معرفت حضرت دوست

معرفت حضرت دوست | فروردین ۱۴۰۲

یوسف جلالی
معرفت حضرت دوست

من بيشتر مي خرم.

آیت الله جوادی آملی:

در دعاي وداع ماه رمضان وجود مبارك حضرت سجاد (ع)عرض كرد: خدايا! تو يك كاري داري كه احدي در عالم نمي كند؛ و آن اين است كه همه چيز را دادي،
يك؛ مردم را هم به داد و ستد و خريد و فروش دعوت كردي،
دو؛ خودت شدي مشتري،
سه؛ آگهي مزايده هم مي زني،
چهار؛ اماآگهي مزايده را فروشنده مي زند، نه مشتري!! هر فروشنده اي، هر كسي كه كالائي را مي خواهد بفروشد، آگهي مزايده مي زند؛ مي‌گويد اين زمين را، اين خانه را، اين اتومبيل را هر كه بيشتر مي خرد، من به او مي فروشم. ولي مشتري آگهي مناقصه مي زند؛ مي گويد: شما كمتر دادي، من از شما مي خرم؛ ديگري كمتر داد، من از او مي خرم. هميشه آگهي مزايده از طرف فروشنده است، آگهي مناقصه از طرف خريدار است. اينها كه براي پيمانكاري آگهي مناقصه مي زنند به پيمانكارها مي گويند: هر كه كمتر مي گيرد، ما کار را به او مي دهيم!
اين بيان نوراني اعجاز آميز وجود مبارك امام سجاد در دعاي وداع ماه مبارك رمضان اين است كه: خدايا! تو كاري كردي، هيچ كس نمي كند. تو مشتري هستي، از ما هم مي خواهي بخري، ولي آگهي مزايده را تو زدي. به خدا عرض كرد كه شما اعلام كردي آقاياني كه مي خواهيد وقتتان را بفروشيد، مي خواهيد جانتان را بفروشيد، مقامتان را بفروشيد، حيثيتتان را بفروشيد؛ من از همه بيشتر مي خرم. به كي مي خواهي بفروشي؟ اين عمرت را، اين جواني را به كي مي خواهي بفروشي؟ به حرف ماهواره بفروشي، موي سرت را عوض كني، جواني را به كوي و برزن بگذراني، تلف كني و بعد پايانش بشود هيچ؛ اين جواني را به هر كه مي خواهي بفروشي، من بيشتر مي خرم. به علماء مي گويد: شما اين 4 تا كلمه اي كه سواد پيدا كردي،ما این را به شما ياد داديم. اين را مي خواهي به القاب و به زيد و عمرو بفروشي، من بيشتر مي‌خرم! به تاجر يك جور مي گويد، به صاحب مقام يك جور مي گويد، به زن يك جور مي گويد، به مرد يك جور مي گويد، مي گويد: اين مايه اي كه داري، به هر كه مي خواهي بفروشي من بيشتر مي خرم.

✍️بيانات معظم له در خطبه هاي نماز عيد سعيد فطر؛ دماوند؛ روستاي احمد آباد ـ 9/ 6/ 1390

@Asemani_bashim


برچسب‌ها: آیت الله جوادی آملی

تاريخ : پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۲ | 22:0 | نویسنده : یوسف جلالی |

تفاوت دوستی خالص و دوستی آزمندانه

🌹🌹
@MolaviPoet

تفاوت دوستی خالص و دوستی آزمندانه


ما امیر را برای دنیا و تربیت و علم و عملش دوست نمی‌داريم. دیگرانش برای این دوست می‌دارند که روی امير را نمی‌بینند، پشت امیر را می‌بینند! امیر همچون آینه است و اين صفت‌ها همچون دُرّهای ثمین و زرها که بر پشت آینه نشانده‌اند. آنها که عاشق زراَند و عاشق دُرّاَند، نظرشان بر پشت آینه است. و ایشان که عاشق آینه‌اند، نظرشان بر دُرّ و زر نیست. پیوسته روی به آینه آوره‌اند و آینه را برای آینگی اش دوست می‌دارند، زیرا که در آینه، جمال خوب می‌بینند، از آینه ملول نمی گردند.
امّا آن کس که رویِ زشت و معیوب دارد، در آینه زشتی می‌بیند، زود آینه را می‌گرداند و طالب آن جواهر می‌شود! اکنون بر پشت آینه هزارگونه نقش سازند و جواهر نشانند. رویِ آینه را چه زیان دارد؟!

شرح

مولانا اعتنایی به اصحاب قدرت و مِکنت نداشت و چشم بر منصب و موقعیّت آنان نمی‌دوخت. چرا که او ماسوای حضرت جبّار را وقعی نمی‌نهاد. او از طریق معلّمی و تدریس روزی نیم‌دینار مزد می‌گرفت و به همان قناعت می کرد. (مناقب العارفین، ج ۱، ص ۴۳۹). هیچ ثروت و اندوخته‌ای هم نداشت و در واپسین دم حیات خود پنجاه درم نیز بدهکار بود که سفارش کرد به طلبکار بپردازند و از وی حلالی خواهند که طلبکار ستدن طلب خود را قبول نکرد و طلب خود را بخشید. (مناقب العارفین، ج ۲،ص ۵۸۱).
اما از میان محتشمان نیز دوستدار بسیار داشت. بارها اتفاق می‌افتاد که اموالی هنگفت در پای مولانا ریزند اما او وقعی نمی‌نهاد و به همان زندگی ساده خود بسنده می کرد. لیکن از نفوذ خود برای ارباب حاجات استفاده می کرد و با نامه‌ای و اشاره‌ای مشکلات‌شان را رفع می‌نمود. زهی بدین منأعت.

*ما امیر را... احتمالا منظور امير معین‌الدّین پروانه است.
*امیر همچون آینه است... منظور اين است که آزمندان اگر به فردی محتشم همچون معین‌الدین پروانه اظهار دوستی و ارادت می‌کنند، در اين دوستی‌شان خالص نیستند بلکه طمع بر موقعیت عالی او دارند.


