معرفت حضرت دوست

غزل. دیوانه ای، دیوانه دارد در خیالش مثل تو !

یوسف جلالی
معرفت حضرت دوست

غزل. دیوانه ای، دیوانه دارد در خیالش مثل تو !

گاهی دلی ، افسانه دارد در خیالش مثل تو !

پروانه ای، دُردانه دارد در خیالش مثل تو !

گاهی منم با سنگ و شیشه ، کار دادم دستِ خود

دیوانه ای ، دیوانه دارد در خیالش مثل تو!

حالا گذشت از نوبتَم ، نیم قرن عمر هم کم نیست

امّا عجب ! فرزانه دارد در خیالش مثل تو

رسم رفاقت ، درس دارد ، ای بیدلان ! ....

گاهی نوا ، در میخانه دارد در خیالش مثل تو

گاهی قلم ، از شدتِ عِطر کسی ، مستانه می خندد مرا

" ای جان " ! چه خوب ! جانانه دارد در خیالش مثل تو

پردازشِ حال مرا ، یک مثنوی ، می داند و بس

شاید غزل ، حرفی صمیمانه دارد در خیالش مثل تو

رقصِ مرا ، شمع دید ، تا صبح بارید ....

گویا رقیب ، پروانه ای دارد در خیالش مثل تو

عیبم مکن ، با این محاسن های برف گونه ، بیایم

عکسی در پیمانه دارد در خیالش مثل تو

دستی به مویش خویش کشید ، مستِ خودش ، گفت :

" آری یکی مردانه دارد در خیالش مثل تو "

" یوسف "


برچسب‌ها: یوسف

تاريخ : جمعه شانزدهم آبان ۱۴۰۴ | 16:12 | نویسنده : یوسف جلالی |
.: Weblog Themes By Slide Skin:.