معرفت حضرت دوست

معرفت حضرت دوست | مهر ۱۴۰۲

یوسف جلالی
معرفت حضرت دوست

شعر و حالا که رها از بند زندانم پشيمانم__

به چشمت مومنم اما از ايمانم پشيمانم___

از ايماني که ميگيرد گريبانم پشيمانم___

. اسير عشق بودم آرزويم بود آزادى__

و حالا که رها از بند زندانم پشيمانم__

برايت سوختم کمتر شدم هر روز از قبلم__

از اينکه مثل شمعى رو به پايانم پشيمانم__

نگاهم کن چه مى بينى در اين آيينه عبرت ؟ ___

نه پيروزم ، نه مغرورم ، نه خندانم ، پشيمانم___

صبورى کردم و گفتم که روزى باز مى آيى___

به زودى مى رسد آن روز و مى دانم پشيمانم___

چه کارى بد تر از تکرار اقرار پشيمانى __

پشيمانم پشيمانم پشيمانم پشيمانم____

سيد_تقي_مير_سیدی


برچسب‌ها: سید تقی سیدی

تاريخ : یکشنبه سی ام مهر ۱۴۰۲ | 22:53 | نویسنده : یوسف جلالی |

شعر  من به آغوش تو محتاج ترینم... برگرد

من به آغوش تو محتاج ترینم... برگرد
بی تو در آتش عشق تو عجینم... برگرد

آنچنان بی تب و تابم که مثالم این است :
« بند ناف منی و مثل جنینم!... برگرد ...»

تو خروشنده ترین نیلِ جهان در چشمت
من به موسا زدگی در تو قرینم... برگرد

دین من عشق و صراطم به بهشت لب تو
رفتنت دوزخی ام کرد ، به دینم!... برگرد

تو عزیز دل کنعان منی پس لطفاً
به دلِ یوسفی ِچاه نشینم... برگرد

قبل تو من وطنم گوشه ی تنهایی بود
بغلت شد وطنم به سرزمینم... برگرد

منِ گرگینه صفت با تو جنونم آنی ست
پس بیا رخ بنما ماه جبینم! ...برگرد ...

#روشنک_اسکافی
#فقط_شعر_و_غزل
شما هم به جمع بیش از ۶۰۰۰ هوادار شعرِ عضوِ این کانال بپیوندید... 👇👇👇
@faghatsheroghazal
🌹🌹


برچسب‌ها: روشنک اسکافی

تاريخ : یکشنبه سی ام مهر ۱۴۰۲ | 22:36 | نویسنده : یوسف جلالی |

شعر  ما خیر ندیدیم به دنیا،مگر از هم

محتاج به هم،عاشق هم،بی خبر از هم
آن سو تو و این سو من،آشفته تر از هم

از ماهی و دریا خبری نیست به جز مرگ
یک لحظه فقط دور بمانند اگر از هم

ما را که به هم خیره شدن عادتمان بود
یک عمر جدا کرد قضا و قدر از هم

تقدیر چنین بود،که چون پنبه و آتش
تا روز ابد قسمت ما شد حذر از هم

بگذار درختی که گرفتار خزان است
پاشیده شود با ضربات تبر از هم

گفتم که به جز این نتراشند به سنگم
ما خیر ندیدیم به دنیا،مگر از هم

#علی_اصغر_صالحی
#فقط_شعر_و_غزل
شما هم به جمع بیش از ۶۰۰۰ هوادار شعرِ عضوِ این کانال بپیوندید... 👇👇👇
@faghatsheroghazal
🌹🌹


