معرفت حضرت دوست

معرفت حضرت دوست | مرداد ۱۳۹۹

یوسف جلالی
معرفت حضرت دوست

غزل تو بکن حوصله که دولت بیدار تماشا دارد

رفتن از قافله ی عشق ... به ایثار ، تماشا دارد

کمی از فاصله ی عشق ... به اشعار ، تماشا دارد

 

آن که فکرِ تو و ایمان تو بود ، عاشق اوست

بندِ این سلسله ی عشق به دیدار ، تماشا دارد

 

سرفرازم که تویی ، فکرِ من دلداده 

بوسِ پُر آبله ی عشقِ همان یار ، تماشا  دارد

 

پرِ پرواز ندارم ، که به شهرت آیم 

گریه ی هروله ای یار ، هزار بار ، تماشا دارد

 

من که بندم به دلت ، باز نشاید تا مرگ

تا که نامت برسد، زلزله ،این کار تماشا دارد

 

قرعه ی عشقِ تو بر ماست،مگر ،کار قلم به هیچ است؟

قلمش تا بدین مرحله ، انگار نه انگار تماشا دارد

 

شُهرت انداخته اند شهر ، که شاعر شیداست

بهرِ دیدار شده غلغله ، دلدار تماشا دارد

 

پیرِ عشق گفت : که قلم ، نقشِ هزار نقش دارد

تو بکن حوصله ، که دولت بیدار تماشا دارد

 

" یوسف "



تاريخ : جمعه سی و یکم مرداد ۱۳۹۹ | 21:4 | نویسنده : یوسف جلالی |

برای دشمن امام حسین علیه السلام گریه میکند

* #امام_حسین 

 

💠 لطف اباعبدالله الحسین علیه السلام 

 

🔻به سیدالشهدائی که روز عاشورا، گریه می‌کردند، عرض کردند: یابن رسول الله! چرا گریه می‌کنید؟ فرمودند: به خاطر این جمعیّت. گفتند: کدام جمعیّت؟ فرمود: لشکر دشمن. گفتند: چرا برای این‌ها گریه می‌کنید؟ فرمودند: آخر این‌ها مرتکب کاری می‌شوند که مستحقّ جهنّم می‌شوند، ناراحتم. 

🔸 برای دشمن گریه می‌کند آقا سید الشهداء. آن وقت فکر می‌کنید که دوستانش را رها می‌کند و تنها می‌گذارد؟ معادلاتمان را درست کنیم.

‌ ‌

┈┄┅═✾•••✾═┅┄┈

🔺کانال رسمی نشر آثار حجت‌الاسلام والمسلمین حاج شیخ جعفر ناصری:

👉 @nasery_ir

‌ ‌



تاريخ : جمعه سی و یکم مرداد ۱۳۹۹ | 20:50 | نویسنده : یوسف جلالی |

انتخاب همراهان ما با ماست ...

┈•‌‌‌‌‌‌꧁حیات༼﷽༽انسانی꧂•┈

     

🗓تقویم نجومی 

 

🔰امروز جمعه 

 

۳۱ مردادماه ۱۳۹۹ هجری شمسی 

 

۱ محرم الحرام ۱۴۴۲هجری قمری

 

 

به« حیات انسانی » خوش آمدید. 

 

 

 

♻️مردان خدا پرده ي پندار دريدند 

يعني همه جا غير خدا هيچ نديدند 

هر دست كه دادند از آن دست گرفتند 

هر نكته كه گفتند همان نكته شنيدند .

 

 

 

#تلنگر_انسانی

    

          •┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•

    

 

🌷 جهت آغاز «تحول انسانی» همراه شوید.

 

🇮🇷 @hayate_ensani

┈•‌‌‌‌‌‌꧁حیات༼﷽༽انسانی꧂•┈

 

 

 به جای زندگی با بوقلمون‌ ها

با عقاب‌ ها پرواز کن.

 

برخی نگاهت را به آسمان می‌ دوزند

و بعضی پایت را به زمین.

 

خودت انتخاب کن:

انسان‌ های مثبت‌ نگر و بلندهمت

یا افراد منفی‌ باف و کوته‏‌ فکر...؟!

 

 

#انگیزشی_انسانی

#انسان_موفق

#گامی_به_سوی_موفقیت

 

•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•

🌷 جهت آغاز «تحول انسانی» همراه شوید.

🇮🇷 @hayate_ensani

 



تاريخ : جمعه سی و یکم مرداد ۱۳۹۹ | 18:27 | نویسنده : یوسف جلالی |

ملاک پیری و جوانی

┈•‌‌‌‌‌‌꧁حیات༼﷽༽انسانی꧂•┈

     

⚜ ملاک پیری و جوانی

 

✨ جوانی و پیری به سن بالا و کم نیست، بلکه به ایمان به حق تعالی و عدم آن است.

 

✨ نکته اساسی این است که انسان «بسم الله الرحمن الرحیم» بشود، یعنی حقیقت این آیه در او پیاده شود، که به صرف لقلقه‌ی زبان نباشد.

 

✨ مهم دارایی و ذوق و چشیدن است، نه دانایی مفهومی.

 آن پیری روشن روان است که از ابتدا کتاب وجودی‌اش را درست ورق زده باشد.

 

✨ لذا بهشتیان که دفتر وجودی خود را سیاه نساخته‌اند، بلکه با نور ایمان نفس ناطقه‌ی انسانی خود را درست در مسیر تکامل الهی قرار داده‌اند و با علم نور یقذف‌الله و عمل صالح، صفات انسانی را در ملکه‌ی جان خویش ساخته‌اند، جوان محشور می‌شوند.