📗فیه مافیه_ صفحه ۲۳۳ و ۲۳۴

✍ استاد کریم زمانی


🆔 @MolaviPoet
🆑 کانال مولوی وعرفان


برچسب‌ها: مولانا

تاريخ : پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۲ | 21:53 | نویسنده : یوسف جلالی |

غزل  گُمانم ، عشق را ، تحریم جان ماست

دگر جانی نخواهد یافت با باران، بیابانم...

#رؤیا_جلالی

*************************

چه کَس ؟ عشق می زند ، جانِ بیابانم

چه وقت ؟ می بارد آن " باران " بیابانم

گُمانم ، عشق را ، تحریم جان ماست

عبورش نیست ، یا قصدِ جانان ، بیابانم

مرا عطرِ وجودت ، تا هنوز باقی است

که گُل ، چند خاطره ، روییده زان ، بیابانم

به آیئنه همی گفتم : می آید ، بعد از رفتنم آری

مزار پُر می شود از خیل یاران ، بیابانم

زبانِ عشق ، بهتر از فرضِ غزل داریم ؟

چه اندازه غزل گشته نهان از تو ، بیابانم

چه اندازه ؟ که می بارد ، هوای سرد تنهایی

چه اندازه ؟ موج تنهایی است ، خیابان بیابانم

" یوسف "


برچسب‌ها: یوسف

تاريخ : پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۲ | 10:11 | نویسنده : یوسف جلالی |

شعر  شده آنقدر به یک پنجره هی زل بزنی



شده با قهر کسی چشم تو گریان بشود؟
جان به لب آید و روح تو پریشان بشود؟

شده یک گوشه، نشینی و ببینی همه عمر
خانه‌ات از غم او کلبه‌ی احزان بشود؟

شده داش آکل دوران خودت باشی و در
همه جا حرف لبت عشق به مرجان بشود؟

دیده‌ای خنده‌ی پنهانی او با دگران
چاله بر گونه‌ی او سلسله جنبان بشود؟

شده آنقدر به یک پنجره هی زل بزنی
شاید از دیدن او درد تو درمان بشود؟

دیده‌ای نابَلَد و کوه‌نشینی عاشق
پیِ دیدار کسی راهی تهران بشود؟

شده یک عمر بسوزی و بسازی، پس از آن
آنچه را ساخته‌ای یک شبه ویران بشود؟

آنقدر داغ دلم راهمه جا می‌گویم
شاید از این همه بیداد پشیمان بشود


#جواد_شادفر✍🏻

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

.🌻🌻🌸🌸🌺🌺🌷🌷💐💐🌼🌼☘️☘️🍀🍀🌹🌹🌻🌻💐☀️با احترام دعوتید به میهمانی غزل و هنر در کانال هنری و ادبی سماع قلم☀️💐 https://t.me/sameqalam
👆👆


برچسب‌ها: جواد شادفر

تاريخ : پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۲ | 8:51 | نویسنده : یوسف جلالی |

عارفان بزرگ ما معتقد بودند هیچ کدام از تَجلّیات خداوند تکرار شونده نیست،

🌹🌹
@MolaviPoet
لینک جلسه قبل👇👇
https://t.me/MolaviPoet/40088

عارفان بزرگ ما معتقد بودند هیچ کدام از تَجلّیات خداوند تکرار شونده نیست، و خداوند در دوبار، یکسان تجلی نمی‌کند: "لا تکرار فی التَجلّی". امّا اين بدیع‌نگری چشم ویژه‌ای می‌خواهد. آنهایی که به قرب خداوند بار یافته‌اند، به وضوح بدیع بودن تجلیات و نوشوندگی فعل الهی را می‌بینند و در می‌یابند؛ دیگران همه «کهنه‌خوار" اند.

گر نباشی نخل‌وار ایثار کن
کهنه برکهنه نه و انبار کن
کهنه و گندیده و پوسیده را
تحفه می‌بر بهر هر نادیده را
آنکه نو دید او خریدار تو نیست
صید حقّ است او، گرفتار تو نیست

گنده‌خواری و کهنه‌بینی بهره کسانی است که از دیدن نعمت حق کور و از رویت جمال حضرت حق دور هستند و کسانی که صید دام حق شده‌اند؛ نه کهنه می‌بینند و نه کهنه می‌خرند.
۲) از مجموعه اقوالٍ و احوال عارفان برمی‌آید که ایشان برای انسان دوگونه «عید» قائل بوده‌اند:
عید اول هنگامی است که آدمی خود را برای «قربانی شدن» آماده می‌کند. «قربان» شدن عین عید قربان اوست.
عید دوّم هنگامی است که آدمی، تلخ‌کام از ناکامی‌های فراق، چشم به راه صبح کامیابی و وصال باشد، فرار رسیدن بامداد وصل در رسیدن عید اوست. از مثنوی و دیوان کبیر معلوم می‌شود که از نظر مولوی «عید» متضمن معنای اول (یعنی قربانی شدن) است:
دشمن خویشیم و يار آنکه ما را می‌کُشد
غرق دریاییم و مارا موج دریا می‌کُشد
زان چنین خندان و خوش ما جان شیرین می‌دهیم
کان ملک ما را به شهد و قند و حلوا می‌کُشد

تا می‌رسد بدین بیت:

خویش فربه می‌نماييم از پی قربان عید
کان قصاب عاشقان بس خوب و زیبا می‌کُشد

پس آن قصاب عاشقان است که قربانی می‌گیرد نه عزرائیل:
نیست عزرائیل را دست و رهی بر عاشقان
عاشقان عشق را هم عشق و سودا می‌کُشد


📗 قمار عاشقانه شمس و مولانا_
صفحه ۹۰ تا ۹۲

✍ عبدالکریم سروش


🆔 @MolaviPoet
🆑 کانال مولوی وعرفان


برچسب‌ها: عرفانی

تاريخ : پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۲ | 8:48 | نویسنده : یوسف جلالی |

