معرفت حضرت دوست

غزل    تو هوای من می شوی ! من‌ صدای تو !

یوسف جلالی
معرفت حضرت دوست

غزل    تو هوای من می شوی ! من‌ صدای تو !

تو هوای من می شوی ! من‌ صدای تو !

تو بلای من می شوی ! من نوای تو !

هزار حسرت ، غرقِ داشتنِ تو می شود

تو غنای منی ، من در تمنّای ی ی ی تو !

من‌ راز دارِ آینه ی این شب هایم

جدا می شوی ! اما من فدای تو !

تو در اصل ، خانه ات ، جان من است

نشستی جای دیگر ، من اصلِ ماوای تو

کنار خیالت خوابم و لذت شهد می برم

کجای دنیاست؟ شبیهِ سرای تو !

به کوشش نشد ، شانه ای بر سرت سایه افتد

به جهد و حیلت ما ، ندادند لقای تو !

اگر چه ، لایق دیدنِ چشم هایت نبودم

دعای ما شده ، صلاح و بقای تو

" یوسف "


برچسب‌ها: یوسف

تاريخ : یکشنبه شانزدهم شهریور ۱۴۰۴ | 17:8 | نویسنده : یوسف جلالی |
.: Weblog Themes By Slide Skin:.