در این زمان که خمارم مطیعِ من میباش!
چو مست گشتم از آن پس به اختیارِ توام
❤️🩷💕💖🍸
[[[ جَلال اَلدین محمّد حضرت مُولانایِ بَلخی ]]]
🆔 @Molana79
**********************
چه کرده ای ؟ که چُنین ، بی قرارِ توام
بگو چه کنم ؟ که مست ، در اختیار توام
تو دوری اگر چو خورشید ، گرما می رسد
بگذار دل خوشِ این باشم ، در مدار توام
دیدی که هر شب ، کوچه ی دلت ، غزل می بارم
حالی است ناگفتنی ، با خیال ، رهسپار توام
حالا کمی بخند ! بهار شود وجودم از تو
پیچک ام که برای بقا ، لابُد کنار توام
انگار باید نیم قرن منتظر بمانَمَت ، بانو جان !
دیوانه ام ؟ که چنین دراز در انتظار توام ؟
هر کَس ، عِطری مخصوص ، به وجود میزند
من اسیر شمیمِ جانت ، گرفتار توام
این شور سودا ، از سر چشمه تو می آید
من مسافر هر شبه ی چشمه سارِ توام
با غیرت زنانه ی خویش ، محکم گفت :
فاش بگویمت، سرسپرده ترین رقیب قمار توام
" یوسف:
برچسبها: یوسف



