تولد دوباره ام را دیدم
عشقِ بهاره ام را دیدم
حضورت قشنگ ... ، ستاره ی هالی !
عبور ستاره ام را دیدم
وقتی با روسری ، حیله می کردی !
در آن ، اشاره ام را دیدم
وقتی گذشتی از من ، با رقیب
دلِ مظلومِ بیچاره ام را دیدم
در حافظ من ، یوسف گمگشته ندارد
هزار بار ، استخاره ام را دیدم
شکرت خدا یک بار در تمام عمرم
یارِ خوش قواره ام را دیدم
من که در کهکشان سرگردان بودم
تو را ، سیاره ام را دیدم
گفتم : می مانم ، نمی روم تا مرگ
خندید ، زردی رُخساره ام را دیدم
" یوسف "
برچسبها: یوسف
تاريخ : یکشنبه سی ام شهریور ۱۴۰۴ | 5:9 | نویسنده : یوسف جلالی |