 

✨ نفس ناطقه انسانی با دو نور علم و عمل صالح با طراوت می‌ماند وگرنه به سوی دارالبوار می‌رود که سرزمین نفس بائر می‌گردد و هرگز از تنور سرد شعله برنخیزد، لذا آنان که شکم دائر دارند را چون دلیلی بائر است پیرند و طراوت انسانی ندارند.

 

✨ هرچه در مسیر استکمال نفس ناطقه به مراتب عالیه‌ی کمالات انسانی ارتقا یابی به همان اندازه جوانی، هرچند به حسب ظاهر و عرف مردم پیر باشی.

 

«رساله پیر و جوان»

 «نگاشته استاد داوود صمدی آملی»

 

#سیر_انسانی 

 

•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•

🌷 جهت آغاز «تحول انسانی» همراه شوید.

🇮🇷 @hayate_ensani



تاريخ : جمعه سی و یکم مرداد ۱۳۹۹ | 14:38 | نویسنده : یوسف جلالی |

غزل ذره ام ، میل هوایت نکنم ، کارم چیست

ذره ام میلِ هوایت نکنم ، کارم چیست ؟

عاشقم میلِ نوایت نکنم ، کارم چیست ؟

 

مگر ارباب ز احوالِ حبیب بی خبر است ؟

بنده ام میل سرایت نکنم ، کارم چیست ؟

 

من به سجاده ی آخر طلبِ وصل دارم

عاشقم لب به دعایت نکنم ، کارم چیست ؟

 

رفتی ای جان و دلم ، رسمِ سفر این نبود ...

بعد از این رختِ عزایت نکنم ، کارم چیست ؟

 

حلِ گیسویِ گِره خورده تو ، بر دلِ من باز نشد 

خلوتم ، باز هوایت نکنم ، کارم چیست ؟

 

عشق پیدا شده تا هستی به دریا بزنیم

غزلِ عشق برایت نکنم ، کارم چیست ؟

 

جان به لب آمده ، ای یار علاجی ... گفتا :

چاره از بوسه دوایت نکنم ، کارم چیست ؟

 

وای اگر آید و گوید : ز تو سیرم سیر 

من بمیرم ؟ صدایت نکنم ؟ کارم چیست ؟

 

" یوسف "



تاريخ : جمعه سی و یکم مرداد ۱۳۹۹ | 13:56 | نویسنده : یوسف جلالی |

بهترین معلم

ﮔﻔﺖ ﭼﺮﺍ ﻧﻬﺎﻥ ڪﻨﯽ ﻋﺸــ✰ــــﻖ 

ﻣﺮﺍ ﭼﻮ ﻋﺎﺷﻘﯽ؟...

 

ﻣﻦ ﺯ ﺑﺮﺍے ﺍﯾﻦ ﺳﺨﻦ ﺷﻬﺮﻩ ے

 ﻋﺎﺷﻘﺎﻥ ﺷﺪﻡ!

#مولانــــــا❤️🤝❤️

بهترين معلم ها آنهايي هستند

كه به تو نشان مي دهند كجا 

را نگاه كني اما نمي گويندچه ببيني....

 

 

#الكساندرا_ترنفر

 

 @Pretty_Life

زندگی مانند یک سکه هست؛ هر چی خواستی میتونی باهاش بگیری ولی فقط یک بار میتونی خرجش کنی...

پس یک بار و فقط برای ورود به بهشت ازش استفاده کن!

 

@Pretty_Life

 



تاريخ : جمعه سی و یکم مرداد ۱۳۹۹ | 13:50 | نویسنده : یوسف جلالی |

شعر نرگس مردم فریبی داشت شبنم  می بروخت

مـرا بگذار با اندیشه ی یـار و دیـار امشب

 

#ملک‌الشعرای‌بهار

@nim_beyt

💎 @Best_Poems

 

‏━━━━━━━━━━━

نرگسِ مردم‌فریبی داشت، شبنم می‌فروخت

با همان چشمی که می‌زد زخم، مرهم می‌فروخت

 

زندگی، چون برده‌داری پیر در بازارِ عمر

داشت یوسف را به مُشتی خاکِ عالم می‌فروخت

 

زندگی -این تاجرِ طَمّاعِ ناخن‌خشکِ پیر-

مرگ را همچون شراب ناب، کم‌کم می‌فروخت

 

در تمام سال‌های رفته بر ما، روزگار

شادمانی می‌خرید از ما و ماتم می‌فروخت

 

من گلی پژمرده بودم در کنار غنچه‌ها

گل‌فروش ای کاش با آن‌ها مرا هم می‌فروخت...

‏━━━━━━━━━━━

❏ #فاضل_نظری

 



تاريخ : پنجشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۹ | 23:35 | نویسنده : یوسف جلالی |

گفتم این آغاز عشق فرجام هرگز ندارد

گفتم این آغـاز، پایان ندارد!●♪♫
عشق اگر عشــق است، آسان ندارد…●♪♫
گفتی از پاییــز، باید سفــــر کرد●♪♫
گرچه گُل، تابِ طوفان ندارد…●♪♫
آن که لیلا شد در چشمِ مجنون، هم نشینی جز باران نـــدارد●♪♫
گفتم این آغــــاز، پایـــــان ندارد!●♪♫
عشق اگر عشــق است، آســان ندارد…●♪♫
شعر : اهورا ایمان
آن بهــــاران کــو؟ آن روزگـــاران کـــو؟●♪♫
زیرِ باران، آن حــالِ پریشان کـــو؟●♪♫
بازآ! منِ آسیمه سَر، بی بال و بی پر مانـــده●♪♫
جای تنهایی، در سینه ها مانده●♪♫

 

***************

 

گفتم این آغازِ عشق ، فرجامِ عشق هرگز ندارد

گفتم این آوازِ عشق ، بی نامِ عشق هرگز ندارد

 