پیشی گرفتن رحمت بر غضب است

🌹🌹
@MolaviPoet
لینک جلسه قبل 👇👇
https://t.me/MolaviPoet/40082

و خداوند در این موضع با فضل و رحمت خود با ما مواجه می شود، مگر اینکه ما خود اصرار به رسوایی و عقوبت داشته باشیم و معصیت را به عصیان و طغیان بکشانيم. خداوند در اغلب موارد ما را با تجلی اسماء‌اش، بشارت می‌دهد و کم پیش می‌آید که ما را به آنها انذار دهد. این همان پیشی گرفتن رحمت بر غضب است. به راستی اگر خداوند با فضل خود با ما مواجه نشود و تنها بخواهد عدل بورزد، بسیاری از به ظاهرمومنان نیز از محک ترازوی عدل، سربلند بیرون نمی‌شوند. خداوند در قرآن می‌فرماید که خداوند نسبت به همهِ خلق نظر فضل دارد، اما بیشترمردم شکرگزار نیستند: "اِنَّ للهَ لَذُو فَضلِ عَلَی النَّاسِ وَ لکنَّ اَکثَرَهُم لا یشکرُون". همچنین در آیات دیگری آمده که اگر فضل و رحمت الهی نبود، براساس آنچه از بدی‌ها می‌کنید، عذاب سختی در پیش داشتید؛ وَ لَو لا فَضلُ اللهِ عَلَیکم وَ رَحمَتُهُ فِی الدُّنیا وَ الاَخِرَه لَمَسَّکم فیما اَفَضتُم فیهِ عَذابُ عَظیم. ..
درادامه همین آیات، آیه‌ای است‌که درآن به صریح‌ترین صورتی گفته شده که اگر خداوند به جز فضل و رحمت خود بخواهد و مواجه شود، هیچ‌یک ازشما پاک نخواهید بود: «یا اَیهَاالَّذینَ آمَنوا لا تَتَّبِعوا خُطُوات الشَّیطانِ وَمَن یتَّبِع خُطُواتِ الشَّیطانِ فَاِنَّهُ یأمُرُ بِالفَحشاءِ وَ المُنکرِ وَ لَو لا فَضلُ الله عَلَیکم وَ رَحمَتُهُ ما زَکی مِنکم ...... » ای مومنان! ازگام‌های شیطان پیروی نکنید و هرکه ازگام‌های شیطان پیروی کند، هلاک می‌شود؛ زیرا شیطان به گناه آشکار و عمل ناپسند فرمان می‌دهد و اگر فضل و رحمت خدا برشما نبود، هرگز احدی ازشما [از عقاید باطل و اعمال و اخلاق ناپسند] پاک نمی‌شد، ولی خدا هرکه را بخواهد پاک می‌کند؛ و خدا شنوا و داناست.
مولانا به همین آیات نظر دارد که مطلب مذکور را بیان می‌کند. وی می‌گوید شخصی را نزد عمر آوردند که کاری زشت کرده بود. آن دزد ادعا کرد که برای بار نخست است‌که چنین کرده‌ام. عمر در پاسخش گفت چه دور است از خداوند که بنده‌ای را در بلا نخست رسوا کند و عقوبت نماید:
بانگ زد آن دُزد: کای میرِ دیار!
اَوَّلین باراست جُرمَم، زینهار
گفت عُمَّر: : حاشَ لِله که خدا
بارِ اَوَّل قهر بارَد در جَزا
بارهه پوشَد پِیِ اِظهارِ فَضل
باز گیرد از پِیِ اِظهارِ عَدل
تا که این هر دو صفت ظاهِر شود ‏
آن مُبَشرگردد، این مُندِز شود

معنای دیگری که از مفهوم عدل در آثارمولانا قابل توجه است. قرار دادن هر چیزدر موضع درست آن است. اينکه مراد وی از این تحریف چیست، به هیچ‌ روی فهمش ساده نیست. این تعریف ساده، دلالت ساده‌ای ندارد و نباید فریب آن را خورد. مولانا در دفتر پنجم چنین ابیاتی آورده است:
عَدل چِبوَد؟ آب دِه اَشجار را
ظُلم چِبوَد؟ آب دادن خار را
عَدل وَضع نعمتی درموضِعَش
که نباشد جز بَلا را مَنبَعی
نِعمَتِ حَق را به جان و عَقل دِه
نه به طَبع پُر زَحیرِ پُر گِرِه

مولانا از یک چیز سخن می‌گوید تمرکز او بیشترمصروف مفهوم استحقاق است. او می‌گوید که عدل، دادن به اقتضای استحقاق است، از این رو خار را نباید داد، چون خار کمالی ندارد، همچنین نعمت را باید به عقل و جان داد، نه طبع پر ازمرض و غرض، زیرا صاحب کمال و استحقاق عمل و جان است و نه طبع. مولانا قاعده جنسیت و سنخیت را از مظاهر عدل الهی به این معنا می‌داند:
اگر چه بَحرِ کرَم موج می زند هر سو
به حکمِ عدل، خبیثات مر خبیثین راست

📗 خدا به روایت مولانا _ صفحه ۱۶۸ و۱۶۹

✍ مهدی کمپانی زارع

🆔 @MolaviPoet
🆑 کانال مولوی وعرفان


برچسب‌ها: عرفانی

تاريخ : پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۲ | 8:46 | نویسنده : یوسف جلالی |

بخل پیروی شده، هوای نفس دنبال شده و عجب انسان به خودش،

از برترین آفتها، عجب است. عجب چنانچه در حدیث آمده هلاک کننده است. پیامبر خدا می فرماید: سه چیز هلاک کننده اند: بخل پیروی شده، هوای نفس دنبال شده و عجب انسان به خودش، ابن مسعود هم گفته است: هلاکت در دو چیز است، ناامیدی و عجب.

عارفی گوید: ابن مسعود که ناامیدی و عجب را با هم جمع کرده است به این علت است که سعادت جز با کوشش بدست نمی آید. و ناامید تلاش نمی کند چون مأیوس است. و مغرور تلاش نمی کند چون تکبرش او را وامی دارد به هرچه دارد اکتفا کند.