برچسب‌ها: علی اصغر صالحی

تاريخ : یکشنبه سی ام مهر ۱۴۰۲ | 22:28 | نویسنده : یوسف جلالی |

غزل  سخت مبتلای توام ، خدا می داند

سخت مبتلای توام ، خدا می داند

بس غرقِ بلایِ توام ، خدا می داند

آن روز که آتشم زدی ! ماندگار شدم

در بند وِلای توام ، خدا می داند

رفتی و غزل هنوز می بارد از جانم

بارانی غصّه ی های هایِ توام ، خدا می داند

هر روز از کوچه ی شعرم عبور می کنی

تو آنِ من ، من برای توام ، خدا می داند

محکم بگیر مرا ، تا مرگ هم حریف نشود

ستون خیمه ی سرای توام ، خدا می داند

با تو توان ، به پاره ای حصیر دل خوش کرد

من تشنه ی ایمانِ غنای توام، خدا می داند

ای که آمدنت ، اعجاز و رفتنت ، حیرانی است

بکُشته ی بی چون و چرای توام ، خدا می داند

فرصت بده با عشق بپیچم ، یلدای مشکینیت را

دیوانه ی این قسمت ، قصه های توام، خدا می داند


برچسب‌ها: یوسف

تاريخ : یکشنبه سی ام مهر ۱۴۰۲ | 17:33 | نویسنده : یوسف جلالی |

به خنده‌هات نگاه کردی؟

«هل سبق لك أن نظرت إلى ضحكك؟
الأمل هو مثل ذلك بالضبط...!»

به خنده‌هات نگاه کردی؟
امید دقیقا اون شکلیه...!

@Official_Hich


برچسب‌ها: عاشقانه

تاريخ : یکشنبه سی ام مهر ۱۴۰۲ | 16:53 | نویسنده : یوسف جلالی |

من فقط از دور او را در خویش گریسته ام

چه عاشقانه ای بنویسم
که دلتان برایم بلرزد!؟‌
وقتی نه دستانش را گرفته ام
نه در آغوشش کشیده ام
و نه حتی او را بوسیده ام
من فقط از دور
او را در خویش گریسته ام...
عشق میان ما
معصوم ترین عشق تاریخ جهان بود

- نرگس صرافیان طوفان

@Official_Hich


برچسب‌ها: نرگس صرافان

تاريخ : یکشنبه سی ام مهر ۱۴۰۲ | 16:52 | نویسنده : یوسف جلالی |

ما دوباره سبز خواهیم شد..

امام زمانم...

اگر چه پاییز،
برگ و بار دل‌هایمان را
خزان کرده است...

اگر چه باغ آرزوهایمان،
دیری است گل و شکوفه و پروانه، به خود ندیده است...

اما بهار ظهورتان در راه است
و ما دوباره سبز خواهیم شد..


اللّهُمّ عَجّلْ لِوَلیّکَ الفَرج

#سلام_امام_مهربانم


برچسب‌ها: امام‌ زمان عج الله

تاريخ : یکشنبه سی ام مهر ۱۴۰۲ | 16:32 | نویسنده : یوسف جلالی |

لطفا حرف بزنید

❇️مهارتهای_زندگی

پانتومیم زناشویی


آیا شما هم در روابط زناشویی تان ،"پانتومیم" اجرا میکنید ؟؟؟!!!

یعنی انتظار دارید همسرتان از رفتارهایتان حدس بزند، چه احساسی دارید؟!

انتظار دارید هر وقت فکرتان مشغول است، طرفتان خودش بفهمد شما به چه فکر میکنید و از شما دلجویی کند؟!

🔹انتظار دارید شریک عاطفی تان، خودش حدس بزند، چه نیازی دارید و برای رفع نیاز شما کاری انجام دهد؟!

اگر شما اینگونه هستید، بدانید که زندگی واقعی، "پانتومیم" نیست تا همسر ما بخواهد و یا بتواند نگفته های ما را حدس بزند.

🔹بهتر است حرف بزنید.

اگر ناراحتید در مورد احساستان حرف بزنید.

اگر دلتان چیزی میخواهد، در موردش حرف بزنید.

اگر فکری در سر دارید، در موردش حرف بزنید.

🔹در یک رابطه ی عاطفی، " گفت و گو" بهترین شیوه ی مدیریت تعارضات است.

🔹 لطفا حرف بزنید و نتیجه اش را تجربه کنید ......


برچسب‌ها: اجتماعی

تاريخ : یکشنبه سی ام مهر ۱۴۰۲ | 16:21 | نویسنده : یوسف جلالی |

من پرنده‌ای هستم،که کل آسمانش سقوط کرده


‏طيرٌ أنا سقطت سمائي كلها

من پرنده‌ای هستم،که کل آسمانش سقوط کرده

#عبداللطيف_يوسف
#نیم_متن


برچسب‌ها: عبدالطیف یوسف

تاريخ : یکشنبه سی ام مهر ۱۴۰۲ | 16:4 | نویسنده : یوسف جلالی |

از روی اراده و اختیار دوستی و ولایت ما را انتخاب کرده است.

