وای گر این عشق به بار ننشیند
جانِ ناقابل ما هم به کار ننشیند
وای اگر فرصت دیدار بسوزد اَبدی
بوسه ی عشق به چشمانِ یار ننشیند
هر چه منصور بنالد آنا الحق هر بار
حُکم ، قاضی ننویسد ، به دار ننشیند
من که منت بِکِشم ، صوتِ قشنگِ دلدار
هر چه حسرت ، ولی چشمی خمار ننشیند
برچسبها: یوسف
تاريخ : یکشنبه بیست و نهم تیر ۱۴۰۴ | 1:59 | نویسنده : یوسف جلالی |



