معرفت حضرت دوست

معرفت حضرت دوست | مهر ۱۳۹۹

یوسف جلالی
معرفت حضرت دوست

غزل آهوی سفر کرده ی ما ... چاره ی ما کو ؟

 

آن داروی درد دل و آن چاره ما کو ؟!

 

#مولانا

 

‌@nim_beyt

 

**********************

آهوی سفر کرده ی ما ... چاره ی ما کو ؟

آن همدمِ صبح و سحر ، آواره ی ما کو ؟

 

آن صف شکنِ زُهدِ من و صوم و صلاتم 

آن غاصبِ جان و دلِ صد کاره ی ما کو ؟

 

آن لاف زن عشق ، که سارق شده جان را

گو منتظریم ، آرامش گهواره ی ما کو ؟

 

سرد بود چو رفتی از این شهر ، همه شهر

عید آمده ، عیدیِ شِکر پاره ی ما کو ؟

 

عشاق به فرجام نیندیشده اند ای دوست

سنتور زن تارِ دل ؛ آن نقاره ی ما کو ؟

 

پیر گشته جوانی ؛ مگر رحم ندانی ؟

آرامش پیرانه ی دل ؛ دستواره ی ما کو ؟

 

گفت: روزیِ این میوه ی مموعه نداری

بَهرَت به جهنم شده ام ؛ نسخه ی کفاره ما کو؟

 

" یوسف "



تاريخ : چهارشنبه سی ام مهر ۱۳۹۹ | 20:41 | نویسنده : یوسف جلالی |

در محضر آیت الله استاد حق شناس


در محضر آیت الله استاد حق شناس

.رویای صادقه یافتن استاد: ايشان فرموده بودند: »من در همان سنين از مادر مرحومه ام خوابی ديدم.
ايشان در عالم رؤيا دست دراز كرد، و لامب برق سقف اطاق را با سيم آن كند، و به دست من داد.«
لامپ همچنان روشن مانده بود، يك چراغ پرفروغ كه در زندگی ايشان روشنايی يافت؛
و دل اگر روشن
شد انسان راه درست وبهتررا می بيند، و فكر می كنيم ايشان به دنبال اين خواب، به درك محضر عالم
عامل ثقه الاسلام شيخ محمدحسين زاهد موفق می شوند. مرحوم شيخ محمدحسين زاهد)ره(
تحصيلات زيادي نكرده بود؛ اما آن چه را كه خوانده بود به خوبی می دانست، و بسيار وارسته و از دنيا
گذشته و زاهد بود، و به عنوان يك مربی، بسيار كارآمد و موفق به حساب می آمد. شاگردان تربيت شده
بسياري داشت كه بعضی از آنها بعدها به مقامات عالی رسيدند
5 .دنیا در خدمت آخرت : ايشان كه رياضيات جديد و زبان فرانسه را به خوبی می دانست، قبول می كند
كار حساب و كتاب يكی از تجار را به عهده بگيرد. اين شغل در آن روزگار، ميرزائی خوانده می شد، و
اصطلاح حسابداري هنوز در عرف مردم رايج نشده بود. ايشان می فرمودند: »دفتر حساب دو نوع بود:
حساب عادي و حساب دوبل.« ايشان با اين كه حساب دوبل هم بلد بود، و اين حساب پيشرفته تر و
حقوق آن بيشتر بود، آن را رد كرده و همان حساب ساده را به عهده گرفت. بر سر حقوق ماهانه هم صحبت شد. ايشان از مقدار حقوق می پرسد. آن ها بين20 تا 25 تومان می گويند، و ايشان پيشنهاد 3
تومان می دهد، تعجب می كنند، و می پرسند چرا؟ می فرمايند « :من حقوق كمتري می گيرم تا بتوانم
نمازم را سر وقت به جا آورم، و بعدازظهر هم بتوانم به درسم برسم».

همراهان الهی
سلام
همراه شدن دل با این معارف و درس های زندگی اولیای الهی را کم تر از درک محضر آنان ندانید
آنان همیشه دست سالکین راه خدا را می گیرند؟

پیام رسید؟

خلوت دل(حضور ومراقب



تاريخ : چهارشنبه سی ام مهر ۱۳۹۹ | 11:49 | نویسنده : یوسف جلالی |

پیشرفت هزینه دارد

 

گویند که هر چیز به هنگام بُود خوش ...
ای عشق چه چیزی که خوشی در همه هنگام ؟

- سعدی


@Official_Hich

 

 

27

[9:26:51 AM]حــیــات انــســانــے:

┈•‌‌‌‌‌‌꧁حیات༼﷽༽انسانی꧂•┈

برای رشد کردن
باید سختی کشید
برای فهمیدن باید شکست خورد
و برای بدست اوردن باید از دست داد

این مهم ترین قانون زندگی ست
پیشرفت هزینه دارد
ولی ارزشمند است...