بشربن منصور از جمله عابدان بود، روزی نمازش طولانی شد، پس از نماز متوجه شد کسی به او نگاه می کند و به حال او غبطه می خورد. به او گفت: آنچه تو از من می بینی، تو را به تعجب وادار نکند، چه اینکه ابلیس با فرشتگان سالیان طولانی زندگی کرد ولی پس از آن شد که شد.

از برخی پرسیدند: چه وقت مؤمن گنهکار می شود؟ پاسخ داد وقتی گمان کرد انسان خوبی است.

کشکول شیخ بهایی
کلام عارفان @molanatarighat



تاريخ : پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۲ | 8:41 | نویسنده : یوسف جلالی |

برای خدا و با خدا زندگی کنیم،

دلنوشته

به خدا اعتماد کنیم،
برای خدا و با خدا زندگی کنیم،
به دنبال رضایت
خودش باشیم نه بنده گانش
خودش میشود بهترین دوستُ
رفیقی که با بودَنِش پُر از
آرامــــش میشویم.
یَا رَفِیقَ مَنْ لا رَفِیقَ لَهُ


https://t.me/hayatarefaneh


برچسب‌ها: اجتماعی

تاريخ : پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۲ | 7:44 | نویسنده : یوسف جلالی |

به پاس این چند صباحی که مؤمن، چشم از لذتهای حرام می پوشاند

نکته

قطع به یقین خداوند أَرْحَمُ الرَّاحِمِين است و انسان را به خاطر انجام ندادن کار نیک مجازات نمی‌کند، ولی تحمل گناه و نافرمانی و آزار سایر خلایق به دست انسان را هم ندارد و در صورت تکرار یا شدت یک گناه، انسان را نه تنها در آن دنیا بلکه مطابق اشارۀ صریح آیۀ مذکور در این دنیا هم مجازات می‌کند.
أَرْحَمُ الرَّاحِمِين بودن خدا، هرگز به معنای بی‌تفاوتی او در مقابل انسان نیکوکار و گنه‌کار نمی‌تواند باشد و به اصطلاح معاذالله دوغ و دوشاب یکی شود.


https://t.me/hayatarefaneh

نکته


به پاس این چند صباحی که مؤمن، چشم از لذتهای حرام می پوشاند و حرمت خدا را حفظ می نماید ، ملیاردها سال، غرق نعمتش میکنند! دورتادورش خادمان و فرشتگان بهشتی در طوافند و خواسته هایش را؛ به عنوان پاداش عملکرد دنیای شان اجابت می کنند.

«يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَانٌ مُّخَلَّدُونَ....جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ»


https://t.me/hayatarefaneh


برچسب‌ها: عرفانی

تاريخ : پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۲ | 7:44 | نویسنده : یوسف جلالی |

همه ما نیاز به نوازش کلامی داریم

کلام تربیتی

همه ما نیاز به نوازش کلامی داریم، از کسانی که مدام سرزنش می کنند گریزانیم و ترجیح می دهیم با افراد صبور و همدل، صحبت کنیم. سعی کنیم با استفاده از کلمات و جملات احترام آمیز و مثبت، فرزند خود را نوازش کنیم تا او هم نوازشگری را ازما بیاموزد.

https://t.me/hayatarefaneh


برچسب‌ها: کودک

تاريخ : پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۲ | 7:42 | نویسنده : یوسف جلالی |

با بینش متعادل وحدت شخصیه زندگی می‌کند و زندگی مادی‌اش نیز متعادل است

کام اخلاقی

کسی که روح دنیاداری بر او حاکم است دائماً در ترس و اضطراب است؛ در حال ثروت و فقر، در حال سلامتی و بیماری، در حال موفقیت و عدم موفقیت و...، در همۀ این احوال می‌ترسد. ثروت، سلامتی، مقام و همۀ دارایی‌های دنیایی، در معرض فنا هستند، پس همواره ترس از دست دادنشان برای کسی که آن‌ها را به دست می‌آورد، هست.
متأسفانه این روحیۀ دنیاداری ممکن است بر یک انسان به ظاهر دیندار هم حاکم باشد.

https://t.me/hayatarefaneh

کلام عرفانی


سالک ولایی همواره ارتباط و اتصال به ریشه‌اش را ادراک می‌کند و از کثرتها به وحدت می‌رسد. او با نور و روشنایی معرفتش از تیرگی‌ها عبور کرده و در تغییر و تحولات دنیایی منفعل و سست و سرگردان نمی‌شود. چنین شخصی با بینش متعادل وحدت شخصیه زندگی می‌کند و زندگی مادی‌اش نیز متعادل است.

https://t.me/hayatarefaneh



تاريخ : پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۲ | 7:41 | نویسنده : یوسف جلالی |

تـمام پليديها در خـانه اى گردآمـده و كليد آنها دروغگويى

حدیث

امام حسن عسکری ع میفرمایند:

جُعِلَتِ الْخَبائِثُ كُلُّها فى بَيْتٍ، وَ جُعِلَ مِفْتاحُها الْكِذْبُ.

[جامع الاخبار ص 418 ح 1162]

تـمام پليديها در خـانه اى گردآمـده و كليد آنها دروغگويى قرار داده شده است.

https://t.me/hayatarefaneh



تاريخ : پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۲ | 7:40 | نویسنده : یوسف جلالی |

غزل  دیوانه شدم ، سنگِ کویرش همه از تو !

سربازِ توام ، شاه و وزیرش همه از تو !

آوازِ توام ، درس و دبیرش ، همه از تو !

پرواز توام ، وقتِ عبور ، عصر ، از این پُل

جانبازِ توام ، شوقِ نظیرش ، همه از تو !

دیدی که پس از تو ! همه ی من شده محبوب

دیوانه شدم ، سنگِ کویرش همه از تو !

من پُر از مثنویِ آتشِ عشقِ تو شدم

من نِیستانِ بلا ، شور و شهیرش، همه از تو !

