معرفت حضرت دوست

معرفت حضرت دوست

یوسف جلالی
معرفت حضرت دوست

من در طلبت ، می طلبم ، عشقِ هزاران

پاییز مشو ، چشمه بشو ، ریزشِ باران !

 

من در طلبت ، پای دلم ، آبله دارد 

ترمیم دل است ، بوسه یِ آن صورتِ یاران

 

ای آمده از نور ، بیا مِهر درو کُن

این ذره ای مزد است به آغازِ بهاران

 

ای آمده تا دل ، ببین شوقِ لطیفم

حسرت زده ام ، حسرتِ آن آینه داران

 

محبوب تو باشی ، منم عشقِ تو بازم

بر شاه نگهی هست ؟ بر این گوشه کناران ؟

 

ای فاتحِ این قلعه ی دل ، شورِ مرا ببین

صد سجده کنم ، سجده ای چون شُکر گزاران

 

چند غبطه بَرَم ؟ ای ثمرِ عاشقیِ من !

ای دل ! چه نشستی ؟ از آن سلسله داران 

 

" یوسف "

 



تاريخ : شنبه سی و یکم خرداد ۱۳۹۹ | 12:51 | نویسنده : یوسف جلالی |
.: Weblog Themes By Slide Skin:.