اگر این پَنجره در سینه یِ دیوار نبود
و کنارَم ، قَلم و کاغذ و خودکار نبود
چه بلا هایِ عجیبی به سرم می آمد
فرض کن داخلِ زِندانی و سیگار نبود
آمد و...شُد همه یِ دار و ندارم هر چَند
بودن و رَفتن او دَست من اِنگار نبود
باز هَم ، باد بَهاری ، همه جا ، میپیچَد
گُلِ سَر کاش به مو یِ تو گرفتار نبود
نکنَد دستِ کسی دستِ تو را لَمس کنَد
کاش این دِلهُره اینقَدر ، دِل آزار نبود
رَفتی و بَعدِ تو در شهر جِنایَت ها شُد
خَنده ای رویِ لَبَم ، بَعدِ تو در کار نَبود
اگر این پَنجره در سینه یِ دیوار نبود
غَزَلی وَصل به مو های تو این بار نبود
#سعید_شیروانی
@sher_va_adab_parsii
برچسبها: سعید شیروانی
چون شعله در دستان دشت پنبه گیرم
دستــــی بده ، تا قبل افتادن بگیرم
تصمیم هایی مانده از دوران کبری
تصمیم دارم کلّ شان را من بگیرم!
گیرم کسی عشقش کشید و عاشقم شد
دیگر نباید حسّ سوء ظن بگیرم
من یوسف قرنم، زلیخا خاطرت تخت
این بار می خواهم خودم گردن بگیرم
یک روز قبل جشن یاد من بینداز
با میوه ،چسب زخم هم حتما بگیرم
از لحظه ای که دست تو آلوده ام شد
در شهر می گردم که پیراهن بگیرم!
ای عشق! دستم را بگیر و حائلم باش
می ترسم از دامان اهریمن بگیرم
#اميد_صباغ_نو
@sher_va_adab_parsii
برچسبها: امید صباغ نو
هفت سین دلت را آنگونه بچین که نه یک سال بلکه عمری را زیبا به پایان برسانی ...
سلامتی را بگذار در بالاترین نقطه دلت که هیچ چیز برتر از آن نیست ...
سعادت را از خدا بخواه که او با لطف و کرمش به تو خواهد بخشید ...
سربلندی را در دلت جای ده که بزرگت خواهد کرد ...
ساده لبخند بزن و ساده زندگی کن ...
سکوت ، سرزندگی و صلابت را فراموش نکن
گاهی باید سکوت کرد و انتظار کشید ...
سرزنده بود و زندگی کرد
سختی کشید و سنگ بود ...
اما انسانیت را از یاد نبرد
مهر و محبت را فراموش نکرد ...
برچسبها: اجتماعی

سخت نیست جمع کنیم مسئله را
ختمِ در مِهر کنیم ، قائله را
سخت نیست ، یار ببینیم " فقط '
سایه وار ، نیست کنیم ، فاصله را
چشم در چشم ، ببوسم چشمت
تا فراموش کنیم، صد گله را
این بهار آمده از بهرِ خبر
تا بهاری کند هر قافله را
صبر ایوب در این مرحله کن !
مَده بر باد ، دَم حوصله را
حاجت ماست ، به محراب نگات
زان دعایی بزنیم ، نافله را
دیدی از بهرِ دویدن در عشق
پای پُر شوق پُرِ آبله را
اِنقدر هست که مرا حسِ فزون
گنجِ در دل ، زعشق حاصله را
داغ کن ! باز مرا از حِسَت !
هر چه داری ! بزن زلزله را
شبِ گیسوی تو ، پُر رمز است رمز
تا شبی کشف کنم ، سلسله را
گفت : تا ما ... هزار مرحله هست
در خیال هم نرسی ، واصله را
" یوسف"
برچسبها: یوسف
💐🍃🌿🌸🍃🌼
🍃🌺🍂
🌿🍂
🌸
💖
ساده از دست ندادم دل پر مشغله را
تا تو خندیدی و مجبور شدم مسئله را...