من که رویایِ تو را از سر برون هرگز نسازم 

گفت : با یک رازِ عشق انجامِ عشق هرگز ندارد

 

ای همه سود و زیانم ! در قمارم باخت منویس

گفت : آن " سربازِ عشق " انعامِ عشق هرگز ندارد

 

حاصلم از عمر ، ز تو آن وعده های دلنشین و دلرُباست

گفت : آن ابرازِ عشق ، اطعامِ عشق هرگز ندارد

 

من که در آینه ام ، جز رویِ دلجویت نمی بینم عزیز

گفت : این اعجازِ عشق ، بارعامِ عشق هرگز ندارد

 

ای که در سودا مرا ، همراه شدی تا مرزِ سودا

گفت : تاخت و تازِ عشق پیغامِ عشق هرگز ندارد

 

نیست در ما جز خیالِ رویِ نادیده ، پنهان در نقاب

گفت : این دَمسازِ عشق اعلامِ عشق هرگز ندارد

 

گفتم این بازار ،مُقامِ نرخِ یوسُف نیست نیست

گفت : این ابرازِ عشق یک گامِ عشق هرگز ندارد

 

" یوسف "



تاريخ : پنجشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۹ | 22:33 | نویسنده : یوسف جلالی |

آثار بد گمانی

┈•‌‌‌‌‌‌꧁حیات༼﷽༽انسانی꧂•┈

     

🗓تقویم نجومی 

 

🔰امروز پنجشنبه 

 

۳۰مردادماه ۱۳۹۹ هجری شمسی 

 

۳۰ذی الحجه۱۴۴۱هجری قمری

 

 

به« حیات انسانی » خوش آمدید. 

 

 

 

 

♻️محال است بارانی از محبت ب کسی هدیه کنی ودستهای خودت خیس نشود 

 

 

 

#تلنگر_انسانی

    

          •┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•

    

 

🌷 جهت آغاز «تحول انسانی» همراه شوید.

 

🇮🇷 @hayate_ensani

 

┈•‌‌‌‌‌‌꧁حیات༼﷽༽انسانی꧂•┈

     

❇️امام علی علیه السلام:

 

💠 از گمان بد دوری کن، زیرا بد گمانی عبادت را از بین می برد و گناه انسان را بزرگ می سازد.

 

📖 غررالحکم

 

#حدیث_روز

 

•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•

🌷 جهت آغاز «تحول انسانی» همراه شوید.

🇮🇷 @hayate_ensani



تاريخ : پنجشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۹ | 22:30 | نویسنده : یوسف جلالی |

درک صحیح با داشتن عدم غرض ورزی

برای اینکه درک صحیحی از یک موضوع داشته باشید تمام تمایلات، غرض و علتی بودن را به صفر برسانید. ترازو یکی از دلائل اصلی اش که میزان هست نادانستگی اوست. شما اگر نیم کیلو خاک یک طرف ترازو و نیم کیلو طلا طرف دیگر بگذارید، اگر ترازو بداند که طلا چه ارزشی دارد، از روابط اجتماعی ما خبر داشته باشد فوری قضاوت می کند که طلا را با خاک مقایسه می کنی پس در نتیجه طلا سنگین تر است. نمی تواند میزان را نشان دهد. پیرجان

 

 

لینک فایل مرجع

#انتخابی

#پیر_جان #پیر_طریقت #هستی_عریان 

#مولانا #رمزگشایی #شکوفایی_فردیت

 

@HastiyeOryan_PirJaan 

🌹🌹🌹🌹



تاريخ : پنجشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۹ | 21:30 | نویسنده : یوسف جلالی |

شعر آمدی تا جان ببخشی شاخه خشکانده را ؟

آمدی تا جان ببخشی شاخهٔ خشکانده را؟

یا بخشکانی زِ ریشه عشقِ باقیمانده را !؟

 

آمدی امّا دلت جا مانده نزد دیگران

یا نیا، یا همرهت کن آن دلِ وامانده را

 

لرزه برپیکر نشانده خنده ات با این وآن

تا به کِی لرزانی اش این پیکرِ لرزانده را

 

بیمی ازمردن ندارم،ترس من دوری زِتوست

از چه با قهرت بترسانی دلِ ترسانده را

 

یا که بُگشا در به رویم از وفا و دوستی

یا بمیران این منِ از خانهٔ خود رانده را

 

رو گرفتم از همه عالم به عشق روی تو

سوی من اینک بچرخان صورتِ چرخانده را

 

جِور دنیا آتشم زد،جانِ من یکسر بسوخت

کنج آغوشت بسوزانش تنِ سوزانده را

 

من که رقصیدم به هرسازی که میزد زندگی

کِی روا باشد برقصانی تو این رقصانده را

 

ساعت دلدادگی شد، میرسی اینک زِ راه

آمدی تا جان ببخشی شاخهٔ خشکانده را ؟

 

#حسین_فروتن

#فقط_شعر_و_غزل 

شما هم به جمع بیش از ۴۰۰۰ هوادار شعرِ عضوِ این کانال بپیوندید... 👇👇👇

@faghatsheroghazal



تاريخ : پنجشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۹ | 12:13 | نویسنده : یوسف جلالی |

غزل خبر از تو نرسد ... این دل تنها چه کند

خبر از تو نرسد ... این دلِ تنها چه کند ؟

خواب نبینم ز تو من ... این دلِ شیدا چه کند؟

 

بویی از تو نوزد ، وزن غزل ، میزان نیست

تا به دادم نرسی ، وعده ی فردا چه کند ؟

 

حاصلِ شوق تویی ، با تو چه سان ذوق نکنم؟

نیستی ... دستِ قنوت ، لب به دعاها چه کند؟

 

زنده ام تا خبر از شاعرِ خود می گیری ...

