رفتی آن قدر ... سفرت چون راز شد
آن قَدَر دیر که باز آمدنت اعجاز شد
ای سفر کرده ! کجا باز گرفتار شدی ؟
باورت هست خزان با سفرت آغاز شد ؟
آن که آورده تو را دفتر جان ، بُرد چرا ؟
مانده ام آمدن و رفتنِ تو ایجاز شد
تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۹ | 17:17 | نویسنده : یوسف جلالی |



