خواب دیدم ، قصه ای امضاء شده
آن چه پنهان گشته بود ، افشا شده
خواب دیدم ، گُل ها کِل می کِشند
آنقدر بالا ، که گو دعوا شده
خواب دیدم ، شاخه ها ی لِه شده
باز جوانه می زنند ، زیبا شده
باز خورشید آمد و صبح باز شد
وعده های گم شده ، پیدا شده
گفته بودند : " ناامیدی خوب نیست"
شب گذشت ، دیدیم همه ، فردا شده
در مسیر سنگ است ، آری ، سنگلاخ
خون ها ریخته ... مسیر احیا شده
من خودم دیدم طلوعِ عشق از چشمان شهر
خواب دوشینه ، قشنگ معنا شده
تا سلام عاشقان باران شود ...
چند مادر آه او بالا شده
دوست ندارم برخیزم ، چشمبسته بهتر ست
این کسوفی است شامل دنیا شده
تاريخ : چهارشنبه هشتم بهمن ۱۴۰۴ | 16:54 | نویسنده : یوسف جلالی |