می روی ای نفسم ، دَم ز مسیحا چه کند ؟

 

این همه شعر مگر حرفِ دلِ عاشقِ دیوانه نبود؟

حاصلی نیست به اشکم ، بگو نقشه ی ایماء چه کند؟

 

دیدی ای جان چو ماهی فتاده به زمین

بی تابم ؟

میوه ی باغِ غریب ! با دلِ پارسا چه کنم ؟؟

 

من که مست تو شدم ، بی تو خمارم بنگر

بی تو ای ساقی جان ، بی مِی و صهبا چه کنم ؟

 

گفتمش : آتشِ تو گوشه جان ، بنشسته

گفت : من با قلم حَتمِ قضایا چه کنم ؟

 

" یوسف "



تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۹ | 21:55 | نویسنده : یوسف جلالی |

صحنه زندگی شبیه امتحانات تحصیلی ...

ادامه ...

 

 

ما هنگام تحصیل در مدرسه، در پایان هر دوره امتحان میدادیم و ضرورت داشت که برای ارتقاء به کلاس بالاتر این امتحانات را با موفقیت پشت سرگذاریم. صحنه زندگی را می توان مدرسه بزرگتری تلقی کرد که به ناچار باید در آزمون های آن شرکت کرد و از آنها سربلند بیرون آمد و پس از ارتقاء به سطح بالاتر برای آزمون دیگر آماده شد. این فرآیند در سراسر اقامت ما در اکنون - اینجا ادامه دارد.

هرگاه در آزمونی با شکست رو به رو شویم؛ آن دوره را تکرار میکنیم و در آن سطح باقی میمانیم تا درس را به خوبی فراگیریم. چه بسا برای قبولی در یک امتحان معنوی، سال های بسیار، حتی تمام طول عمر درسی را تکرار کنیم. ممکن است سال ها رفتاری را تکرار کنیم و از درسی که زندگی میکوشد به ما بیاموزد غافل باشیم. شاید از یک رابطه بد به جانب رابطه نامطلوب دیگر رهسپار شویم و حتی با همان فرد، منتها هر بار در جسم و کالبدی متفاوت، برخورد کنیم. ممکن است بارها خود را تحت نفوذ کسی بیابیم و یا توسط یک شریک بی انصاف مورد سوء استفاده قرار گیریم. شاید به اشتغال در حرفه ای ادامه داده و همان رفتارهایی را که تا کنون مانع از موفقيت ما می شد تکرار کنیم. ممکن است مدام با نوعی میکروب سر و کار داشته باشیم و الگوهای بیماری زا را در وجود خویش تکرار کنیم.

افرادی که با موفقیت در مسیر معنویت گام برمی دارند نه تنها از زندگی دلخواه و ايده آلی برخوردارند بلکه به حال دیگران نیز مفید و سودمند واقع میشوند. زیرا به این حقیقت واقفند که فراز و نشيب زندگی قصد دارد به آنان چیزی بیاموزد. این کسان مدام درصددند ببینند در پس هر کنش و واکنش چه درسی نهفته است و از این واقعه چه نکته ای می توان آموخت. می دانند که پستی و بلندیها، همان آزمون های زندگی است و اگر در واکنش های خود در برابر این چالش ها تغییری پدید نیاورند و در این آزمون ها، پاسخهایی چون گذشته ارائه کنند، با همان نتایج رو به رو خواهند شد. آنان عزم را جزم کرده اند که در این بخش از زندگی و در این برهه از زمان، با واکنش های متفاوت، در امتحانات سربلند بیرون آیند و به سطوح بالاتر مدرسه زندگی ارتقاء پیدا کنند. به هر حال رستگاری در زندگی مستلزم آن است که ببینید در ورای مسایل و تنگناها چه درسی نهفته است و آنگاه بکوشید در آزمون هایی که فرا راه شما قرار میگیرد قبول شوید.

 

 

وین دایر

وجود متعالی انسان

ص 61 و 62 و 63



تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۹ | 21:42 | نویسنده : یوسف جلالی |

شعرتو فرصت داری اثلا تا ابد تا زود برگردی

نمی گویم همین شبهای ابرآلود برگردی

تو فرصت داری اصلاً تا ابد...تا زود برگردی

 

تو فرصت داری از هر جای این تقویم بی تاریخ

بدون هیچ مرز، ای عشق نامحدود برگردی!

 

تو فرصت داری ای زیباترین فردای فرداها!...

سحرگاهی که خواهی ماند...خواهی بود...برگردی

 

به میعاد غزلهایی که کامل می شود با تو

تو باید ای زن کامل! زن موعود! برگردی

 

بیا موهات سمت باد را تغییر خواهد داد

تو دریایی تو باید بر خلاف رود برگردی

 

همین یک غنچه باقی مانده از این شاخۀ مریم

همین کافیست تا یک صبح خیلی زود برگردی!..

 

#محمدسعید_میرزایی

#فقط_شعر_و_غزل 

شما هم به جمع بیش از ۴۰۰۰ هوادار شعرِ عضوِ این کانال بپیوندید... 👇👇👇

@faghatsheroghazal



تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۹ | 21:22 | نویسنده : یوسف جلالی |

علت گرفتن نعمت


:sparkle:امام صادق علیه السلام:

 خداوند هر نعمتی را که به بنده ای داد از او نگرفت مگر به سبب گناهی که سزاوار سلب آن نعمت شد.

:book: بحارالانوار


#حدیث_روز

•┈┈••✾☘🕊☘✾••┈┈•
:tulip: جهت آغاز «تحول انسانی» همراه شوید.

 

بعضی‌وقتا برای دوست‌داشتن یه نفر
باید غریبه بمونی ...

