچسبها: عاشقانه
خودمونو خر نکنیم؛
از آدمی که هیچ
اهمیتی براش نداریم، بگذریم
از آدمی که دوسمون نداره، بگذریم
از آدمی که با حرفاش
قلبمونو پاره پاره کرد، بگذریم
از آدمی که فرقمونو
با بقیه نمیدونه، بگذریم
از آدمی که بند دلمون نیست، بگذریم
اگه نگذریم، بجاش
باید از غرورمون
از آرامشمون
از قلبمون
از خودمون، بگذریم
که تهش باز به این نتیجه میرسیم
“کاش ازش گذشته بودم″
#تلگرام_گیومه
@giioomeh
برچسبها: عاشقانه
زبان و سبک صادق هدایت در نویسندگی.
نثر نویسی ایران از مشروطیت به بعد دچار تحولی شگرف شد و شیوهای نو اختیار کرد. اگر داستانهای جمال زاده و 《چرند و پرند 》دهخدا را آغازگر این شیوهء نوین بدانیم، بی تردید هدایت را باید پرورش دهندهء آن بشمار آوریم. هدایت در زبان فارسی اطلاعات وسیعی داشت.ادبیات قدیم ایران را خوب می شناخت و می دانست که چگونه قالب های معانی و بیان رایج در میان نویسندگان قدیم بهره مند شود:اما می دانست که این قالبها برای آثاری که تصمیم به نوشتن آنها دارد مناسب نیست، زبان ادبی فقط با استفاده از منابع گفتگوی عامیانه غنی می شود و نویسندگان بزرگ قدیم نیز به موقع خود همین کار را کرده اند.
هدایت بسهولت می تواند قسمت های وصفی داستان را با گفتگو ها پیوند دهد. وقتی که نویسنده از زبان خودش سخن می گوید، سبکی ساده، محکم و بی تکلف دارد. هم از فضل فروشی و کهنه پردازی و هم از گرد آوری و استعمال لغات عامیانهء نا آشنا و پر سر و صدا برای جلب توجه خواننده، گریزان است. اما بخصوص در قسمت گفتگوها است که استادی او جلوه می کند. در اینجا ست که از گنجینهء لغات بسیار فراوانی استفاده می کند و با مهارت هنرمندانه ای هریک از قهرمانانش را به زبانی که شایستهء اوست به گفتگو وا می دارد. گفتگو هایی که درداستانهای او هست، چنان زنده و طبیعی است که گویی آنها را عیناً هنگام وقوع حادثه یاداشت کرده اند.
هدایت قسمت مهمی از این توفیق خود را مرهون عبارات عامیانه و اقوال و ضرب المثل هایی است که گاهی به وفور حیرت آوری در آثارش دیده می شود. هدایت به زبان عامیانه نیز مانند فولکلور علاقه داشت و گنجینهء لغات و عباراتش را در همه جا، از کوچه های تهران گرفته تا دور دست ترین شهرستانها غنی می کرد.(ژیلبر لازار محقق فرانسوی و نویسندهء فرانسوی،سخنرانی به مناسبت ششمین سال مرگ هدایت، ترجمه سید رضا حسینی، یادبود نامهء صادق هدایت، انتشارات امیر کبیر، ۱۳۳۶)
《آثار صادق هدایت معدن اصطلاحات و کنایات و امثال و استعارات زنده و زیبائیست که از زبان اکثر ملت گرفته شده است. به این سبب به جرائت می توان گفت که صادق هدایت زبان شیرین فارسی را غنا و تنوعی بخشیده که تا کنون نظیر نداشته است.》(پرویز ناتل خانلری، مرگ صادق هدایت، یغما، سال چهارم، شماره سوم، خرداد ۱۳۳۰،صفحه ۱۱۳)
بی سبب نیست که دهخدا گفته 《هدایت در نثر از من بهتر می نویسد.》
صادق هدایت از زبان دیگران
مجتبی مینوی در جلسهء یاد بود هدایت می گوید:《ما شاید آن روز گمان می کردیم که چون قدر مقام نویسندگی هدایت را می شناسیم او را تشویق می کنیم اما حقیقت این بود که او موجب تشویق ما بود و در هر یک از ما لیاقتی می یافت، آن را بکار می انداخت. که مرکز دایره بود و همه را دور خود می گرداند.》
