معرفت حضرت دوست

معرفت حضرت دوست | آذر ۱۳۹۸

یوسف جلالی
معرفت حضرت دوست

من میل یلدای تو بر جان من افتاده ببین

میلِ یلدایِ تو بر جانِ من افتاده ببین

داغِ شهلایِ تو بر جان من افتاده ببین

 

در نهان می دارمت ، با هر نفس پنهان شوی

بویِ پیدای تو بر جان من افتاده ببین

 

عهد کردم ، بی تو من خانه نسازم شهرِ عشق

ذوق شیدای تو بر جان من افتاده ببین

 

مستِ تو ، بی تو کجا ، راهیِ میخانه شود ؟

شهدِ آن صهبای تو بر جان من افتاده ببین

 

ای همه ی من ، بگو انصاف بُوَد حرمانِ تو ؟

غصه ی فردای تو بر جانِ من افتاده ببین

 

بر سرِ عهدم بیا ، جامم بده ،جانم بگیر

حسرتِ آوایِ تو بر جان من افتاده ببین

 

این که باید دور بود ، از حکمتِ حقّ دور نیست

گریه های وای تو بر جان من افتاده ببین

 

" یوسف "

 

 

 

 

 



تاريخ : شنبه سی ام آذر ۱۳۹۸ | 20:51 | نویسنده : یوسف جلالی |

ﻣﺮﺍ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﭘﯿﺮ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﻫﺮﮔﺰ ﺭﺥ نداد..

تُـــو مـــی‌روی .... و مَـــن ...؟ 

 به انتــهایِ کوچــه .... خـیــره می‌شـــوم ...!

 و خواهشــــی .... برای ماندنــت نمیکــنم .....!!!

 

 

ﻣﺮﺍ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﭘﯿﺮ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﻫﺮﮔﺰ ﺭﺥ نداد..

 

. #ﻣﺎﺗﺴﻮﺋﻮ_ﺑﺎﺷﻮ

 

دل ربود از من نگارم جان ربودی کاشکی... 

 

 #سع

 

بی ‌زبانی که گرفتارِ تو باشد چه کند؟

 #واقف_لاهوری

 



تاريخ : شنبه سی ام آذر ۱۳۹۸ | 17:1 | نویسنده : یوسف جلالی |

شعر ای آنکه دوست دارمت اما ندارمت

ای آنکه دوست دارمت اما ندارمت

بر سینه می فشارمت اما ندارمت

 

ای آسمان من که سراسر ستاره ای

تا صبح می شمارمت اما ندارمت

 

در عالم خیال خودم چون چراغ اشک

بر دیده می گذارمت اما ندارمت

 

می خواهم ای درخت بهشتی،

درخت جان در باغ دل بکارمت

 

اما ندارمت می خواهم ای شکوفه ترین

مثل چتر گل بر سر نگاه دارمت اما ندارمت

 

‏سعید بیابانکی 🍃🌸🍃🌸🍃



تاريخ : شنبه سی ام آذر ۱۳۹۸ | 16:56 | نویسنده : یوسف جلالی |

انــــــــــدر سر ما عشق توٌ پا میݣوبد...

انــــــــــدر سر ما عشق توٌ پا میݣوبد...

 #مولانا ✦̀•̀┈̀❁̀̀❤️❁̀┈̀•̀✦̀

 

"تو" یلدایی ترین آرامشی جانا  

و "من" در حسرتت تا صبح بیدارم 

 

 #مهسا_سجاد

 

سخن عشق ڪجا، حوصله‌ے عقل ڪجا

 توشه‌اے درخور تاب ڪمر مور بیار 

 

 ✍صائب_تبریزے💠💠

 



تاريخ : شنبه سی ام آذر ۱۳۹۸ | 16:54 | نویسنده : یوسف جلالی |

ما توبه شکستیم ولی  دل نشکستیم

از آتش دوزخ نهراسیم که آن شب
ما توبه شکستیم ولی 
دل نشکستیم

#مولانا
@Pretty_life


ای بی‌بصر! 
من می‌روم؟ 

او می‌کشد قلاب را...

👤 سعدی
@@sheerreno

 

چنانم در دلی حاضر که جان در جسم و خون در رگ...

#سعدی
@nim_beyt



تاريخ : شنبه سی ام آذر ۱۳۹۸ | 13:52 | نویسنده : یوسف جلالی |

نصیحت حضرت #مولانا👌

نصیحت حضرت #مولانا👌

در این عمری که میدانی 
فقط چندی تو مهمانی!
به جان ودل
تو عاشق باش....رفیقان را....
مراقب باش...مراقب باش 
توبه آنی،دل موری نرنجانی....
که در آخر تو میمانی و مشتی خاک که از آنی.....
دلا یاران سه قسمند گر بدانی
زبانی اند و نانی اند و جانی
به نانی نان بده از در برانش
محبت کن به یاران زبانی
ولیکن یار جانی را نگه دار
به پایش جان بده تا میتوانی
@Pretty_life


کاش با باران تو هم می آمدی...