#انگیزشی_انسانی
#انسان_موفق
#گامی_به_سوی_موفقیت



تاريخ : چهارشنبه سی ام مهر ۱۳۹۹ | 11:11 | نویسنده : یوسف جلالی |

دلم آشفته غوغای عشق است ...

 

 

 

مشكلات زندگى نميان كه نابودت كنن، ميان كه بهت كمك كنن تا پتانسيل‌هاى نهفته‌ات رو بشناسى.

:books:
@bashomaham

 

با شوق تو،
عالم همه سجاده‌ی عشق است...


#حسین_منزوی
@

سر زلفت ظلماتست ولبت آب حيات...!

#سعدی
@nim_beyt

در خَلوَتِ من تو اِزدِحامی..

#مهناز_آرام
@nim_beyt

" نیم بیت ":

در عشقِ تو گُم شدم به يکبار ...

#عطار
@nim_beyt

دلم آشفته غوغای عشق است ...

#شاه_نعمت‌_الله_ولی
@nim_beyt

‌شمعِ مرادِ من ماه تمام کیستی...؟!

#اميرخسرو_دهلوى

‌‌@n



تاريخ : چهارشنبه سی ام مهر ۱۳۹۹ | 11:7 | نویسنده : یوسف جلالی |

غزل باده افتاده ز دست من از این سر مستی

باده افتاده ز دست من از این سر مستی

که غبارم ، نه مگر ؟ بین ! تو چون پیوستی ؟

 

من به جان دلِ محبوب زدم ، بیتوته

کِی ؟ همان دَم که دو زلفت به هم می بستی

 

گر به میخانه و محراب سرت خم گشته

عیش کن ، فرصتت کِی بشود ، در هستی ؟

 

شاهدِ ما که دلش حُکمِ یکی قطره ی شبنم دارد

چه شود؟ بخت فراهم بکند شانه ای و چند دستی 

 

من قرینِ قمرم ، کِی ز مدارش بروم ؟

گفت : کِشش از طرف ماست ؛ همی در شصتی

 

" یوسف "



تاريخ : چهارشنبه سی ام مهر ۱۳۹۹ | 7:20 | نویسنده : یوسف جلالی |

به شکرانه ام که دیوانه عاقل شده ...

به شکرانه ام ، که دیوانه عاقل شده

خدایا خوشم ، که پروانه عاقل شده

 

*****************

انسان از خوشبختی و سعادت دشمنانش مسرور میشه 

 

چه برسه به خوشبختی و سعادت  آشنایان 



تاريخ : سه شنبه بیست و نهم مهر ۱۳۹۹ | 22:8 | نویسنده : یوسف جلالی |

غزل به گِرد عشق چه گَردم ....؟

به گِردِ عشق چه گَردم ؟ که رسوا چنینم کند ؟

خیال در تو نبندم  ، چو سودا چنینم کند

 

به جهد و دعا چنان باید ، حاصل نشد

به جز داغِ تو ، داغ کجا چنینم کند 

 

چو فرزانگان ، سکوت اختیارم شده

به جز عشق کجا ؟ بلا چنینم کند ؟

 

هوای دلم ، به جز تو ، نیندیشیده است

اگر چه حرام است هوی ، هوا چنینم کند

 

قمار است و بُردی ندارد این طریق

سلیمان جانش چرا ؟ گدا چنینم کند 

 

کجا باده آرَم ، بدین جانِ تشنه ام ؟

توقع ز یارِ پُر عطا ، چنینم کند ؟

 

" یوسف "



تاريخ : سه شنبه بیست و نهم مهر ۱۳۹۹ | 22:0 | نویسنده : یوسف جلالی |

مثل قدیمی ها تو را یک عمر می خواهم

مثل قدیمی ها تو را یک عمر می‌خواهم...

#طاهره_اباذری_هریس

@nim_beyt

تسکین نیابد، جانِ من صد بار اگر بینم تو را...

#هلالی_جغتایی
@nim_beyt

" نیم بیت ":

یا دیدنِ دوست ، یا هوایش...