در جای دیگر:《آقای میرزا علی اکبر خان دهخدا کتاب امثال و حکم را می نوشتند و هریک از دوستان و آشنایان ایشان هر چه می یافت و هر قدر می توانست به ایشان کمک می کرد. بیش از همه کس صادق هدایت به ایشان کمک کرد:مجموعهای داشت از امثال عامیانه در یک کتاب ۲۰۰ صفحهای که حدود دو هزار مثل در آن نوشته بود، این کتاب را بی مضایقه تقدیم آقای دهخدا کرد و نمی دانم هرگز از ایشان پس گرفت یانه.》(مجتبی مینوی، عقاید و افکار در بارهء صادق هدایت پس از مرگ، انتشارات بحرخزر، صفحه ۱۰۷)
《استقلال فکری، فروتنی، صفای روح او سبب شد که وی یک زندگی بی نام و نشان و درد های یک فرد بر گزیدهای که از هر گونه سازشی سر باز می زند برای خویش انتخاب کند، نرم دلی فوقالعادهء او، ذوقی که همیشه جنبهء مضحک چیزها را بیدرنگ در می یافت و همچنین گذشت او نسبت به کسانی که وی آنها را دوست می داشت، بیزاری او را از این دنیا تعدیل می کرد.》(نظریات نویسندگان بزرگ خارجی در بارهء صادق هدایت، زندگی و آثار او،ترجمه حسن قائمیان ،کتابهای پرستو از انتشارات امیرکبیر، ۱۳۴۳،صفحه ۲۰۸
برچسبها: صادق هدایت
«زندگی، ارزش مقدس»
فیلیپ تتلاک، روانشناس، ارزشهایی را بهعنوان ارزش مقدس طبقهبندی میکند که نفسِ درنظرگرفتنشان اهانتآمیز باشد.
جک بنی، کمدین، به خساست شهره بود - و یا اینکه در رادیو و تلویزیون اینطور نشان میداد - و یکی از بهترین کارهایش صحنهای بود که یک زورگیر تفنگاش را به پشت او میگذارد و داد میزند، "یا پولت یا زندگیت!" بنی همانجا بیصدا میایستد. زورگیر دوباره با بیصبری تکرار میکند: "یا پولت یا زندگیت!" بنی جواب میدهد: "دارم فکر میکنم، دارم فکر میکنم." خندهدار است چون اکثر ما - چه مذهبی چه غیرمذهبی - بر آن نظر هستیم که اصلاً کسی نباید راجع به چنین معاملهای فکر کند. کسی نباید راجع به چنین معاملهای فکر کند. بایستی امری بیدرنگ باشد، امری "بدون دخالت مغز".
زندگی مقدس است و هیچ میزان مبلغی، معاملۀ منصفانهای در قبال زندگی نخواهد بود، و اگر این را هنوز متوجه نشدید، شما یک مشکلی دارید؟
برای تخطی از این مرز، اگر فردی ارزش مادی به دوستیها، فرزندان، یا وفاداری به کشورش ببخشد، یعنی در واقع خود را از نقشهای اجتماعی همراه با موارد یاد شده محروم ساخته است.
این همان چیزی است که زندگی را به یک ارزش مقدس تبدیل میکند.
@molanatarighat
#دنیل_دنت
.
برچسبها: اجتماعی
حسین(ع) از حقیقت پرده برداشت. یعنی به مردم گفت:
ای کسی که به اندازهٔ سر سوزن به مردم ستم میکنی، تو در مسیری حرکت میکنی که پیامد آن ستم کردن به زندگی و آبرو و دین همهٔ مردم است.
ای کسی که یک قدم از مسیر حق منحرف شدهای، به جایی خواهی رسید که به کشتن پسر دختر پیامبر راضی خواهی شد و یا در آن شرکت خواهی کرد.
ای کسی که به آنچه در برابر تو رخ میدهد، بیاعتنایی و نسبت به حقی که در برابر تو پایمال میشود، ساکت میمانی، در آینده به آبرو و جان مردم تعرض میشود و ریختن خون دیگران جایز شمرده میشود و تو یا به آن خشنودی یا در آن نقش داری یا در برابر آن ساکت میمانی.
هیچ تفاوتی میان آنها وجود ندارد و هیچ راه میانهای در کار نیست: یا باید در راه هدایت حرکت کنی یا در راههای گمراهی، و چه بسیارند راههای گمراهی!
— سید موسی صدر، کتاب «سفر شهادت»
بند ۲۴۳ و ۲۵۴
@molanatarighat
برچسبها: اجتماعی
دلنوشته
اگر جواب هر جفايى بدى بود.
داستان زندگی ما خالى از ادم های خوب می شد.