🌹🌹
@MolaviPoet

لینک جلسه قبل 👇👇
https://t.me/MolaviPoet/41131


شرح روان ابیات مثنوی معنوی _دفتر چهارم


(۴۰۱) آنکه او مغلوب اندر لطفِ ماست
نیست مُضطَر، بلکه مُختارِ وَلا* ست

می‌دانیم که هر مغلوبی مجبور است و هیچ اختیاری از خود ندارد، آیا می‌توان گفت که انسان کامل و عارف واصل نیز در فعلِ خود مجبور است و هیچ اختیاری ندارد؟ مولانا می‌گوید: نه اینطور نیست که گمان می‌کنی زیرا کسی که مغلوب لطف و احسانِ ماست. مجبور و فاقد اختیار نیست، بلکه از روی اراده و اختیار دوستی و ولایت ما را انتخاب کرده است. [کسی که عشق الهی را انتخاب کند با فنا کردن «خودِ طبیعی» و وجودِ مجازی خود از عظمت الهی مستفید می‌شود.]
*ولا: دوستی، محبّت، نزدیکی


(۴۰۲) مُنتهایِ اختیار آن است خَود
که اختیارش گردد اینجا مُُفتَقَد*

مرتبه نهایی اختیار آنست که اراده و اختیار انسان کامل در اراده و اختیار خداوند محوو فانی گردد. یعنی در برابر خداوند از خود اختیاری نداشته باشد.
*مُفتَقَد: گُم کرده شده


(۴۰۳) اختیاری را نبودی چاشنی*
گر نگشتی آخِر او محو از منی

مادام که انسان، جنیه ظاهری و وجود مجازیِ خود را در وجود حق، محو و فانی نسازد، اراده و اختیار او هیچ لذّت و حلاوتی ندارد. [مولانا جبر را به دو مرتبه تقسیم می کند. یکی جبر عوام و دیگری جبر خواص. جبر عوام را مردود می‌داند، اما جبر خواص را غایت کمال می‌شمرد و آن را با معیّت قیّومی یکی به حساب می آورد.
منظور بیت فوق: اگر انسان، با اراده و اختیار خود اعمالی انجام دهد که به رنگ خودبینی و خودپرستی آلوده باشد مسلماً لذّت و حلاوت معنوی را هرگز نخواهد چشید. اکبرآبادی گوید: اگر آن مغلوب از اختیار حق لذّتی نیافته باشد از اختیار شخصی و وجودِ موهوم خود محو نشود.]
*چاشنی: مقداری اندك از خوراك که برای مزه کردن بچشند اینجا به معنی لذّت و حلاوت است.


(۴۰۴) در جهان گر لقمه و گر شربت‌ست
لذّتِ او فرعِ محوِ لذّت‌ست

در این جهان هر لذّتی که در خوردنی‌ها و نوشیدنی‌ها وجود دارد. آن لذات، فرع ترکِ لذّات است یعنی لذّت حقیقی، ترك لذّات مادی است. [ترك لذّات حیوانی، لذّتی دارد که با هیچیك از لذّات مادی و حیوانی دنیا قابل مقایسه نیست؛ زیرا جمیع لذّات دنیوی به رنج و دغدغه روحی می‌انجامد. امّا لذّتی که ناشی از ترك لذّات مادی و حیوانی است، روح را همواره بانشاط و زنده نگه می‌دارد. چنانکه بودا در یکی از تعالیم اخلاقی خود می گوید: هرجا که زندگانی موجب رنج و تَعَب است، این رنج و تَعَب نتیجه قطعی شهوت‌پرستی و لذّت دوستی است، بدین سبب باید نَفس را بکلّی از اين قید آزاد ساخت.


(۴۰۵) گر چه از لذّات، بی‌تأثیر شد
لذّتی بود او و لذّت‌گیر* شد

هرچند ترك کننده لذات مادی و حیوانی، تحتِ تأثیر هیچ نوع از آن لذّات قرار نمی‌گیرد، امّا در عوض، خود به لذّتِ معنوی مبدّل شده و هماره لذائذ معنوی را به سوی خود جذب میکند.
*لذّت‌گیر: گیرنده لذّت و خوشی.