من «برادر» شده بودم و «برادر» باید
وقت دیدار، رعایت بکند «فاصله» را
دهه شصتی دیوانه یکبار عاشق
خواست تا خرج کند این کوپن باطله را
عشق! آن هم وسط نفرت و باروت و تفنگ
دانه انداخت و از شرم ندیدم تله را
و تو خندیدی و از خاطره ها جا ماندم
با تو برگشتم و مجبور شدم قافله را...
عشق گاهی سبب گم شدن خاطره هاست
خواستم باز کنم با تو سر این گله را
🍃عبدالجبار کاکایی
🌳@bagesher🌴
🌸
🌿🍂
🍃🌺🍂
💐🍃🌿🌸🍃🌼
برچسبها: عبدالجبار کاکایی
اینکه دلتنگ توام اقرار می خواهد مگر؟
اینکه از من دلخوری انکار می خواهد مگر؟
وقت دل کندن به فکر باز پیوستن مباش
دل بریدن وعده دیدار می خواهد مگر؟
عقل اگر غیرت کند یک بار عاشق می شویم
اشتباه ناگهان تکرار می خواهد مگر؟
من چرا رسوا شوم یک شهر مشتاق تواند
لشکر عشاق پرچم دار می خواهد مگر؟
با زبان بی زبانی بارها گفتی برو
من که دارم می روم ؛ اصرار می خواهد مگر؟
روح سرگردان من هر جا بخواهد می رود
خانه دیوانگان دیوار می خواهد مگر؟
#مهدی_مظاهری
@sher_va_adab_parsii
برچسبها: مهدی مظاهری
دلنوشته
قبل از تحويلِ سال؛
بنويسيم از سرِ خط؛
نام تك تك كساني كه
آمدند و ماندند و شدند دليلِ لبخندهايمان و حالِ خوبمان.
رويشان حساب كرديم و حسابي سربلندمان كردند،پشت و رو يكى بودند
ادعا نداشتند و دوست داشتنشان را ثابت كردند، ما را براى خودمان ميخواستند، اينها را نگه داريم!
وجودشان را تمديد كنيم
تا جايگزينِ تمامِ آنهايى باشند كه
چشمِ ديدنِ خوشيمان را نداشتند.
كه لب بودند و فقط حرف زدند
و در عمل شرمنده مان كردند.
بعضى ها تازه قدم اند اما وجودشان ارزش دارد به قديميها.
نگه داريم تمامِ اين خوبها را
اينها وجودشان هزاران هزار بهار است در زندگي
https://t.me/hayatarefaneh
دلنوشته
هفت سین دلمان را آنگونه بچینیم
که نه یک سال ، بلکه عمری را
زیبا به پایان برسانیم.
سلامتی را بگذاریم در بالاترین نقطه دلمان که هیچ چیز برتر از آن نیست.
سعادت را از خدا بخواهیم
که او با لطف و کرمش به ما خواهد بخشید.سربلندی را در دلمان جای دهیم که بزرگمان خواهد کرد .
ساده لبخند بزنیم و ساده زندگی کنیم سکوت ، سرزندگی و صلابت را فراموش نکنیم .
گاهی باید سکوت کرد و انتظار کشید
و سرزنده بود و زندگی کرد
سختی کشید و سنگ بود.
اماانسانیت را از یاد نبرد و
مهرومحبت رافراموش نکرد.
https://t.me/hayatarefaneh
برچسبها: اجتماعی
کلام تربیتی
وقتی برای کودک اسباب بازی میخرید یا با یک وسیله جدید مواجه میشوید
سریع به او یاد ندهيد چطور بازی کند، یا این وسیله چگونه کار میکند،
اجازه دهید خودش کشف کند.