:movie_camera: Blade Runner 2049



تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۹ | 15:42 | نویسنده : یوسف جلالی |

می خواستم عشق را بر خوشبختی ترجیح دهم.

.
می خواستم عشق را بر خوشبختی ترجیح دهم.
اما نه عشق فردی،
بلکه عشقی همگانی.
می بایست عشق به پیرمرد و کودک گرسنه را حفظ کنم.
می بایست عشق به کسانی را حفظ کنم که نه به قدر کافی زیبا بودند،
نه به قدر کافی سرگرم کننده و نه به قدر کافی جالب که به طور طبیعی توجه دیگران را جلب کنند،
عشق به افراد دوست نداشتنی را.



#اریک_امانوئل_اشمیت
@Matnh_nab:sparkling_heart:

Nasrin



تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۹ | 15:21 | نویسنده : یوسف جلالی |

❣سلامتی از آبرو مهمتر است

❣سلامتی از آبرو مهمتر است

يك زمان ديسك كمر داشتم، وضع مالی ام خوب نبود و با اتوبوس به تهران می رفتم چون دانشجوي تهران بودم.
يک شب در اتوبوس حدود ساعت دو يا سه نيمه شب بود كه درد كمرم از حد گذشت، هركار كردم، هر چه اين دست و اون دست كردم، مسكن خوردم، فايده نداشت، تنها آرزوم اين بود كه بتونم دراز بكشم تا كمرم آروم بشه، اون شب تمام مسافرای اتوبوس شيراز-تهران مرد بودند، فقط من و يه خانم ديگه پيش هم بوديم و صندلي خالی هم نبود.
اول فكر كردم كف راهرو اتوبوس دراز بكشم! ذهنم گفت زشته!
دوباره وسوسه شدم كف اتوبوس دراز بكشم، دوياره گفتم جلوی اينهمه مرد زشته!
اما اونقدر وضع درد كمرم سخت شد كه گفتم :
" به دَرَك ! مي خوام آبرو نباشه! حالا آبروداري مشكل منو حل ميكنه؟ "
با اين فكر به خودم گفتم:
" سلامتي از آبرو مهمتره"

با اين هنجار شكني ناگهاني رفتم كف اتوبوس دراز كشيدم!

تا صبح كف اتوبوس بودم و اصلا
اهميتي به حرف مردم ندادم، وقتي اتوبوس واسه نماز صبح نگه داشت، انگار اصلاً از درد ديشب خبري نبود،
بعدها كه تخصص ام آي اس رو مي خوندم به چيز عجيبي رسيدم:

آنچه باعث تسكين درد كمرم شده بود، نه اثر مسكن بود و نه اثر دراز كشيدن، بلكه در اثر تخليه ی يكباره ی مسيرهاي عصب نخاع از اطلاعات فاسدی بود كه به نام " آبرو " كدگذاری شده بود. و اين اطلاعات فاسد تمام مسير انتقال پيام در فاصله مهره هاي سوم تا ششم كمرم را درگير كرده بود.

حالا می بينم تعداد زيادي از مردم خصوصاً زنان خيلي از اطلاعات فاسد را نگه داشته اند و از ترس آبرو حتي به مشاور هم نمي گويند! خدا می داند چه دردهايی در بدنشان به خاطر وجود اطلاعات فاسد، زندگيشان را تباه كرده است.

بياييد آنقدر عبارت " سلامتي از آبرو مهمتر است " را تكرار كنيم كه با يك هنجارشكني جمعي، فرهنگ پوسيده ی آبروداری را بازسازی كنيم.

 سلامتی از آبرو مهمتر است

کائنات سپاسگزار كسانی است كه از هر فرصتی براي ايجاد سلامت و ثروت از راه بازسازی اطلاعات مغزی حداكثر استفاده را به عمل می آورند،
پاداش کائنات سلامت، ثروت و شادی است
‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌



تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۹ | 14:57 | نویسنده : یوسف جلالی |

کــــسی چـــه مـــــی دانـــد در دل کسی که مــی رود چــــه مــــی رود...

ﺁﺗﺶ ﮔﺮﻓﺘﻢ
ﭼﻮﻥ ﺷﺎﺥِ ﻧﺎﺭﻧﺞ
ﮔﻔﺘﻢ: ﻧﻈﺮ ﮐﻦ
ﺳَﺮ ﺑﺮ ﻧﮑﺮﺩﯼ...


#سیمین_بهبهانی


کــــسی چـــه مـــــی دانـــد
در دل کسی که مــی رود
چــــه مــــی رود...




#___افشین_صالحی__

بُوَد آیا که خرامان زِ دَرَم باز آیی؟
گِرِه از کارِ فروبسته‌ی ما بگشایی؟

- فخرالدین عراقی
✍🏻 پریسا افتخاری

 

عشـق با خاکم برابر کـرد و گردی بر نخواست ..

#نجیب_کاشانی
@nim_beyt

نه توانم به تو پیوستن و نی از تو گسستن
نه ز بندِ تو رهــایی، نه کنار تـــو نشستن

ای نگاه تو پناهم، تو ندانی چه گناهی ست
خانه را پنجره بر مرغک طوفان‌زده بستن





#___شفیعی_کدکنی__

 

 



تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۹ | 13:58 | نویسنده : یوسف جلالی |

عشق، آینه نیست

" نیم بیت ":

هرکجا رفتم،نرفتم
نیم گام از خود برون


#بیدل_دهلوی
@nim_beyt


به قول بابام؛
عشق، آینه نیست که طرفت خندید تو هم بخندی، اخم کرد تو هم سگرمه‌ هاتو بکشی توی هم!
رابطه آینه نیست که خوب بود خوبی کنی، اگه بد بود تو بدتر بشی!

