معرفت حضرت دوست

غزل.  فرصت بگیرم از خدا ، عاشق نمی شوم

یوسف جلالی
معرفت حضرت دوست

غزل.  فرصت بگیرم از خدا ، عاشق نمی شوم

فرصت بگیرم از خدا ، عاشق نمی شوم

دعوت بگیرم از خدا ، عاشق نمی شوم

یک مشت خاطرات زخم خورده هست

رخصت بگیرم از خدا ، عاشق نمی شوم

حالا که پنجره ها ، رو به زمستان بسته شد

قدرت بگیرم از خدا ، عاشق نمی شوم

من که با خنده اش ، توبه می شکَنم

جرات بگیرم از خدا ، عاشق نمی شوم

در جمع مشترک ، غائب ، حاضر است

خلوت بگیرم از خدا، عاشق نمی شوم

این بار که دیوانه ام ، عالم کن خدا

عزت بگیرم از خدا، عاشق نمی شوم

تقصیر باد ؟ یا عمد موی پریشان می کند

همت بگیرم از خدا، عاشق نمی شوم

ما پیرِ انتظار این قصه شدیم ...

مدت بگیرم از خدا، عاشق نمی شوم

" یوسف "


برچسب‌ها: یوسف

تاريخ : چهارشنبه سی ام مهر ۱۴۰۴ | 15:48 | نویسنده : یوسف جلالی |
.: Weblog Themes By Slide Skin:.