#مولانا
@nim_beyt



تاريخ : سه شنبه بیست و نهم مهر ۱۳۹۹ | 12:44 | نویسنده : یوسف جلالی |

فکر چگونه تولید می‌شود؟

فکر چگونه تولید می‌شود؟
تمام چیزهایی که نمی‌پذیرید تبدیل به فکر شما می‌شوند و دائما ذهن شما را مشغول نگه می‌دارند !
از آنجا که ذهن شما سازنده تصاویر زندگی شماست، آنچه نپذیرفته‌اید تبدیل به زندگی شما می‌شود و خود را تکثیر می‌کند، اما چیزهایی که می‌پذیرید دیگر بخشی از ذهن شما نمی‌شود و از دایره ذهن خارج می‌شود‌ ؛ مثلا شما پذیرفته‌اید که خورشید در آسمان است، آب رفع تشنگی می‌کند، یا لباستان را چگونه بپوشید یا چگونه دوچرخه برانید. آیا در طول شبانه روز به این چیزها فکر می‌کنید؟ مسلما خیر !
پس اگر چیزی را دوست ندارید و می‌خواهید از زندگیتان محو شود آن را بپذیرید، به تدریج که ذهن خود را با پذیرش خلوت کنید جا برای خلق تازه‌ها باز می‌شود ...


- اکهارت تله


@Official_Hich



تاريخ : سه شنبه بیست و نهم مهر ۱۳۹۹ | 12:18 | نویسنده : یوسف جلالی |

      در این بحران کرونا به یاد فقرا و نیازمندان باشیم:     

خلوت دل(حضور ومراقبت):

 

>              بسم الله الرحمن الرحیم   

       در این بحران کرونا به یاد فقرا و نیازمندان باشیم:               


سلام


تفکر کانال رحمت خدا را باز می کند اگر توانستید بخوانید خوشحال می شوم به من بگویید


آیت الله حق شناس ره : زندگی نامه (از قول حاج آقا جاودان حفظه الله)
1 .شفا از حضرت صاحب ع : در اوايل دوران درس وتحصيل، به ناراحتی سينه دچار شده بودم، حتی گاه
از سينه ام خون می آمد. سل، مرض خطرناك آن دوران بود، و بيماري من احتمال سل داشت، و دكتر و
دارو تأثير نمی كرد. يك روز تمام ذخيره هاي خود را كه از كار برايم باقی مانده بود، )حقوق، روزي يك
ريال می شد؛ نيمی از آن را خرج و نيم ديگر را ذخيره می كردم( صدقه دادم. شب هنگام در عالم رؤيا
حضرت ولی عصر عجل ا... تعالی فرجه را زيارت كردم، و به ايشان التجا بردم. دست مبارك را بر سينه ام
كشيد، و فرمود: اين مريضی چيزي نيست ، مهم مرض هاي اخلاقی آدم است، و اشاره به قلب می فرمود.
بيماري سينه بهبود يافت. بعد كه به خدمت آيت الله مير سيد علی حائري رسيده و جريان را بازگو
كردم، اولين بار بود كه لبخندي بر لبان ايشان ديده شد.خيلی تشويق فرمود، و اضافه كرد؛ اما مواظب
باش كه ناپرهيزي نكنی.خربزه وانگور نخوري! اين عين همان چيزي بود كه حضرت ولی عصر در خواب
به من فرموده بودند .
2 .مادر صالحه : از مادر بزرگوارشان به نيكی ياد می كردند، و براي او طلب مغفرت داشتند، و خود را
وامدار ايشان می دانستند. میفرمودند: »مادرم سواد نوشتن و خواندن نداشت؛ اما به خوبی قرآن و
مفاتيح را می خواند، و حتی آيات مباركۀ قرآن را در ميان كلمات ديگر تشخيص میداد. او اين فهم
وشناخت را به خوابی كه از امام اميرالمؤمنين عليه السالم ديده بود، مربوط می دانست. در آن رؤيا ايشان
حضرت وصی ) عليه الصلوه والسالم (را ديده بود كه به او دو قرص نان می دهند .يكی از آن ها را شيطان
می ربايد؛ اما او موفق می شود كه ديگري را حفظ كرده و بخورد. بعد از اين كه صبح از خواب برخاسته
بود، ديگر می توانست قرآن را بشناسد، و بخواند ».



تاريخ : سه شنبه بیست و نهم مهر ۱۳۹۹ | 11:29 | نویسنده : یوسف جلالی |

خوشرويى

گفتم بسته‌ست دلم
گفت منم قفل‌گشا

- مولانا


@Official_Hich

✍امام على عليه السلام:

بهترين وسيله اى كه مردم با آن دلهاى دوستان خود را به دست مى آورند و كينه ها را از دلهاى دشمنانشان مى زدايند، خوشرويى هنگام برخورد با آنان است و جویای احوال آنان شدن در غیابشان و گشاده‌رویی با آنان در حضورشان

:books:میزان الحکمة ج ١ ص ۵۵۵

37

حجت الاسلام دکتر هدایی تبریزی:

 



تاريخ : سه شنبه بیست و نهم مهر ۱۳۹۹ | 11:28 | نویسنده : یوسف جلالی |

شعرآمد و یک بار دیگر مو پریشان کرده بود

آمد و یک بار دیگر مو پریشان کرده بود 

باز آشوبی درون زلف، پنهان کرده بود

 