پروانه ی من ! هر چه بخواهی ! گُلِ عشق است

من برکه ی تنها ، ولی ماه و منیرش همه از تو!

یک بار بگو " جان " که از خویش برهانم‌

من مست نوا ، شکلِ ضمیرش ، همه از تو !

من دستِ نیازم ، همه شب سوی دعا رفت

ای خوبِ خدا ، مُزد فقیرش همه از تو !

" یوسف "


برچسب‌ها: یوسف

تاريخ : چهارشنبه سی ام فروردین ۱۴۰۲ | 22:55 | نویسنده : یوسف جلالی |

شعر  يوسف شده ام در دل چاهي كه تو داري...

💐🍃🌿🌸🍃🌼
🍃🌺🍂
🌿🍂
🌸
💖
يوسف شده ام در دل چاهي كه تو داري...
من منتظرم بر سر راهي كه تو داري...

رد ميشوي و... چشم به چشمان تو دارم
مبهوت سياهيِ نگاهي كه تو داري

يك بركه پر از ماهي عاشق شده چشمم
در شعشعه ي صورت ماهي كه تو داري

تن ميدهم اينبار به نيرنگ زليخا
به وسوسه ي ناب گناهي كه تو داري

از آه جگر سوز منِ سينه دريده
از هند جگر خوار سپاهي كه تو داري

چه سخت به پايان برسد اين شب جانكاه
با بخت من و موي سياهي كه تو داري

🍃محسن مهرپرور


🌳
🌸
🌿🍂
🍃🌺🍂
💐🍃🌿🌸🍃🌼🌻🌻🌸🌸🌺🌺🌷🌷💐💐🌼🌼☘️☘️🍀🍀🌹🌹🌻🌻💐☀️با احترام دعوتید به میهمانی غزل و هنر در کانال هنری و ادبی سماع قلم☀️💐 https://t.me/sameqalam
👆👆


برچسب‌ها: محسن مهر پرور

تاريخ : چهارشنبه سی ام فروردین ۱۴۰۲ | 22:53 | نویسنده : یوسف جلالی |

خدای به داوود گفت که بندگان با رشته امید بمن متصلند،

رمضان بیست وهشتم: امـیـد

قُلْ یا عِبَادِی الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَی أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ س.زمر آ.۵۳
@molanatarighat
مجنون مغربی پای پیاده زیارت حج کرد و با یاران عازم وادی حضرموت شد. راه از صحرای ربع الخالی می‌گذشت و قوت یاران تمام، تشنگی و گرسنگی غالب شد.
آسمان تنگ و غبار بیابان راه نفس می‌بست و صعوبت بلا بر صلابت اولیا غالب آمد. شعله امید اسیر بادهای خاموشی بود و زمزمه افتاد که ما حج گزاردیم و ذکر حق کردیم و چنین در بلاییم !
مجنون شنید و گفت آنچه کردید سیر در آفاق بود و آنچه شما را اکنون باید، کیمیای امید یا سیر انفسی است.
یکی از مریدان پرسید: ما زیارت حق کردیم که معمار آفاق و انفس است.
مجنون گفت: وقوف به "کردیم" بلای جان شماست. خالی کنید خود را و از او پر شوید که امید به او، نومیدی مطلق از غیر است. سالک ناامید نمی‌شود چون بر سبقت رحمت بر غضب او واقف است.
مرید گفت: اینک ما را چه سود؟
فیض: نشنیدی خدای به داوود گفت که بندگان با رشته امید بمن متصلند، جز این سرمایه ما چه داریم !


فضائل القوم فی شوارق الصوم/اخلاق عامه در روشنای روزه.


برچسب‌ها: عرفانی

تاريخ : چهارشنبه سی ام فروردین ۱۴۰۲ | 22:47 | نویسنده : یوسف جلالی |

در چه اموری نقطه امن و مرجع مردمی

یک کابینت ساز میشناسی که وقتی قیمت میده، مطمئنی از ماتریال و انصافش،
یک اتومبیل فروش میشناسی که کارشناسی که میکنه، همه همتش اینه که مشتریش، خیال راحت خريد كنه،
يا یک متخصص مغز و اعصاب میشناسی که اگر بگه تشخیص خواب رفتگی انگشتانت فلانه، مطمئنی بهش و نمیگذاره تو دلت الکی خالی بشه از ترس،
یک وکیل میشناسی که حرفش برات مرجعه، مطمئنی بلوف نمیزنه، قیمت پرت نمیده،
احتمالا من هم تو این سالها تو‌ بعضى مهارتهايم برای آدمها امن و نقطه اتکای ذهنی شده باشم كه دل آدمها قرصه وقتى از پيشم پا‌میشوند ( ✔️ولی خیلی ممنون میشوم بدانم تو چه نوع مفاهیم و سوالاتی ممکنه نقطه امن شما باشم ، کامنت لطف کنید )
✔️شمای خواننده ام در چه اموری نقطه امن و مرجع مردمی؟
✔️کسی را میشناسی که در حرفه اش خیالت تخت باشه ازش؟ باید این آدم کاردرستها را معرفی کنیم به هم که دلگرم بمونند👇

https://www.instagram.com/reel/CrLdtysO_KE/?igshid=YmMyMTA2M2Y=


برچسب‌ها: دکتر شیری

تاريخ : چهارشنبه سی ام فروردین ۱۴۰۲ | 22:44 | نویسنده : یوسف جلالی |

به کسی که دوستش داری بگو که چقدر بهش علاقه داری

به کسی که دوستش داری بگو که چقدر بهش علاقه داری
و چقدر در زندگی براش ارزش قائل هستی
چون زمانی که از دستش بدی
مهم نيست که چقدر بلند فرياد بزنی
او ديگر صدايت را نخواهد شنيد

👤 پابلو نرودا

@pandnaab


برچسب‌ها: عاشقانه

تاريخ : چهارشنبه سی ام فروردین ۱۴۰۲ | 22:36 | نویسنده : یوسف جلالی |

خیال تو مقیمِ چشم است و نام تو از زبان خالی نیست

مجنون خواست که پیش لیلی نامه ای نویسد قلم در دست گرفت و این بیت گفت:

خیال تو مقیمِ چشم است و نام تو از زبان خالی نیست و ذکر تو در صمیم جان، جای دارد.