#ناصر_پروانی
@Pretty_life


پائولو کوئیلو : همیشه این نکته را به یاد داشته باشید که ما انسانها در هر موقعیتی، معمولا آن چیزی را میبینیم که دوست داریم ببینیم.
@Pretty_life

 

قهر كن
قهر زمستانی !

اما به کوتاهی روزهایش ،
که من طاقت بلندی این شب ها
را ندارم ...

#سید_ابوطالب_موسوی
@Pretty_life

 

🍉داستانی زیبا

🍉در  رستوراني در استراليا، گروهي ماهيگير دور هم جمع شده و در حال خوردن قهوه و گپ زدن بودند. درست در لحظه‌ای كه يكي از ماهيگيران با دستش در حال نشان دادن ماهی بزرگی بود كه از تورشان در رفته بود، پيشخدمتی از كنار او گذشت و ضربه دست او باعث شد كه قهوه داخل ليوان به ديوار سفيد رستوران پاشيده شود و لكه سياه آن شروع به پايين آمدن از روی ديوار كند.
پيشخدمت با ديدن منظره بی درنگ دستمالی از پيشبند خود بيرون كشيد و به تميز كردن آن پرداخت، اما لكه سياه قهوه از روی ديوار زدوده نشد.

🍉در آن لحظه، مردی از پشت يكی از ميزهای رستوران بلند شد و به سمت لكه سياه رفت.
🍉او يك مداد شمعی از جيب خود درآورد و در حالی كه همه به او خيره شده بودند، شروع به كشيدن طرحی روی لكه سياه كرد.
🍉چند دقيقه‌ای نگذشته بود كه تصوير زيبايی از يك گوزن با شاخ‌های بلند روی آن ديوار نقش بست.
اين هنرمند فرزانه كسی جز « ادوين لندسر » نبود.
لندسر در زمان خود از پيشگامان نقاشی حيوانات در انگليس بود.

مرتكب اشتباه شدن در زندگی همه ما وجود دارد، اما در زندگی هستند كسانی كه اشتباه را با آغوش باز می پذيرند، آن را تغيير مي‌دهند و به چيزی دلپذير تبديل  میکنند
@Pretty_life



تاريخ : شنبه سی ام آذر ۱۳۹۸ | 13:37 | نویسنده : یوسف جلالی |

حالِ من را بپرس !

حالِ من را بپرس !
زمان که بگذرد
دلت برای همین چهار حرفی
که زندگی ام را تغییر میداد 
همین واژه ی کوچک
"خوبی" 
تنگ خواهد شد ،
حالِ من را بپرس ، 
قبل ازاینکه حالی برایم نمانده باشد ...

👤مهدیه صالحی
@Sheerreno

برای به یاد آوردن یه نفر،
یه بهانه کوچیک کافیه!
اما کی میدونه برای فراموش کردن،
چند سال باید بگذره...!!

👤پویا جمشیدی 
@sheerreno

ثانیه ها 
گاهی 
سرنوشت جدیدی را رقم زده اند ...
به یلدا فکر می کنم 
و شصت ثانیه وقت اضافی 
شاید در یکی از ثانیه هایش 
درب را بکوبند 
و تو 
برگشته باشی ...

👤بهنام محبی فر
@sheerreno

برای فریب دادن عده‌ای را شیر می‌کنند و عده‌ای را خر ! مواظب باشید حیوان صفت نشوید ، بازنده بازنده است چه درنده چه چرنده ...


👤 لوئیس بورخس

@Official_Hich
همیشه کسی وجود خواهد داشت که سر راهتان سنگ پرتاب کند،

این به شما بستگی دارد که با آن سنگها چه میسازید، پل یا دیوار؟

یادتان باشد شما معمار زندگی تان هستید…
@Pretty_life

 
بياعهدي كنيم امروز،
     روز اول ديـــــــــدار 
        اگر رفتيم بي برگشت 
           اگر مانــديم بي منّـت

#سيدتقي_سيدي
@Pretty_life

 

به اعماق درونت برو! شگفت‌زده خواهی شد. هنگامی‌که دریابی نفرت، حسادت و خشم تنها در پیرامون وجود توست و در عمیق‌ترین لایه‌های وجودت، تنها عشق است که خانه دارد.

👤اشو
@Pretty_life

 

 



تاريخ : شنبه سی ام آذر ۱۳۹۸ | 12:1 | نویسنده : یوسف جلالی |

ما نسل نمک نشناسی شده ایم

عاشق شدن ؛

چیز ساده ای ست
آنقدر که همه ی انسان ها
 توان تجربه کردن آنرا دارند
مهم عاشق ماندن است
بی انتـها بی منت ،تا ابد
@sheerreno

باید یاد بگیرم
تا وقتی از عشق کسی مطمئن  نشدم
با او  خاطره ای نسازم!!
چرا که تاوان خاطرات 
جنون است و بس...

👤گابریل گارسیا مارکز
@sheerreno

نثارِ خاکِ تو خواهم به هر دمی دل و جان

که خاک بر سرِ جانی که خاکِ پای تو نیست...

#مولانا
@Sheerreno

Ich ändere mich für niemanden,
aber ich bessere mich für jemanden,
der es wert ist..