روسری برداشت از مویش وبا یلدای عشق 

لحظه های سردمان را"شعر باران" کرده بود

 

در سکوت ِخسته ی"بم"نغمه ی"گلپونه" هاش 

شهر را با عشوه ای ، یک باره ویران کرده بود

 

آمد و باخنده ها و با "بهار ِدلکشش"

برگ ریزان ِ نگاهم را غزلخوان کرده بود

 

سیب های ِ باغ او حوّا ترین ِ لحظه ها

عرض اندامی برای ِ"سیب ِلبنان" کرده بود

 

"ناصرالدین شاه" از " دارالفنون ِ"چشم هاش

عشق را آمیزه ای با "فین کاشان" کرده بود

 

 #امیر_نقدی_لنگرودی

#فقط_شعر_و_غزل 

شما هم به جمع بیش از ۴۰۰۰ هوادار شعرِ عضوِ این کانال بپیوندید... 👇👇👇

@faghatsheroghazal



تاريخ : سه شنبه بیست و نهم مهر ۱۳۹۹ | 7:17 | نویسنده : یوسف جلالی |

تو کیستی؟ که سفر کردن از هوایت را نمی توانم

 

تو کیستی؟ که سفر کردن از هوایت را

نمی‌توانم، حتی به بال‌های خیال...

 

#محمدعلی بهمنی



تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۹ | 22:27 | نویسنده : یوسف جلالی |

راضی بودن به سخت ترین مقدرات الهی...

🌼 امام سجاد علیه السلام:

 

راضی بودن به سخت ترین مقدرات الهی

 از عالی تــرین مراتب ایمان و یقین است.

 

 

الّلهُــمَّ عَجِّــلْ لِوَلِیِّکَــــ الْفَــرَج 

 

📖 @QuranLife_Hadis🌸



تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۹ | 22:5 | نویسنده : یوسف جلالی |

غزل پیر ، قصه ی " بی چون و چرا را " به دلم زد

ایثارِ تو باز آتشِ ما را به دلم زد 

رفتی به سفر ، سوزی جدا را به دلم زد

 

ای عاطفه ی محض ، کجا وحی به دلت شد؟

آن خنده ی تو ، نورِ خدا را به دلم زد

 

این دل که ز کف رفت ، کجا باز بجویم ؟

فکرِ سحر وصلِ تو ای جان دعا را به دلم زد

 

آن " درد که در سینه ی توست ، جانِ من اُفتد "

از عشق ، همان درد ، دوا را به دلم زد 

 

چندی است که پشتِ درِ عشق بست نشستم

پیر ، قصه ی " بی چون و چرا را " به دلم زد

 

فریاد که از دستِ تو و عشق فرار نیست

آموزه ی عشقِ تو ، بقا را به دلم زد 

 

ای نازترین سوژه ی شاه بیت غزل ها !

آن چشمِ خُمارت چه بلا را به دلم زد ؟

 

گریان مشوی ، حسرتِ تو بر دلِ من گشته هزاران

امشب هوست ، شوری نوا را به دلم زد 

 

" یوسف "



تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۹ | 21:18 | نویسنده : یوسف جلالی |

نسبت خوشبختی با شکر گزاری ...

مے دانم ڪه این خوشبختے نیست ڪه باعث شڪرگزارے در انسان می‌شود، 

 

بلڪه شڪرگزارے است ڪه خوشبختے را براے ما می‌آورد..

 

پس خدای رحمن در همه حال شڪرت🙏

 

 

 

@Pretty_Life

آدمهای مهربان 

زیادی را می شناسم

ڪه هر بار سفارش می ڪنند

"مراقب خودت باش"

 

اما مهربان تر از آنان

خداوندی است ڪه میگوید

" خودم مراقبت هستم"

 

شبتون قشنگ ✨⭐️

 

 

@Pretty_Life

💕مثل گندم باشیم🌾

✨زیرخاک می‌برندش

باز می‌روید پرتر!

✨زیرسنگ می‌برندش

آرد میشود پر بهاتر!

✨آتش می‌زنندش

نان میشود مطلوبتر!

✨به دندان می‌جوندش

جان میشود نیرومندتر!

 

ذات باید ارزشمند باشد

 

 

@Pretty_Life

اربابِ لقمان به او دستور داد که در زمینش، برای او کنجد بکارد.

ولی او جُو کاشت.

وقتِ درو، ارباب گفت:

چرا جُو کاشتی؟!

 

لقمان گفت: از خدا امید داشتم که برای تو کنجد برویاند.

اربابش گفت: مگر این ممکن است؟!

لقمان گفت: تو را می بینم که خدای تعالی را نافرمانی می کنی و در حالی که از او

امید بهشت داری. لذا گفتم شاید آن هم بشود.

