در عشق سلیمانی من همدم مرغانم
هم عشق پری دارم هم مرد پری خوانم
هر کس که پری خوتر در شیشه کنم زوتر
برخوانم افسونش حراقه بجنبانم
زین واقعه مدهوشم باهوشم و بیهوشم
هم ناطق و خاموشم هم لوح خموشانم
فریاد که آن مریم رنگی دگر است این دم
فریاد کز این حالت فریاد نمیدانم
زان رنگ چه بیرنگم زان طره چو آونگم
زان شمع چو پروانه یا رب چه پریشانم
گفتم که مها جانی امروز دگر سانی
گفتا که بر او منگر از دیده انسانم
ای خواجه اگر مردی تشویش چه آوردی
کز آتش حرص تو پردود شود جانم
یا عاشق شیدا شو یا از بر ما واشو
در پرده میا با خود تا پرده نگردانم
هم خونم و هم شیرم هم طفلم و هم پیرم
هم چاکر و هم
میرم هم اینم و هم آنم
هم شمس شکرریزم هم خطه تبریزم
هم ساقی و هم مستم هم شهره و پنهانم
برچسبها: مولانا
اگر گل،
بی زحمتِ خار بودی،
همه بلبلان دعوی عاشقی کردندی!
اما با وجود خار، از صد هزار بلبل، یکی دعوی عشق گل نکند.
#عین_القضات_همدانی
@molanatarighat
برچسبها: عین القضات همدانی

"رقص اندر خون خود مردان کنند"
مولوی شاعر عشق است؛ او در خداوند چیزی جز زیبایی نمیبیند و برای انسانهایی هم که به شوق دیدار حضرت حق از همه تعلقات مادی خود میگذرند ستایش و احترام بسیاری قائل است.
مولوی چنین نگاهی به شهدای روز عاشورا دارد.
او در کتاب گرانقدر مثنوی، از شاعری سخن می گوید که وارد حلب شد و دید که مردم عزاداری می کنند؛ پرسید: چرا عزاداری میکنید؟
گفتند: عجب آدم بیخبر از دنیایی هستی که نمیدانی امروز روز عاشوراست؛ روز عزای مظلومترین و صالحترین عبد خداوند است.
شاعر می پرسد: این واقعه کی رخ داده است؟
آنها می گویند: حدود هفت قرن پیش. شاعر می گوید: هفت قرن پیش شهید شده است و امروز بر او عزاداری میکنید؟
خفته بودستید تا اکنون شما
که کنون جامه دریدیت از عزا
شاعر [که خود مولوی است] جماعت را مورد سرزنش و عتاب قرار داده و می گوید: این شما که چنین در خواب گران غفلت و بیخبری هستید بیشتر لایق عزاداری بر خویشتن هستید.
پس عزا بر خود کنید ای خفتگان
زانک بد مرگیست این خواب گران
مولوی در ادامه در چند بیت به توضیح واقعه عاشورا پرداخته و شهادت حسین و یارانش را حداعلیِ عشق و پاکبازی و شوق دیدار الهی معرفی می کند. او جسم شهدای کربلا را همچون قفسی می بیند که در روز عاشورا شکسته می شود و روحشان برای دیدار و وصال یار به پرواز درمی آید.
در عقیده مولانا، روح بزرگ منشی و سلطانی انسان در زندان جسم اسیر است و آنکه اینگونه عاشقانه قفس تن را شکسته و روح خود را به پرواز در می آورد نیازی به هیچ جامه درانی و عزا ندارد، چرا که چنین ساعت و روزی، روز رهایی و سرور اوست و اگر قرار به عزا گرفتن است باید بر روح خویشتن عزا گرفت که هنوز اسیر بند جسم و تن است.
