معرفت حضرت دوست

یکی بود یکی نبود

یوسف جلالی
معرفت حضرت دوست

یکی بود یکی نبود

یکی بود یکی نبود ...
راستی چرا همه قصه‌ها با یکی بود یکی نبود شروع میشن ؟
حلزون : تو چه فکر می‌کنی ؟
ماهی قرمز : شاید واسه‌ی اینه که همیشه اون کسی که هست ، یکی رو کم داره ...!
کاش همیشه یکی بود و یکی دیگه هم بود !
حلزون : شاید اگه یکی بود و یکی دیگه هم بود ، اونوقت دیگه قصه‌ای نبود ...!

📕 ماهی قرمز
👤 نجمه_ایزدی


برچسب‌ها: عاشقانه

تاريخ : چهارشنبه بیست و ششم آذر ۱۴۰۴ | 19:26 | نویسنده : یوسف جلالی |
.: Weblog Themes By Slide Skin:.