معرفت حضرت دوست

غزل.  باور کن ! یک آسمان خالی ام

یوسف جلالی
معرفت حضرت دوست

غزل.  باور کن ! یک آسمان خالی ام

هم از ریزشِ باران خالی ام

هم از حسِ مهربان خالی ام

بعد از سقوط از دل تو !

از غزل های پُر توان خالی ام

سرد است هوای شهر بی تو

هر چند ازدحام خیابان ، خالی ام

عالَم که تقسیم شده قشنگ

چرا ؟ در مدارِ کهکشان خالی ام

انگار که قحطِ قاصد است شهرمان

از حضور قاصدِ کاروان خالی ام

تو بگو ! که فرجام دارد این عشق ؟

مثلِ مسافر بی نشان خالی ام

کوزه درونم را خوب که دیدم

از غذای نورِ ایمان خالی ام

من هستم ، راه می روم ، می خندم

باور کن ! یک آسمان خالی ام

" یوسف "


برچسب‌ها: یوسف

تاريخ : یکشنبه یازدهم آبان ۱۴۰۴ | 8:22 | نویسنده : یوسف جلالی |
.: Weblog Themes By Slide Skin:.