من خودمو برای کسی تغییر نمیدم،
اما خودمو بهتر میکنم
 برای کسی که با ارزشه..

@Sheerreno

 

مادربزرگ میگفت؛
آدم بویِ غذایی را بشنود ، دلـش بخواهد
و نداشته باشدش ، 
نفسش میماند 
مریض میشود..
دیـروز کنار پنجره بویِ عطرت میآمد..!

#مریم_قهرمانلو
@sheerreno

 

مادربزرگ میگفت؛
آدم بویِ غذایی را بشنود ، دلـش بخواهد
و نداشته باشدش ، 
نفسش میماند 
مریض میشود..
دیـروز کنار پنجره بویِ عطرت میآمد..!

#مریم_قهرمانلو
@sheerreno

 

این دعا را خیلی دوست دارم ؛

خدایا  ... !!!

هنگامی که ثروتم دادی،خوشبختیم رانگیر
هنگامی که توانایی ام دادی ، عقلم را نگیر
هنگامی که مقامم دادی ، تواضعم را نگیر 
هنگامی که تواضعم دادی ، عزتم را نگیر
هنگامی که قدرتم دادی ، عفوم را نگیر
هنگامی که تندرستیم دادی ، ایمانم را نگیر
و هنگامی که فراموشت کردم ،فراموشم نکن...

@sheerreno

 

ما نسل نمک نشناسی شده ایم 
خطرناک ترین بیماری قرن 
خیلی آرام بینمان نفوذ کرده 
تب نکرده ایم ...
نمرده ایم 
تلفاتی نداشته ایم 
فقط به شدت نسبت به آدم های خوب اطرافمان بی تفاوت شده ایم 
گذشتن از احساس دیگران برایمان عادی شده 
هر روز نگاهمان بازاری تر می شود 
در روابط دنبال منفعت می گردیم نه محبت 
دیگر برای دلمان کاری نمی کنیم 
و خیلی وقت است که جواب خوبی ها خوبی نیست !
ما نسل نمک نشناسی شده ایم 

خطرناک ترین بیماری قرن !
تب نکرده ایم 
نمرده ایم 
فقط از آدم های اطرافمان نردبان 
ساخته ایم
نردبان ...!

👤فرشته رضایی
@sheerreno



تاريخ : شنبه سی ام آذر ۱۳۹۸ | 11:35 | نویسنده : یوسف جلالی |

شده‌ای‌ قاتل ِدل

بی تماشای تو با اینهمه غمها چه کنم؟

#فرامرز_عرب_عامری 
@nim_beyt

 

دردِسر می‌شد وگرنه دردِدل بسیار بود...

#وحشی_بافقی
@nim_beyt

 

سرخوش آن حالی
که از داشتنت لبریز است...♥️

#لیلا_مقربی
@nim_beyt

در عشق اگر بی ‌جان شوی
جان و جهانَت من بَسَم...

#مولانا
@nim_beyt

 

شده‌ای‌ قاتل ِدل
حيف ندانی‌ كه ندانی‌ ...

#شهريار
@nim_beyt

 

ما به یک دیده زِ صدجا نگرانیم تو را...

#صائب_تبریزی 
@nim_beyt

وقتی چشمت را باز میکنی
میبینی بزرگترین ضربه ها را
همان هایی زده اند که
زمانی با چشم بسته و از ته دل
دوسشان داشتی...

👤 هوشنگ ابتهاج
@sheerreno

وقتی بودنِ کسی تمام شد باید پذیرفت که تمام شده، 
دست و پا زدن فایده ای ندارد، 
باید بگذاری برود پیِ کار و زندگی‌اش، باید قبول کنی که شبیه خوردن یک نوشیدنی که جایی به انتها می‌رسد، به انتها رسیده. 
اگر مدام نی را ته لیوان بچسبانی و هورت بکشی جز یک صدای ناموزون اتفاقی نمی افتد، حالا هی هورت بکش، هی هورت بکش، چیزی‌ دستگیرت نمی شود، فقط توجه اطرافیان به عجز و فلاکت آدم بیشتر می‌شود، 
باید یک جایی نی را از دهانت بگیری، لیوان را بگذاری رویِ میز، و بیخیالِ چند قطره‌ی باقی مانده شوی، باید بگذاری برود، هورت کشیدنِ آدمی که تمام شده دردی را درمان نمی کند.

👤علی فاطمی
@sheerreno



تاريخ : شنبه سی ام آذر ۱۳۹۸ | 11:13 | نویسنده : یوسف جلالی |

گاهی ما عکس‌ها را می‌سوزانیم

📝

گاهی اوقات اون چیزایی که از همه چی 
بیشتر میخوای اتفاق نمی‌افته ، گاهی اوقات هم چیزایی که اصلا انتظارش رو نداری اتفاق می‌افته !
تو هزاران نفر رو ملاقات میکنی و هیچکدومشون هیچ تاثیری روت نمیذارن و بعدش با یه نفر آشنا میشی و زندگیت برا همیشه تغییر میکنه ...

