معرفت حضرت دوست

معرفت حضرت دوست | شهریور ۱۳۹۷

یوسف جلالی
معرفت حضرت دوست

جمعه باشد

تو نباشی

غم عالم اینجاست...

 

#محسن_محمدی

@pointto

 



تاريخ : شنبه سی و یکم شهریور ۱۳۹۷ | 20:41 | نویسنده : یوسف جلالی |

دستم...

به سرنوشت نمیرسد!

اگرنه از همین لحظه

برای من بودی!

 

#صفا_وهابی
@pointto

 

از من بعيد بود

ولى عاشقت شدم!

از تو بعيد نيست،

جهان عاشقت شود...


#افشين_يداللهى

@pointto

 

🔸🔹🔸

 

با آن همه دلداده دلش بسته
ی ما شد

 

ای من بــــه فدای دل دیــوانه
پَسندش

 

#سیمین_بهبهانی

 

📚 @bashomaham 💯

 



تاريخ : جمعه سی ام شهریور ۱۳۹۷ | 20:19 | نویسنده : یوسف جلالی |

مادربزرگم همیشه می‌گفت

گاهی نباید بگه دوستت دارم.

می‌گفت باید بدونی دوستت داره...

باید بدونه دوستش داری.

 

#مرتضي_قديمي

@pointto



تاريخ : پنجشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۷ | 21:47 | نویسنده : یوسف جلالی |

غزل گره عشق عجب پیچیده است

گرهِ عشق شگفت پیچیده است 

با نگاهی که تو را نا دیده است 

 

صد هزار فکر و خیالت دارم 

حافظت ؛ عاشق تو گردیده است

 

من کجا رَه به کنارت دارم ؟

تو ستاره به دلت باریده است

 

من به ظلمت ، دلِ من تاریک است

ماهِ جانت به دلم تابیده است

 

شور من ! شور نباشد به دلت

در حریمت ، چو منی شوریده است؟

 

آتشت  ، فخرِ من است افزون کن

سوخته ی سوخته را ، این ایده است

 

شاعرت گو که چرا عربده جوست ؟

بوسه در خواب مگر او چیده است؟

 

آخرش موی تو را می بافم

با رقیبان چقدر جنگیده است

 

صاحبِ جان ! تو و این قربانی

از همه کوی ، تو را کوچیده است

 

مایه ی فخر منی " نورِ " دلم 

خلعت عشق تو را پوشیده است

 

" یوسف "



تاريخ : پنجشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۷ | 17:24 | نویسنده : یوسف جلالی |

اِنّ الحسین مصباحُ الهدی و سفینه النجاه
💔
حافظ از دست مده صحبت این کشتی نوح


ورنه طوفان حوادث بِبَرد بنیادت


💔💔
السلام علی ساکن کربلا


السلام علی غریب الغربا



تاريخ : پنجشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۷ | 5:52 | نویسنده : یوسف جلالی |

خلاصه روضه استاد فاطمی نیا:
زبان حال حضرت سکینه سلام الله علیها خطاب

به اسب امام حسین علیه السلام :


ای فرس با تو چه رخ داده که خود باخته ای


مگر اینگونه که ماتی تو شه انداخته ای؟

 

<مرحوم نیر تبریزی>



تاريخ : پنجشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۷ | 5:49 | نویسنده : یوسف جلالی |

رفقا
برای تسلای دل امام زمان علیه السلام


صدقه دهیم و دعا کنیم


مصیبت بر ایشان بی نهایت جانسوز است


ما چیزی می شنویم ولی امام در متن حادثه اند

و می بینند
و بینِ همه ی مصائب


دلهره ی اسارت بی بی زینب جانکاه ترین است

 

" کانال خلوت دل"



تاريخ : چهارشنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۷ | 23:3 | نویسنده : یوسف جلالی |

🌷آیت‌الله سعادت‌پرور(ره):

 

اگر انسان #ســـاخته شود آثار


وجودی او بی‌سر وصدا خانه


به خـــــانه ســـــرایــت مــےڪنــد.