روح سلطانی ز زندانی بجست
جامه چه درانیم و چون خاییم دست
مولوی عاشورا را، روز شادی "خسرو دین" می داند؛ روزی که ایشان زنجیرها و بندهای تن را گسسته و عاشقانه به لقای خداوند می رسد:
چونک ایشان خسرو دین بودهاند
وقت شادی شد چو بشکستند بند
سوی شادروان دولت تاختند
کُنده و زنجیر را انداختند
به عقیده مولانا چنین رویداد بزرگ و عاشقانهای نه تنها نیازی به عزا ندارد بلکه روز رهایی و گشایش است. به عقیده او حسین بن علی در این روز به هر آنچه از ملک و شاهنشهی و قدرت می توانست دست یافت و از می ناب الهی نوشید و به لقاالله پیوست.
مولوی در حادثه عاشورا چیزی جز عشق و زیبایی و رقص و شادی روح برای انداختن غل و زنجیر تن نمی بیند:
رقص و جولان بر سر میدان کنند
رقص اندر خون خود مردان کنند
چون رهند از دست خود دستی زنند
چون جهند از نقص خود رقصی کنند
و به این دلیل به جماعتی که بر سر و سینه می زنند با تعجب نگریسته و آنها را مورد سرزنش قرار می دهد.
روز ملکست و گش و شاهنشهی
گر تو یک ذره ازیشان آگهی
ور نهای آگه برو بر خود گری
زانک در انکار نقل و محشری
بر دل و دین خرابت نوحه کن
که نمیبیند جز این خاک کهن
ور همیبیند چرا نبود دلیر
پشتدار و جانسپار و چشمسیر
در رخت کو از می دین فرخی
گر بدیدی بحر کو کف سخی
آنک جو دید آب را نکند دریغ
خاصه آن کو دید آن دریا و میغ
@molanatarighat
#فرهاد_قنبری
.
برچسبها: امام حسین علیه السلام
هزار نشانه می فرستم... امان نمی دهی !
دلِ دیوانه می فرستم... امان نمی دهی !
امان نمی دهی ! که بخوانمت با شعر
ز جان ترانه می فرستم ... امان نمی دهی!
با جام نگاهم ، به اشارات ، ای همه "ماهم"
جام و پیمانه می فرستم ... امان نمی دهی!
چراغِ خاموشِ آن پنجره ، رنجانده جان مرا
چراغِ شبانه می فرستم... امان نمی دهی!
ببین ! خرابِ حالِ توام ، ز خویش بی خبر
چُنین بهانه می فرستم... امان نمی دهی!
ما را نیازِ عشق ، کشانده تا "شانه " ی تو !
نوایِ جانانه می فرستم... امان نمی دهی
حدیثِ عشقت به ما چنان نمود ، که می بینی !
" تو "را به بتخانه می فرستم... امان نمی دهی!
به کِبر گذشت از ما ، به جانثارش گفت :
باز تازیانه می فرستم ... امان نمی دهی!
برچسبها: یوسف
حدیث
پیامبر اکرم ص میفرمایند:
ما أصابَ المؤمنَ مِن نَصَبٍ ولا وَصَبٍ ولا حَزَنٍ حتّی الهَمُّ یهِمُّهُ إلّا کفَّرَ اللّهُ بهِ عَنهُ مِن سیئاتِهِ.
هیچ رنج و درد و اندوه و حتّی نگرانی خاطری به مؤمن نمی رسد، جز این که خداوند، بِدان، گناهانش را می زداید.
تحف العقول: ص ۳۸
https://t.me/hayatarefaneh
دلنوشته
در شلوغى هاىِ شهر
و شلوغى هاىِ ذهن
و شلوغى هاىِ دل
يادِتان، آرامِ جسم و جانم است
اين كه سرم شلوغ باشد
و چشمم لايق ديدارتان نباشد
يادتان را از دلم نمى كاهَد
دلم را خلوت مى كنم
تا حَريمِ اَمْنِ مهرتان باشد
تا براى هميشه خانه ى تان باشد
https://t.me/hayatarefaneh
دلنوشته
اسراف نکنیم؛ زندگی را
زمان را، عشق را
معجزه صبح را که میبینیم، آرزوهایمان را با شوق به خدا بگوییم، او صدای ما را می شنود.
https://t.me/hayatarefaneh
برچسبها: اجتماعی
نکته
همه ی اهل بیت ع کشتی نجاتند؛ امّا کشتی امام حسین ع سریعتر است و وقتی حرکت میکند، سایر کشتیها کنار میکشند و راه را برای آن باز میکنند.