https://t.me/hayatarefaneh
برچسبها: کودک
کلام عرفانی
ما چه هستیم؟! انسان خواست که هم مزۀ نبات و حیوان بودن را بچشد، هم سهمی از ملائکه بودن بردارد و هم ذات الهی را درک کند! (البته ذاتی که ظهور کرده است؛ چون کنه ذات برای هیچ کس قابل درک نیست.) پس انسان تمام خصوصیات گیاهان، حیوانات، فرشتگان و اجنه را یکجا دارد و علاوه بر آن خصوصیات انسانی را هم دارد که هیچ موجودی ندارد و آن قابلیت رسیدن به فنای الهی و رتبۀ «عشق» است. عشق همان عقل پخته شده است؛ در مقابل عقل خام که وهم است. انسان در وادی عشق، حقیقت وحدت را پیدا میکند.
https://t.me/hayatarefaneh
کلام اخلاقی
انسان هر رتبهای از خلقت را طلب کند به او داده میشود. چون از طرفی خدا در فیض خود بخلی ندارد و از طرف دیگر انسان همۀ مراتب را دارد و میتواند در هر رتبه، متوقف شود. اگر گیاهی، عقل را طلب کند، خدا به او نمیدهد؛ چون استعدادش را ندارد. اما اگر انسان، گیاه بودن را انتخاب کند، خدا برای او فراهم میکند. رتبۀ گیاه در انسان یعنی رشد قوای ظاهری و حسی و فراهم آمدن امکانات مادی. این رشد در انسان قابل مقایسه با گیاه نیست و بسیار کاملتر است.
https://t.me/hayatarefaneh
برچسبها: عرفانی
🌹🌹
@MolaviPoet
ابراهیم ادهم پیش از انکه ملک بلخ بگذارد، درین هوس مالها بذل کردی و به تن طاعتها کردی؛ و گفتی چه کنم؟ و این چگونه است که گشایشنمیشود؟ تا شبی بر تخت خفتهبود، خفت بیدار؛ و پاسبانان چوبکها و طبلها و نایها و بانگها میزدند، او با خود میگفت که شما کدام دشمن را باز میدارید، که دشمن با من خفتهاست! ما محتاج نظر رحمت خدائيم، از شما چه ایمنی آید که امان نیست الا در پناه لطف او. درین اندیشهها دلش را سودا میربود، سر از بالش بر میداشت، و باز مینهاد، عجباً للمحب کیفینام؟ ناگاه غلبه و بانگ قدمنهادن تند بر بام کوشك بدو رسید، چنانکه جمعی میآیند و میروند؛ و بانگ قدمهاشان میآید از کوشك. شاه میگوید با خود که اين پاسبانان را چه شد؟ نمیبینند اینها را که برین بام میدوند؟ باز از آن بانگهای قدم او را حیرتی و دهشتی عجب میآمد، چنانکه خود را و سرا را فراموش میکرد، و نمیتوانست که بانگ زند و سلاحداران را خبر کند. و درین میانه یکی از بام کوشك سر فرو کرد، گفت: تو کیستی برین نخت؟ گفت: من شاهم؛ شما کیستید بر اين بام؟ گفت: ما دو سه قطار اشتر گم کردهايم، بر این بام کوشك میجوییم. گفت: دیوانهای؟ گفت: دیوانه توئی. گفت: اشتر را بر بام کوشك گم کردهای؟ اینجا جویند اشتر را؟ گفت: خدا را بر تخت ملك جویند؟ خدا را اینجا می جوئی؟ همان بود، دیگر کس او را ندید؛ برفت و جانها در پی او*...
📗 مقالات شمس تبریزی_ صفحه ۸۵
✍ دکتر محمد علی مُوحّد
🆔 @MolaviPoet
🆑 کانال مولوی وعرفان
برچسبها: شمس تبریزی
قشنگیجات 🍃
پرسیدم بهار چیست؟
گفت: امیدواری دانهای در دل خاک سرمازده، شوق عشقی در جان خستهی آدمیزادی …
برچسبها: عاشقانه
@textimix
گیرم هوای پر زدنم هست
بال کو...؟
قیصر امین پور
*************
گیرم هوای گریه باشد ، شانه کو ؟
این دل دیوانه ، هم پای دیوانه کو ؟
گیرم هوای من کنی ! آینه نیست ...