عشق یعنی ایثار، یعنی فداکاری...
عاشق که بشی باید یاد بگیری یه جایی اگه اون کوتاه اومد، یه جایی هم تو بایستی کوتاه بیای، دو تا من با هم نمی‌شن ما!
یه وقتایی لازمه اگه اون من بود، تو بشی نیم من، جای دوری نمیره...

:bust_in_silhouette:طاهره اباذری

@Sheerreno



تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۹ | 12:14 | نویسنده : یوسف جلالی |

می‌سوزم از فراقت روی از جفا بگردان

 

 

می‌سوزم از فراقت روی از جفا بگردان
هجران بَلای ما شد يارب بلا بگردان ...

:bust_in_silhouette: حافظ


@Official_Hich

 



تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۹ | 12:12 | نویسنده : یوسف جلالی |

اخلاق هدف گرا

 

 

 اخلاق هدف گرا

 آیا اخلاق هدف‌ گرایی‌ است یا وظیفه‌ گرایی؟ معلوم است که هدف‌ گرایی ا‌ست. یک انسان تنگ ‌نظر به دنبال وظیفه است, یک انسان صاحب ‌نظر به دنبال هدف است؛ می‌ بیند چه کسی این وظیفه را بر او معین کرده و برای چه باید به این وظیفه عمل کند. این دور‌نظر بودن و بلندنظر بودن که در بخشی از دعاهای صحیفه است که خدایا معالی اخلاق را به ما عطا بکن![1] یا آن روایت نورانی سید الشهدا‌ست که از پیغمبر (علیهما آلاف التحیة و الثناء) نقل کرد که «إِنَّ اللَّهَ یحِبُّ مَعَالِی الْأُمُورِ وَ یكْرَهُ سَفْسَافَهَا»؛[2] خدا همت‌های بلند را دوست دارد و همت پست را دوست ندارد. یک وقت کسی وارد حوزه می ‌شود می ‌خواهد روحانی و عالم همان روستایش بشود; این همّت پست را خدا هرگز دوست ندارد. یک وقت است از روستای سُهروَرد کسی بیرون می ‌آید شیخ اشراق می ‌شود. خود شیخ اشراق می ‌فرماید وقف ‌نامه ‌ای در نیامده که خدای سبحان علم را وقف مردم فلان شهر بکند و مردم فلان روستا محروم باشند.[3] یک وقت کسی وارد حوزه یا دانشگاه می ‌شود که مثلاً مدرکی بگیرد، این همّت پست را خدا دوست ندارد: «إِنَّ اللَّهَ یحِبُّ مَعَالِی الْأُمُورِ وَ یكْرَهُ سَفْسَافَهَا» از همان اول انسان با هدف بلند و همت والا وارد حوزه و دانشگاه بشود. از او بخواهد تا هر چه خود او داد را بپذیرد.
:small_blue_diamond: پس اصل اخلاق هدف است و چون اخلاق الهی ا‌ست, وظیفه را خدا معین می‌کند، هدف را هم خدا معین می ‌کند; منتها برخی ‌ها دارای هدف ضعیف هستند, به اخلاق علاقمند هستند متخلق به اخلاق ‌اند دستورات اخلاقی را انجام می‌ دهند: «خَوْفاً مِنَ النَّارِ»[4] مبادا عذاب بشوند; طمع ندارد برای اینکه جهنم نرود, بی‌ عفتی نمی ‌کند برای اینکه به جهنم نرود, خیانت نمی ‌کند برای اینکه به جهنم نرود, این نازل ‌ترین مرتبه است. از این مرحله بالاتر «شَوْقاً إِلَی الْجَنَّةِ» است و از این دو مرحله بالاتر ﴿حُبًّا لِلَّهِ﴾[5] است, «وَجَدْتُكَ أَهْلًا لِلْعِبَادَة»[6] است, همان طوری که عبادت سه بخش دارد, سه هدف دارد, اخلاق هم همچنین. انسان وظیفه ‌گرا از آن اصل باز مانده است, نه چون به من گفتند این کار را بکن بله به من گفتند این کار را بکن, من هم باید این کار را بکنم; اما برای چه مطرح است از چه کسی دستور بگیرم و برای چه امتثال بکنم یعنی مبدأ و معاد را در نظر داشتن هر دو مطرح است. بنابراین عنصر اصلی فن اخلاق وظیفه‌ گرایی نیست هدف‌ گرایی ا‌ست و هدف هم سه قسمت است و بالاترین‌ آن هم ﴿حُبًّا لِلَّهِ﴾ است.

[1]. صحیفه سجادیه, دعای20; «وَ هَبْ لِی مَعَالِی الْأَخْلَاق‏».
[2]. وسائل الشیعة، ج‏17، ص73؛ عوالی اللئالی العزیزیة فی الأحادیث الدینیة، ج‏1، ص67؛ تاریخ یعقوبی، ج2، ص246؛ «و قیل للحسین: ما سمعت من رسول الله؟ سَمِعتُه یقُول: إِنَّ اللَّهَ یحِبُّ مَعَالِی الْأُمُورِ وَ یكْرَهُ سَفْسَافَهَا».
[3]. حکمة الاشراق، ص9؛ «فلیس العلم وقفا علی قوم لیغلق بعدهم باب الملكوت و یمنع المزید عن العالمین، بل واهب العلم...».
[4]. علل الشرائع، ج1، ص57.
[5]. سوره بقره، آیه165.
[6]. مرآة العقول فی شرح اخبار آل الرسول(علیهم السلام), ج7, ص81.



#فن_اخلاق
#همت_والا

#آیت_الله_العظمی_جوادی_آملی


:books: درس اخلاق
تاریخ: 1388/09/12



تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۹ | 11:41 | نویسنده : یوسف جلالی |

چه عالم‌هاست در هر تار مویت...!