امام حسین ع رو به خدا سریع است، تجلّی خدا هم به سوی او سریع است. راه خدا سخت است؛ امّا با امام حسین ع خیلی آسان و کمکار است.
https://t.me/hayatarefaneh
نکته
کربلا، اَلَک است ، یک اَلَک از جنس نَفْس!
کربلا ابزار غربال است!
غربالی با سوراخهای ریز و درشت!
آنقدر سَوا میکند تا فقــط کسانی بمانند و به امام برسند که قدّ و قواره شان، به این حرفها بخورد!
آیا ما تا امروز، با اَلَکِ کربلا، آشنا بودهایم؟
آیا این الک در زندگی ما، منشأ اثر بوده است؟
همه نمیتوانند در کربلا سربازی کنند!
https://t.me/hayatarefaneh
برچسبها: امام حسین علیه السلام
کلام تربیتی
از هفت سالگی دوست برای بچهها مهمتر از پدر و مادر خواهد بود. بچهها برای رضایت دوستشان دروغ میگویند، کارهای اشتباه انجام میدهند یا دست به کارهای عجیب و غریب میزنند.
https://t.me/hayatarefaneh
برچسبها: کودک
کلام اخلاقی
انسان، استعداد خلیفةاللّهی دارد و جود و کرم خدا ایجاب میکند که خواستهی مستعدین را اجابت نماید. لذا وجود و علّیت را که همان اسماء الهی است، به تمام انسانها میدهد و هرکس در رتبهی خود، موجود میشود. تا اینجا فرقی جز رتبه، بین انسانها نیست.
تفاوت، آنجا پدید میآید که وقتی انسانها به بازار دنیا میآیند، هریک از وجودی که گرفتهاند، به تشخیص خود استفاده میکنند.
https://t.me/hayatarefaneh
کلام عرفانی
وقتی معصوم نظر میکند نظر خداست، نظر خودش نیست. اصلا از خود او هیچ خبری نیست. فانی است، باقی بالله است. این فوق معانیای است که ما میفهمیم، مقامی دارند فوق فنا.
نظر ولّی، نظر خداست،
توجه ولّی، توجه خداست،
آنها دلشان دل است
سعی کنیم آنها به ما نظر کنند، زیرا خدا به آنها نظر دارد. نظر خدا را باید از این دلها بدست آورد..
خدا میفرماید:
من به صاحبدل کنم در تو نظر
نی به نقش سجده وایثار و زر
این نظر در دعاها، عبادات و مسکنتهای ما بهدست نمیآید.
من وشما با این عبادتها وتضرعها نمیتوانیم آن عنایات بالای ربوبی را بهدست آوریم.
باید قلبی را بدست آورد که با بدست آوردن آن، آن عنایت را بدست آورد.
این راهی است برای ما که نزدیک است.
https://t.me/hayatarefaneh
برچسبها: عرفانی
هر گاه در امور خود دنیوی و اخروی یا کمون و نهان خویش نقص یا ضعفی حس کردید
برچسبها: قرآن کریم
ادامه مطلب

همدردیت کجاست..؟
هوایِ دلم گرفت..
#افشین_یداللهی
******************
هُما سایه ات کجاست ؟ هوای دلم گرفت
در جان آتشت به پاست، هوای دلم گرفت
حالِ ما ، حالِ غزل های ماست ، هر شب
این های و هوی ماست ، هوای دلم گرفت
از وقتی که رفته ای ! دل پُر بهانه شد
نک عاشق نواست ، هوای دلم گرفت
از تو به یادگار ، این زخم کهنه است
باز عاشق بلاست ، هوای دلم گرفت
تا حسِ خوبِ عشق ، جاری است به جانِ من
در حسرتِ فناست ، هوای دلم گرفت
" یوسف "
برچسبها: یوسف
خیال من,پر است از تو;
تو غزل ناتمام منی,
همیشه برای سرودنت انتهای غزل باز است...
