من هم غمین شدم ، رفتم
برفی در زمین شدم، رفتم
یک عمر ، کنار او ... امّا رفت
ماتِ نازنین شدم ، رفتم
آن قدر به یاد او شعر خواندم
با شعر، عجین شدم ، رفتم
این پنجره ، لا مصب ، کُشت " ام "
چند سال کمین شدم ، رفتم
من که به دیوانه ها می خندیدم
آخر ، همین شدم ، رفتم
هر چند نماز به جا آوردم
رد از جبین شدم ، رفتم
برچسبها: یوسف
تاريخ : چهارشنبه هشتم بهمن ۱۴۰۴ | 23:47 | نویسنده : یوسف جلالی |



