معرفت حضرت دوست

مرا ببوس که چشم از کتاب بردارم

یوسف جلالی
معرفت حضرت دوست

مرا ببوس که چشم از کتاب بردارم

مرا ببوس که چشم از کتاب بردارم
مرا ببند که دست از شراب بردارم

کجاست آنکه کنارش شبی خودم باشم
کجاست آنکه کنارش نقاب بردارم

به توبه کردن من هیچ اعتباری نیست
که دست از تو مگر توی خواب بردارم

تو مثل چشمه‌ی زاینده در دل کوهی
چگونه از دل سنگ تو آب بردارم

چگونه چشم بدوزم به آفتاب تنت
چگونه چشم از آن آفتاب بردارم

چگونه پیش تو باشم تو را هدر نکنم
چگونه بوسه‌ی سفت از حباب بردارم

پریده ی نشئِگی ام، جام بعد را باید
که از میانه‌ی مشتی خراب بردارم

حساب دفتر میخانه شرح عشق من است
حساب کن، نکند بی حساب بردارم…

#سید_تقی_سیدی


🌻🌻🌸🌸🌺🌺🌷🌷💐💐🌼🌼☘️☘️🍀🍀🌹🌹🌻🌻💐☀️با احترام دعوتید به میهمانی غزل و هنر در کانال هنری و ادبی سماع قلم☀️💐 https://t.me/sameqalam
👆👆


برچسب‌ها: سید تقی سیدی

تاريخ : جمعه بیست و دوم فروردین ۱۴۰۴ | 20:31 | نویسنده : یوسف جلالی |
.: Weblog Themes By Slide Skin:.