🎥 Love & Other Drugs

@Official_Hich

 

📝

چرا کسی در رابطه‌ای که دو طرف می‌دانند نادرست است تا این حد پیش می‌رود؟ تا وقتی برای کسی این اتفاق نیفتد، متوجه نخواهد شد. آدم می‌تواند به راحتی خودش را گول بزند. ما در چنین مواردی همه چیز را در جایی که آزارمان ندهد، انباشته می‌کنیم، خودمان را متقاعد می‌کنیم و عذر و بهانه می‌آوریم. مرز بین جنون و عشق بسیار ظریف است !


👤 سی بل هاگ
📚 وقتی خاطرات دروغ می‌گویند

@Official_Hich

آنکه مردم نَشناسند تو را غربت نیست
غُربت آن است که یاران ببرندت از یاد

👤 فاضل نظری

@Official_Hich
گاهی ما عکس‌ها را می‌سوزانیم
و گاهی عکس‌ها ما را ...

👤 تاپ كپچرز

@Official_Hich



تاريخ : شنبه سی ام آذر ۱۳۹۸ | 10:39 | نویسنده : یوسف جلالی |

🔴 والدین سخت گیر فقط دروغگوهای خوبی تربیت میکنند.


🔴 والدین سخت گیر فقط دروغگوهای خوبی تربیت میکنند. فرزندانی که والدین سختگیری دارند برای فرار از توضیح  و دردسر دست به هر دروغی میزنند. پس اگه كودكتون زياد دروغ ميگه و خرابكاريهاشو مخفى ميكنه يا گردن اين و اون ميندازه اولين سوال بايد از خودتون باشه كه آيا من مادر/پدر سخت گيری ام؟
🔻والدین سخت گیر دو نوع انسان تحویل جامعه میدن:
🔻یا فردی مضطرب، نگران، وسواسی که به خودش بسیار سخت میگیره و با وجود موفقیتهایش هیچ لذتی از زندگی نمیبره.
🔻یا فردی لجباز و فراری از کار و تن پرور!
👈با سخت گیری نمیتوانیم کودک موفق، سالم و خوشبخت تربیت کنیم. کودک تا زمانی که به خودش و دیگری آسیب نمیرسونه و به حق کسی تجاوز نمیکنه، بهتره آزاد باشه. نتیجه سخت گیری والدین ورزیده شدن کودک در دروغگویی، اضطراب و وسواس و تن پروریه.

👫 @razhaye_zanashoui
🌐 instagram.com/razhayezanashoui



تاريخ : شنبه سی ام آذر ۱۳۹۸ | 9:1 | نویسنده : یوسف جلالی |

🌺نمازشب🌺 مصطفی چمران

🌺نمازشب🌺

🍃 وسط شب که مصطفی برای نماز شب بیدار میشد، طاقت نمی‌آوردم و می‌گفتم:
"بسه دیگه! استراحت کن خسته شدی"

🍃او می‌گفت: "تاجر اگر از سرمایه‌اش خرج کند بالاخره ورشکست می‌شود، باید سود در بیاورد که زندگیش بگذرد، ما اگر قرار باشد نماز شب نخوانیم، ورشکست میشویم"

🍃اما من که خیلی شبها با گریه مصطفی بیدار می‌شدم کوتاه نمی‌آمدم و می‌گفتم: "اگر اینها که اینقدر از شما می‌ترسند بفهمند این طور گریه میکنید ...
- مگر شما چه معصیت دارید؟
- چه گناهی دارید؟
- خدا همه چیز به شما داده، همین که شب بلند می‌شوید خود یک توفیق است"

🍃آن وقت مصطفی گریه‌اش هق هق میشد و میگفت:
"آیا به خاطر این توفیق که خدا داده او را شکر نکنم؟؟!!
راوی همسرشهید

#شهید_مصطفی_چمران🌷


💔

همراهان الهی 

وضو گرفته اید؟

بهترین وضو اشک است 
دل را می شوید



تاريخ : شنبه سی ام آذر ۱۳۹۸ | 8:32 | نویسنده : یوسف جلالی |

سالک راه خدا در عین اشتغال به امور طبیعی «تجارت ، زراعت ، نکاح و

عجب حکایتی شده 
روزگار من 
برای تو می نویسم .....
همه می خوانند 
جز تو

📚 @bashomaham 💯

آخر پاییز است و همه دم میزنند
از شمردن جوجه ها
اما تو بشمار دل‌هایی را که بدست آوردی
و لبخندهایی که برلب نشاندی
امیدوارم لحظه های پایانی پاییز 

تفکر کانال رحمت خدا را باز می کند 

🌱

حضرت علامه طباطبایی :

سالک راه خدا در عین اشتغال به امور طبیعی «تجارت ، زراعت ، نکاح و ..» یک رشته ارتباطات و اتصالی با خدای خود دارد ، دریائی از شوق در دل او موج میزند ، آتشی از عشق و محبت درون او را می سوزاند ، غم و اندوه و هجران دل او را آب می کند؛
از این انقلاب درونی او جز خدا کسی خبر ندارد .