چه عالم‌هاست در هر تار مویت...!

#مولانا
@nim_beyt

 



تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۹ | 10:22 | نویسنده : یوسف جلالی |

همیشہ از خوبی های آدم ها برای خودت یک دیوار آجری بساز...

" نیم بیت ":

عطرِ عشق نمی‌تواند پنهان بماند‌‌‌ ...

#نزار_قبانی

@nim_beyt

 

با من آمیخته ای وز تو اثر پیدا نیست...

#مسیح_کاشانی
@nim_beyt

" نیم بیت ":

دلم هوای تو دارد، هوای زمزمه‌ات...

#حسین_منزوی
@nim_beyt

آن نَفْس که شد عاشق ،امّاره نخواهد شد...

#مولانا
@nin_beyt

تو را گزید دلِ من ، مرا گزید غمِ تو‌.. !

#اوحدی
@nim_beyt

جمع کن پیش از گذشتن کاروان خویش را...

#صائب
@nim_beyt

 

سر می‌کشم تو را ای لذتِ مُدام ...

#مریم_قهرمانلو
@nim_beyt

طواف مشهد دل های زنده حجّ من است

#ناظم_هروی
@nim_beyt

مهربانی را اگر قسمت کنیم
من یقین دارم
به ما هم میرسد
آدمی گر ایستد بر بام عشق
دستهایش تا
خدا هم میرسد...

@foroogh_farokhzad

همیشہ از خوبی های آدم ها
برای خودت یک دیوار آجری بساز...
هر وقت درحق تو بدی کردند...
تنها یک آجر از دیوار بردار...
بی انصافی‌ست اگر کل دیوار را خراب کنے...

✍نیما جم

@foroogh_farokhzad

[Photo]

گفتی چه خبر؟
گفتم و هرگز نشنیدی
جز دوریت ای عشق
بقران خبری نیست...

✍نیما جم

@foroogh_farokhzad

 



تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۹ | 8:35 | نویسنده : یوسف جلالی |

غزل محبوبه من سخت پشیمان شده ام از تو چه پنهان

محبوبه ی من ! سخت پشیمان شده ام از تو چه پنهان 

ای میوه ی ممنوعه،پنهان شده ام ازتو چه پنهان

 

تا آمدم از مرزِ جنونت ، بزنم نعره ی سودا ...

در"داشتنِ عشقِتو"بی ایمان شده ام از توچه پنهان

 

خوب آمده بودم ، که زنم گنجِ دلت را 

باز آمده و خالی دامان شده ام از تو چه پنهان

 

این قصّه ، همان غصّه ی ، کم دردی یار است 

از سردی جانت ، گریزان شده ام از تو چه پنهان

 

این پرده ندارد ، خبرِ از گریه ی جانسوز نگاری

نومید از آن ریزشِ باران شده ام از تو چه پنهان

 

کو حالِ زلیخا ؟ در این بُحبوحه ی عشقِ مجازی 

نومید ز نادیدنِ گنجِ دل کنعان شده ام از تو چه پنهان

 

فرزندِ نذر کرده ی عشقم ، چه کنم ؟ غیرِ محبّت

دردا که گُمانِ دل خوبان شده ام از تو چه پنهان

 

ای قاضیِ خوش منصفِ این قصّه ، تو چه کردی ؟

زان نقدِ غلط ، بی دل و گریان شده ام از تو چه پنهان

 

گفتم : به دعا باز به آرامشِ دلخواه الهی برسی تو

گفت :از بازی تو حالت طوفان شده ام از تو چه پنهان

 

" یوسف "



تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۹ | 5:17 | نویسنده : یوسف جلالی |

غزل خنده ای زد : عشق بازاری ندارد می شوی شیدا چرا ؟

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ؟

 

" مرحوم شهریار "

 

*******

می روی از کوی عشق ، نورِ دلم ! بی ما چرا ؟

می روی از شهرِ ما ؟ بی ما بگو ، آنجا چرا ؟

 

باوفا ، بی تو دگر گُل ها معطر کی شوند ؟

جانِ ما بوی تو دارد ، می روی تنها چرا ؟

 

ما اگر پرهیزگاریم ، از حیای تو گرفتیم رنگ و بو

حسرتِ صد بوسه ام مانده ، بگو: آخر چرا ؟ آخر چرا ؟

 

پیرم و حالِ دلم عینِ جوانان ، می تپد از عشقِ تو

ماهیِ تُنگِ دلم ، افتاده در تورِ دلت دریا ! چرا ؟

 

فرض کن پیدا نبودی ! من کجا ؟ شاعرکجا ؟

حیرتم از غیبت و از رفتنت ، محبوب ! ناپیدا چرا ؟

 

قدرِ ما پیدا نشد ، شکوه نداریم بهرِ تو

یوسُفِ جانم شکست امّا مگو ! امّا چرا ؟

 

با تبسُّم آمدی ، با گریه راهی می شوی ؟

عشق کوهی مُحکم است ، اُفتاده ای از پا چرا ؟

 

گفتمش : محبوب باش ... تا پای جان می مانمت 

خنده ای زد : عشق بازاری ندارد ، می شوی شیدا چرا؟

 

" یوسف "



تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۹ | 21:52 | نویسنده : یوسف جلالی |

شعر خواندن نمی توان ورق ناگشوده را

💎 @Best_Poems

 

‏━━━━━━━━━━━

تلخ است بی‌تو صبر، دلِ غم‌فزوده را

نتوان چشید داروی ناآزموده را

 

ای ناله! همدمی کن و از آب چشم من

بیدار ساز دیده‌ی بختِ غُنوده را

 

دل شد ربوده‌ی سرِ زلف تو در کمند

نتوان به کوی عقل کشید آن ربوده را

 

با باغبان مگو که دلِ غنچه خون چراست

خواندن نمی‌توان ورقِ ناگشوده را

 

«شاهی!» خیال خام مگو از دهان دوست

چون نیست لذتی سخنِ ناشنوده را...

