معرفت حضرت دوست

معرفت حضرت دوست

یوسف جلالی
معرفت حضرت دوست

رنگین کمان


برچسب‌ها: اجتماعی

تاريخ : سه شنبه پنجم اسفند ۱۴۰۴ | 21:8 | نویسنده : یوسف جلالی |

غزل. من ، قسمتم را از عشقِ تو بُرده ام  

من ، قسمتم را از عشقِ تو بُرده ام

به اندازه ی ظرفم ، از آن خورده ام

زآن روز که وعده ی ، شانه ام داده ای !

تار تارِ موی تو را ، در خیال شمُرده ام

تو مرا به دستِ غم سپرده و رفتی

اما تو را ، من به مهربان خدا سپرده ام

فرصت نشد بمیرَت ،کاش امتحان کنی !

از این اَمرِ ناشدنی ، همی بس فسرده ام

با دلی که لایقت نبود ، آمدم کنارِ تو

در کنارِ نورِ دلت ، چُنین ستُرده ام

کوی تو آرزوی فرداهای من است

برای بوییدن موی های تو نمُرده ام

حقِ حیاتِ معنا داری به گردنِ من

حلالم کن ! که سنگین است به گُرده ام

گفتم : لایق نبودمت ، وَ گرنه می ماندی !

گفت :خاطِرِ دیوانه ای ، به خانه بُرده ام

" یوسف "


برچسب‌ها: یوسف

تاريخ : سه شنبه پنجم اسفند ۱۴۰۴ | 19:19 | نویسنده : یوسف جلالی |

نابخشودنی

کافکا یه کتاب داره به اسم «محاکمه»؛
‎داستان دستگیری و محاکمه آدمیه که تا آخرش نمیدونه جرمش چیه؛
‎کل کتاب فقط یه چیز رو میخواد بگه : "تو دنیا گناه نکردن دلیل بر مجازات نشدن نیست..."؛
و این فیلم چقدر خوب این رو به تصویر میکشه
.
سکانسی از فیلم غم انگیز «نابخشودنی» با بازی ساندرا بولاک و جان برثنال ؛
‎نظر شما درباره این فیلم و این سکانس؟

____
🎬The Unforgivable (2021)


برچسب‌ها: اجتماعی

تاريخ : سه شنبه پنجم اسفند ۱۴۰۴ | 19:15 | نویسنده : یوسف جلالی |

حضور حضرت حق


برچسب‌ها: عرفانی

تاريخ : سه شنبه پنجم اسفند ۱۴۰۴ | 17:32 | نویسنده : یوسف جلالی |

تقدیر بود... ، پای کسی در میان نبود

تقدیر بود... ، پای کسی در میان نبود
آن روزها که صحبتی از این و آن نبود!

می شد زمانه وار بخواهم تو را ولی
وصلی چنین که لایق عشقی چنان نبود


~ پوریا شیرانی

@textimix 🌱♡ اشعار کوتاه


برچسب‌ها: عاشقانه

تاريخ : سه شنبه پنجم اسفند ۱۴۰۴ | 16:17 | نویسنده : یوسف جلالی |

زخم هاش رو فشار نده

حتی اگه با کسی بحث و دعوا هم میکنی
زخم هاش رو فشار نده
زخم هایی که به خاطر اعتمادش نشونت داده🍂🌸

🍃🍃@Pretty_Life


برچسب‌ها: عاشقانه

تاريخ : سه شنبه پنجم اسفند ۱۴۰۴ | 16:9 | نویسنده : یوسف جلالی |

این هم بِرود»

هروقت غمگین شدی،
این حرف از شمس تبریزی رو یادت بیار،
که میگه:
«چندین سالینه غصه برفت، این هم بِرود»

🍷❤️🍷


برچسب‌ها: شمس تبریزی

تاريخ : سه شنبه پنجم اسفند ۱۴۰۴ | 16:0 | نویسنده : یوسف جلالی |

عاقبت دلبر مرا گریاند و رفت

عاقبت دلبر مرا گریاند و رفت
بی وفایی را به من فهماند و رفت

داشتم با عشق محکم می شدم
ریشه های عشق را سوزاند و رفت

نو نهالی بودم از روی گلش
او چه بی رحمانه ام خشکاند و رفت

امن آغوشش برایم خانه بود
بی مروت خانه را لرزاند و رفت

مانده بودم زیر چتر پلک او
با تگرگی پلک را چسباند و رفت

بیقرار از بوسه هايش تا شدم
با قراری پسته را خنداند و رفت

حرف هايي در دلم جا مانده بود
غصه ام را از نگاهم خواند و رفت

مانده بودم کیست؟ این مهتاب رو
او خودش را زود بشناساند و رفت

تا نگاهش در نگاهم برق زد
از نگاهم روی برگرداند و رفت

خواب را از چشم هایم برده بود
چشم را با گریه ای خواباند و رفت

شاعر ؟؟؟؟؟


برچسب‌ها: عاشقانه

تاريخ : سه شنبه پنجم اسفند ۱۴۰۴ | 15:44 | نویسنده : یوسف جلالی |

مراقب حرفامون باشیم

‏وقتی مراقب حرفات نباشی، یکی تا صبح نمی‌تونه بخوابه،
یکی دلش می‌شکنه، یکی اعتمادشو از دست می‌ده، یکی از خودش بدش می‌اد،
و یکی شاید هرگز مثل قبل نشه،
مراقب حرفامون باشیم




#غم_عشق


برچسب‌ها: عاشقانه

تاريخ : سه شنبه پنجم اسفند ۱۴۰۴ | 15:38 | نویسنده : یوسف جلالی |

توسط کسی مورد بی احترامی قرار نگیری.

You can't choose if people like you or not, but you absolutely can choose not to be disrespected by anyone.

تو نمی تونی انتخاب کنی که مردم دوست داشته باشن یا نه، اما کاملاً می تونی انتخاب کنی که توسط کسی مورد بی احترامی قرار نگیری.

‌@RavanTrapy | روانشناسی


برچسب‌ها: اجتماعی

تاريخ : سه شنبه پنجم اسفند ۱۴۰۴ | 13:57 | نویسنده : یوسف جلالی |
<< مطالب جدیدتر         مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By Slide Skin:.