📕رسالۀ نفیس لبّ اللباب ،


پر از خش‌خش آرزوهای قشنگتون باشه


📚 @bashomaham 💯



تاريخ : شنبه سی ام آذر ۱۳۹۸ | 8:20 | نویسنده : یوسف جلالی |

❣ *بخشی از کتاب "میخوام آدم حسابی باشم"

❣ *بخشی از کتاب "میخوام آدم حسابی باشم"

از خانم نیکیتا جامعه شناس سوییسی*  

ثانيه به ثانيه عمر را با لذت سپری کن در هر کار و هر حال کار ، تفريح ،رانندگی ،آموختن، مطالعه، آشپزی،نظافت ، خوردن و آشاميدن، عشق ورزی، حرف زدن، سکوت و تفکر، دوس داشتن ، نيايش و.... زندگی فقط در رسيدن به هدف خلاصه نشده مابه اشتباه اينگونه ميانديشيم: درسم تمام شود راحت شوم غذايم را بپزم راحت شوم اتاقم را تميز کنم راحت شوم بالاخره رسيدم.... راحت شدم اوه چه پروژه ای... تمام شود راحت شوم تمام شود که چه شود؟ مادامی که زنده هستيم و زندگی ميکنم هيچ فعاليتی تمام شدنی نيست بلکه آغاز فعاليتی ديگر است.. پس چه بهتر که در حين انجام دادن هر کاری لذت بردن را فراموش نکنيم نه مانند يک ربات فقط به انجام دادن بپردازيم به تمام شدن و فارغ شدن.. حتی هنگاميکه دستها را ميشوييم نيز ميتوانيم بالذت اينکار را انجام دهيم يکبار امتحان کنيد آب چه زيبا آرام پوست دستتان را نوازش ميکند به آب نگاه کنيد و لذت ببريد وآنجاست که احساس خوب زندگی کم کم به سراغتان ميايد.. لذت باعث قدرتمند شدن ميشود به طرز باور نکردنی باعث بالا رفتن اعتماد به نفس ميشود.. لذت بردن هدف زندگی است تا ميتوانی همه کارها و فعاليت ها را با لذت همراه کن.. حتی نفس کشيدن که کمترين فعاليت توست.. دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم: ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ! ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ! ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ خوشبختی وﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ، ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ: ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ، در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ آری نقص یا کمبود زیبایی در چهره یک فرد را اخلاق خوب تکمیل میکند.. اما کمبود یا نبود اخلاق را، هیچ چهره ی زیبایی نمی تواند تکمیل کند.. پایه و بنای شخصیت انسان ها بر رفتاروکردارشان میباشد، و زیباترین شخصیت ها متعلق به پاک ترین قلب و دل پاک و خوش اخلاق ترین انسان های دنياست. 🌹🌹🌹 *تقدیم به همه ی انسانهای نیک* ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎ ☔️☔️☔️🕊 ✅



تاريخ : شنبه سی ام آذر ۱۳۹۸ | 7:34 | نویسنده : یوسف جلالی |

شعر نکند صبح که شد عشق خطاب ام نکنی

🍃🌺🍃💔🍃🌺🍃

نکند صبح که شد عشق خطاب ام نکنی

نکند جِر بزنی،هیچ حساب ام نکنی

 

گرچه گفتی که فقط خانه یِ امید منی

نگرانم که شبی خانه خراب ام نکنی

 

زده ام کنج ضریحِ تو گره،خویشتنم

به امیدی که تو این دفعه جواب ام نکنی

 

شده ام خوشه یِ آبستن این باغ ولی

ترسم این است بچینی وشراب ام نکنی

 

شبِ عشق آمد و ای دوست فراموش نکن

قول دادی که شبِ جمعه عذاب ام نکنی

 

همه ی غصه ام اینست که در بازیِ عشق

به شگرد دگری بی تب و تاب ام نکنی

 

شب و جادوگریِ چشمِ پراز حیله یِ تو

چه کنم تا که شبیهِ همه خواب ام نکنی...

 

شاعر ؟



تاريخ : شنبه سی ام آذر ۱۳۹۸ | 7:31 | نویسنده : یوسف جلالی |

شعر کمال همشنین سعدی

گلی خوشبوی در حمام روزی

رسید از دست محبوبی ز دستم

 

بدو گفتم که مشکی یا عبیری؟

که از بوی دلاویز تو مستم

 

بگفتا من گِلی نا چیز بودم

و لیکن مدتی با گل نشستم

 

کمال همنشین بر من اثر کرد

وگرنه من همان خاکم که هستم

 

#سعدی



تاريخ : شنبه سی ام آذر ۱۳۹۸ | 7:27 | نویسنده : یوسف جلالی |

غزل فرصتی بود که از عشق ، بهشتت سازم

فرصتی بود که از عشق ، بهشتت سازم

از تو بُت سازم و یک گوشه کِنشتت سازم

 

هر هنر بود به غزل من همه نقشت بزنم 

شاه بیتِ دل من ، سرنوشتت سازم

 

دیدمت نور سماواتی و قدیس زمین

 چون پاکیِ ملایک سرشتت سازم

 

وای اگر زخم بزنی فکرِ مُداوا نکنی

صبر چاره کنم و بالشِ خشتت سازم

 

رهِ میخانه کجاست ؟ باده زنم از هجران

بی وفایی کنی ، طعن به کشتت سازم

 

این که ما لایق عشق تو نه ایم ، حرفی نیست

می رویم؛ قصه ی عشقی ،  نه زشتت سازم

 

" یوسف "

 

 



تاريخ : شنبه سی ام آذر ۱۳۹۸ | 6:52 | نویسنده : یوسف جلالی |

عشق کوتاه است و درمانش بلند...

