معرفت حضرت دوست

معرفت حضرت دوست

یوسف جلالی
معرفت حضرت دوست

چشمان تو زیباست ، خودت نمی دانی !

خنده ی دهان تو زیباست، خودت نمی دانی !

وقتی سلام می کنم ، آهسته جواب می دهی !

حیای فراوان تو زیباست، خودت نمی دانی!

اینجا مگر چه نیستی ، پس خیال چیست ؟

حضور پنهانِ تو زیباست، خودت نمی دانی !

خودت نمی دانی ! ستاره ی منی ، آن دورها

چشمِ گریان تو زیباست ، خودت نمی دانی!

می بینمت انگار ، می خندی به این غزل

حسِ الانِ تو زیباست ، خودت نمی دانی !

من سرگردانِ این آتشِ از ناحیه ی توام

حادثه ی طوفان تو زیباست، خودت نمی دانی !


برچسب‌ها: یوسف

تاريخ : جمعه یکم اسفند ۱۴۰۴ | 16:36 | نویسنده : یوسف جلالی |
.: Weblog Themes By Slide Skin:.