 

📕ڪیمیای وصل ج۲ ص۱۵۹


https://telegram.me/joinchat/B9_3rzvfLt3sNkk2m5v3wA



تاريخ : چهارشنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۷ | 5:57 | نویسنده : یوسف جلالی |

غزل قصد دلت کرده ام تا به جنونت کشم

ای همه ی جان من زخم چرا می زنی ؟

جان مگرت نیستم ؟ بوسه کجا می زنی ؟

 

گر تو بدانی مرا دل چه سان آتش است ؟

بهر تسلی آن بوسه بجا می زنی ای

 

تو همه ی فکر من وقت نماز ذکرمن

وقت اذان و قنوت رنگ خدا می زنی

 

لحظه به لحظه تویی آینه ی جان من

شهر به رنگ تو شد آینه ها می زنی

 

شور زدی صدهزار می کنی ام بی قرار

 نیست چو تو در دیار شب چو نوا می زنی

 

سوخته ات سوخته چشم به تو دوخته

عشق تو افروخته کی تو دوا می زنی

 

قصد دلت کرده ام تا به جنونت کشم

دل به جنون می دهی ؟ ساز رها می زنی ؟

 

" یوسف "



تاريخ : سه شنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۷ | 21:31 | نویسنده : یوسف جلالی |

آقا چرا سوار ذوالجناح غمگینی 

ما را کنار خود مگر نمی بینی ؟ 

دانم که غمِ امتِ تو پیرت کرد

این سینه زنی شده عجب آیینی 

 



تاريخ : سه شنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۷ | 20:35 | نویسنده : یوسف جلالی |

امام موسی صدر: قاتلان کربلا "کم خطرترین"

دشمنان امام حسین(ع)

امام حسین(ع) سه گروه دشمن دارد؛ دسته اول آنان

که او را کشتند. این دسته کم خطرترین دشمنان

هستند، چون تنها جسم امام را که محدود بود،

کشتند. دسته دوم آنان که تلاش کردند

آثار امام را محو کنند؛ قبر امام را ویران کردند

و از آمدن زائران جلوگیری کردند و کسانی که در

اطراف قبر آن حضرت زندگی می‌کنند را مورد

آزار و اذیت قرار دادند. خطر این دسته بیشتر

از دسته اول است، ولی نتوانستند کاری

از پیش ببرند».
▪️«ولی دسته سوم که خطرناک‌ترین دشمنان

آن حضرت هستند، آنانند که کوشیدند

اهداف امام حسین(ع) و ابعاد انقلاب حسینی

را تحریف کنند و آن را ابزار کسب و درآمد

قرار دهند و بهره برداری‌های بی‌ارزش از آن کنند و

یا آن را مورد سوء استفاده برای منافع شخصی

قرار دهند. اینان تلاش کردند بالاترین بُعد

حسینی یعنی هدف نهضت حسینی را از بین ببرند.

من از خودم و شما سؤال می‌کنم ما از روز

عاشورا چه بهره ای برده‌ایم؟ چه سودی به دست

آورده‌ایم؟ چه استفاده‌ای در عرصه عمومی

و چه استفاده‌ای در زمینه فردی برده‌ایم؟

اگر استفاده نبرده باشیم و تنها گریه کرده باشیم

من به شما خبر می دهم که این کار سودی ندارد؛

ما از کدام دسته هستیم؟ از کسانی که گریه می‌کنند

و حسین را می‌کشند؟»

«روشن است که امام حسین(ع) الان نیست

تا کسی او را بکشد، ولی چیزی گرانبهاتر و مهم‌تر

از خود امام حسین(ع) در دستان ماست:

کرامت امت حسین، مقدسات حسین. اگر ما گریه کنیم

ولی در عین حال برای تضعیف اهداف امام حسین(ع)

تلاش کنیم؛ اگر گریه کنیم و در صف باطل باشیم؛

اگر گریه کنیم ولی گواهی دروغ بدهیم؛ اگر گریه کنیم

ولی به دشمنان کمک کنیم و به اختلاف و تفرقه در

جامعه خود دامن بزنیم؛ اگر گریه کنیم ولی

گناهانمان بیشتر شود، در این صورت ما گریه می‌کنیم

ولی در عین حال حسین را نیز می‌کشیم زیرا تلاش

می‌کنیم هدف حسین را از بین ببریم که گرانبهاتر از

خود اوست. ان شاء الله که ما از این دسته نیستیم».