آنگاه اربابش گریست و او را آزاد ساخت.

 

 در زندگی هر چه بکاریم همان را برداشت میکنیم.

 امید و عشق و محبت 

یا نفرت و کینه و حسادت

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

 

@Pretty_Life



تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۹ | 21:6 | نویسنده : یوسف جلالی |

خویش بودن را ز خورشید سحر آموختم

 


روشنی بخش است حتی از پس ِ باران و ابر
خویش بودن را
ز خورشید ِ سحر آموختم



#معصومه_صابر
@Matnh_nab:sparkling_heart:

 



تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۹ | 15:58 | نویسنده : یوسف جلالی |

مومن اگر خشمگین شود ...


 امام رضا علیه السلام :

 مؤمن هرگاه خشمگین شود ، غضبش او را از حق بیرون نمی برد و هرگاه خرسند و راضی شود خوشنودی اش او را به باطل نمی کشاند و هرگاه قدرت یابد بیش از حق خودش بر نمی دارد.

:book: بحارالانوار

•┈┈••✾☘🕊☘✾••┈┈•
:tulip: جهت آغاز «تحول انسانی» همراه شوید.

 



تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۹ | 11:13 | نویسنده : یوسف جلالی |

اگر بعد از هر لبخندی هیچ وقت خدا رو شکر نمی کنید..

مادربزرگ
همیشه انبوهی رختخواب داشت
که خیلی وقتها
زمین بازی کودکی هایمان بود
وقتی میگفت:شب بمانید
واقعی بود حرف نبود
تعارف نبود...

 

 

ژیوا:

اگر بعد از هر لبخندی هیچ وقت خدا رو شکر نمی کنید
حقی هم ندارید، بعد از هر اشکی ازش گله مند باشید...


@ZhiwaChannel

 



تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۹ | 8:59 | نویسنده : یوسف جلالی |

یادمان باشد، سلام مان بوی نیاز ندهد!

...شعر وادب...:

هيچ وقت ياد نگرفتيم
براي چيزي كه دوسش داريم بجنگيم
فقط از دست دادنشو با حسرت نگاه ميكنيم


:books:
@bashomaham :100: #شعروادب

ژیوا:

توی این دنیا
باید بهای هر چیزی رو
هر طوری که شده پرداخت کنی،
فقط لطف خداست که مجانیه!


@ZhiwaChannel

ژیوا:

در محله ما یک گاریچی بود که نفت میفروخت به او عمو نفتی میگفتند.
یک روز مرا دید و گفت: سلام. ببخشید خانه تان را گازکشی کرده اید!؟
گفتم: بله! گفت: فهمیدم. چون سلام هایت تغییر کرده است!
من تعجب کردم، گفتم: یعنی چه!؟
گفت: قبل از اینکه خانه ات گازکشی شود، خوب مرا تحویل می گرفتی، حالم را می پرسیدی. همه اهل محل همینطور بودند. هرکس خانه اش گازکشی میشود، دیگر سلام علیک او تغییر میکند… از اون لحظه، فهمیدم سی سال سلامم بوی نفت میداد. عوض اینکه بوی انسانیت و اخلاقیات بدهد...

سی سال او را با اخلاق خوب تحويل گرفتم خیال میکردم اخلاقم خوب است
ولی حالا که خانه را گازکشی کردم ناخودآگاه فکر کردم نیازی نیست به او سلام کنم

یادمان باشد، سلام مان بوی نیاز ندهد!



تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۹ | 8:17 | نویسنده : یوسف جلالی |

مثنوی چوبِ حراجی زده ام یار کو ؟

رفت نسیمِ دلِ من پیچ و تاب

رفت ندیمِ دلِ من پُر شتاب

 

رفت ، مرا خانه نشین کرد عشق

کُشت مرا زار و حَزین کرد عشق

 

یوسفُ بازارِ دلم را ندید

چوبِ حراجم ، نکنی چند خرید؟

 

چوبِ حراجی زده ام ... یار کو ؟

خانه نشین ! رونقِ بازار کو ؟

 

کو خریدار ، چو زلیخا مرا ؟

واله و شیدا چو لیلی مرا ؟

 

سدّ محبّت شده را باز کنم ؟

عشق من ! از جان تو آغاز کنم ؟

 

شعله ی عشقم تو ببین ، یار شو

صف شکنِ رونقِ بازار شو

 

چشم به دل ، دستِ مرا دست گیر

تشنه بشو ، باده از این مست گیر

 

" یوسف "

 



تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۹ | 7:39 | نویسنده : یوسف جلالی |

شعر آماده ام تا عشقمان ضرب المثل باشد

آماده ام تا عشقمان ضرب المثل باشد

البته چشمانت اگر مرد عمل باشد

 