✍ استاد کریم زمانی


🆔 @MolaviPoet
🆑 کانال مولوی و عرفان


برچسب‌ها: عرفانی

تاريخ : یکشنبه سی ام مهر ۱۴۰۲ | 15:58 | نویسنده : یوسف جلالی |

غزل  خیال کن مرا ! دلبر نداری ! بیا !

خیال کن مرا ! دلبر نداری ! بیا !

مجنون هم ، در شهر نداری ! بیا !

خیال کن ! مُرده ام ، با دردِ عشق

اگر مُردنم را باور نداری ! بیا !

ببین ! برگ های پاییزی همه آمدند

نگفت آینه ؟ وقت ، دیگر نداری بیا

به چشمِ خرابت ، خراب می شوم

تمام می شوم ، مرا آخر نداری ! بیا

به دستم بده ، زلفِ پُر راز را کنون

به مویت ! جز دست من لنگر نداری بیا

منِ دیوانه را باش ، که تا آخر کار آمدم

جز من ، دیوانه ای ، پشتِ این در نداری بیا !

زلال می خواهمت ، مثل قبل رودِ پاک !

به جز جانِ این شاعرت بستر نداری بیا!

سرودم تو را ، خط به خط ، هر چه بود

چُتین شاعری ، شعر گو ، برتر نداری بیا

هوای ابری این دل و آسمان را ندیدی !

از این نم نم باران و چشم تر نداری ؟ بیا

" یوسف "


برچسب‌ها: یوسف

تاريخ : یکشنبه سی ام مهر ۱۴۰۲ | 14:19 | نویسنده : یوسف جلالی |

انسان موجودی غیرقابل پیش‌بینی است و احوال او دایماً در حال تطوّر است

🌹🌹
@MolaviPoet
لینک جلسه قبل 👇👇
https://t.me/MolaviPoet/41085

حافظ در این‌جا؛ هنر را به معنای کمال اخلاقی به کار برده است.
در یونان، کلمه‌ی «تخنه»، دو ویژگی برجسته دارد: یکی، ابداع، خلاقیت و ایجاد است که معمولاً در آن، قدرت دست انسان حضور دارد؛ و دوم این‌که آن‌چه خلق می‌شود، از یک نظم و هارمونی و زیبایی برخوردار است. همین وضعیت را نیز کلمه‌ی"Art" در انگلیسی واجد است. در زبان عربی امروز، کلمه‌ی «فن»، به معنای هنر زیبا به کار می‌رود؛ مثلاً الجمال‌الفنی، یعنی: زیبایی هنری. اما اگر با واژه‌ی فن، بخواهیم هنر را از نگاه ابن عربی در آثار او بررسی کنیم، گمراه می‌شویم؛ زیرا ابن عربی. فن را به معنای دیگری به کار می‌برد. یعنی: آن‌را به مفهوم نوع یا صناعت مورد استفاده قرار می‌دهد.

کلید واژه‌ی بحث «هنر» در نظر ابن عربی. واژه‌ی «صنعت» است. هر جا ابن عربی، واژ‌ه‌ی صنعت را به کار برده، از هنر صحبت کرده است، مثلاً می‌گوید: «العالم صنعةالله» یعنی: عالم، هنر خداست. یعنی: خدا هم عالم را ایجاد کرده و هم عالم زیبا است.

یا در جای دیگر می‌گوید: خدا با هنر، در عرصه‌ی وجود، ظهور کرده است.

