شبیهِ من دل نمی گذاری !
شبیه من دل نمی سپاری !
تمامِ من ، خرج عشقت شد
مرا که عاشق نمی شماری !
به آن مسیر که می روی !
مرا به که میسپاری ؟
به کاروانِ نیامده دلخوشم
قادصدکم ! خبر چه داری ؟
تو پشتِ اَبر ، منِ رسوا ...
بلا سرِ من ، نمی آوری ؟
تمامِ دفتر از تو پُر شده هاااااا !
تو یک نامه هم نمی نگاری !
عجب که باختم من قمار را
عجب تو که برونِ بازی قماری
میانِ تو با خویش ، تو وجود گشتی
میان تو با من ، کجای کاری ؟
" یوسف "
برچسبها: یوسف
تاريخ : یکشنبه دوازدهم بهمن ۱۴۰۴ | 22:22 | نویسنده : یوسف جلالی |