#علی_زمانی
@foroogh_farokhzad
برچسبها: علی زمانی
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللّٰهِ الَّذِي ضَمِنَهُ
یک جمعه از دست رفت ، نیامدی !
جانی به خیالت ! مست رفت ، نیامدی !
تا کی ؟ بسوزیم از این فراقِ طولانی ...
باز ، پیر غلامِ جمکران ، در بست ، نیامدی
اللهم العجل لولیک الفرج
برچسبها: امام زمان عج الله
سی ویژگی افراد توانا
دکتر محمود سریع القلم
1-وقت ندارند بر علیه کسی، کاری انجام دهند؛
2-وقت ندارند پششت سر دیگران صحبت کنند؛
3-وقت ندارند در وقایع گذشته، متوقف شوند؛
4-وقت ندارند که دروغ بگویند؛
5-بسیار انتخاب می کنند چون ذهن اولویتبندی شده دارند؛
6-تفاوتهای انسانها را میستایند؛
7-بدنبال این نیستند کسی را مانند خود کنند؛
8-حجم و کیفیت غذای خود را با دقت زیر نظر دارند؛
9-بد بودن بعضی انسانها را، عادی میدانند؛
10-با دو زبان مهم، آشنایی ندارند بلکه بر آنها مسلط اند؛
11-در فهم رفتار انسانها، اول منافع آنها را می شکافند؛
12-کارآمدی را بر مساوات ترجیح میدهند زیرا که مساوات خود نتیجه کارآمدی است؛
13-کارآمدی را نتیجۀ رقابت میدانند؛
14-راستگو هستند چون منافع دراز مدت دارند؛
15-حتی در استفاده از حروف اضافه دقت می کنند تا اعتماد دیگران را حفظ کنند؛
16-از افراد توانا، با مهارت و باهوش، هراسی ندارند؛
17-دائما در حال گسترش شعاع شبکههای ارتباطی خود هستند؛
18-بعد از شش ماه که آنها را میبینید، بهتر شدن آنها را متوجه میشوید؛
19-اطرافشان، مملو از افراد تواناست؛
20-میلیمتری مراقب سخنانشان هستند؛
21-مبنای تواناییهایشان، قدرت نرم است؛
22-یک تا صد هر مسئله ای را، دقیق طراحی و مانیتور میکنند؛
23-به ندرت از کسی، درخواستی داشته باشند؛
24-اگر لازم باشد، ظرفیت تنها ماندن را دارند؛
25-آنقدر تلاش میکنند، درخواب هم اغلب، مسئله حل میکنند؛
26-با هر فردی، دوست نمیشوند؛
27-وقتی با فردی آشنا میشوند میپرسند: چه کتابی این روزها میخوانید؟
28-سلولهای مغزشان، فرصت استراحت ندارند؛
29-شناخت عمیقی از طبع بشر دارند؛
30-سؤالاتشان از پاسخهایشان به مراتب مهمتر است.
ارسال نظر
کانال تلگرام
@sariolghalam
برچسبها: دکتر محمود سریع القلم
حیدر یغما
در روستای صومعه اطراف نیشابور در فقر مطلق به دنیا آمد، آنقدر که یک شاهی در ماه پدرش پول نداشت که او را بفرستد مکتب سواد بیاموزد !