ترڪ دارد دلم همچون انارِ آخر پاییـــــز  

همہ شبهاے دلتنگے بدون تــــــــــــو شب یلداست ...

 #معصومہ_صابر

عشق کوتاه است و درمانش بلند... 

 #هما_کشتگر



تاريخ : جمعه بیست و نهم آذر ۱۳۹۸ | 23:30 | نویسنده : یوسف جلالی |

غزل ای پُر از نقش خدایی که به تصویر زده

 

یا مصوِّر ...

گفته بودی : تو به لب ، نامِ مرا می داری 

شب به شب ، خلوتِ خویش گریه مرا می باری

 

گفته بودی : که قلم ، بابِ دلت خط نزده 

گفته بودی : که ز عشقِ  ثمری پُر باری

 

تا تو هستی پُرم از شعر و غزل، مهتابم !

گفته بودی :  به دلم ، نابغه ی اشعاری

 

مانده افتاده به چاهت ، ای زلیخا بی خریدار

گفته بودی : من خریدارِ تو ای گم شده ی بازاری

 

سهمی از تو نَبَرد ؟ منتظرِ عاشقِ تو ؟

گفته بودی : تو مگر سهمی ز من ناداری؟

 

شهدِ عشقت به اَبد ، بر دلِ من داغ شده

گفته بودی : به دلت ریشه زده ، آواری

 

ای خوش آن دَم که نوایت برسد تا جانم

گفته بودی : که به خلوت ، سرِ خلوت داری

 

وای اگر عمرِ مرا مهلتِ دیدارِ تو مُهرش نزنند

گفته بودی : هم چو من ، منتظر ساعتِ آن دیداری

 

ای پُر از  نقشِ خدایی که به تصویر زده

حیرتم ، دستِ مُصَوِّر ، تو عجب آثاری ...؟؟؟

 

" فتبارک اللهُ احسن الخالقین "

 

" یوسف "



تاريخ : جمعه بیست و نهم آذر ۱۳۹۸ | 20:2 | نویسنده : یوسف جلالی |

غزل آنان که زخم عشق می زنند ، درمان دل رنجور می کنند

آنان که خاک را به نظر کیمیا می کنند

آیا بُوَد گوشه ی چشمی به ما کنند ؟

 

" حافظ"

***********

 

آنان که زخمِ عشق زنند،درمان دلِ رنجور می کنند ؟

 سفر بهانه بود؟مگر دل جویی ازدلِ مهجور می کنند؟

 

مرا ز حُبِّ تو یقین افتاده ، ای دوستِ که به یادِ منی

به وقت صلاهََ و سحر ، دعای خیر از راه دور می کنند

 

دلم را رنجش جانت به قضا ، غمگین کرده ، می دانی

حکمتِ حکیم است این ، به ظاهر اگر ناجور می کنند

 

مرا حضور عشقت به جان ، بسی مایه مباهات است

خیالِ تو مراست دائم ، به غربتت کجا دور می کنند؟

 

منم اسیرِ عشقِ تو ، ببین تلاطم روحِ مرا ز حُبِّ خویش

بیا بهارم ، بهرِ قدمت اهالی شهر را پُر از نور می کنند

 

شوقِ عشقِ تو را هر روز ، قسمت می کنم به اعضایم

 پیرم به ظاهر،آنها از وجودت احساس سرور می کنند

 

چراغِ چشمِ تو را،توان بوسه ای داد به روز وصال؟

مگو که حوریان ، به دلداه ها ، حسِ غرور می کنند

 

منم غبار خاکسارِ کویِ تو ، که تواضعت را دیده ام

مرا باز میلِ بوسه آمده ، ار چه شرم در حضور می کنند

 

" یوسف "



تاريخ : جمعه بیست و نهم آذر ۱۳۹۸ | 18:59 | نویسنده : یوسف جلالی |

غزل با خود اندیشده ام

با خود اندیشده ام ، رویام نصیبم می شود؟

او که دردم میدهد ، کآخر طبیبم می شود؟

 

او که محبوبِ تمام روح ماست ، در خلوتش

قطره اشگی می چکاند ، یار و حبیبم می شود؟

 

از بس به نقاب پنهانی چون ماهِ شب چهارده در ابر

شاعران بهرِ جلبِ نظرت ، چنین رقیبم می شوند

 

" یوسف"

 

 



تاريخ : جمعه بیست و نهم آذر ۱۳۹۸ | 18:4 | نویسنده : یوسف جلالی |

خواهش تو را دارم

مثل درختی که به سوی آفتاب قد می کشد ،

 همه ی وجودم دستی شده است ،

 و همه ی دستم خواهشی : "خواهشِ تو " 

 

 #شاملو🍃♥️

من پر از زندگیم فاصله ها را پر کن ...

