.الحق که هوای تو چیزی دیگر است
آن نازِ ادای تو ! چیزی دیگر است
گفتم : بخوان کمی آرام بگیرد دلم
ای وای !!! نوای تو! چیزی دیگر است
من ناز پروده بودم ، یک عمر در خانه ام
حالا ، حسِ تمنّای تو چیزی دیگر است
خلافِ تو ! صداقت را خیلی دوست دارم
امّا مکرِ بلای تو چیزی دیگری است
بگذار کمی ، شانه به شانه ، کنم تو را
رنگِ موهای حنای تو چیزی دیگر است
گفتند: که نامه را ، پیش چشم قاصدم دریده ای
گفتم : همین عطای تو ! چیزی دیگر است
با خشت خشت خیالِ تو ! خانه ساخته ام
اگر چه سایه ، غنای تو چیزی دیگر است
یک چند ، کنارِ تو ، از مائده ی عشق چشیدیم
الحق ، کنارِ تو ! صفای چیزی دیگر است
" یوسف "
برچسبها: یوسف
تاريخ : شنبه هفدهم مرداد ۱۴۰۵ | 9:55 | نویسنده : یوسف جلالی |



