معرفت حضرت دوست

غزل. .الحق که هوای تو چیزی دیگر است

یوسف جلالی
معرفت حضرت دوست

غزل. .الحق که هوای تو چیزی دیگر است

.الحق که هوای تو چیزی دیگر است

آن نازِ ادای تو ! چیزی دیگر است

گفتم : بخوان کمی آرام بگیرد دلم

ای وای !!! نوای تو! چیزی دیگر است

من ناز پروده بودم ، یک عمر در خانه ام

حالا ، حسِ تمنّای تو چیزی دیگر است

خلافِ تو ! صداقت را خیلی دوست دارم

امّا مکرِ بلای تو چیزی دیگری است

بگذار کمی ، شانه به شانه ، کنم تو را

رنگِ موهای حنای تو چیزی دیگر است

گفتند: که نامه را ، پیش چشم قاصدم دریده ای

گفتم : همین عطای تو ! چیزی دیگر است

با خشت خشت خیالِ تو ! خانه ساخته ام

اگر چه سایه ، غنای تو چیزی دیگر است

یک چند ، کنارِ تو ، از مائده ی عشق چشیدیم

الحق ، کنارِ تو ! صفای چیزی دیگر است

" یوسف "


برچسب‌ها: یوسف

تاريخ : شنبه هفدهم مرداد ۱۴۰۵ | 9:55 | نویسنده : یوسف جلالی |
.: Weblog Themes By Slide Skin:.