بعد از گذشتن از من ، میخانه کو ؟
ای وای از بیچاره ی غزل نشین شب
از کوچه پرستو بگذریم ؟ ترانه کو ؟
تلخ است ، به کام شهر ، از قحط عشق
گشتم در خودم برای عاشق شدن ، بهانه کو
دیوانه ! من که عاقل شدم ، بی عشق
هیچ شنیدی میان کوچه ؟ آوازِ شبانه کو؟
هیچ ستاره ای به آسمان ، برای من نیست
از دریا شدن گذشته ام ... کرانه کو ؟
این باغ ثمر نداد ، بی خیال ریشه هام
خشکم ، خشکی ، نمی پرسم ، جوانه کو ؟
این قطره دیگر ، در هوای دریا شدن نیست
مشتاقِ فضای خلوتم ، آشیانه کو ؟
" یوسف "
برچسبها: یوسف
@textimix
به تو گفتم: «گنجشکِ کوچکِ من باش
تا در بهارِ تو ، من درختی پُرشکوفه شوم»
احمد شاملو
برچسبها: احمد شاملو
@textimix
پس از سالها آمدهای
رو به رویم نشستهای
اشک میریزی
تو نمیدانی باران یکریز هم
هیچ ماهی روی خاک افتادهای را
زنده نمیکند
علیرضا قاسمیانخمسه
برچسبها: علیرضا قاسمیان خمسه
حدیث
امام علی (ع) میفرمایند:
أقبَحُ الخلائقِ الكذبُ .
زشت ترين خويها دروغگويى است.
غرر الحكم ،ح 2855
https://t.me/hayatarefaneh
برچسبها: امام علی علیه السلام
یک لحظه اگر نفس تو محکوم شود
علم همه انبیات معلوم شود
آن صورت غیبی که جهان طالب اوست
در آینهٔ فهم تو مفهوم شود
✍ مولانا_ رباعی شماره ۸۶۴
🆔 @MolaviPoet
🆑 کانال مولوی وعرفان
برچسبها: مولانا
دلنوشته
ديروز از امروزت خبر داشتی كه اين قدر نگران فردايى؟!
خوب يا بد
،هر پيش آمدى پيش خواهد آمد
نگران نباش لبخند بزن و توکل کن،
خداى ديروز ما همان خداى امروز است
امیدمان به خدا باشد و بس
https://t.me/hayatarefaneh
دلنوشته
زندگی همیشه
عالی و کامل نیست،
اما همیشه همانی ست
که ما میسازیم.
پس آن را به یادماندنی بسازیم
و هرگز اجازه ندهیم کسی
خوشبختیمان را از ما بگیرد.
طوفان ريشههای درخت راعميقتروقوىترمیکند.
درطوفانهاى زندگى به برگهايى كه ازدست میدهیم فكرنكنیم
به ريشهاى فکر کنیم که قویترمیشود!
https://t.me/hayatarefaneh
برچسبها: اجتماعی
نکته
بادها به فرا رسيدن بارانها بشارت میدهند ابرهای گرانبار را حمل میكنند و به بلاد مرده و بیحاصل میبرند و باران خود بر آنها فرو میريزند و از زمين گياه میرويانند. آری اين يك حقيقت مشهور و مشهود است و از آن دو نتيجه حاصل میشود:
اول: آن كه در ما ورای طبيعت ارادهای است حكيمانه كه آن را اداره میكند.
ديگر: آن كه قدرتی است شگرف حاكم بر جهان هستی كه مردگان را از زمين بيرون میآورد و برای حساب اعمال حاضر میآورد.
وَ هُوَ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّياحَ بُشْراً بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ- و اوست كه پيشاپيش رحمت خود بادها را به بشارت میفرستد.»
https://t.me/hayatarefaneh
نکته
حَتَّی إِذا أَقَلَّتْ سَحاباً ثِقالًا سُقْناهُ لِبَلَدٍ مَيِّتٍ فَأَنْزَلْنا بِهِ الْماءَ فَأَخْرَجْنا بِهِ مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ- چون بادها ابرهای گرانبار را بردارند، ما آن را به سرزمينهای مرده روان سازيم و از آن باران میفرستيم و به باران هر گونه ثمرهای را میرويانيم.»