قد نگاهت کاش لبهایت به حرف آیند

تا عشق .. نه ... اسطوره حتی محتمل باشد

 

اینجا لب از لب وا کنی فرصت فراهم هست

تا بیت آخر صحبت از ماه عسل باشد

 

بهمن به تن دارم تو با آغوش مردادیت

اردیبهشتم کن که اوضاع معتدل باشد

 

اینجا بگو .. اینجا .. همین مصرع که تا فردا

آوازه مان پیچیده در بین الملل باشد

 

لب واکنی لبهای من ... استغفرالله... من

می ترسم امشب حرفهایم مبتذل باشد

 

می ترسم امشب واژه ها هم عاشقت باشند

تصویر هر بیتم فقط بوس و بغل باشد

 

دارم شبیه مادرم حوا ... نمی دانم

شاید برای عشقمان امروز" ازل" باشد

 

کم کم جنون می گیرم از لبهای خاموشت

اصلا" همین ها آخرین ضرب الاجل باشد

 

حرفی نزد شاید دلش راضی نبود اصلا"

ماه عسل در کوچه باغ این غزل باشد

 

دستی به در کوبید و دردی قلب ما را ..کاش

یا دست او یا دست بی روح اجل باشد

 

#ساحل_صالحی

#فقط_شعر_و_غزل 

شما هم به جمع بیش از ۴۰۰۰ هوادار شعرِ عضوِ این کانال بپیوندید... 👇👇👇

@faghatsheroghazal



تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۹ | 7:19 | نویسنده : یوسف جلالی |

غزل شرحِ این واقعه دیوانه کند حالِ مرا

 

شرحِ این واقعه دیوانه کند حالِ مرا 

غصه ی عشقِ تو پروانه کند بالِ مرا

 

من به فرجامِ قلم ، بیش امیدی دارم 

کو نگاری رُخِ  پیمانه کند فال مرا ؟

 

سرِ ما در قدمِ عشق ، غباری بیش نیست

به خیال ، بوسه ی مستانه کند خالِ مرا ؟

 

ترسمت سردی پاییز ، تو را رنجه کند

ذوقم است ، هدیه عیدانه کند شالِ مرا 

 

خانه آباد ، ز شوقت زده ام ، مِی در مِی 

به امیدی که پُر از دانه کند سالِ مرا 

 

خبر از عشق نداری تو مگر ، خوش انصاف ؟



تاريخ : یکشنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۹ | 21:43 | نویسنده : یوسف جلالی |

کمبود های عاطفی ....

يادمان باشد كه شريك عاطفى ما قادر نيست بيش از ٦٠ تا ٧٠ درصد نيازهاي عاطفى ما را پاسخگو باشد و متاسفانه ما تمام تمركزمان را روى بخشي از نيازهايمان قرار مى دهيم كه برطرف نمى شود.

 

اين ناسپاسى باعث مى شود ما از هم دور شويم تا آنجا كه گاهي از ارتباط بيرون برويم بدون توجه به اينكه فرد بعدى نيز ممكن است كمبودهاي رابطه قبلى را نداشته باشد ولى باز هم قادر نيست حدود ٣٠ درصد از نيازهاى ما را برآورده كند كه احتمالا در رابطه ى قبلى برطرف مى شد.

 

پس به جاى تمركز بر روى نقصان هاى رابطه به حسن ها و دستاوردهاى مثبت رابطه توجه و تمركز كنيد و بابت آنها حتما سپاسگزاري كنيد و البته با اين كار رابطه اى عميق تر را تجربه خواهيد كرد كه روز به روز بهتر خواهد شد.

 

[ @zano_shohary ]



تاريخ : یکشنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۹ | 21:20 | نویسنده : یوسف جلالی |

رنجش ما از دیگران نشانه ی ....

حافظ می‌گفت :

 

 رنجیدن، کافر شدن است: «که در طریقت ما کافری است رنجیدن»

 

راستی چرا؟

 

به نظر می‌رسد رنجش ما از حرف‌ و حدیث‌های دیگران، نشانه‌ای از نخوت و ما و منی است. نشانه‌ای است از اینکه خیلی نگران و دغدغه‌مندِ تصویرمان هستیم. کسی که بتواند از خویشتن رهایی پیدا کند، داوری‌های دیگران را در حق خود به چیزی نمی‌گیرد. حافظ می‌گفت: «ار خصم خطا گفت نگیریم بر او». داوریِ خطای دشمنان را جدّی نمی‌گیریم. چرا که در بند خویش نیستیم، که اگر کسی سخن ناراستی حوالت ما کرد، برآشوبیم. اگر داوری درستی هم کردند می‌پذیریم: «ور به حق گفت جدل با سخن حق نکنیم». 