_در مورد ساختار نگارش فتوحات و اين‌که بحث از هنر در ذیل کدام یک از مباحث فتوحات مطرح شده است، توضیح دهید.
دکتر حکمت: در فتوحات این‌گونه نیست که فصلی خاص به هنر اختصاص داده شده باشد. نه تنها در مورد هنر، بلکه در مورد هیچ یک از مباحث دیگر، در فتوحات، بخش خاصی اختصاص داده نشده است؛ زیرا ساختار فتوحات، با ساختار امروزی نگارش کتب متفاوت است. ساختار امروزی کتاب‌ها، ساختاری تصنعی است و با وجود انسانی، سازگار نیست.
در دانشگاه‌ها به ما یاد داده‌اند که با یک ساختار خاصی پژوهش کنیم و کتاب بنویسیم، به‌طوری‌که مطالبمان دسته‌بندی شده باشد و...در حالی‌که اين چارچوب، با ساختار وجودی انسان سازگاری ندارد.
انسان موجودی غیرقابل پیش‌بینی است و احوال او دایماً در حال تطوّر است. ابن عربی؛ به همین شکل، فتوحات را نگاشته است؛ یعنی متناسب با احوال خود، به‌منزله‌ی احوال یک انسان. شاید ابن عربی در این‌ مورد، متأثر از قرآن بوده است.
فی‌المثل شما نمی‌توانید برای ایمان، دنبال فصل خاصی در قرآن، باشید در هر صفحه‌ای از قرآن، مطلبی درباره‌ی ایمان آمده است و طرز نگارش فتوحات، تأسی به قرآن است.


📗 مباحثی در عرفان ابن‌عربی
صفحه۲۷۳ و ۲۷۴
✍ دکتر نصرالله حکمت


🆔 @MolaviPoet
🆑 کانال مولوی وعرفان


برچسب‌ها: ابن عربی

تاريخ : یکشنبه سی ام مهر ۱۴۰۲ | 11:49 | نویسنده : یوسف جلالی |

آدمیزاد گاهی  به یک نظر هواخواه  کسی می شود.

محمود دولت آبادی

آدمیزاد گاهی
به یک نظر هواخواه
کسی می شود.
گاهی هم صد سال
اگر با کسی دمخور باشد،
دلش بار نمی دهد
که با او دست به یک کاسه ببرد.


••┈┈┈❥ ♥️ ❥┈┈┈••
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌• @KalameJan •
••┈┈┈❥ ♥️ ❥┈┈┈••


برچسب‌ها: محمود دولت آبادی

تاريخ : یکشنبه سی ام مهر ۱۴۰۲ | 11:48 | نویسنده : یوسف جلالی |

در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم عاشق نمی‌شوی که ببینی چه می‌کشم

در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم
عاشق نمی‌شوی که ببینی چه می‌کشم


@molanatarighat

#شهریار
.


برچسب‌ها: شهریار

تاريخ : یکشنبه سی ام مهر ۱۴۰۲ | 11:47 | نویسنده : یوسف جلالی |

به فقرا نشان دهد که من هم مثل شما زندگی می کنم

حاج آقا دکتر احمد عابدی:

دین می گوید غذایی را که فقرایی که نمی توانند بخورند، دیده اند و آه کشیده اند، اگر شما بخورید، اثر بد روی شما می گذارد پس معنای زهد این است که انسانی که می تواند، مرفه زندگی کند، به فقرا نشان دهد که من هم مثل شما زندگی می کنم. این اثر روانی برای فقرا دارد، که اگر من فلان چیز را نمی توانم بخورم، فلان کس هم نمی خورد، اگر من فلان لباس را ندارم ، فلان کس هم نمی پوشد، یعنی هماهنگی روحی بین انسان و دیگران، این معنای زهد است.

✍️پایگاه اطلاع رسانی استاد

@Asemani_bashim


برچسب‌ها: عرفانی

تاريخ : یکشنبه سی ام مهر ۱۴۰۲ | 6:51 | نویسنده : یوسف جلالی |

مرحله تخلیه

حاج آقا قرهی:

اولیاء خدا، متخلّقین به اخلاق الهی و اعاظم، در آن مراحل اربعه، اوّل مرحله را مرحله تخلیه قرار دادند. دلیل آن هم این است که تنها وقتی که رذائل، بیرون برود؛ فضائل، خودش را نشان می‌دهد و این، نکته بسیار مهمّی است. اولیاء تمثیل می‌زنند، می‌گویند: مثلش، مثل آینه است، اگر آینه‌ای زنگار داشته باشد، تا این زنگار و غبار برطرف نشود، جمال در آن، شهود پیدا نمی‌کند. شهود جمال درونی انسان، به قلب سلیم است و قلب سلیم به وجود نمی‌آید، إلّا به این که زنگار قلب که همان رذائل هست، از بین برود. اگر کسی بخواهد خودش را در آینه‌ای که پر از غبار و زنگار است، ببیند، آن آینه، جمال او را نشان نمی‌دهد. یعنی تا غبار و زنگار از آینه ندری، طبعاً جمال دیده نمی‌شود. ظهور و بروز جمال درونی انسان و فضائل او، در قلب سلیم است و معلوم است اگر این قلب، مبتلا به رذائل و گرفتار آن شد، حسنات و جمال درونی انسان را نشان نمی‌دهد.