پس نامه پیشِ کی نویسم چون تو در این محلّه می‌گردی؟!


#فیه_مافیه

@fihemafih7


برچسب‌ها: فیه ما فیه

تاريخ : چهارشنبه سی ام فروردین ۱۴۰۲ | 22:32 | نویسنده : یوسف جلالی |

" حقیقت عبادت "

" حقیقت عبادت "

حقیقت عبادت سرِ اطاعت پیش فرمان الهی نهادن است در هر کار، در کوچه و بازار و در اداره و کارگاه و مدرسه و دادگاه. هر کجا آدمی حق را مشاهده کند و در پیش او سجده برد و هر کجا میان حق و باطل حق را هرچند به زیان ظاهری خود باشد، برگزیند آنجا رکوع و سجود حقیقی رخ می دهد.

👤دکتر الهی قمشه ای

‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌🔜 join 👉 #کانال_چای_قند_پهلو
┈┅━❀🔥❀━┅┈
@ghandpahlouu
┈┅━❀🔥❀━┅🔥


برچسب‌ها: الهی قمشه ای

تاريخ : چهارشنبه سی ام فروردین ۱۴۰۲ | 22:28 | نویسنده : یوسف جلالی |

دعا کن، سپس رها کن.

دعا کن، سپس رها کن.

سعی نکن به زور دنبال نتیجه باشی!

فقط به خدا اعتماد کن،

تا درهای درست را در زمان مناسب

به رویت باز کند

«وَاللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ»

وخداست که کار ساز هر چیز است...‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‎‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌᳝‌‌🕊‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‎

‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌

@Bakhoda1400


برچسب‌ها: دعا

تاريخ : چهارشنبه سی ام فروردین ۱۴۰۲ | 22:18 | نویسنده : یوسف جلالی |

وقتى انسان به نامتناهى توجه مى‌كند، و از اين زندانِ تنگ شروع به بيرون آمدن مى‌كند، فكر مى‌كند

🌙 مخاطبه با قرآن (۲۶)

«إِن يَكُن مِّنكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُم مِّائَةٌ يَغْلِبُوا أَلْفًا مِّنَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَّا يَفْقَهُونَ»

وقتى انسان به نامتناهى توجه مى‌كند، و از اين زندانِ تنگ شروع به بيرون آمدن مى‌كند، فكر مى‌كند عشق به بی‌نهايت و توجه به بی‌کرانه‌ها او را ناآرام و دچار اضطراب مى‌كند؛ اما بر خلاف تصور ما، اضطراب، ناراحتى، غم و حزنى كه برای ما ايجاد مى‌شود، ناشى از توجه به نامتناهى نيست؛ بلكه معكوس اين امر درست است!

همه‌ى اين اضطراب و تشويش‌ها ناشى از وابستگى انسان و انس او نسبت به زندان متناهى‌اش است! انسانى كه نمى‌خواهد از اين منزل‌گاهى كه در آن رسوب كرده حركت كند. اما جهان، افق‌هاى بی‌كران، عرصه‌هاى نامتناهى، و زيبايی‌هاى بى‌بديل را كه مى‌بيند، متوجه مى‌شود كه بايستى از اين منزل بيرون آيد و از این زندان خلاص شود؛ اما فكر اينكه روز و شبى را بدون زنجير برپا دارد، او را ناآرام مى‌كند؛ اين ناآرامى ناشى از ميل او به بازگشت به زندان است!

آنچه از توجه به بی‌نهايت به انسان مى‌رسد، جز آرامش و راحتى نيست؛ حتى جايی كه سخت‌ترين مصيبت‌ها، دردها و رنج‌ها براى انسان حادث مى‌شود؛ هم‌چون واقعه‌ى عاشورا، كه عاشورايی‌ها در ميل‌شان به بی‌نهايت، بزرگترين مصائب هستى را به جان خريدند، اما همه‌ى آن مصائب به چشم‌شان جز زيبايى نمى‌آيد، و هرگز حاضر به برگشت از اين مسير نيستند؛ چرا كه رهايى از زندان برايشان بطور كامل صورت گرفته، و در ترديد بين متناهى و نامتناهى، زندان و آزادى، ترك منزل‌گاهِ موقت و رفتن به بی‌نهايت، نيستند.

چگونه است كه براى كسى كه خود را براى مقامات بلندى در اين جهان آماده مى‌كند، تمام تمرين‌ها، فشارها و دردهايش، چنان پيشرفتى ارزشمند، گواراست، و هر چه بيشتر به خود فشار بياورد، لذت بيشترى مى‌برد؛ جهان نامتناهى نيز اين‌گونه است.

بدتر از ترديدها نسبت به برون‌رفت از زندان، آن هنگام است كه مدتى كه از نگه‌داشتن خودمان در زندان گذشت، اصولا زندان را فراموش مى‌كنيم، و اين فراموشى چيزى غير از بی‌‌توجهى انسان به عالم بی‌نهايت، نيست. جهان بی‌نهايت، تماما آرامش، قدرت و غلبه است. انسان‌هاى اندكى كه توجه به بی‌نهايت كردند، در مصاف با دشمنان بيرونى يا درونى، بر ده‌ها برابر خود غلبه پيدا مى‌كنند؛
«بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَّا يَفْقَهُونَ» چرا كه دشمن بيرونى يا موانع درونى با حقايق و عينيت‌هاى جهان، بيگانه است. اين بيگانگى سبب مى‌شود، اسبابِ قدرت از دست‌شان خارج باشد.