 

حافظ ار خصم خطا گفت نگیریم بر او

ور به حق گفت جدل با سخن حق نکنیم

 

رنجیدن کافری است، چرا که نشانه‌ای است از خودپرستی.

 اشارتی است به اینکه هنوز در بندِ خویشیم. 

 

از همین رو بود که محقق ترمذی می‌گفت

 آزاده‌ کسی است که نمی‌رنجد(معارف، ‌محقق ترمذی).

 

 آزادگی در این است که در بند و نگرانِ تصویری که دیگران از ما دارند نباشیم. البته این چیزی غیر از ضرورت التفات به خاصیتِ آینگی دیگران است. روشن است که ما نیازمندیم برای شناخت بهتر خود، به نقدها و ارزیابی‌های دیگران اعتنا کنیم.

 

 به تعبیر مولانا «یار، چشمِ توست». یاران ما، چشمان ما هستند. برای دیدن هر چه بهتر خویش. اما آزردگی و رنجیدن از داوری دوستان و دشمنان، حرف دیگری است.

 

شیخ عبدالله بلیانی گفته است: 

«درویشی نه نماز و روزه است، و نه احیای شب است. این جمله اسباب بندگی است. درویشی، نرنجیدن است، اگر این حاصل کنی واصل گشتی.»

(نفحات‌الانس، عبدالرحمن جامی)

 

 

صدیق قطبی



تاريخ : یکشنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۹ | 21:18 | نویسنده : یوسف جلالی |

غائب و حاضر به کار نیک و بد ...

🌼 کانال سبک زندگی انسانی 🌼

 

 

 

🌼🍃پاسخ خداوند به روشنی گویای این حقیقت است که

 

🌼🍃 بقای حیات یک ملت نه متکی به دست‌آوردهای مادی آن،

 

🌼🍃 که مشروط به تعالی افرادی‌ست که در آن پرورش یافته‌اند.   

 

 

👌کانالی برای اندیشه های متفاوت🌹

 

 

☔️🌼☔️🌼☔️🌼☔️🌼☔️🌼

https://eitaa.com/joinchat/3847815192C907a5d1154

 

☔️🌼☔️🌼☔️🌼☔️🌼☔️🌼┈•‌‌‌‌‌‌꧁حیات༼﷽༽انسانی꧂•┈

     

💠 امام رضا علیه السلام :

 

🔰 کسی که از صحنه کاری غایب باشد، اما به آن کار(چه نیک و چه بد )راضی باشد،همچون کسی است که در صحنه ی عمل حاضر بوده و آن را انجام داده است.

 

📖 بحارالانوار

 

•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•

🌷 جهت آغاز «تحول انسانی» همراه شوید.

🇮🇷 @hayate_ensani



تاريخ : یکشنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۹ | 21:13 | نویسنده : یوسف جلالی |

به پیش نامش عشق و پیش من بلای جان است

من را نگاه کن که دلم شعله ور شود..

 

#نجمه_زارع 

@nim_beyt

کاش می دیدی چه ها ،بر جان مسکین کرده ای 

 

#راحم_تبریزی

@nim_beyt

به پیش خلق نامش عشق و پیش من بلای جان ...

 

#مولانا

@nim_beyt

 

صد مُلکِ دل به نیم نظر میتوان خرید...

 

 

#حافظ 

 

@nim_beyt

خوشتر از نقش تو ام نیست در آئینه چشم...

 

#هوشنگ_ابتهاج 

@foroogh_farokhzad

 

 

 



تاريخ : یکشنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۹ | 21:0 | نویسنده : یوسف جلالی |

بیماری توجیه برای کار حرام

#نماز #توجیه

 

💠 نقش درمانی نماز

 

🔻 اگر کسي طالب معنويت است بايد تکليف خود را با خود معلوم کند، تکلیفش را با رذائل خود معلوم کند. 

🔸 اگر انسان دچار بيماري توجيه شد معلوم است که اين ديگر رزق ندارد، يعني بدي را انجام بدهد و توجيه کند که نه، حالا طوري نيست، حالا ضرورت است، حالا فلان است. 

🔹 بدي بد است، رذيله رذيله است، براي هر دردي، صلاة درمان خوبي است، يعني بهترين درمان است، منتها ما اگر لطمه‌اي مي‌خوريم براي اين است که به مراتب عاليه‌ي صلاة توجه نداريم، بهره از نماز نمي‌بريم.