✍️سیصد و پنجمین جلسه درس اخلاق(خبرگزاری مهر)

@Asemani_bashim



تاريخ : یکشنبه سی ام مهر ۱۴۰۲ | 6:49 | نویسنده : یوسف جلالی |

غزل  ندیده دل بدو داده ام ، نشانی ندارم

توانِ عشقم نیست ، که جانی ندارم

گمانِ عشقم نیست ، جوانی ندارم

برای بیداری حسِ خوبرویان این شهر

شعری و دفتری و زبانی ندارم

دو چشمش ، نیازِ شانه ای گرم دارند

ز بس خسته ام ، برایش ، امانی ندارم

به آیئنه ، خلوتِ شب ، سکوت همیشه می گذشت

یکی سایه آمد و پرسید... بیانی ندارم

مرا یادِ دوست ، حضور نماز است ، آن چنان

برای خیالش ، نشانی ، اذانی ندارم

طلوعِ هر عشق ، غروبی دارد خواه ناخواه

طلوعی زیبا ، غروب چنانی ندارم

به زحمت ، به بندِ صیادم آمد ، آهوی زیبا

گریخت مهربانم ، دگر بندِ گرانی ندارم

همین گوشه ی عُزلت شده ، جای ما

چو کوتاه ست آرزو ، بالِ پرانی ندارم

کسی پرسید : ؟ ز یارِ مسافر ، نشانش

ندیده دل بدو داده ام ، نشانی ندارم

" یوسف"


برچسب‌ها: یوسف

تاريخ : یکشنبه سی ام مهر ۱۴۰۲ | 6:15 | نویسنده : یوسف جلالی |

شکرگذاری کنیم.

دلنوشته

خوشبختی و ارامش زمانی می آید،
که گله و شکایت از،
مشکلاتی که داریم را متوقف،
و بخاطر تمام مشکلاتی که نداریم شکرگذاری کنیم.



https://t.me/hayatarefaneh

دلنوشته


آرامش است ،
عاقبت اضطراب ها.
اینقدر غصه نخوریم
بالاخره همه چیز خوب میشد،
زیبا میشود،میرسیم،
میبینیم و میخندیم.
دور نیست روزی که
آهنگِ هر حرف، زندگی باشد
اگر ایمان داشته باشیم.



https://t.me/hayatarefaneh


برچسب‌ها: اجتماعی

تاريخ : یکشنبه سی ام مهر ۱۴۰۲ | 5:21 | نویسنده : یوسف جلالی |

اموال و اولاد،

نکته

پیروز و خوشبخت میدان بندگی، مؤمنی است که با انفاق و خیرات مال و عمرش، محبت دنیا را از قلبش ریشه کن کند تا به وقت امتحان و جهاد، کار دستش ندهند .
«وَمَن يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَـٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»



https://t.me/hayatarefaneh

نکته


یادمان نرود که اموال و اولاد، أسباب آزمایش و امتحان مردانگی ما در میدان ایمان و جهاد است.به آن جوایز و پاداش های عظیمی که خدا کنار گذاشته برایمان فکر کنیم تا بتوانیم حریف امتحان مال و اولاد شویم.
«إِنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلَادُكُمْ فِتْنَةٌ ۚ وَاللَّـهُ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ»



https://t.me/hayatarefaneh


برچسب‌ها: عرفانی

تاريخ : یکشنبه سی ام مهر ۱۴۰۲ | 5:20 | نویسنده : یوسف جلالی |

لجبازی جزو مراحل طبیعی رشد کودک است

کلام تربیتی

لجبازی جزو مراحل طبیعی رشد کودک است و استثنا بردار هم نیست. این ایستادگی مقابل والدین نیست و تا ۶ یا ۷ سالگی ادامه دارد و کم کم به مرحله نهفتگی وارد می‌شود.


https://t.me/hayatarefaneh


برچسب‌ها: کودک

تاريخ : یکشنبه سی ام مهر ۱۴۰۲ | 5:19 | نویسنده : یوسف جلالی |

شرّ نباید از ما صادر شود.