 

هر چیزی که به قیمت از دست رفتن آرامشت تمام شود

 گران است رهايش کن ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌ ‌‌‌‌

 

جمعه زنی است ادعا به بی خیالی دارد

 اما همه می دانند سخت دلتنگ است که غروبش جان می کند تا تمام شود... 

 #دلشکسته 🤞🏻🍃🍂

 



تاريخ : جمعه بیست و نهم آذر ۱۳۹۸ | 17:51 | نویسنده : یوسف جلالی |

غزل گردش چشم تو در این شب یلدا تماشایی نیست؟

گردش چشم تو در این شب یلدا تماشایی نیست ؟

این همه حُسن خداداده به چشمت،کارِ اینجایی نیست

 

شب یلدا فقط بازیِ گیسویِ تو ، مجاز است همین

فالِ حافظ،غزلِ من،خنده ی پسته ی تو،یلدایی نیست؟

 

تو بخند تا بزنم یک غزل تازه ، از آن قهقه ات در یلدا

این همه شعر،تو محبوب بگو،از دل شیدایی نیست؟

 

اگر امشب نبری فیض تو از عشق خدادادی خود 

دَم غنیمت ببر ای یار ، که عشق را شاید فردایی نیست

 

بلی بسیار زدند لاف مَحَبَّت، اهلِ عمل نادره اند

یار بسیارند و ظاهر کارند بسی، یار عُقبایی نیست

 

می رسد منتظرت ، منتظرش باش ، ولی نومید مشو

دلِ ما طالبِ معناست ، طالبِ دنیایی نیست 

 

" یوسف "



تاريخ : جمعه بیست و نهم آذر ۱۳۹۸ | 6:44 | نویسنده : یوسف جلالی |

گردش سال فقط یک شب یلدا دارد

هر چند او شکست، ولی من هنوز هم

 دارم عزیز حرمتِ عهدِ شکسته را... 

 

 سيمين_بهبهانى

 

گردشِ سـال فقط یک شبِ یلدا دارد

 من بـدونِ تو هـزاران شبِ یلدا دارم... 

 

 #نسترن_وثوقی

 

در این برفِ خزانی‌ یا زمستانی که می‌بارد

 کدامین چترِ گیسویی پناهم می شود امشب؟

 #حسین_منزوی

اگر هنوز من آواز آخرینِ توام

 بخوان مرا و مخوان جز مرا که میمیرم 

 برای من که چنینم تو جانِ متصلی مرا

 ز خود مکُن ای جان جدا ، که میمیرم... 

 

 حسین منزوی

 

 



تاريخ : پنجشنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۸ | 23:41 | نویسنده : یوسف جلالی |

کمی باران کمی تُ

#ذکر_امشب ۳۳ #مرتبه

 در خیـال شبِ چشـمانِ تو سرگردانم..... 

 #لیلا_مقربی🌹✨

 

وقتی همه جا از غزلِ من سخنی هست

 یعنی همه جا #تو، همه جـــــــــا #تو، همه جـــــــــا #تو...  

 

محمدعلی_بهمنی

امسال چہ #یلدایے شود ؛ من و شصت ثانیہ بیشتر ،

بہ #تو فڪر ڪردن ... ❤️❤️ #

 

محمد_رمضان‌نیا

 

چقدر خوب است که ما شاعریم ساده‌ایم و زود باورمان می‌شود....! 🍃🌹✌️ 

 

سیدعلی صالحی

 

صُبح و غَزل و نم نمِ باران و من و نغمۂ پاییز این ها هَمگے شورِ تمنّاے وصال اند، ڪُجایے...

 

 #حمید_رضا_یگانہ. ‌‌

ڪمی باران ڪمی دریـا ,, ڪمی هم شب پایـــــیزے

 ,, و تــــــو باشی هــمین ؛ ڪافیست

 " قلــب " بیـــقرارم را...

 #نــــجمه_زارع

 

 



تاريخ : پنجشنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۸ | 22:35 | نویسنده : یوسف جلالی |

شعر بوی تو می دهد ...

بوی تو می‌دهد آغوش خالی‌ام ای

واقعیت عشق خیالی‌ام

مست توام که قنوتم ترانه شد

چون مومن تو شدم لاابالی‌ام

 

«بعد از تو بی خبرم از خودم بگو

این روزها چه شدم در چه حالی‌ام»

 

روزی یقین تو بودم ولی گذشت

امروز فاجعه‌ای احتمالی‌ام

 

شعرم شکفتن بارانی تو بود

حالا فقط خبر خشکسالی‌ام

 

بی هیچ دلهره حال مرا بپرس

روزی که من جسدی این حوالی‌ام...

 

شاعر؟

 

 



تاريخ : پنجشنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۸ | 20:41 | نویسنده : یوسف جلالی |

همه چیم تُ

‌ ‌‌تمنایےز تو دارم؛ بمانے یاد من هر شب...

 ڪہ من هم با خیال توووو خوشم ... آهستہ آهسته ...