تا سی سالگی فقط کار کرد که زنده بماند و آلوده افیون هم شد، روزی در مشهد متوجه ازدحام جمعیت مقابل روزنامه فروشی شد. از مردم باسواد پرسید چه نوشته در روزنامه؟ گفتند که انسان میخواهد به ماه برود
به خودم گفتم یغما خجالت بکش، انسان رفت ماه تواسیر تریاکی😔
همانجا تریاک را ترک کرد، سواداموزی رفت و شعر سرود :۲۰۰۰ غزل
دهه شصت از دنیا رفت
@drshiri
برچسبها: اجتماعی
🏓 با آدم ضعیف تر از خودتون تا حالا پینگ پونگ بازی کرده ای؟
منظورم اینایی هستن که تازه راکت بدست شده اند و چند ساعتی مربی داشته اند و تازه از استایل والیبال اومده اند تو تنیس روی میز ! ( با راکت اسبک میزنند !!! )
خیلی عجیبه که اینها چون بد بازی میکنند ، نمیتونی ببریشون و اصلا هم مهم نیست مهارتت ! طرف عملا یه بازی دیگه میکنه و توهم زده که پینگ پونگ داره بازی میکنه…من و تو هم عملا تو این توهم وقتمون حروم میشه واتفاق بدتر اینه که وقتی با یه آدم حسابی میشینی پای بازی میبینی مهارتت خیلی کم شده و طول میکشه تا برسی به سطح بازی اصلی خودت !
اینها را نوشتم تا بگم حرف اصلیم را
وقتی با یه آدم کم فهم معاشرت میکنی یا آدمی که خودش را به نفهمی میزنه
وقتی با یه ادم خاله زنک دم به دم میشی
وقتی با آدم احمق دمخور میشی که قضاوتهای عجیب غریب و خرافی داره و تحملش میکنی ،
وقتی رفیق جینگت کسیه که درکش از دو نانوگرم تستسترون بیشتر نیست ،
وقتی با یه آدم روبرو میشی که دغدغه هایش ، کف هرم مازلو است ( مسکن و رستوران و لباس برند و…!) دیگه انتظار نداشته باش که
از حروم شدن وقتت غصه بخوری
از درجا زدنت هم خجالت نمیکشی
از تجمع برنامه ای نصفه عمل شده و کارهای نیمه تمامت هم ککت نمیگزه
از نخواندن آخرین مقاله تخصصی رشته ات ، بهت بر نمیخوره
یا ندیدن فلان دانشمند و بلد نبودن مفاهیم بلند حافظ و مولوی و ….دردت نمیاره
داری بی غیرت میشی عزیزم !
به مردنت ادامه بده یا مثل یه بزرگ مرد بکش از این وضعیت بیرون و نذار زنده به گور بشی و بشی یه مرده متحرک
#علیرضاشیری
@drshiri
برچسبها: دکتر شیری
گریستن بر حسین❗️
حسین(ع), تمام وجودت را برای گریستن به عرصه می کشاند تا با اشک، گناهانت فرو ریزد. چرا که شناخت پس از پاکی است و پایان اشک، آغاز رسالت ... !
مبادا دردهایش فقط تلنگری باشد برای گریستن و به آرامش رسیدن و سپس فراموشی هدف او !
پایانِ گریستن بر حسین، آغازِ پیمانِ چون حسین بودن است
گریستنی که بار رسالتی بر دوشت نمی نهد بی معنی است. که دردِ چون حسین نبودن، آزار دهنده تر از دردهای چون حسین زیستن و چون حسین رفتن است.
#آدرس_آشنا_نویسنده_متن ↙️
@Montazereeashena
برچسبها: امام حسین علیه السلام
💐🍃🌿🌸🍃🌼
🍃🌺🍂
🌿🍂
🌸
❤
تمام قافیه هایم فدای آمدنت
بیا ردیف کن این جمعه های درهم را
🍃علی سلطان وش
🌳@bagesher🌴
🌸
🌿🍂
🍃🌺🍂
💐🍃🌿🌸🍃🌼
💐🍃🌿🌸🍃🌼
🍃🌺🍂
🌿🍂
🌸
❤
هر زمانی که دلت خواست بیا ؛ منتظرم
من به جز چشم به راهی که ندارم راهی...
🍃علی محتشمی
🌳@bagesher🌴
🌸
🌿🍂
🍃🌺🍂
💐🍃🌿🌸🍃🌼
برچسبها: علی محتشمی
🏴
در نقل و باز گو کردن حادثهٔ عاشورا، ما هزاران تحریف وارد کردهایم.
هم تحریف های لفظی و هم در تفسیر این حادثه ما تحریف کردهایم.
مطلب آنقدر زیاد است که قابل بیان کردن نیست.