منبع: کتاب سفر شهادت،گفتارهای امام موسی صدر

دربارۀ قیام عاشورا و ابعاد و نتایج و پیامدهای

این نهضت
@RohaniOmurTarbiati



تاريخ : سه شنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۷ | 18:3 | نویسنده : یوسف جلالی |

بر فَرَس تند رو هر که ترا دید گفت


 " برگِ گلِ سرخ "را باد کجا می برَد

 

 

          " السلام و علیک یا علی اکبر "

 

 

" کانال خلوت دل"



تاريخ : سه شنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۷ | 17:47 | نویسنده : یوسف جلالی |

مثنوی شرح مویت نکنم تابِ پریشانی نیست

شوق تو تا به کجا همره من می آید 

گره گر باز کنی , تا به کفن می آید 

 

دو هزار بار به روز یادِ تو را می سازم

دو هزار توبه پَسَش , توبه خود می بازم

 

شرحِ مویت نکنم , تابِ پریشانی نیست

پا به خوابم بنهی , خواب پریشانی نیست

 

شرحِ جانم بکنم ؟ زلف به آینه نگر

خبرِ دل بکنم ؟ نیک به آن سینه نگر

 

مُرده ی یک خبرم ,کی خبرم می داری ؟

حسرت عِطر تنت , بر حذرم می داری ؟

 

ای پُر حس بیا جانم دِه

تبِ جانت بگیر , جانم نِه

 

دردِ جانت به جانم بادا 

قصدِ کشت است ؟ همانم بادا

 

ما به سر نَه , که جان آمده ایم

بهرِ تَن نَه , به جان آمده ایم

 

صف شکن گشته ام بهرِ غمت

آرزویم دَم و یک باز دَمَت

 

شورِ تو مست نموده دلِ من

شده رسوایی شهر حاصلِ من

 

ای قلم در بغلم جایش ده

آرزویش شده ام , پایش دِه 

 

دستِ تب دارِ او دست دهد ؟

جرعه ای بوسه بر این مست دهد ؟

 

" یوسف "

 



تاريخ : سه شنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۷ | 9:4 | نویسنده : یوسف جلالی |

غزل به خیال که می توانم به آغوشت بگیرمت

 

به خیال که می توانم به آغوش بگیرمت

به خیال می توانم به قربان رفته بمیرمت

 

من از خیال تو فراتر کجا روم , ای جان ؟

یقیناََ می دانی یکی از هزار اسیرمت 

 

به عشق عجب نیست زاهدی به بند فتد

ز تو عجب که به شعر هم نمی توانم بگیرمت

 

مرا به قربانگه خویش کشانده و خلاص نمی کنی 

بگو زین همه مدعی ,به شبها من در ضمیرمت

 

هزار سرِّ مگوی عشق به جان است ، چه گویمت 

گفتی : بگوی هر چه به سینه داری که امیرمت

 

 

اَر چه سنگم به ایمان ظاهری به نزد خلق

امّا به پیشِ مِهرِ تو خام و خمیرمت 

 

 " یوسف "



تاريخ : دوشنبه بیست و ششم شهریور ۱۳۹۷ | 9:53 | نویسنده : یوسف جلالی |

می دانستم نمی شود ...

 

         این نا شدنی ....



تاريخ : یکشنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۷ | 21:23 | نویسنده : یوسف جلالی |

امشب بیا
فانوس این
ویرانه ی تاریک من
باش ...


#مولانا

@pointto

تا پائیز
فرصتی نمانده
یک قدم بیا جلو
کم مانده باران بگیرد
و تو مرا نداشته باشی

نترس
من به فردای تو گره نمی‌خورم
فقط برایت شعر می‌گویم
و کاری می کنم
آخرِ پائیز
از فتحِ من بازگردی


#نیلوفر_لاری_پور

 


لیلی صفتان
زِ حال ما بی خبرنـد
مجنون داند که حال مجنون چونست...


#رودکی

@pointto‌

 


در من
هزار دردِ نهان
گريه می کنند...


#حسین_منزوی

@pointto‌


ساعت‌ها اشتباه میروم ،
از رسیدن میترسم ...!
میترسم ...
کسی منتظرم نباشد ...!


#معین_دهاز

@pointto‌



تاريخ : یکشنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۷ | 21:3 | نویسنده : یوسف جلالی |

مثلِ نفس هایم دوستت دارم ؛
همانقدر بی اختیار
همانقدر تا پایِ جان ...


#مونا_واعظی

@pointto

 

نقشِ او
در چشمِ ما،
هر روز
خوشتر می شود ...!


#سعدی

@pointto

 

در نبودنت
ناله نمی زنم ...!!!
خاموش می میرم ...


#باران_قیصری


@pointto

 

از روزی به روز دگر
دوست داشتنت جاریست ...