پس همه چيز به اراده خدا و حسن تدبير او به وجود میآيد نه از روی تصادف و اتفاق. زيرا هدف بشارت به رحمت است و زنده ساختن سرزمين مرده و بيرون آوردن ثمرات. پس اين امور به مجرد حركت ابر ميسر نمیشوند، بلكه عوامل متعددی است كه بايد درهم عمل كنند، مثلا زمين مستعد باشد و هوا مناسب و مقدار باران كافی. نه كمتر از اندازه و نه بيش از اندازه. تا زمين زنده شود و گياه برويد. اين امر دليل بر اين است كه در ما ورای ابر هدفی است و خداوند آن را بعلم و قدرت خويش عملی میسازد.
https://t.me/hayatarefaneh
برچسبها: عرفانی
کلام تربیتی
کودکان را دیدهاید؟
به خندههای شان خیره شدهاید؟ چنان به خاطر یک حرف ساده و اتفاق پیش پاافتاده از ته دل میخندند که گویا خندهدارترین حرف دنیا و اتفاق دنیا را دیده و شنیدهاند.
به بزرگترین شیطنتهای یواشکیشان دقت کردهاید؟ یک مداد دست گرفتن و یک گوشه قایم شدن و نقاشی کشیدن روی دیوار!
به دلخوریهایشان توجه کردهاید؟ در اوج دلخوری با یک نوازش و یک دوستت دارم کوچولو، شما را میبخشند و از آن به بعد واقعاً از ته دل همهچیز را فراموش میکنند.
مراقبان خوبی برای دنیای صادقانه ، صمیمانه و مهربانانه فرزندان مان باشیم.
https://t.me/hayatarefaneh
برچسبها: کودک
کلام اخلاقی
انسان گاه در عالم وهم خود سیر میکند: صغری و کبری میچیند و نتایج شیطانی میگیرد! چون اسیر هوای نفس است یک اتفاق باعث میشود گرفتار خشم و غضب شود. با خودش و در و دیوار دعوا میکند و داد و فریاد راه میاندازد! همین انسان وقتی در محیط معنوی قرار میگیرد مثلاً به تلاوت قرآن گوش میکند یا دعا میخواند، حالش دگرگون میشود و آرامش میگیرد! همۀ این حالات را بارها و بارها در طول روز تجربه میکند و فرقی بین آنها نمیگذارد. بین کالبد ناری و نوری و عالم حس و خیال و عقل در رفت و آمد است؛ به همین دلیل وقتی دنبال خود میگردد، گیج میشود. چون هر گوشهاش یک شکل است و آن غضب و این آرامش و آن وهم و این محبت با هم نمیسازند.
https://t.me/hayatarefaneh
کلام عرفانی
کسی که به عقل مستفاد برسد شهوت، غضب، عقل جزئی و سایر مراتب وجودش را نفی نمیکند. بلکه به همۀ آنها رنگ عشق میزند. او خواستههای فطری و استعدادهای قابلیاش را میشناسد و آنها را از هم جدا میکند. لذا در کثرات اوصاف حیوانی، وهم شیطانی و استقلالبینی اسیر نمیشود.
https://t.me/hayatarefaneh
برچسبها: عرفانی
فکر بیابان کن ! که خسته ام
یا ریزش باران کن ! که خسته ام
زین جاده ی زمستان به مقصد نمی رسم
اشاره ی بهاران کن ! که خسته ام
تا تو ! فقط اراده توست ، فاصله
قرارِ یک خیابان کن! که خسته ام
صد جهدِ ما ، بی لبخند تو ! هیچ میگردد
بیا و پایان زمستان کن ! که خسته ام
برق چشمانِ تو باشد و رقصِ مستانه ی من
عمارتِ میخانه ی مستان کن ! که خسته ام
ای شاهدِ خیالِ شبانه ی غزل های من !