اگر نميتوانیم ادم خوب زندگي كسی باشیم،
اگر براى ياد دادن همان خوبى هايى كه خودمان بلدىم ناتوانمان كردند،
اگر اندك مهربانيمان را هم نیاموختند.
اگر خوبى كردىم و بدى ديدىم.
فقط كنار بكشیم و بد نشویم،
زيرا اين تنها كاريست كه از دست ما بر ميايد.
ما اگر ادم خوب زندگی خودمان باشیم ،با وجدانی اسوده
سر مان را پيش خدا بالا میگیریم.
و بخاطر همه چیز شاکر خواهیم بود.
https://t.me/hayatarefaneh
دلنوشته
بیایید ،
عقربه احساس مان را...
روی"حال خوب" کوک کنیم
یک تفکرِ مثبتِ کوچکِ صُبحگاهی
می تواند همه روزمان را عوض کند...
https://t.me/hayatarefaneh
برچسبها: اجتماعی
نکته
آیات بسیاری از قرآن کریم گویای این است که وظیفه پیامبران فقط رساندن پیام خداست. این آیات به اشاره دلالت بر این دارند که زورگویی و اجبار مردم بر پیروی از حق، وظیفه پیامبران نیست. دستهای دیگر از آیات دلالت روشن تری بر عدم اکراه بر دین دارند. این دسته از آیات به صراحت گویای این هستند که خداوند پیامبران را از اجبار و اکراه دین بر مردم بازداشته است.
لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ؛
در پذیرش دین اجبار و اکراهی نیست، زیرا راه درست از راه نادرست آشکار شده است.
https://t.me/hayatarefaneh
نکته
وَيَبقىٰ وَجهُ رَبِّكَ ذُو الجَلالِ وَالإِكرامِ سوره الرحمن -۲۷
و تنها ذات پروردگار با عظمت و ارجمند تو میماند و بس.
خدای سبحان همیشه باقِی است و وی همیشگی و سرمدی و أزلی و أبدی می باشد که ابتدا و انتهایی ندارد و وجودش مستمر و فناناپذیر و عدم ناپذیر می باشد. زنده ای است که عدم نداشته و عدم نخواهد داشت و نمیمیرد. باقِی به دیگران بقا می دهد و هر بقا و وجودی، هستی و وجود استمرارش را از باقِی می گیرد و نیازمند مطلق اوست.
https://t.me/hayatarefaneh
برچسبها: عرفانی
کلام عرفانی
بُعد ثابت وجود ما، ذات یا همان نفسمان است که ظهور ذات خداست و ثبوتش به این معناست که با تمام تغییراتی که در ظاهر یا باطن میکنیم، همان کسی میمانیم که بودیم و شخص دیگری نمیشویم. «منِ» ما درواقع وجود واحد ماست که تمام کثرات فعل و صفت و اندیشه و تمام قوا و جوارحمان از آن نشئت میگیرد.
این «من» همان وجه خدا در ماست که تمام اسماء الهی و قوای وجودی را به نحو واحد در خود دارد.
https://t.me/hayatarefaneh
کلام اخلاقی
تکلیف انسان نه فقط در بُعد ظاهر است و نه فقط در بُعد باطن؛ بلکه نعمتهای خداوند، هم ظاهری است و هم باطنی و ازاینرو انسان هم در ظاهر مسئول است و هم در باطن، یعنی هم در ظاهر و هم در باطن باید حق را بندگی کند. این همان صراط مستقیم و مسیر توحید ذاتی در اسلام است؛ اگرچه بسیاری، از آن غافلاند.
https://t.me/hayatarefaneh
برچسبها: عرفانی
حدیث
رسول الله ص می فرمایند:
اِنَّما تَفْسیرُ حُسْنِ الْخُلْقِ: ما اَصابَ الدُّنْیا یَرْضى وَ اِنْ لَمْ یُصِبْهُ لَمْ یَسْخَطْ؛
تفسیر خوش اخلاقى این است که اگر دنیا به انسان رو کرد، راضى و خشنود باشد و اگر رو نکرد خشمگین و ناراحت نشود.
(کنزالعمّال، ح 5229)
https://t.me/hayatarefaneh
.
" هوایت میزند بر سر،
دلم دیوانه میگردد!
چه عطری در هوایت هست؟!
نمیدانم ... نمیدانم ... "
#مولانا
@koye_rendan
.
می خندد
و من متقاعد می شوم
جهان در فنجانی قهوه
کنار کسی که دوستش داری، خلاصه می شود
#نیکی_فیروزکوهی
@koye_rendan
برچسبها: نیکی فیروز کوهی