‏━━━━━━━━━━━

● #امیرشاهی_سبزواری

 



تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۹ | 20:3 | نویسنده : یوسف جلالی |

غرور سازان می روند در عشق.... خاکیان می مانند

پاک بازان می روند در در معنا ... شاکیان می مانند

 



تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۹ | 19:58 | نویسنده : یوسف جلالی |

حضور خدا در مراقبه

شیخ شهاب الدین عارف ( نه شیخ شهاب الدین فیلسوف ) می گوید مراقبه دردی را از تو درمان نمی کند اگر خدا در مراقبه حضور نداشته باشد.

اگر جایی وارد می شوی و حضور هستی را حس می کنی و می بینی ، یعنی مراقبت هستند. رهایت نمی کنند. فقط تو می تراش و می خراش. نایست. اگر بایستی معلوم نیست دوباره شروع کنی چه خواهد شد. پیرجان

 

 

 

لینک فایل مرجع

#انتخابی

#پیر_جان #پیر_طریقت #هستی_عریان 

#مولانا #رمزگشایی #شکوفایی_فردیت

 

@HastiyeOryan_PirJaan 

🌹🌹🌹🌹



تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۹ | 17:11 | نویسنده : یوسف جلالی |

تجلی صفات خدا در انسان

🌹🌹

@MolaviPoet 

 

  تئوری ظاهر و مظهر 

 

هرچه اندیشی ،پذیرایی فناست 

 آنکه در اندیشه ناید ،آن خداست 

 

 به هرچه فکر میکنیم فنا پذیراست وتنها آنچه در تصور نمی گنجد فنا ناپذیر میباشد .

آنچه در تصور انسان نمی گنجد خداوند است وحقیقت ذات خداوند برتر از اندیشه آدمیست .

 

این از مهمترین مسائل اساسی تصوف تحت نام اتحاد ظاهر ومظهر است ،یعنی انسان

 کامل مظهر خداوند است جز ذات خداوند.

 

ور برای بنده اش است این گفتگو 

 آنکه حق گفت او من است ومن خود او 

 

خداوند خودش فرموده است او من ،ومن اوهستم .

 

مولوی در اتحاد ظاهر ومظهر معتقد است که خداوند در انسان تجلی پیدا کرده

وانسان به حق پیوسته وبااو متحد شده است .این با حلول وحقیقت ذات خداوندی در

 انسان متفاوت است ،این اتحاد از طریق روشنایی نور وبرطرف کردن تاریکی در 

روشنایی و زوال وجداشدن از هستی مطلق صورت میگیرد .

 

 او اعتقاد دارد خداوند از وحدت به شهود کثرت در هیکل ناسوتی انسان تجلی پیدا

کرده وبه اقتضای جنسیت وجاذبه های خلایق در آنها متفاوت است .(تا حد اناالحق).

 

انسان سایه خداوند است .اگر نور نبود سایه هم نبود ،از سایه به وجود نور پی میبریم .

تمام کاینات سایه خداوند است ،سایه از ذات جدانیست . سایه تجلی خداوند ومظهر است 

 ونور ،ظاهر یا خداوند است .

 

چون که گل بگذشت وگلشن شد خراب 

بوی گل را از که یابیم ؟ از گلاب 

 

 انبیا ، اولیا ، ولی و...در هردینی میتواند وجود داشته باشد ولی چون حامل 

نور حقیقت هستند ،هیچ فرقی بین آنان نیست . وهمگی مظهر خداوند هستند .

 

 فرق نتوان کرد نور هر یکی 

چون به نورش روی آری ، بی شکی 

 

 ف_مرادبک 

🆔 @MolaviPoet 

🆑 کانال مولوی وعرفان



تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۹ | 17:7 | نویسنده : یوسف جلالی |

تربیت فرزند و تبعات اعمال

#تربیت_فرزند #اعمال

 

💠 تنگ نظری ما در اعمال صالح

 

🔻 در داستان حضرت موسی و حضرت خضر، دو پيامبر را مأمور می کند تا دیواری را که در حال فروافتادن است درست کنند تا گنجی محفوظ بماند، چرا؟ به خاطر صلاح پدر، این گنج باید براي فرزندان محفوظ بماند. 

🔸 در روايتي ذيل اين آيه آمده است: خداي متعال عنايت مي‌کند و فرزندان و فرزندانِ فرزندان را به خاطر صلاح پدر حفظ مي‌کند. در ادامه روايت دارد که گاهي خانواده‌ مؤمن و خانه‌ او و حتي خانه‌هاي اطراف او، به خاطر صلاح او، محفوظ مي‌مانند.

🔹 این حقیقت، انسان را بيشتر به مواظبت ترغيب مي‌کند که فقط خود ما در زندگي نيستيم و خيلي از قضايا به ما وابسته است.

🔸 اينکه خودمان را اصل قرار داده‌ايم و جاي ديگري را نمي‌بينيم به خاطر ضيق نگاه[و تنگ نظری] ما است و الاّ همزمان خيلي از عنايات مي‌تواند با عملکردِ صحيح، نصيب ما و فرزندان ما و حتي همسايگان ما شود و حتی یک محل و شهر بشود.

‌ ‌

┄┅═✧❁••❁✧═┅┄

🔺کانال رسمی نشر آثار حجت‌الاسلام والمسلمین حاج شیخ جعفر ناصری:

👉🏻 @nasery_ir

‌ ‌



تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۹ | 17:5 | نویسنده : یوسف جلالی |
        مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By Slide Skin:.