#لیلا_مقربی


@pointto

 

آرام شده‌ام...
مثل درختی در پاییز
وقتی تمام برگ‌هایش
را باد برده باشد !


#رضا_کاظمی
#پارک_جمشیدیه

@pointto

 


وداع و وصل
جداگانه لذتی دارد

هزار بار برو،
صد هزار بار بیا.


#بیدل_دهلوی

@pointto‌



تاريخ : شنبه بیست و چهارم شهریور ۱۳۹۷ | 20:26 | نویسنده : یوسف جلالی |

-گر بدانی چه قدر تشنه دیدار توام ؛

خواهی آمد عرق آلود
به آغوش مرا…

#صائب_تبريزى
@pointto

 

جمعه ها
حس عجیبی ست
میان من و دل

دل آواره به تکرار
تو را می خواند ...!


#محمدجوادشاه_بنده


@pointto

 

‌با من بمان
اندکی بیشتر با من بمان
ای سایه ی گریزان آرامشم ...


#لئونارد_کوهن

@pointto



تاريخ : جمعه بیست و سوم شهریور ۱۳۹۷ | 22:3 | نویسنده : یوسف جلالی |

رباعی ای شعله عشق لب به لبت کی دوزم

ای" شمع" ! منم ، شمعی چو تو می سوزم

 

نا دیده رُخت ، ز بهرِ عشق افروزم 

 

حیف است ز جانِ تو ،  بهرِ من آشوب شده

 

ای شعله عشق ! لب به لبت کی دوزم ؟

 

" یوسف"

 

 

از حسرتِ " نور "به جان گفتم ، خندید

از حُرمت شور به جان گفتم ، خندید

از داغِ دلم ، کجا تو راست داغِ دل ؟

از رغبتِ تور ، به جان گفتم ، خندید

 

" یوسف "

 

 



تاريخ : جمعه بیست و سوم شهریور ۱۳۹۷ | 21:7 | نویسنده : یوسف جلالی |

انگشت به لب مانده ام از قاعده عشق

ما یار ندیده تب معشوق کشیدیم

 

#صائب



تاريخ : جمعه بیست و سوم شهریور ۱۳۹۷ | 6:50 | نویسنده : یوسف جلالی |

مست رَوَد نگارِ من
در بَر و در کنارِ من
هیچ مگوکه یارِ من
با کَرَمست وبا وفا


#مولانا

@pointto

 

هله عاشقان بشارت
که نمانداین جدایی

برسد وصال دولت
بکند خدا خدایی

کرمت به خودکشاند
به مراد دل رساند

غم این و آن نماند
بدهد صفا صفایی


#مولانا

@pointto‌

 

همه یک "او"دارند که ماندگارترین است...
از آن ماندگارها که حتی آلزایمرهم بگیری یادت نمیرود که یک "او"بوده...
همه یک "او"دارند که دلیل خنده های از ته دل بوده....
همه یک "او"دارند که بهترین خاطره های دنیا را با او شریکند،
از آن خاطره هایی که هر شب قبل از خواب مرورشان میکنی...
همه یک "او"دارند که شده مبدا تقویم زندگیشان
زندگیشان را تبدیل کرده به قبل از آمدن"او"
و بعد از آمدن"او"...
همه یک "او"دارند که بی معرفت شده،
از آن بی معرفت ها که همه چیز را یک جوری یادش رفته انگار از اول وجود نداشته
همه یک "او" دارند که نمانده...
همه یک "او"دارند که رفته و با خودش همه چیز را هم برده...
من که نمیدانم شما میدانید چرا همه ی "او" ها آدمِ ماندن نیستند؟؟؟؟

#فاطمه_جوادی

@Pointto

 

تا بداند
که شبِ ما
به چه سان می گذرد

غم عشقش ده
و عِشقش ده
و بسیارش ده ...


#مولانا

@pointto

 

شاید به صبح نرسد
کسی که
در حسرتِ
" شب بخیر " تو ماند ...


#لیلا_مقربی

@pointto

 


کِشان
کِشان
به بهشتم بَرَند و من نروم!

که دل نمی کشد
ای دوست
جز بسوی توام ...


#منصور_حلاج

@pointto‌

 

بیداری ام چه دانی؟
ای خُفته ای که شب ها

ننشسته ای به حَسرت؛
نشمُرده ای سِتاره ...!