هم‌چون موسى، كه هزاران سِحر را در بيابانى كه ساحران تمام نيروی‌شان را جمع كرده بودند، با يك پرتاب عصا از بين مى‌برد. كسانی‌ كه در برابر موساى درون يا بيرون ايستاده‌اند، درك صحيحى از جهان و رموز آن و قوانين و سنت‌هايش ندارند و بر طبل باطل مى‌كوبند. در مقابل، كسى كه به بی‌نهايت توجه كرده، موساى درون يا موساى تاريخى، بدليل توجه و احاطه‌اش نسبت به واقعيت‌هاى جهان، بر هزاران برابر خود غالب است!


#روزبیست‌وششم #رمضان۱۴۰۲ #محمدحسین‌قدوسی
#درمکتب‌علامه‌طباطبایی

👁‍🗨 «مدرسه معارف علامه طباطبایی» را دنبال کنید:

تلگرام | اینستا | ایتا | بله | آپارات


برچسب‌ها: عرفانی

تاريخ : چهارشنبه سی ام فروردین ۱۴۰۲ | 21:55 | نویسنده : یوسف جلالی |

من بندِ دلم ، گیرِ یکی زلفِ بلند است

پرسید همو : نرخِ نَمی عِطر ، به چند است ؟

دانست که جانم ، گروِ سایه ی او هست

خندید : که این راه ، تو را ، پُر ز گزند است

در قصّه ی او ، نور خدا بود که پسند شد

ما را هُنری کو؟ که او را چه ؟ پسند است


برچسب‌ها: یوسف

تاريخ : چهارشنبه سی ام فروردین ۱۴۰۲ | 11:56 | نویسنده : یوسف جلالی |

حجاب‌‌علم‌وعقل #حجاب‌عرفان

☀️
#حجاب‌‌علم‌وعقل
#حجاب‌عرفان

◽️هر موقع علم و عقل به عنوان دو امتیاز، عامل آرایش و غرور «من» انسانی تلقی گردند، تبدیل به یک حجاب شده و حجاب‌ساز می شوند.

◽️هم‌چنین است خودِ عرفان که حتی در بالاترین درجاتِ سلوک نیز، اگر به عنوان امتیاز و وسیله‌ی آرایشِ ذات تلقی شود، حجابی ضخیم می‌شود که دیده‌ی دل را از شهودِ وجهُ اللهِ اعظم می‌پوشاند.

آری، بلکه باید گفت:
عرفان اگر به شکل حجاب در آید، از حجاب علم و عقل ضخیم‌تر می‌شود.

نخست عبارت زیر را از کتاب اشارات و تنبیهات، موردِ دقت قرار می‌دهیم و آن‌گاه ضخیم‌تر بودنِ حجابِ عرفان را از حجابِ علم و عقل متذکر شویم:

التفات به امورِ دنیوی که عارف باید از آن ها منزه باشد، موجبِ اشتغال روح به علایقِ دنیوی می‌شود، و اعتنا به اطاعتِ نفس، ناتوانی است و سرور و ابتهاج به آرایشِ ذات به جهتِ عرفان، اگرچه آن آرایش به جهتِ تخیلِ ارتباط با حقّ جلّ و علا باشد، گمراهی است.
و فقط روی نمودن با تمام ذات به بارگاهِ حق، رهاشدن از ماسوای حق است.

باز در همین کتاب آمده است:

◽️هرکس که عرفان را برای خودِ عرفان بخواهد، او زینتی برای ذاتِ خود خواسته است؛

◽️و اگر کسی عرفان را دریابد، به طوری که توجهی به خودِ حالتِ عرفانی نداشته باشد، بلکه خودِ معروفِ خداوند سبحان را دریافت نماید، در دریای وصال غوطه‌ور شده است.

اما این‌که حجاب‌بودنِ عرفانِ استخدام‌ شده برای #تورمِ «خودِ طبیعی»، ضخیم‌تر از حجابِ علم و عقل است، بدین جهت می‌باشد که:
◽️هر انسانِ عاقلی که از ارزش و هویتِ علم و عقل و کاربردِ آن دو اطلاعی داشته باشد، به خوبی می‌داند حقایقی که آن دو عنصر می‌توانند در اختیار انسان بگذارند، نسبی و محدود و وابسته می‌باشند؛
◽️ بنابراین، توجه به این مساله که علم و عقل کمتر از آنند که بتوانند روحِ مشتاق و سالکِ یک انسان را اشباع کنند و در نیمه‌راهِ عرفان متوقفش سازند، چندان دشوار نیست.

◽️در صورتی که عرفان، با عظمت خود و درخششِ خیره‌کننده‌ای که داراست، مانع از توجه به این موضوع است که در #استخدامِ «خودِ طبیعی» قرار گرفته است.

بر این اساس، بیداری از خوابی که علم و عقل می‌آورد، آسان‌تر از بیداری از مستیِ عرفانِ استخدام شده برای آرایشِ ذات است.

@molanatarighat

#محمدتقی_جعفری
عرفانِ اسلامی
.


برچسب‌ها: علامه محمد تقی جعفری

تاريخ : چهارشنبه سی ام فروردین ۱۴۰۲ | 11:10 | نویسنده : یوسف جلالی |

دل هرچه را بخواهد ، همان را نشان می دهد

☀️

دل هرچه را بخواهد ، همان را نشان می دهد. سعی کنید دل شما خدا را نشان دهد. انسان ، هرچه را دوست داشته باشد ، عکس همان در قلب او منعکس می شود و اهل معرفت ، با نظر به قلب او می فهمند که چه صورتی در برزخ دارد ؛ اگر انسان ، دیده باطن داشته باشد ، می بیند به محض این که غیر خدا در دل راه داد ، باطن برزخی او به همان صورت در می آید. اگر غیر خدا را بخواهی ، قیمت تو همان است که خواسته ای ، و اگر خدا خواه شدی ، قیمت نداری ؛ اگر در تمام لحظات ، مستغرق در خدا باشی ، انوار الهی در تو تابش می گیرد و آنچه را بخواهی ، به نور الهی می بینی. کوشش کن قلب تو برای خدا باشد ، خدا آنجاست. وقتی خدا آن جا بود ، همه آنچه مربوط به خداست ، در آن جا حاضر و ظاهر خواهد شد. هر وقت اراده کنی ، همه نزد تو خواهند آمد ؛ چون خدا آنجاست ، ارواح همه انبیاء و اولیاء آن جا هستند. اراده کنی مکه و مدینه ، همه نزد تو هستند. پس کوشش کن قلبت برای خدا باشد ، تا همه آنچه مخلوق خداست ، نزد تو حاضر باشند.