کلام اخلاقی

اگر خود را پیدا کنیم، دیگر شَرور بیرونی ما را شُرور نمی‌کند و اگرچه صدمه بزند، ما را از خودمان دور نمی‌سازد.
به بیان دیگر، محال است شرّ به ما نرسد؛ اما شرّ نباید از ما صادر شود.
لذا صراط هدایت، صراط بلاست و اولیاء خدا، بلاکش‌اند؛ اگرچه بارکش نیستند.
آنان بلای خدا را به جان می‌خرند؛ اما هرگز بار شیطان و نفس و دنیا را به دوش نمی‌کشند.


https://t.me/hayatarefaneh

کلام عرفانی


عالی‌ترین رتبۀ محبت، حبّ ذات به ذات است که در آن رتبه بین محبّ و محبوب، دوگانگی وجود ندارد. خدا عاشق خود و درنتیجه عاشق جلواتش است. انسانی هم که با محبت خدا به قربش برسد، پیوسته نور او را در زندگی‌اش می‌تاباند.


ht
tps://t.me/hayatarefaneh


برچسب‌ها: عرفانی

تاريخ : یکشنبه سی ام مهر ۱۴۰۲ | 5:18 | نویسنده : یوسف جلالی |

هر كس به خاطر خداى سبحان از چيزى بگذرد

حدیث

امیرالمؤمنین علیه‌السلام میفرمایند:

من ترك لله سبحانه شيئا عوضه الله خيرا مما ترك

هر كس به خاطر خداى سبحان از چيزى بگذرد، خداوند بهتر از آن را به او عوض خواهد داد.



غررالحكم ۵/۳۹۵/۸۹۰۹


ht
tps://t.me/hayatarefaneh


برچسب‌ها: امام علی علیه السلام

تاريخ : یکشنبه سی ام مهر ۱۴۰۲ | 5:17 | نویسنده : یوسف جلالی |

هر آدمیزادی یک «رفته ای» دارد


برکه ی بخت من از

ماهی دلمرده پر است...

#تلگرام_گیومه


@giioomeh

هر آدمیزادی یک «رفته ای» دارد

که هنوز به رفتنش عادت نکرده . .!🖤


#تلگرام_گیومه
@giioomeh


برچسب‌ها: عاشقانه

تاريخ : یکشنبه سی ام مهر ۱۴۰۲ | 0:55 | نویسنده : یوسف جلالی |

تو حق نداری  راجع به کسی قضاوت کنی که کل زندگیشو ندیدی

تو حق نداری راجع به کسی قضاوت کنی که کل زندگیشو ندیدی،
روزای سختشو حس نکردی،
از نزدیک شاهد هیچی نبودی؛
تو فقط یه قسمت کوچیک از عمرشو تماشا کردی، تو فقط دیدی چیکار کرده، ولی ندیدی بهش چی گذشته، شاید این بهترین تصمیمی بوده که اون آدم گرفته ولی
قضاوت بدترین تصمیمیه که تو گرفتی...

#تلگرام_گیومه
@giioomeh


برچسب‌ها: اجتماعی

تاريخ : یکشنبه سی ام مهر ۱۴۰۲ | 0:54 | نویسنده : یوسف جلالی |

بی‌بال و پر اندر پی تو می‌پرم

بی‌بال و پر اندر پی تو می‌پرم
من کَه شدم چو کهربایی تو مرا

@molanatarighat

#مولانا
#علیرضاقربانی
.


برچسب‌ها: مولانا

تاريخ : یکشنبه سی ام مهر ۱۴۰۲ | 0:49 | نویسنده : یوسف جلالی |

كمال آن است كه نقص بر خود گيری!

@molanatarighat
اينجا هيچ طريق ديگر نيست
الا «سكوت و تسليم» ،

كمال آن است كه نقص بر خود گيری!