اگر بخواهند جمع بکنند روضههایی که میخوانند دروغ است، شاید چند جلد کتاب پانصد صفحهای بشود!
در همه ی اینها هم، مردم مسئولند.
مردم موظف هستند مجلسي كه در آن روضههای دروغ خوانده میشود آنجا را ترك كنند.
شما باید روضهی راست را بشنوید و معارف و سطح فكرتان بالا بیاید ، به طوری كه اگر در یك كلمه روحتان اهتزاز پیدا كرد ، یعنی با روح حسین بن علی هماهنگی كرد ، و اشكی و لو ذرّه ای، و لو به قدر بال مگس [ جاری شد ، ] اگر یك چُنین اشكی در حالت هماهنگی روح شما با حسین بن علی از چشم شما بیرون بیاید ، واقعاً مقام بزرگی برای شماست.
امّا اشكی كه از راه قصّابی كردن بخواهد از چشم شما بیاید، اگر یك دریا هم باشد ارزش ندارد. داد بكشید یعنی چه ؟! چرا داد بكشید؟!
یک مسئولیت بزرگ، این مسئولیت است.
این انتظاری که مردم دارند برای کربلا شدن…این خودش دروغ ساز است!
در همهی اینها هم مردم مسئولند.
▪️شهيد مطهري
🍎@koocheh_Abshar
برچسبها: شهید مطهری
.
🎬 سکانس ماندگار
"روز واقعه"
«ما برای برداشتن بند آمدهایم،
نه بند نهادن...!»
از حسینبنعلی( ع ) بسیار میگویند، و آنها که میگویند پس چرا چون او نیستند؟!
🍎@koocheh_Abshar
برچسبها: امام حسین علیه السلام
🎶
" تصنیف : بیقرار "
باصدای : علیرضا قربانی
شاعر : امیرهوشنگ ابتهاج
باز آی دلبرا که دلم بی قرارِ تو ست
وین جانِ بر لب آمده در انتظار تو ست
.
در دستِ این خمارِ غمَم هیچ چاره نیست
جز باده ای که در قدحِ غمگسار تو ست
ساقی به دست باش که این مستِ مِی پَرَست
چون خُم ز پای نشست و هنوزش خمار تو ست
هر سوی موجِ فتنه گرفته ست و زین میان
آسایشی که هست مرا در کنار تو ست
سیری مباد سوخته ی تشنه کام را
تا جُرعه نوشِ چشمه ی شیرین گوار تو ست
بیچاره دل که غارتِ عشقش به باد داد
ای دیده خون ببار که این فتنه کار تو ست
هرگز ز دل امیدِ گل آوردنم نرفت
این شاخِ خشکِ زنده به بوی بهار تو ست
ای سایه ، صبر کن که برآید به کامِ دل
آن آرزو که در دلِ امیدوار تو ست
🍎@koocheh_Abshar
برچسبها: هوشنگ ابتهاج
دلنوشته
یک وقت دستمان با چاقو میبرد،
یک وقت لبمان با کاغذ ،
وقتی با کاغذ میبرد دردناکتر است،
چون کاغذ برای بریدن نیست.
اما کلمه نمیبرد ادم را میکشد ، بد هم میکشد.
کلمه نیامده که ما با ان آدم بکشیم،
امده تا با ان به هم ابراز محبت بکنیم
،رابطه بگیریم غمخوار همدیگر باشیم،و دست همدیگر را در
سختی ها بگیریم.