‌ ‌

┄┅═✧❁••❁✧═┅┄

🔺کانال رسمی نشر آثار حجت‌الاسلام والمسلمین حاج شیخ جعفر ناصری:

👉🏻 @nasery_ir

‌ ‌



تاريخ : یکشنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۹ | 19:47 | نویسنده : یوسف جلالی |

شعر مات چشمان توأم، اما دلم درگیر نیست

مات چشمان توأم، اما دلم درگیر نیست

از تو ای یوسف دلم سیر است و چشمم سیر نیست

 

این شکاف پشت پیراهن شهادت می‌دهد

هیچ کس در ماجرای عشق بی تقصیر نیست

 

از تو پرسیدم برایت کیستم؟ گفتی "رفیق"

آنچه در تعریف ما گفتی کم از تحقیر نیست!

 

هر زمانی روبروی آینه رفتی بدان

در پریشان بودنت این آه بی تأثیر نیست

 

قلب من، با یک تپش برگشت گاهی ممکن است

آنقدرها هم که می‌گویند گاهی دیر نیست ...

 

#حسین_زحمتکش

#فقط_شعر_و_غزل 

شما هم به جمع بیش از ۴۰۰۰ هوادار شعرِ عضوِ این کانال بپیوندید... 👇👇👇

@faghatsheroghazal



تاريخ : یکشنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۹ | 7:38 | نویسنده : یوسف جلالی |

کتاب باید پُتک باشد ...

 

بوی زُلف او حواسم را

پَریشان کرد و رفت ...

 

- صائب تبریزی

📸 مهدیار نجفی

 

@Official_Hich

 

ما باید آنگونه کتاب‌هایی را بخوانیم که برما تشر زنند و مجروحمان کنند ! ما به کتاب‌هایی نیاز داریم که همچون بلا بر سرمان نازل شوند ؛ کتاب باید چون چکشی باشد برای شکستن دریای منجمد درون ما ...

 

 

- فرانتس کافکا

 

@Official_Hich

 

زنده باد کسانی که ترکم می‌کنند

آن‌ها مرا به خویش باز می‌گردانند

 

- آنری دو مونترلان

 

@Official_Hich

 

در این زندگانی اگر تک و تنها در گوشه‌ی انزوا بمانی و فقط پژواک صدای خود را بشنوی ، نمی‌توانی حقیقت را کشف کنی فقط در آینه‌ی انسانی دیگر است که می‌توانی خودت را کامل ببینی ... 

 

 

- الیف شافاک

- ملت عشق

 

@Official_Hich

 

تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را

تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را ...

 

- مولانا 

 

@Official_Hich

 

تا دندون دارید بخندید ، تا چشم دارید ببینید ، تا گوش دارید گوش کنید ، تا سالمید زندگی کنید ...

یادت باشه دنیا منتظر هیچکس نمیمونه ! به لبخند زدن ادامه بده ، يه روزى زندگى از ناراحت كردنت خسته ميشه ...

 

 

 

@Official_Hich

 

هیچ انسانی کامل نیست ، پس باید مراقب کسانی باشیم که مدعی هستند بی عیب و نقص‌اند ؛ روزی که فکر می‌کنیم انسان کاملی شده‌ایم ، باید همه‌ چیز را از اول شروع کنیم !

انسان کامل شدن سرابی بیش نیست ، اما می‌توان حداکثر تلاش را برای انسان خوبی بودن کرد ...

 

 

- استفان آینهورن 

- هنر خوب بودن

 

@Official_Hich

اگر دوستم داری تمام و کمال دوست بدار

نه زیر خطی از سایه روشن !

اگر دوستم داری سیاه و سفیدم را دوست بدار

و خاکستری و سبز و طلایی و درهم ...

روز دوستم بدار ، شب دوستم بدار

و در بامداد با پنجره‌ای باز

اگر دوستم داری مرا تکه ‌تکه نکن

تمام و کمال دوستم بدار 

یا اصلا دوستم ندار ...

 

 

- هوگو مائوریس

 

@Official_Hich

آدم‌ها را به میزان درکشان بسنج نه به اندازه‌ی مدرکشان ، چرا که فاصله‌ی زیادی از مدرک تا درک وجود دارد ...

مدرکی که درک بالاتری به ارمغان نیاورد کاغذپاره‌ای بیشتر نیست ، مهم‌ترین نشانه‌ی درک بالاتر ، تواضع بیشتر است ...

 

 

- بزرگ علوی

- گیله مرد

 

@Official_Hich

 

در این جادو شبِ‌ پوشیده از برگِ گلِ کوکب

دلم دیوانه بودن با تو را می‌خواست ...

 

- مهدی اخوان ثالث

 

@Official_Hich

عشقی که با نفرت خاموش شده است

دیگر زنده نمی‌شود

 

- گراتزیا دلدا

 

@Official_Hich

 

 



تاريخ : شنبه بیست و ششم مهر ۱۳۹۹ | 19:51 | نویسنده : یوسف جلالی |
        مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By Slide Skin:.