#فروغی_بسطامی

@pointto

 

حسّ و حال همه‌ی ثانیه‌ها ریخت به هم
شوق یک رابطه با حاشیه‌ها ریخت به هم

گفته بودم به کسی عشق نخواهم ورزید
آمدی و همه‌ی فرضیه‌ها ریخت به هم!

#اميد_صباغ_نو
@pointto

 

اۍ داد از این دورۍ و
از عشق تو بیداد...

#شهریار

📚 @bashomaham 💯

آزرده دل
از کوۍ تو رفتیم و نگفتۍ...
کۍ بود...؟
کجا رفت...؟
چرا بود و چرا نیست...؟!

#شهریار

📚 @bashomaham 💯 #شعروادب

 

دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت
دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور

#حافظ

📚 @bashomaham 💯

 



تاريخ : جمعه بیست و سوم شهریور ۱۳۹۷ | 6:33 | نویسنده : یوسف جلالی |

غزل مانده ام پایِ تو تا آخر عشق جان بدهم...؟

 مانده ام پایِ تو تا آخر عشق جان بدهم ؟

یا فرار کرده , به خود فرصت سامان بدهم ؟

 

حیرتم ،  جای تو کَس طاقت عشقم دارد؟

یا همی تا به ابد جان به تو جانان بدهم ؟

 

دو دلم تا به کجا پای دلم می مانی ؟

تو بمان , هی قسمت آیه ی  قرآن بدهم ؟

 

پایِ پس کو ؟ مگرم راه فراری دارم ؟

آرزویم شده اسمعیل به قربان بدهم

 

تا کمندت به دلم گیر شده ترس مدار

من کجا عشق تو را بسته , به حرمان بدهم؟

 

تو اشارت بکن و ناشده ای را می خواه

چوسلیمان نبی( ع) اَمر به فرمان بدهم

 

حسرتت تا به ابد ارثیِّه اجدادی است

گاه جنون امر کند شهر به طوفان بدهم

 

 

ای همه هستیِ شاعر به غزل شیرینی

گفتی ام : شعر بگو بوسه ی آسان بدهم

 

جان بگیر بوسه بده شرع میندیش دمی

تو بیا قصه شروع کن همان سان بدهم

 

من کجا طاقت لبهای تو را بر تابم

با حیا بوسه بر آن زلفِ پریشان بدهم

 

" یوسف "



تاريخ : پنجشنبه بیست و دوم شهریور ۱۳۹۷ | 11:54 | نویسنده : یوسف جلالی |

گر با دگران به ز منی، وای به من
ور با همه کس همچو منی، وای همه!

#ابوسعید_ابوالخیر
@pointto

 

همیشه یک نفر
پشتِ شلوغی های خیالت هست ..!

که مدام دوستت دارد،
که مدام دلتنگِ توست،

و تـو مدام بی‌خبری ..!

#لیلا_مقربی
@pointto

 

بر زبان بود
مرا ؛
آنچہ تو را در دل بود...!

#حافظ
@pointto

 

به
جـان آمد
دل از نازِ نگاهت...!!!


#هوشنگ_ابتهاج

@pointto

 

لب ببند و صفتِ لعلِ لبِ او کم کن
همه هیچند به پیشِ لبِ او

هیچ مگو!


#مولانا

@pointto

 

گر سر برود فدای پایت

دست از تو نمی‌کنم رها من!


#سعدی

@pointto

 

‏شهریور است
و شهر ما...
عمریست پاییز است...


#افجه

@pointto

 


ای که
در خوابت
ندیده خسروان

این
عجب بیدار
چونت یافتم


#مولانا

@pointto‌

 


بگذر
تابستان
بگذر
حال من با تو خوب نمی شود
پاییز
حال مرا خوب میشناسد !


#محمود_دولت_آبادی

@pointto‌

 

وعده‌ی آمدن مده ،
غصه‌ی هجر بس مرا ...
بر سر آن فزون مکن
غصه‌ی انتظار هم ...

#جامی
@pointto



تاريخ : پنجشنبه بیست و دوم شهریور ۱۳۹۷ | 5:42 | نویسنده : یوسف جلالی |


کاری به سرد و گرمِ
بهار و خزان نداشت
این پنجره فقط
به هوای تو باز بود


#فرامرز_عرب_عامری

@pointto‌

 

آن‌قدر از تو پُرم
که بایستم مقابلِ باد
پشتِ سرم
جهان
مست می‌شود ...!