برخی از ما از کلمات بمب درست کردیم تا دیگران را منهدم کنیم ،
خنجر درست کردیم تا سینه شان را بشکافیم، با کلمات آدم ها را شکنجه میکنیم . با کلمات اینگونه بازی نکنیم.
https://t.me/hayatarefaneh
دلنوشته
همیشه یادمان باشدکه وضعیـت کنونـی ما
سرنوشت نهایـی ما نیسـت
روزهـای خـوب خواهنـدآمد
تازمانی که ریشه داریم،جوانه میزنیم
و امیدواریم، همیشه راهی هست
https://t.me/hayatarefaneh
برچسبها: اجتماعی
نکته
"طاعت و عبادت انسان باید او را از بدیهایش غافل نکند زیرا؛
یکی از نیرنگهای شیطان این است که نیکیهایش را زیاد به او نشان میدهد تا اینکه مغرور میشود و بدیهایش را فراموش میکند و خود را ایمن میبیند اما در آخرت از میزانی غیر از میزان و ارزیابی خودش شوکه میشود".
https://t.me/hayatarefaneh
نکته
کار خیر را فقط زمانی انجام دهیم که مطمئنیم برای خداست. اگر نیت الهی و در راستای ساخت نفس باشد، خستگی، کم آوردن، نگاه و نظر دیگران اهمیتی ندارد. توقع و انتظار هم ایجاد نمیشود. ما در قبال محبتهای خود به دیگران توقع قدردانی و جبران داریم یا اگر کسی کار ما را زیر سؤال ببرد به هم میریزیم. چون نیت ما خدا و تعالی نفس نیست. مثل کسی هستیم که خودش گرسنه است و به دهان دیگران غذا میگذارد.
https://t.me/hayatarefaneh
برچسبها: عرفانی
کلام تربیتی
هر چقدر رابطه ما با فرزندمان دوستانهتر باشد، فرزندمان بیشتر احساس امنیت دارد.
https://t.me/hayatarefaneh
برچسبها: کودک
کلام اخلاقی
ما در عالم الست که تاریخ وجودمان است، با جلوۀ ربوبیت الهی عهد بستهایم که انسان باشیم و آن گاه خداوند، ما را به زمین فرستاد تا آن عهد را ظهور دهیم و انسان شویم. او برای اینکه ما راه را گم نکنیم، هادیانی فرستاد تا راههای ظهور این عهد را نشانمان دهند؛ یعنی انسانهای کامل. لذا ایشان محبوب قلب ما شدند؛ به ولایتشان "بلی" گفتیم و جانمان آنها را به عنوان مطلوب و #غایت خود پذیرفت.
https://t.me/hayatarefaneh
کلام عرفانی
ما جایگاه خود را در غیبت و ظهور اماممان گم کردهایم و چنان سرگرم زوایای دینداری صوری خود شدهایم که از اصل غافل ماندهایم! دینداری ظاهری و بدون محتوا، چنان با لباس «اوتِيتُهُ عَلَى عِلْمٍ عِنْدِي» ما را به خودمان مشغول کرده، که هر کدام، تنها خود را قبول داریم؛ دیگر ندای وجود و #فطرتمان را در سوز غیبت مولا نمیشنویم.
https://t.me/hayatarefaneh
برچسبها: عرفانی
آدمی باشد که قیمت او لقمه ای بُوَد و آدمی باشد که قیمت او دیناری بود و آدمی باشد که قیمت او یک دنیا بُوَد و آدمی باشد که قیمت او هر دو جهان باشد؛ زیرا مردمان را به همّت قیمت کنند، نه به هیات.
«ابوالحسن خرقانی»
@molanatarighat
برچسبها: عرفانی

ای سایه ات ! کشیده تا خیالِ جان
هم جور و جفا نما ! هم کنارم بمان
ای نورِ چکیده از دفترِ عشقِ خدا
با من ز معنای عشق بگو ! بخوان !
تا چند ؟ فرار از دل خویش و جانِ ما
یک چند پای دل به سمت ما بران !
شرحِ شکنجه های خیالِ تو را ، غزل کنم ؟
ترسم بسوزد آن که ، بداند این زبان
از پای ننشستم ، تا آشنای زبان عشق شدم
پیری ام مبین ! که از آنم به دل جوان
بمان که نمایَمَت ! حدیث صدقِ دل ، به عشق
بمان که بیابی ! حیات جاودان زین چشمه ی روان
ای جان ! که ندارمت ! به خواب بیا ! سپس
با شانه بپیچمش ! ببویمش ! هر چند گُمان ، گُمان
" یوسف "
برچسبها: یوسف



