معرفت حضرت دوست

غزل.   من با دو باران آشنایم ، بیدِ مجنون

یوسف جلالی
معرفت حضرت دوست

غزل.   من با دو باران آشنایم ، بیدِ مجنون

از پشت شیشه ، مهربان را می شناسم

چشمی پر از ، رنگین کمان را می شناسم

از پشت شیشه ، آرزو پرواز دارد

شوقِ ملک ، در آسمان را می شناسم

از پشتِ شیشه، نبض ها با بارِ عشقند

لب بسته امّا ، این زبان را می شناسم

از پشتِ شیشه ، گوش ها ، پا می شناسند

من دل شوره های عابران را می شناسم

از پشت شیشه ، می توان نیم قرن پایید

هم آرزوی دیگران را می شناسم

من با دو باران آشنایم ، بیدِ مجنون !

بارانِ ابر ، بارانِ پنهان را می شناسم

این زخم های فاصله ، بهبود دارند ؟

دارد ولی ، زهدِ نهان را می شناسم

یک بار نشد ، دستی به مویش شانه سازم

سرکش چو طوفان ، جانان را می شناسم

من روز های دل خوشی را با تو دیدم

من بهترینِ عاشقان را می شناسم

" یوسف:


برچسب‌ها: یوسف

تاريخ : شنبه سوم آبان ۱۴۰۴ | 5:39 | نویسنده : یوسف جلالی |
.: Weblog Themes By Slide Skin:.