کم قصه ی عصیان کن ! که خسته ام
تا خنده و بوسه نباشدت، گنج نشانت نمی دهم
بیا و وفای پیمان کن که خسته ام
" یوسف "
برچسبها: یوسف
🌹🌹
@MolaviPoet
لینک جلسه قبل👇👇
https://t.me/MolaviPoet/39910
ابنعربی در غربیترین نقطه تمدن اسلامی در آن زمان، یعنی در اندلس، به دنیا آمده و هیچگاه به شرق جهان اسلام، ایران و خراسان سفر نکرده بود؛ فارسی نمیدانست و با آموزهها و سنتهای عرفانی برخاسته از این فرهنگ خاص ارتباط وثیقی نداشت. در روزگاری که عرفای خراسان زبان شعر را برای بیان لطایف عرفانی خود برگزیده بودند، ابنعربی نمیتوانست با اشعار فارسی سنایی، عطار و ... ارتباط برقرار کند. بنابراین، طبیعی است که ذهن، زبان و فرهنگ صوفیان ایرانی، با بزرگان عرفان سرزمین خود نزدیک باشد و نه ابنعربی. تفاوت دیگر عرفان خراسانی با عرفان ابنعربی، در التزامداشتن یا نداشتن یا حتی نفی برخی از سنتهای جمالگرایانه است. سنتهای جمالگرایانه، شامل سماع، شطح، شاهدبازی و ... است ولی در اینجا فقط سماع مد نظر است. بیشتر عرفای خراسانی به سماع قائل بودهاند، برخلاف ابنعربی که در فتوحات بهصراحت آن را غیرمجاز دانسته است (ابنعربی، بیتا: 1/210). عرفان خراسانی با ویژگی های خود، برای تمام اقشار جامعه حتی طبقه پیشهور و بیسواد قابل پیروی است ولی عرفان ابنعربی پیش زمینههای عقلی و معرفتی خاصی میطلبد که برای عموم میسر نیست. مجالس عرفای خراسان، بارِ عام است که هر کسی میتواند وارد شود ولی مجالس درس فصوص، محضری خاص است.
میتوان به این تمایزات در پژوهشی دیگر با تفصیل بیشتری پرداخت اما نوشتار حاضر بر تفاوتی ریشهای متمرکز شده است که تمایزات فوق در برابر آن، جزء فروع به شمار میآید. تفاوتهای فوق و نمونههایی از این دست، میان عرفان خراسان و مکتب محییالدین بسیار است ولی برای بازشناسی عرفان خراسان به عنوان مکتبی مستقل کافی نیست. بررسی تفاوتهای تاریخی، اجتماعی، زبان و ادبیات و ... برای به رسمیت شناختن عرفان خراسان به عنوان یک مکتب چندان قانعکننده نیست، چه رسد به اینکه بخواهیم آن را با مکتبی دیگر مقایسه کنیم. بهترین روش برای رسیدن به عمق این تفاوتها تبیین اصول نظری و سلوکیِ عرفان خراسان و مقایسه آنها با آموزههای ابنعربی است؛ یعنی سیر تطورات فکری دو طرف در بستر تاریخ. بیتوجهی به تشخص و استقلال عرفان خراسان از آنجا نشئت میگیرد که برخی پنداشتهاند: «تصوف خراسانی قبل از آنکه مربوط به خصایص روحانی و مضامین او باشد، بیشتر جنبه جغرافیایی منظور است» (زرینکوب، 1379: 31).