#کیمیای_محبت
#شیخ_رجبعلی_خیاط

@molanatarighat 🕊


برچسب‌ها: شیخ رجبعلی خیاط

تاريخ : چهارشنبه سی ام فروردین ۱۴۰۲ | 10:13 | نویسنده : یوسف جلالی |

جوینده، گوینده است، و یابنده، خاموش.

جوینده، گوینده است، و یابنده، خاموش.

هرچه به زبان آمد، به زیان آمد.

فریاد از معرفتِ رسمی،
و عبارتِ عاریتی،
و عبادتِ عادتی،
و از حکمتِ تجربتی،
و از حقیقتِ حکایتی.

@molanatarighat

#خواجه‌‌عبدالله_انصاری
.


برچسب‌ها: خواجه عبدالله انصاری

تاريخ : چهارشنبه سی ام فروردین ۱۴۰۲ | 9:30 | نویسنده : یوسف جلالی |

صحبت اثرهای قوی و خاصیّت های عظیم دارد

☀️

بدان که صحبت اثرهای قوی و خاصیّت های عظیم دارد. هر سالکی که بمقصد نرسید و مقصود حاصل نکرد ، از آن بود که بصحبت دانائی نرسید. کار صحبت دانا دارد. هر که هر چه یافت ، از صحبت دانا یافت ، باقی این همه ریاضات و مجاهدات بسیار ، و این همه آداب و شرایط بی شمار از جهت آن است که تا سالک شایسته صحبت دانا گردد که سالک چون شایسته بصحبت دانا گشت کار سالک تمام شد. ای درویش ، اگر سالکی یک روز ، بلکه یک لحظه بصحبت دانائی رسد ، و مستعد و شایستۀ صحبت دانا باشد بهتر از آن بود که صد سال ، بلکه هزار سال بریاضات و مجاهدات مشغول باشد.



#انسان_کامل
#شیخ_عزیزالدین_نسفی

@molanatarighat 🕊


برچسب‌ها: شیخ عزیزالدین نسفی

تاريخ : چهارشنبه سی ام فروردین ۱۴۰۲ | 8:51 | نویسنده : یوسف جلالی |

همین که جسم‌ِمان بهاران است و جان‌ِمان پاییز

به قول آقای محمد صالح علاء که میگه :

کاش می‌توانستم دردِتان را دوا کنم
همین دردِ دور بودن‌ها
دیر دیدن‌ها
دیگر ندیدن‌ها
همین که جسم‌ِمان بهاران است و جان‌ِمان پاییز...


برچسب‌ها: محمد صالح علاء

تاريخ : چهارشنبه سی ام فروردین ۱۴۰۲ | 8:48 | نویسنده : یوسف جلالی |

خوشحالى براى مؤمن،

حدیث

امام رضا ع می فرمایند:

« لَیْسَ شَىْءٌ مِنَ الاَْعْمالِ عِنْدَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ بَعْدَ الْفَرائِضِ أَفْضَلَ مِنْ إِدْخالِ السُّرُورِ عَلَى الْمُؤْمِنِ ».

بعد از انجام واجبات، کارى بهتر از ایجاد خوشحالى براى مؤمن، نزد خداوند بزرگ نیست

https://t.me/hayatarefaneh


برچسب‌ها: امام رضا علیه السلام

تاريخ : چهارشنبه سی ام فروردین ۱۴۰۲ | 8:46 | نویسنده : یوسف جلالی |

فاصله میان باختن و ساختن تنها یک کلمه است، "خواستن"

دلنوشته

من خطا کردم و
او دید مرا، رد شد و رفت
باز گل کاشت و
این نوکر بد، خوار نشد


https://t.me/hayatarefaneh

دلنوشته


فاصله میان باختن و ساختن
تنها یک کلمه است، "خواستن"
ما میتوانیم روز مان را به
زیباترین شکل بسازیم
و می توانیم آن را با کج
خلقی هایمان ببازیم.



https://t.me/hayatarefaneh


برچسب‌ها: اجتماعی

تاريخ : چهارشنبه سی ام فروردین ۱۴۰۲ | 8:43 | نویسنده : یوسف جلالی |

«هرگز درباره ی هیچ چیز نگو: من فردا آن را انجام می دهم

نکته

سوره کهف سوره اثبات عالم غیب ورای دنیای مادّه، اثبات دست قدرتمند غيب ورای نیّات و نقشه های مخلوقات است پس چه متناسب است که فرمان دهد و بگوید: «هرگز درباره ی هیچ چیز نگو: من فردا آن را انجام می دهم مگراینکه (بگویی اگر) خدا بخواهد»


https://t.me/hayatarefanehنکته


در مجموعه نصايح رسول خدا(ص) به ابوذر غفاري امده است:

«يَا أَبَاذَرٍّ، أَطْعِمْ‏ طَعَامَكَ‏ مَنْ‏ تُحِبُّهُ‏ فِي اللهِ وَ كُلْ طَعَامَ مَنْ يُحِبُّكَ فِي اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ»

اي ابوذر، غذايت را به کسي که در راه خداوند دوست مي داري اطعام کن و طعام کسي که تو را در راه خداوند عزوجل دوست مي دارد ميل کن.
اگر اين توصيه ها در ارتباط اجتماعي و خانوادگي حاكم باشد و پيرايه ها و انحرافات از مهماني ها حذف شود، بسياري از دغدغه ها خود به خود برطرف ميشوند.


https://t.me/hayatarefaneh



تاريخ : چهارشنبه سی ام فروردین ۱۴۰۲ | 8:43 | نویسنده : یوسف جلالی |
        مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By Slide Skin:.