#رضا_کاظمی

@pointto

 

چگونه
سیر شود
چشمم از تماشایت؟

که جاودانه ترین
لحظه ی تماشایی ...


#حسین_منزوی

@pointto

 

چند پنهان کنم
افسانه‌ى هجران از تو؟

حال من بر همه
پيداست،چه پنهان از تو؟


#هلالی_جغتایی

@pointto

 

"نیستی"
و کاش ..
میدانستی نوشتنِ
همین پنج حرفی
چقدر دردناک است ...


#سحر_رستگار

@pointto

 

بگذار
ساده اتفاق بیافتد ..!
نگران حرف مردم هم نباش
فقط کمی نگاه از تو
از عاشقی
تا
سَرسِپُردگیش
با مَن ...


#فرشید_عسکری

@pointto

 

از وقتی دوست داشتنت
در رگهایم جریان گرفت
جورِ دیگر زنده ام،
انگار ماهی های سرخ
زیرِ پوستم، راهِ دریا را
پیدا کرده اند ...!


#محسن_حسینخانی

@pointto



تاريخ : سه شنبه بیستم شهریور ۱۳۹۷ | 20:40 | نویسنده : یوسف جلالی |

🔆دنیا مانند گردویی است بی مغز!

🌕ملا مهرعلی خویی، روزی در ڪوچه دید دو

ڪودڪ بر سر یڪ گردو با هم دعوا می‌ڪنند...


به خاطر یڪ گردو یڪی زد چشم دیگری را با

چوب ڪور کرد.
یڪی را درد چشم گرفت و دیگری را ترس

چشم درآوردن،

◀️گردو را روی زمین رها ڪردند و از محل دور شدند...

✅ ملا رفت گردو را برداشت و شڪست و دید،

گردو از مغز تهی است. گریه ڪرد.

🔅پرسیدند تو چرا گریه میڪنی؟!

گفت: از نادانی و حس ڪودڪانه، سر گردویی دعوا

می‌ڪردند ڪه پوچ بود و مغزی هم نداشت...

🔘 دنیا نیز چنین است، مانند گردویی است

بدون مغز! که بر سر آن می‌جنگیم و وقتی

خسته شدیم و آسیب به خود رساندیم و یا پیر شدیم،

چنین رها ڪرده و برای همیشه می‌رویم...

🌙
⭐️🌙
🌙⭐️🌙
⭐️🌙⭐️🌙⭐️🌙

🌹به کانال عرفان بپیوندید 👇

https://telegram.me/joinchat/B9_3rzvfLt3sNkk2m5v3wA

 



تاريخ : سه شنبه بیستم شهریور ۱۳۹۷ | 20:17 | نویسنده : یوسف جلالی |

لذت بردن را یادمان ﻧﺪﺍﺩﻧﺪ !
از گرما می نالیم، از سرما فرار می کنیم
در جمع، از شلوغی کلافه می شویم و در خلوت،

از تنهایی بغض می کنیم
تمام هفته منتظر رسیدن روز تعطیل هستیم

و آخر هفته هم بی حوصلگی تقصير غروب جمعه

است و بس !
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﺭﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﯿﻢ

ﮐﻪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯿﻤﺎﻥ ﺭﺍﺗﺸﮑﯿﻞ ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ:
ﻣﺪﺭﺳﻪ .. ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ .. ﮐﺎﺭ ..
ﺣﺘﯽ ﺩﺭ ﺳﻔﺮ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ ﻣﯽ ﺍﻧﺪﯾﺸﯿﻢ

ﺑﺪﻭﻥ ﻟﺬﺕ ﺍﺯ ﻣﺴﯿﺮ !
ﻏﺎﻓﻞ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻫﻤﺎﻥ ﻟﺤﻈﺎﺗﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ

ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﯿﻢ ﺑﮕﺬﺭﻧﺪ . . .


#پروفسور_محمود_حسابي


@pointto



تاريخ : سه شنبه بیستم شهریور ۱۳۹۷ | 5:59 | نویسنده : یوسف جلالی |

ما را هوس وصل کجا ... ؟ 

 

       عشق تو کافی است ....



تاريخ : دوشنبه نوزدهم شهریور ۱۳۹۷ | 21:19 | نویسنده : یوسف جلالی |


زعشقت بند بند این دل دیوانه می لرزد

خرابم می کنی اما خرابی با تو می ارزد


#شهرام_سببی

@pointto‌

 


گر تو گرفتارم کنی
من با گرفتاری خوشَم

داروی دردم گر تویی
در اوج بیماری خوشم....