 👌 #راحم_تبریزے ‌‌

 

ـ Ⓣ••‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌≽≼ِ⭐️≽ کـارِ منِ دیـوانـه شُده مصـرعِ بـعـدی

 صُبحم تو و ظهرم تو و شَب تا به سحر تو 🦋 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎

 

. چقدر این دوست داشتن های بی دلیل خوب است مثل همین باران بی سوال که هی می بارد که هی اتفاق آرام و شمرده شمرده می بارد

 

جرعه به جرعه میدهم شعر به نوش دلبرم 

دل که نکرد اثر به او شعر کند مگر اثر... 

 

 # حافظ .

 

تا تو نقاش دلِ تنگ منی دقت کن ...!!  

برگ ها را نکنی زرد ، دلم می‌گیرد ،،،

 

 نجمه_زارع



تاريخ : پنجشنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۸ | 20:40 | نویسنده : یوسف جلالی |

غزل هوس یک سفر دور ک دراز را دارم

شب یلداست، به حرمان ، هزار داغ به جانم دارم

ناپیداست، به هجران ، بی تو برگ ریزِ خزانم دارم

 

شهر بی تو، زده بُغضِ شبِ بی بارانی ، می مانم 

تا سحر ، دست به دعا ،ذکرِ تورا، حالِ اذانم دارم

 

آن که راهم زده است ، زخم فراوان زده است

طاقت زخم گران ، بیش از آن ، هم به گُمانم دارم

 

مست شو از قِبَل عشق ، که دنیا فانی است

دریاب حالِ خوشی،پیرم ازدولت عشق حالِ جوانم دارم

 

هوسِ یک سفرِ دور و دراز دارم و آتش بازی در سرما

قصد کن،پایه بشو،چشمِ همراهیِ هم سفرانم را دارم

 

من دل داده کجایِ دلِ تو ، خانه زدم ؟ می گویی ؟

گاهی احساسِ همراهیِ یک بارِ گرانم را دارم

 

تو بباف زلف پریشان زده را ، چون بختم

حالِ گیسویِ پریشان به پریشان به پریشانم را دارم

 

گفته اند : یار کرا خواهد و میلش به که باشد؟ ولی

حالتِ چشمِ به راه ، یارِ غارِ پُر هیجانم را دارم

 

" یوسف "



تاريخ : پنجشنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۸ | 18:47 | نویسنده : یوسف جلالی |

غزل گفته بودم به قنوت ؛ وقت نماز زیبایی ؟

قدح از دست تو من آخر کار می گیرم 

بوسه ات را گُلِ من! تا به هزار می گیرم

 

مویِ نادیده ی تو ؛ چون شب یلداست مگر؟

تا نوازش بشود ؛ روسری ات را به کنار می گیرم

 

گفته بودم به قنوت ؛ وقت نماز زیبایی ؟

نذر کردم برسیم ؛ چادُریه ی رنگ بهار می گیرم

 

شوق دارم که بگیری دست تب دار مرا

مزد چند ساله ی عشق ؛ حاصل کار می گیرم

 

ساده از من مگذر ؛ پُر شدم از حُبِّ دلت

دست در دست ؛ حرم ؛ حاجت یار می گیرم

 

عاشقی دردی بلاخیزی به جانم زده است

رفته ای، باز سراغت ؛ ز اهالی دیار می گیرم

 

تو بده وعده ؛ که آرامشِ من ، وعده توست

تو بگو جان منی ؛ چون که قرار می گیرم

 

" یوسف "



تاريخ : پنجشنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۸ | 11:55 | نویسنده : یوسف جلالی |

مست معشوقی که عالم مست اوست

➕خوشبختی سه ستون دارد:

فراموش کردن تلخی های دیروز

غنیمت شمردن شیرینی های امروز

امیدواری به فرصت های فردا

***********************

 

همه ما یک نفر را داریم که نداریمش !
می‌دانید چه می‌گویم ؟
دوستش داریم
و با قلبمان می‌خواهیم کنارش باشیم ...
به یادش بیدار می‌شویم 
و شب ، قبل از خواب ، به او فکر می‌کنیم ...
برایش ستاره ستاره دلخوشی آرزو می‌کنیم
و دوست داریم سبدِ دلتنگی‌هایش همیشه خالی از دیگران و پر از ما باشد ...
یک نفر که می‌خواهیم دنیا خالی شود ،
اما خودش باشد
کنار ما و بی حوصلگی های‌مان ...
این یک نفر همانی است که با ما ،
ولی بی ماست ...

#زیور_شیبانی
@Sheerreno

@sheerreno

مست عشقم مست شوقم مست دوست 
مست معشوقی که عالم مست اوست

👤 مولانا

@Official_Hich

 

هر چه کنم نمی شود، تا بروی تو از دلم..

#طارق_خراسانی
@nim_beyt

 

از دیدن رویت
دل آیینه فرو ریخت...

#صائب_تبریزی
@nim_beyt

 

گناه کیست که من با توام تو با دگران

#فاضل_نظری 
@nim_beyt

آن كه خردمند است ، از خواب غفلت بيدار مى‌شود و براى سفر آخرت مهيّا مى‌گردد و خانه هميشگى خود را آباد مى‌كند ...


👤 امام علی (ع)

@Official_Hich



تاريخ : پنجشنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۸ | 10:45 | نویسنده : یوسف جلالی |
        مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By Slide Skin:.