شمس تبریزی

درود ✋😊
موفق باشید🙏🌹🍏
😍😊


برچسب‌ها: شمس تبریزی

تاريخ : یکشنبه سی ام مهر ۱۴۰۲ | 0:46 | نویسنده : یوسف جلالی |

پاییز بهارِ دومی است

@molanatarighat
پاییز بهارِ دومی است که در آن،
هر برگ یک گل است.

آلبر کامو


برچسب‌ها: آلبر کامو

تاريخ : یکشنبه سی ام مهر ۱۴۰۲ | 0:43 | نویسنده : یوسف جلالی |

رسالت پیامبر(ص)ترویج خشونت یا تصاحب قدرت نبود

@molanatarighat
رسالت پیامبر(ص)ترویج خشونت یا تصاحب قدرت نبود ۰ سه موضوعی که برای ایشان از اهمیت بالایی برخوردار بود عبارت بود از ؛
۱- موضوع ایمان۲-تربیت اخلاقی افراد۳-موضوع مرگ ۰
دریغ که پس از مرگ پیامبر رسالت او توسط حکمرانان و فقیهان مسلمان کم‌رنگ و بجای آن قوانین و مقررات شرعی از اهمیت برخوردار شد ۰ یعنی احکام جانشین اخلاق شد و زندگی شرعی جانشین زندگی لذت بخش معنوی شد ۰

🔹اما در مثنوی مولانا؛ بیشتر اشعار آن تاکیدی است بر گرامی‌داشت عشق و زندگی مومنانه؛ گرامی‌داشت شأن و حرمت انسان و تقویت زندگی اخلاقی ۰ به‌همین دلیل است که همگان از خواندن مثنوی لذت می‌برند

ناصر مهدوی



تاريخ : یکشنبه سی ام مهر ۱۴۰۲ | 0:42 | نویسنده : یوسف جلالی |

مرا در جانم دوستی‌ست

☀️

مرا در جانم دوستی‌ست که در روزگار سختی تسلایم می‌دهد و آن‌گاه که رنج ایام هجوم می‌آورد، او مونس من است.
آن‌کس که در درون خویش مونس ندارد در حسرت می‌میرد، چرا که زندگی از درون انسان می‌جوشد و از پیرامون نمی‌آید.

@molanatarighat

#جبران_خلیل_جبران
.


برچسب‌ها: جبران خلیل جبران

تاريخ : یکشنبه سی ام مهر ۱۴۰۲ | 0:40 | نویسنده : یوسف جلالی |

هلا قسمت کن اگر قسام تويی»

نقل است که شِبلی روزی می‌رفت.
دو کودک خصومت می‌کردند برای
يک جوز که يافته بودند.

شبلی آن جوز را از ايشان بستد. و گفت:
«صبر کنيد تا من اين بر شما قسمت کنم».

پس چون بشکست، تهی آمد. آوازی آمد:
«هلا قسمت کن اگر قسام تويی».

شبلی خجل شد و گفت:
«آن همه خصومت بر جوز تهی
و اين همه دعوی قسامی بر هيچ؟».

تذکرة الاولیاء
ذکر شبلی
@molanatarighat

در رهی میرفت شبلی دردناک
دید دو کودک در افتاده بخاک

زانکه جوزی در میان افتاده بود
هر دو را دعوی آن افتاده بود

هر دو از یک جوز میکردند جنگ
شیخ گفتا کرد میباید درنگ

تا من این جوز محقر بشکنم
پس میان هر دو تن قسمت کنم

جوز بشکست و تهی آمد میانش
برگسست آنجایگه آهی ز جانش

گشت بیمغزی خویشش آشکار
اشک میبارید و میشد بیقرار

هاتفی گفتش که ای شوریده جان
گر تو قَسّامی هلا قسمت کن آن

چو نهٔ صاحب نظر خامی مکن
بعد از این دعوی قَسّامی مکن

مصيبت نامه
عطار نیشابوری🌹


برچسب‌ها: عرفانی

تاريخ : شنبه بیست و نهم مهر ۱۴۰۲ | 18:6 | نویسنده : یوسف جلالی |
        مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By Slide Skin:.