#مولانا

@pointto‌

 

تو را بايد يواشڪی خواست
يواشڪی بغل گرفت
يواشڪی برايت شعر خواند
و يواشڪی به ديدارت آمد

تو را نبايد به جمع آدم ها برد
دوست داشتن هاي يواشڪی
دوام شان بيش تر است

#شیما_سبحانی

@pointto

 

كاش اولينِ آدمهاى روى زمين بوديم
فكرش را بكن
من و تو...
نه ترس از گذشته ات داشتم
نه حسادتى در كار بود
نه چشمى بود و
نه ميدانستيم كه گناه چيست
كاش حوا بودى
كاش "آدم"بودم
كاش "آدم"بودم

#علي_قاضي_نظام

@Pointto

 


یـک قدم سـویم بیا، تا من بفهـمم عاشقی
بعد از آن، با صد قدم این فاصله کم میکنم


#محسن_صحت

@pointto

 


امشب کنار غزل‌های من بخواب‌ ...

شاید جهانِ توآرام‌ تر شود ...

 

#افشین_یداللهی

@pointto‌

 

چه شب ها من و آسمان تا دم صبح
سرودیم نم نم ؛ تـــــو را دوست دارم

نه خطی ،
نه خالی !
نه خواب و خیالی !

من ای حس مبهــــم
تــــو را دوست دارم


#قیصر_امین_پور

@pointto‌

 


دلم بهانه ی تو را دارد
تو می دانی بهانه چیست؟!
بهانه همان است که
شب ها
خواب از چشم من می دزدد...


#عباس_معروفی

@pointto‌

 

خودم را خوب سنجیدم
بدونِ تو نمی ارزید...

#علیرضا_آذر
@pointto

 

دل را قرار نیست مگر در کنار تو

کاین سان کشد به سوی تو، منزل به منزلم

#حسین_منزوی
@pointto

 

به وصل خود
دوایی کن
دل دیوانهٔ ما را ...


#سعدی


@pointto

 

ساعتی دقیق‌تر از ساعت خدا نیست؛ آن‌قدر دقیق است

که در سایه‌اش همه چیز سر موقعش اتفاق می‌افتد،

نه یک ثانیه زودتر، نه یک ثانیه دیرتر. برای هر انسانی

یک زمانِ عاشق شدن هست، یک زمانِ مردن.

#الیف_شافاک



تاريخ : دوشنبه نوزدهم شهریور ۱۳۹۷ | 21:18 | نویسنده : یوسف جلالی |


برگِ همزادِ من او بود که در مَسلخِ باد،

 

دست بُردم که نجاتش بدهم، دست نداد...!

 


#علیرضا_آذر

@pointto‌



تاريخ : دوشنبه نوزدهم شهریور ۱۳۹۷ | 21:4 | نویسنده : یوسف جلالی |

غزل بیا و چو قطره و دریا به هم آمیزیم

قرار نبود ز عشق طُرفی ببندم می دانم 

قرار نبود به رویت کمی بخندم می دانم

 

مرا کجا و دولت بلند مویت کجا ؟ 

به بازی همی در این کمندم می دانم 

 

مگر هُمای بختِ من ز آشنای دیگری خیزد

مُیسَّر نمی شود به غیرِ تو دلبندم می دانم

 

هزار چاره ، هزار دانا کنندم ، نکند سودی

مرا قلم ، رقم نموده از سپندم می دانم 

 

بیا و آتشم بزن به یک باره خلاص و تماشا کن

تو را چو خود اسیر کردم همبندم می دانم

 

 

مبادا چو من اسیر زلف چنین شیرین کاری

رسیده دردش به استخوان بند بندم می دانم

 

 

مگو خوشا چنین می سُرایی ، آفت جان!

ز شهدِ وجود توست شکر قندم می دانم

 

نه فرار توانم ، نه قرار و آرامش ، ای نور

تو به آسمان شُهرتی و درویشم شرمندم میدانم

 

بیا چو قطره و دریا به هم آمیزیم 

غرقت شوم ، نمی شود دلبندم ؟ می دانم 

 

" یوسف " 



تاريخ : یکشنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۷ | 21:31 | نویسنده : یوسف جلالی |
        مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By Slide Skin:.