برخلاف نظر فوق، تفاوت پیران خراسان با ابنعربی و شارحان، فقط تفاوتی سطحی مربوط به اقلیم و جغرافیا یا تاریخ تصوف نیست، بلکه در سطح نظری و در نوشتار حاضر در سطح سلوکی نیز قابل مطالعه است. مشایخ خراسان در سلوک و عرفان عملی نیز تفاوتهایی در خود با آموزههای ابنعربی میدیدند. سلوک نجمالدین کبری سلوکی عاشقانه است و گزارشهایی که از رنگها میدهد او را به سهروردی نزدیک کرده، ولی چرا از همان ابتدا با ابنعربی فاصلههایی را رعایت کرده است؟ چرا مولانا، سعدالدین حمویه و نجم رازی، گرچه ابنعربی را میشناختند و قونوی از دوستان صمیمیشان بوده، گرایشی به آنها نداشتند و نمیتوان ارتباط فکری ثابتشدهای بین ایشان و ابنعربی ترسیم کرد؟
سلوک در عرفان خراسان
سلوک عاشقانه خراسان، همان شیوه سلوکی رایج در احوال و مقامات (از مقامات تبتّل تا فنا) است با محوریت عشق. سلوک در منازل و مقامات یا به قول عطار در «هفت شهر عشق»، در واقع سفر در مراتب نفس آدمی است. از این نظر، سلوک خراسان بیشتر ناظر به مراتب نفس، طبع، نفس، قلب و روح، تا سرّ، خفی و اخفی (نجمالدین رازی، 1365: 117 و 121؛ العجم، 1999: 808) است به انگیزه تزکیه نفس (قد أفلح مَن زکّیها؛ شمس: 9) و کشف حجاب انّیّت و هستی؛ چنان که حلاج سرود:
بینی و بینک إنِیَّ ینازعنی
فارفع بلطفک إنِیَّ من البین
(حلاج، 1394: 299)
گرچه برخی، مراتبی چون عالم طبع، مثال، روح، سرّ و ذات را همان حجابهایی دانستهاند که سالک باید از آنها عبور کند (بحرالعلوم، 1360: 129) اما آنچه در سلوک خراسانی مشهور است، نظریه سلوک در هفت مقام با راهنمایی پیر است که ابونصر سراج آورده است: توبه، ورع، زهد، فقر، صبر، توکل و رضا (سراج، 1380: 86).
نجمالدین کبری، بنیانگذار و تدوینگر سلوک شطّار، میتواند بهترین نماینده پیران خراسان در عرفان عملی و سیر و سلوک، برای مقایسه با سلوک ابنعربی و شارحانش باشد. وی به طور کلی، طریقتهای سلوکی را به سه گروه تقسیم میکند: ابرار، اخیار و شطّار.
📑مقالات تخصصی شیعه شناسی
🆔 @MolaviPoet
🆑 کانال مولوی وعرفان
برچسبها: ابن عربی
گفتم تو را : نشسته ام ، هر چند ، بهار
گفتم تو را ، شکسته ام ، زان یاد ، یادگار
از آن خیال برون نمی شوم ، هر چند خزان
از این مسیر جدا نمی شوم ، ای ماندگار!
پاییزِ جان ، با خیالِ تو طی میشود همی
ما را گاهی هم به گرمیِ بوسه ها بسپار !
این جنگلِ گیسوان ، شانه نمی خواهند ؟
ما را اجازتِ باد دِه ، در آن حوالی گُمار !
طفلی دلم ، خوشِ قرارِ خوابدهای توست !
شاید به گرمیِ دستت رسد ، در آن قرار
این سینه کویر است ، از دوریت ! از هجر
گاهی خدای را ، چو شبنمی ، به رویاء ببار !
برچسبها: یوسف
بسم الله الرحمن الرحیم
همراهان الهی سلام
🌴
در آستانه ی ورود به مهمانی عظیم الهی ماه مبارک رمضان هستیم
روایتی بسیار مهم و سرنوشت ساز از امام رضا علیه السلام در باره ی روزهای آخر ماه شعبان به ما می آموزد که در فرصت باقیمانده تا ماه رمضان به
استغفار
تلاوت قرآن
کثرت دعا و حرف زدن با خدا
پاک کردن دل از کینه
و......
بپردازیم
و از خدا بخواهیم ما را آماده ی ورود به مهمانی عظیمش فرماید
راستی
اگر و اگر بنده ای به بدترین مهالک و تباه ترین وضعیت افتاده باشد
باز هم
باب الحسین علیه السلام بر او بسته نیست
🌴🌴
پیام رسید؟
برچسبها: امام رضا علیه السلام
حدیث
رسول اللّه(ص) میفرمایند:
مَن واسَی الفَقیرَ مِن مالِهِ، وأنصَفَ النّاسَ مِن نَفسِهِ، فَذلِک المُؤمِنُ حَقّا.
هر کس فقیر را در مال خود شریک گرداند و با مردم به انصاف رفتار کند، او مؤمن حقیقی است.
الکافی: ج ۲ ص ۱۴۷ ح ۱۷
https://t.me/hayatarefaneh
دلنوشته
سال ، دارد تمام می شود.
چه روزهایی که رفتند،
لحظاتی که خندیدیم،
لحظاتی که اشک ریختم ،
و تمامِ ثانیه هایی که کنارِ عزیزانم گذشت .
اتفاقاتِ خوب و بدی که برایمان افتاد.
آدم هایِ جدیدی که وارد زندگیمان شدند،و آدم هایی عزیزی که رفتند.
قرار است یک جمله ی "یادش بخیر"
قبل از خاطراتِ خوبِ امسالمان بیاید .
قرار است امسالمان بشود ؛ "پارسال" ،
و ما باشیم و یکسال تجربه دیگر .
https://t.me/hayatarefaneh
دلنوشته
سال دارد تمام میشود،
ما تمام این روزها را زندگی کردیم ،
خوب هایش برایمان امید و بدهایش برایمان درس بود.
میانِ همین روزها بود که یاد گرفتیم ؛
قوی تر ، عاشق تر و مهربان تر باشیم.
از خدا بخواهیم ،
دستی به سر و گوشِ زندگی مردمان کشورمان بکشد،دردهایشان را درمان ،
و دلهایشان را از همیشه شادتر کند.
سالِ جدید برایمان ، سالِ اتفاقاتِ خوب باشد.
بادهایِ بهار ، همدلی و محبت را همه جا پخش کنند،
وابرها ، مهربانی بر سرِ این مردم خوب ببارند ، آنقدر که انسانیت ، جانی دوباره بگیردو سالِ پیشِ رو ، بهترین سالِ زندگیمان شود .
سالی که تنها اشکِ جاری از چشم های این مردم خوب، اشکِ شوق باشد.
سالی که همگی خوشبخت باشیم .
سالی که دلمان نیاید تمام شود .
https://t.me/hayatarefaneh
برچسبها: اجتماعی
نکته
هرکس خودش باید به فکر خوشبختی خودش باشد! هیچکس به فریادمان نمیرسد وبار گناهمان را به دوش نمی کشد! هوشیار باشیم ، بارمان را سنگین نکنیم
«أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَىٰ »
https://t.me/hayatarefaneh
نکته
«...هُنَّ لِبَاسٌ لَّكُمۡ وَأَنتُمۡ لِبَاسٌ لَّهُنَّۗ...َ»
«...آنان لباس شما هستند و شما لباس آنها...»
البقرة، آیه ۱۸۷
چرا قرآن میفرماید زن و مرد برای هم لباسند :
همانگونه که در میان جسم و لباس هیچ مانعی نمیتواند وجود داشته باشد و ارتباط آنها یک ارتباط تنگاتنگ و غیرقابل تفکیک است، ارتباط شما با همسرانتان نیز باید یک چنین ارتباطی باشد.
https://t.me/hayatarefaneh
برچسبها: عرفانی
کلام تربیتی
آزمایش روی مغز کودکانی که در معرض دعوای بین پدر و مادرشان قرار گرفته اند، نشان میدهد الگوی مغزی این کودکان مشابه سربازانی است که در جنگ بوده اند! کودک با گریه مادر احساس ناامنی میکند! یکی از بدترین رفتارها با کودکان، دعوای شدید پدر و مادر با هم در برابر کودک است.
https://t.me/hayatarefaneh



